سایت یرانی ما از سالگرد مرگ روحانیون مرتج جمهوری اسلامی بسیار خوشحال می شود - شیردل
امروز خبری در باره
سالگرد مرد مرتجع آیت الله دستغیب در یکی
روزنامه جمهوری اسلامی خواندم و مرا به یاد خاطرات
رفیقی می اندازد که درباره سالهای پرشکوه قبل و بعد از
انقلاب مطالبی
در باره رویداد های آنزمان در سایت ایرانی ما نوشته است و بخش هایی از آن در چند اطاق
طرفداران مارکسیسم در پالتاگ بازگویی نموده است و او
مرا هم که شنونده طالبی برای کلام شیرن ، روشن و
انقلابی او بودم ، به دنیا زیبای و انسانی
دوران انقلاب پرواز داد. از این میان در باره سازش آیت
الله دستغیب که نماینده خمینی مرتج در استان فارس و
محل کار و زندگیش در شیراز بود با ساواک شاه بود
بیان کرد: آخوند دستغیب خون آشام با ژسه بدستان
کمیته که
آن زمان از مجاهدین بودند اسکورت و حفاظت
می شد. که بعد ها هواداران مجاهدین از کمیته های
شیراز ، فسا، آقاجاری،
فیروزآباد ، یاسوج بیرون آمدند و هنوز
دورانی بود که شاه جناینکار بر سر کار و بختیار از
جبهه ملی نوکری و فرمانبری او را می کرد. در شیراز هم مانند
تمام نقاط ایران تظاهرات و سیع توده ای
انجام گرفته و در شیراز خیابان
پهن کریم خوان زند را پر کرده و عبور از میان مردم غیر ممکن
بود . آنروز ها نه از آیت الله دستغیب خبری
بود ونه صف ملایان
. زمانی که رژیم ددمنش پهلوی سرنگون شد ،
آخوند ها از سوراخ های خود بیرون آمدند . دستغیب در
بهار سال 58 کلیه تجمع های دانشجویی دانشگاه شیراز را
بر هم زده و به خون کشید. در همان روز های اوایل انقلاب
دانشجویان بسیاری شناخته ، تحت شکنجه قرار گرفتند. و
خوابگاه های دانشجویان حمله و اثاثیه و مخصوصا
کتابهای و آثار کلاسیک مارکسیست - لنینیست در خیابان به آتش
کشیده می شد. ... تمام این جنایات به
فرمان مرتجع کبیر استان فارس، دستغب خون صادر می
شد.
آنروز ها جامعه ما باز و زنان و دختران از شر روسری و چادر راحت بوده وتا پاسی از شب در خیابان های بزرگ شهر در تردد بودند و کسی به لباس پوشیدن و شکل آرایش ایرادی نمی توانست بگیرد و در اوایل بهار 58 تیغ کشیدن و اسید پاشیدن شروع ودر بیمارستان نمازی شیراز که در جنب میدان نمازی بود مجروهین آورده می شدند و رفیق پرستاری از جهره های خون آلود و اسید پاشیده عکس تهیه و به نزد ما آمده و سخت نگران از آینده زنان ایران و بیرون راندن آنان از محیط کارخانه ، ادارات و موسسات بود . و ما در آنزمان عکس های نامبرده را در نشریه دانشجویی در تعلق حزب بود چاپ کرده و رفقای سازمان چریک های فدایی خلق در نشریه دانشجویی خود به چاپ عکس ها پرداختند. بیاد دارم در روز های آستانه انقلاب مردم ،ما حزبی ها و سازمان چریکهای فدایی خلق ، مسلحانه برای گرفتن ساختمان ساواک در بالای ساختمان در مقابل ساواک شیراز موضع گرفته و رفقای ما در بالای ساختمان و در خیابان مسلح بوده و شروع به تیراندازی می کنند. مردم به درب باغ ساواک حمله کرده آنرا شکسته و در این هنگامیکه رئیس ساواک شیراز با بالا رفتن از درخت و رساندن خود به پشت بام قصد فرار داشت ، مورد هدف گلوله قرار می گیرد و مانند گنجشکی بر زمین افتاد و باعث خوشحالی و تشویق مردم برای ورود به ساختمان می شود و در این میان عده ای از مردم محروم عرب زبان که در حاشیه جاده جهرم زندگی می کردند و بعد ها با آنان آشنا شدیم و حزب در میان آنان دست به فعالیت زد ، هل هله می کشیدند . ساواک تسخیر شد و اسناد به دست ما و سازمان چریک های فدایی خلق و عده ای دیگر از افراد افتاد. در این اسناد همکاری آیت الله دستغیب با ساواک با مهر محرمانه و کد گذارده شده مشخص شد و نشان می داد که دستغیب در کمیته های جستجوی ساواک فعال بوده و نفوذ در میان طلاب و روحانیون در استان فارس و شهر قم داشت . ساواک داری شبکه جاسوسی در میان روحانیون بود. این جانی در زمان شاه هرگز دستگیر و زندانی نشد، تنها در اولین دیدار ساواک در منزل او و سپس رفتن او به کمیته ساواک ، همکاری او با ساواک شروع گشت . این جانی توسط مجاهدین تکه پاره شد و خبرمرگ او در شیراز ، در استان فارس و در ایران باعث خوشحالی بسیاری گشت . و در میان دانشجویان دانشگاه پزشگی شیراز شیرنی مفصلی پخش شد و هنوز مزه آن شیرنی ها که 27 سال از مرگ او در 20 آذر 1360 اتفاق افتاد بست در زیر زبان بسیاری از شیرنی خوردگان آنزمان هنوز باقی می باشد.
