احزاب

 سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران

|معرفی  | اخبار | مطبوعا ت |  تفسیر سیاسی  |  مقا لات   احزاب  | جامعه  | زنان | کامپیوتر  |  کتابخانه  |  شنوایی  | دیدنی  | پیوند   | زبان دیگر  |  

  اکنون عضو شوید

   

   • وبلاک
   • نظرات
   •درد و دلهای زندگی
   • شکایت نامه
 

ما در همین ستون ضرورت خواستهای  ایرانیان را مورد توجه قرار داده، خواهش می کنیم انتقادات خودتان را  از طریق امیل به فرستید.


   حقیقت را باید گفت هر چند باب میل ستمگران،استعمارگران و استثمارگران نیست ، ولی قلم ما قلب رژیم جمهوری اسلامی را نشان گرفته است!



Archives
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
 
 
06.08.2005 06:36

"غير خودي ها" در ستايش گنجي و گنجي در ستايش "خودي ها"! 

برخي سازمان هاي اپوزيسيون (مانند راه کارگر و برخي از شاخه هاي فدائي و کومله زحمتکشان و غيره) دور بستر اعتصاب غذاي گنجي، سوار بر ابرهاي خيال ، براي "مبارزات ضد استبدادي" او تائيديه صادر مي کنند و حکم مي دهند که امروزه مبارزه در راه آزادي همانا مبارزه در راه آزادي گنجي است! از آن طرف، اما، گنجي در کمال هشياري در وصف شرکاي سياسي اش، حجاريان و سروش، مديحه سرائي مي کند و کارکرد يک ماشين سياسي، اقتصادي و ايدئولوژيک به نام جمهوري اسلامي را زيرکانه به يک فرد و اميال آن تقليل مي دهد، و خميني و اشرارش و تمام جنايات 26 ساله اين نظام را تحت اين عنوان تطهير مي کند. آيا اين سازمان ها فکر نمي کنند، با وجود تمام زخمهاي مهلکي که جمهوري اسلامي با قصد انهدام جنبش انقلابي بر پيکر آن وارد کرد، بالاخره يک نسل انقلابي جديد برخاسته که يقه اين ها را گرفته و خواهد پرسيد شما به چه حقي و با کدام محک اخلاقي، دستياران خميني آدمکش را بعنوان قهرمانان آزادي جا مي زنيد؟ 

از نظر ما کمونيستها، حقوق يک زنداني بر حسب اينکه آن فرد ارتجاعي است يا آزاديخواه تغيير نمي کند و در همه موارد بايد رعايت شود و به عدم رعايت آن بايد اعتراض کرد؛ ولي ماهيت زنداني، بخصوص ماهيت خط مشي و افکارش، با زنداني شدن وي عوض نمي شود. جمهوري اسلامي مانند تمام رژيم هاي مرتجع جهان براي زندانيان خودي اش، تسهيلات و راحتي ويژه اي فراهم مي کند؛  ذره ای از  تسهيلاتي را که اين رژيم براي گنجي فراهم کرد براي هيچ يک از زندانيان ضد رژيمي در هيچ دوره اي نکرد. با اين وجود، حقوقي از او نقض شده که وکلايش و سازمان هاي حقوق بشر بايد به آن اعتراض کنند.  اما اعتراض به نقض حقوق زنداني مشخصي مانند گنجي يک چيز است و ملقب کردن وي به صفاتي که بهيچوجه با واقعيت خوانائي ندارد و دروغ  است، يک امر کاملا متفاوت است. اعطاي جايگاه "مبارز ضد استبداد" و "آزاديخواهي" به وي، توهين و تحقير مبارزين ايران و مسخ کردن معناي اين کلمات است و بايد به سازمان هائي که ادعا مي کنند که در سمت وسوي مردم و منافع کارگران و زحمتکشان قرار دارند در اين مورد هشدار داد. زنداني شدن يک مرتجع، ماهيت وي را عوض نمي کند. مگر نمي بينيد باندهاي مختلف رژيم هاي مرتجع عليه هم کودتاهاي خونين راه مي اندازند و يکديگر را زنداني مي کنند؟ مگر در همين جمهوري اسلامي مرتبا يکديگر را تسويه نکرده اند؟ مگر همين دارودسته رفسنجاني، داماد منتظري را به دار نکشيد؟ بله، گنجي بخاطر پافشاري بر عقايد خود در زندان است. اما ميان اين عقايد و عقايد آزاديخواهان ايران دره هاي عظيم پر نشدني قرار دارد.  گنجي فرزند خميني جلاد و رهرو راه اوست. گنجي مانند تمام رهبران دوم خرداد تاريخ را جعل مي کند. و حتا از اعتصاب غذاي خود استفاده مي کند که واقعيت هاي تاريخ 26 ساله جمهوري اسلامي را جعل کند و تحت عنوان آشکار کردن يک گوشه از جنايت هاي اين نظام، بقيه جنايتهايش را مي پوشاند. گنجي در آخرين نامه اش، تنها و تنها شخص خامنه اي را مسئول جنايتهاي جمهوري اسلامي عليه زندانيان سياسي و لگد مال کننده آزادي ها، قلمداد مي کند. اين يک دروغ بزرگ است. حمله جمهوري اسلامي به زنان و تحميل حجاب، حمله نظامي به خلق کرد و ترکمن و عرب، بستن دانشگاه ها و مطبوعات،  درهم شکستن خانه کارگر و شوراهاي کارگري ، با دستور خميني و در زماني که همين دارودسته گنجي و حجاريان و سروش ميدان داري مي کردند، شروع شد و انجام شد. سپاه پاسداران و دستگاه مخوف امنيتي و زندان هاي سياسي را سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي (دوستان گنجي) تحت نظارت شخص خميني پايه ريزي کردند و تکامل دادند. در آن زمان خامنه اي، يکي از صدها مهره دربار خميني بود 

گنجي مقام "خدائي" خامنه اي را در جمهوري اسلامي نقد مي کند اما نمي گويد، در جمهوري اسلامي مقام خدائي واقعي مال خميني بود و با وجود اينکه جسدش پوسيده، مقام خدائي اش را براي اين مرتجعين، منجمله شخص گنجي، حفظ کرده است. گنجي هنوز نمي خواهد به آن خدا دست بزند و از او با محبت صحبت مي کند. گنجي وقتي از زندان آزاد شد، در ستايش از "قاطعيت" خميني کم نياورد: قاطعيتي که در قتل عام 67 چهره مخوف و ضد مردمي را نشان داد. گنجي از قاطعيت خميني سخن مي راند و براي راهيابي در مورد امروز از خميني نقل قول مي آورد. اصلا معلوم نيست گنجي روي چه حسابي خامنه اي را "توتاليتر" مي خواند ولي خميني را "ضد توتاليتر" قلمداد مي کند. لابد بدليل آنکه خودش در مکتب "امام" پرورش يافته. بهتر است گنجي "ضد توتاليتر" جنايتهاي خميني را نپوشاند و بگويد که خود و دوستانش روزي چند بار تعهد مي سپردند که بي چون و چرا از فرمان امام پيروي کنند. گنجي خامنه اي را با رضاشاه و محمدرضاشاه مقايسه مي کند. واقعيت آن است که اگر قرار است مقايسه اي صورت گيرد بايد گفت خامنه اي، محمدرضاشاه است و خميني، رضاشاه!

گنجي مخصوصا خامنه اي را همه کاره معرفي مي کند که بگويد همه تباهي هاي جمهوري اسلامي از يک فرد بلند مي شود. ببينيد، گنجي چگونه تحت عنوان متهم کردن خامنه اي، بقيه رهبران و گردانندگان جمهوري اسلامي مانند خميني،  رفسنجاني و دارودسته آدمکشان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي که بنيان گذار سپاه پاسداران و نظام اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي بود را تطهير مي کند و مي نويسد:«.... خامنه‌اي بايد برود، چون قتل‌هاي زنجيره‌اي در دوره‌ي او اتفاق افتاد. خامنه‌اي بايد برود، چون بيش از يکصد نشريه به دستور مستقيم او توقيف و روزنامه‌نگاران زنداني شدند. ... خامنه‌اي بايد برود، چون ميليون‌ها ايراني را در سراسر جهان آواره کرده است و قبول ندارد که ايران از آن همه‌ي ايرانيان است. .... خامنه‌اي بايد برود، چون آمران قتل‌هاي دگرانديشان و عاملان قتل زندانيان تابستان ١٣٦٧ را حاکم کرده است.» ذهي بيشرمي! بجاي اعطاي لقب "مبارز ضد استبداد" به گنجي، بايد از او پرسيد به چه دليل نمي گويد  قتل عام سال 67 بدستور شخص خميني و با موافقت و همراهي فعال همه باندها و رهبران حکومت (رفسنجاني، خاتمي، موسوي، موتلفه، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و غيره)  صورت گرفت؟  گيريم که دوستان عزيز آقاي گنجي از سال 67 به بعد  در مقام هاي سابق خود نبودند اما همه شان از مهره هاي مورد اعتماد و فعال اين ماشين کشتار بودند. شايد در آن لحظه تابستان 67 اينها راننده ماشين کشتار خميني نبودند ولي حتما تعميرکار و روغنکار آن بودند. گنجي و دوستانش هر چقدر بيشتر سعي کنند پاي خود را از خونريزي هاي هولناکي که از بهترين فرزندان اين مرز و بوم راه انداختند پس بکشند، کمتر موفق خواهند شد. يعني نخواهيم گذاشت که موفق شوند. هر کس هم تصميم گرفته در مرزکشي خواه نا خواه خلق با اين جانيان، در طرف اينان بايستد، مختار است 

گنجي مي گويد، "بايد ديگراني بگويند که چگونه شکنجه مي‌شدند تا اعتراف کنند با فلان زن همسردار رابطه‌ي نامشروع داشته‌اند." گنجي بهتر است از دوست عزيزش حجاريان بخواهد که بگويد چگونه در سال 60 تا 62 با تبليغات "ناموسي" در مورد اينکه "در ميان کمونيستها زن اشتراکي" است سعي مي کردند زنان زنداني سياسي را زير فشار قرار دهند و چگونه زير شکنجه زندانيان سياسي را مجبور به اعترافات "ناموسي" مي کردند و اعترافات ناموسي را از تلويزيون پخش مي کردند تا بر جهل و عقب ماندگي عوام بدمند. آقاي گنجي نخبه طلب اين طرح ها را شما نخبه ها مي داديد.  امامي، قاتل قتل هاي زنجيره اي روشنفکران دگرانديش که براي به زانو در آوردن قرباني زنداني خود از اين روش استفاده مي کرد، توسط شخص حجاريان استخدام شده و در مکتب او آموزش ديده بود. بجاي دادن لقب آزاديخواهي بايد به گنجي گفت: جناب،  شما و دوستانتان نيز از اين کثافات فاضلاب فرهنگي به اندازه کافي تغذيه کرده ايد. خودتان را به آن راه نزنيد 

گنجي در نامه اي به سروش مي نويسد: «استاد عزيز:حتماً به ياد مي‌آوريد که آقا، فاشيست‌هاي چماقدار را فرستاد تا در دانشکده‌ي فني دانشگاه تهران با مشت و لگد و ميز و صندلي به جان شما بيافتند.»! آيا کسي در سازمان هاي اپوزيسيون مدافع گنجي نيست که به ياد بياورد، چماقداران اين "استاد عزيز" چگونه فعالين سازمان هاي دانشجوئي چپ و دفاتر آنان را  در جريان عمليات "انقلاب ضد فرهنگي" ضرب و شتم و داغان کردند؟ بهتر نبود بجاي دادن لقب "مبارز ضد استبداد" به گنجي، به وي تذکر مي دادند که بهتر است در نامه به استاد عزيزش سروش واقعيات را بنويسد و يادآوري کند که : « استاد عزيز:  به ياد مي آوريد که چگونه درب دانشگاه ها را با عمليات انقلاب فرهنگي بستيم و بعد دانه دانه دانشجوياني را که در طول ماه هاي پس از انقلاب توسط انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها بعنوان کمونيست و مجاهد شناسائي کرده بوديم، از خانه هايشان بيرون کشيديم و به اوين فرستاديم و در آنجا طبق طرح هاي نخبه هاي اطلاعاتي مانند حجاريان عزيز، دوستانمان در اداره زندان ها تلاش کردند علاوه بر ضرب و شتم فيزيکي، روان اين زندانيان سياسي را نيز رشته رشته کنند تا دست از فلسفه خود بشويند و به فلسفه شما استاد گرامي ايمان بياورند؟ يادت هست مناظره هاي ايدئولوژيکي را که اين دوستان عزيز اطلاعاتي مان در زندان ها با زندانيان سياسي چپ ترتيب مي دادند تا هر کس را که به فلسفه ما آري نگفت به طناب دار بسپارند يا سالهاي جواني اش را در زندان دفن کنند؟ استاد گرامي يادت هست چگونه با اضافه کردن امتحان ايدئولوژيک به کنکور و بازرسي امنيتي جد و آباد هر متقاضي ورود به دانشگاه، دانشگاه ها را مکتبي کرديم؟ استاد گرامي يادت هست. » 

گنجي باز هم براي استادش سروش پوشش سازي مي کند و مي نويسد: « خامنه‌اي بايد برود، چون صدها استاد ايراني مانند دکتر سروش درايران حق تدريس و اشتغال ندارند و بجاي تعليم و تربيت جوانان ايراني، بايد جوانان ديگر ملل را آموزش دهد.» گنجي، در زشتي و کراهت دستبرد زدن به  واقعيت هاي تاريخ خطابه مي نويسد اما خودش استاد اين کار است. بايد به او يادآوري کرد، آن صدها (در واقع هزاران)  استاد ايراني که در غرب به "فرزندان ديگران درس مي دهند" توسط همين استاد عزيزتان دکتر سروش تسويه شدند و مجبور شدند راهي خارج از کشور شوند. وقتي سروش و دوستانش موج تسويه کردن را در دانشگاه ها براه انداختند، گنجي حي و حاضر بود. وقتي جناب سروش و انجمن هاي اسلامي استادان را به "جرم" چپ بودن، ضد رژيم بودن و مکتبي نبودن،  تسويه و ممنوع الاستخدام مي کردند، گنجي همانجا بود. آقاي گنجي، ننگ با نيرنگ پاک نمي شود. 

گنجي جنايتهاي جمهوري اسلامي را به گردن خامنه اي مي اندازد و بطور کميک سعي مي کند عزل خامنه اي را با سرنگوني شاه مقايسه کند و قال قضيه را در همين سطح بکند. نظام فاشيستي جمهوري اسلامي نه شخص خامنه اي ساخت و نه حتا شخص خميني. اين نظام را خميني فاشيست و حجاريان هاي فاشيست و فلسفه ي فاشيسم  ديني خميني و نيمه فاشيسم سروش و مديران فاشيستي مانند رفسنجاني دست در دست هم بوجود آوردند. گنجي تصويري از جمهوري اسلامي بعنوان يک نظام "يک نفره" مي دهد که شبيه داستان هاي کودکان است. دوران اين زرنگ بازي هاي دوم خردادي بسر آمد جناب گنجي. شما همه بايد برويد، چه با اعتصاب غذا و چه بدون آن! 

حزب کمونيست ايران (م ل م) 10 مرداد 2005

 


 

این ساید متعلق به هیچ سازمانی یست و قلم آن در خدمت منافع مردم  و کار ما با حمایت شما خوانندگان انجام و مخصوصاٌ با ارسال مقالات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری ، علمی و غیره ساید ما غنی تر خواهد شد.