افشاء می شود

 
 
 
 
 
 
 

|معرفی  | اخبار | مطبوعا ت |  تفسیر سیاسی  |  مقا لات   احزاب  | جامعه  | زنان | کامپیوتر  |  کتابخانه  |  شنوایی  | دیدنی   | پیوند   | زبان دیگر  |   سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران

  اکنون عضو شوید

   

   • وبلاک
   • نظرات
   •درد و دلهای زندگی
   •
 شکایت نامه
 

ما در همین ستون ضرورت خواستهای  ایرانیان را مورد توجه قرار داده، خواهش می کنیم انتقادات خودتان را  از طریق امیل به فرستید.


   حقیقت را باید گفت هر چند باب میل ستمگران،استعمارگران و استثمارگران نیست ، ولی قلم ما قلب رژیم جمهوری اسلامی را نشان گرفته است!



 
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
 
 
09.08.2005 06:15

سيروس ناصری کيست؟
مافيای نفتي، مافيای سرکوب
ايرج مصداقی- منبع خبر روشنگری-  6 مرداد 1384    13:06

  بهرام که گور مي‌گرفتی همه عمر
ديدی که گور بهرام گرفت 

سايت بازتاب وابسته به محسن رضايی و خبرگزاری فارس نزديک به قوه قضاييه، خبر از دستگيری سيروس ناصری ديپلمات ارشد رژيم در مذاکرات هسته‌ای با اروپا دادند.
سيروس ناصری رييس هيات ايرانی در مذاکرات گروه کارهسته ای ايران و اروپا همزمان نايب رئيسی هيأت مديره شرکت مهندسی و سرويس‌های حفاری اورينتال کيش را نيز به عهده داشت.
اين سايت خبر فوق را تحت عنوان ,بازداشت عناصر برجسته مافيای نفتی مرتبط با مذاكرات هسته‌ای, منتشر ساخت.
گفته مي‌شود اورينتال کيش، متعلق به نزديکان هاشمی رفسنجانی است که تنی چند از آنان نيز در ميان دستگير شدگان هستند.
منابع ياد شده خبر دادند که ,سيروس ناصری با كمك يكى از مسئولان دفتر سازمان ملل در ايران و چند فعال در كارتل‌های انرژي، شركت نفتی کيش اورينتال را در انگليس و دبی به ثبت رسانده و در خيابان ناهيد در بلوار آفريقا آغاز به كار كرده است. ظاهراً افراد ياد شده به خاطر قرارداد منعقد شده بين اين شرکت و هاليبورتون (
۱) دستگير شده‌اند.
منابع ياد شده در دعوای جناح‌های رژيم به تشريح قراردادهای منعقد شده با هاليبرتون که روی قراردادهای اسارت بار دوره قاجار را نيز سفيد کرده پرداخته و پرده‌ از سياه‌کاری های رژيم در جريان انعقاد يکی از قراردادهای ضدملی بر مي‌گيرند.
در حالی که تا چند روز ديگر محمود احمدي‌نژاد و تيم همراه او قدرت را در دست مي‌گيرند، يکی از اهداف اصلی اين دستگيري‌ها مي‌تواند اهرم فشار روی هاشمی رفسنجانی باشد. چرا که باندهای قدرت رژيم از تحرک و تلاش وی برای ايجاد يک جبهه مخالف در هراسند. (
۲)
از سوی ديگر دستگيری رئيس گروه کار مذاکرات هسته‌ای با اروپا و تأکيد روی اين نکته که ,قرارداد ايران و هاليبرتون نشان مي‌‌دهد كه دو نفر اصلي، ديك چني، معاون رئيس جمهور آمريكا و سيروس ناصری هستند, (
۴) ضمن پرونده سازی برای جناح رقيب مي‌تواند ضربه جدی به مذاکرات هسته‌ای با اروپا بوده باشد و تلاش برای زير سؤال بردن توافقات انجام گرفته به منظور باج‌خواهی از طرف‌حساب های خارجی.
اما آن‌چه که مرا واداشت اين مقاله را بنويسم، تحليل دستگيري‌های اخير و اهداف پشت پرده آن نيست.
بلکه دستگيری سيروس ناصری مرا برد تا قتل‌عام زندانيان سياسی در سال
۶۷ و ترور ناجوانمردانه دکتر کاظم رجوی و ديگر جنايت‌های انجام گرفته توسط کارگزاران دولت جمهوری اسلامی.
خوب است بدانيم سيروس ناصری که يک دست در مذاکرات اتمی و يک دست در اداره‌ی شرکت‌ نفتی کيش اورينتال داشت، چه گذشته‌ای دارد.
او بيش از يک دهه سفير رژيم در ژنو و نماينده دايمی دولت جمهوری اسلامی در ملل متحد و کميسيون حقوق بشر بوده است. يکی از اتهاماتی که متوجه وی مي‌باشد و به خاطر مصونيت ديپلماتيک از پيگيری حقوقی در کشور سوئيس در امان ماند، مشارکت و همکاری و ايجاد تسهيلات برای تيم ترور دکتر کاظم رجوی در آوريل سال
۱۹۹۰ در کوبه نزديک ژنو مقر اروپايی سازمان ملل متحد مي‌باشد.
در ميان شرکت کنندگان کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد کسانی هستند که شاهد بوده‌اند سيروس ناصری با اشاره دست به گلوی خود، دکتر کاظم رجوی را تهديد به مرگ کرده بود.
پس از اين که در دوران سفارت وی يکی از وابستگان سفارت جمهوری اسلامی با اسلحه در کميسيون حقوق بشر سازمان ملل حضور يافته بود، سرويس‌های امنيتی سازمان‌ ملل دستگاه‌های فلزياب (ديتکتور) را در ورودی کميسيون حقوق بشر قرار دادند.
وی در سياه‌‌ترين دوران جمهوری اسلامي، سعی در مخدوش کردن پرونده نقض حقوق بشر توسط حاکمان جمهوری اسلامی داشته و تمامی تلاش خود را برای ممانعت از تصويب قطعنامه‌های نقض حقوق بشر توسط کميسيون مربوطه به خرج داده است.
سيروس ناصری در خلال سه سفر گاليندوپل به تهران در سال‌های
۶۸، ۶۹ و ۷۰ تلاش زيادی برای منحرف کردن نماينده ويژه و مخدوش ساختن مأموريت وی داشت.
سيروس ناصری پس از قتل‌عام زندانيان سياسی در سال
۶۷ بيشترين کوشش را برای جلوگيری از صدور قطعنامه محکوميت جمهوری اسلامی به خرج داده بود.
برای آن‌که با ذات پليد سيروس ناصری و رژيمی که او نمايندگی مي‌‌کرد آشنا شويم تنها مروری مي‌کنم به يکی از گزارشات ساليانه گاليندوپل گزارش ويژه اسبق سازمان ملل متحد در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران و پاسخ‌های سيروس ناصری به عنوان نماينده دولت. توجه داشته باشيد سيروس ناصری در طول مأموريت خود در سازمان ملل متحد صدها پاسخ در رديف پاسخ‌های زير داده است.
رينالدو گاليندوپل در گزارش (
۳) خود به اجلاس چهل و نهم کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در پاراگراف ۳۸ مي‌نويسد: ,در نيمه دوم آوريل ۱۹۹۲، گفته مي‌شود که ۴۵ تن در تهران اعدام شدند. اجساد آن‌ها به گورستان مسگرآباد در جنوب تهران منتقل شد. نام پنج تن از آن‌ها به اين شرح گزارش شده است: آقای لحاج علی احمدي، آقای حميد نادري، آقای محمد سلامي، آقای سرمدی و آقای بشار شبيبی که توسط يک گروه مخالف عراقی موسوم به اتحاديه ميهنی کردستان به مقامات ايرانی تحويل داده شد. هيچ دليل رسمی برای اعدام آن‌ها داده نشده است.
سيروس ناصری به عنوان نماينده دولت جمهوری اسلامی ايران در پاسخ
۲۴ نوامبر ۱۹۹۲ خود اظهار داشته است:
,در ماه آوريل هيچ اعدامی به دليل سياسی در تهران صورت نگرفته است. افرادی مورد ادعايی را که نامشان برده شده، هيچ يک از ارگان‌های مربوطه در جمهوری اسلامی ايران نمي‌شناختند. سازمان مجاهدين که در سرکوبی قيام مردم عراق به صدام حسين کمک کرده، مدعی است نيروهايش در زد وخورد ها توسط گروه‌های کرد عراقی(اتحاديه ميهنی کردستان عراق)، اسير شده‌اند و گروه مذکور آن‌ها را تحويل ايران داده است. با اين همه بايد خاطر نشان شود که دهها نفر از اعضای سازمان نامبرده، که به طور وحشيانه به قتل و غارت مردم کرد عراق مشغول بوده‌اند، در حال جنگ با نيروهای مخالف صدام کشته شده‌اند. اشخاص نامبرده احتمالاً از همين دسته هستند.
اما حقيقت ماجرا:
از پنج نفری که در گزارش نماينده ويژه دبيرکل سازمان ملل نام برده شده
۳ نفر را شخصاً مي‌شناسم و با دو نفر از آن‌ها يعنی آقايان حميد نادری و محمد سلامی هم بند بوده‌ام. شرح روابطم با محمد سلامی که بيش از ده سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی سپری کرد، در جلد ۳ و ۴ کتاب نه زيستن نه مرگ، آورده‌ام.
همانطور که در گزارش سازمان مجاهدين خلق آمده و نماينده ويژه در اين گزارش و گزارش‌های قبلی خود منعکس کرده، آقايان بشار شبيبی و ذوالفقاری توسط نيروهای اتحاديه ميهنی کردستان عراق دستگير و به رژيم جمهوری اسلامی تحويل داده شده بودند. اين دو نيز در اوين به سر مي‌بردند و در تاريخ فوق در اوين به دار آويخته شدند.
سيروس ناصری به نمايندگی از سوی دولت جمهوری اسلامی ايران از کدام ارگان‌های مربوطه تحقيق کرده خدا مي‌داند!
رينالدو گاليندوپل در پارگراف
۵۸ گزارش مزبور مي‌نويسد:
در اوايل اوت
۱۹۹۲، آقای فريدون فرخزاد عراقي، شاعر، هنرپيشه سينما و شومن ايراني، در محل اقامتش در بن(آلمان) گويا توسط مأموران دولت ايران با چاقو به قتل رسيد. ...
سيروس ناصری در مقام نماينده دولت جمهوری اسلامی ايران در پاسخ مورخ
۲۴ نوامبر ۱۹۹۲ نکات زير را بيان مي‌کند:
,طبق تحقيق پليس آلمان، قاتل فرخزاد يک همجنس گراست که با انگيزه‌های جنسی و نه سياسی مرتکب اين عمل شده است. با اين که مطلب فوق به اثبات نرسيده است و تحقيقات ادامه دارد، سفارت جمهوری اسلامی ايران در بن آمادگی خود را برای همکاری با مقامات قضايی و پليس اعلام کرده است. همزمان، اين سفارت خواستار اقدام عاجل برای پيدا کردن قاتل يا قاتلان فرخزاد شده است. کسی که فرخزاد را کشته يقيناً يکی از مخالفان رژيم ايران است. آقای فرخزاد در جلسه‌يی که در کانادا برگزار شد، همکاری مجاهدين با صدام را محکوم کرده بود و عده‌يی از ايرانيان حاضر در جلسه با وی همصدا شده و آن‌ها را جاسوس و مزدور صدام خوانده بودند,
سال‌ها بعد اکبر گنجی در اقدامی شجاعانه افشا کرد که قاتل فرخزاد آن‌گونه که سيروس ناصری و سفارت جمهوری اسلامی ايران به نماينده ويژه گزارش داده‌اند، نبوده بلکه سرويس امنيتی رژيم و تروريست‌های اعزامی از تهران عامل آن بوده‌اند.
آقايان حجاريان و ربيعی که به اسناد مربوطه و بازجويي‌های عناصر دستگير شده وزارت اطلاعات دسترسی دارند به خوبی نسبت به ماهيت عناصر درگير در اين جنايت اشراف دارند.
نماينده ويژه در پاراگراف
۶۲ گزارش خود در رابطه با ترور دکتر کاظم رجوی مي‌نويسد:
,در مورد قتل‌ آقای کاظم رجوي، در کوپه(سوئيس)، در روز
۲۴ آوريل۱۹۹۰، گزارش شده که قاضی تحقيق استان وو، به درخواست‌هايی که از طريق انترپل برای پليس ايران فرستاده است، تا کنون جز جواب‌های ناقص دريافت نکرده است. به نوشته روزنامه کوريه به تاريخ ۲۲-۲۳ فوريه ۱۹۹۲، تحقيقات نشان داده‌اند که ۱۳ نفر، از جمله آقای يدالله صمدي، ۳۲ ساله، تابع ايران، و آقای محمد سعيد رضواني، ۳۴ ساله، تابع ايران، در اين ماجرا دست داشته‌اند.
سيروس ناصری به عنوان نماينده دولت جمهوری اسلامی در پاسخ مي‌گويد: در باره ترور کاظم رجوي، سفارت جمهوری اسلامی ايران در برن از مقام‌های قضايی سوئيس خواستار اطلاع بيشتر در باره افراد مورد سوءظن و ايجاد ارتباط لازم برای همکاری مطلوب شده است. اين درخواست را وزير خارجه و معاونش در ملاقات‌های متعدد خود با مقام‌های رسمی سوئيس بازهم مطرح و پيگيری کرده‌اند. مقام‌های وزارت خارجه سوئيس قول‌ دادند که در اين زمينه همکاری کنند ولی تا اين لحظه، اقدامی برای کمک نکرده‌اند, اين ادعا ها در حالی است که هر
۱۳ نفر با پاسپورت ديپلماتيک و شماره سريال‌های مشخص طی پرواز ايران اير از سوئيس به مقصد تهران خارج شده اند. سيروس ناصری که جنايت در حوزه‌ مأموريت او اتفاق افتاده بود بهتر از هر کسی در جريان اين جنايت بزرگ مي‌باشد.
نماينده ويژه در پاراگراف
۶۴ گزارش خود در رابطه با قتل‌ دکتر شاپور بختيار به دست داشتن مقامات رژيم اشاره مي‌کند: سيروس ناصری در پاسخ خود مي‌گويد:  در مورد ترور شاپور بختيار، تحقيق هنوز ادامه دارد. دولت ايران در موارد متعدد با پليس ومقام‌های قضايی فرانسه همکاری کرده است. نه ادعاهايی که رسانه‌های همگانی فرانسوی طرح کرده‌اند و نه گزارش‌هايی که گروه‌های مخالف برای تيره کردن روابط فی مابين ايران و فرانسه پخش مي‌کنند، از طرف مقام‌های قضايی و پليس فرانسه تأييد نشده است,
اين ادعاها در حالی است که در اين پرونده، مسعود هندی مدير صدا و سيما در پاريس و علی وکيلی راد دستگير، محاکمه، محکوم و زندانی شدند و حکم دستگيری بين‌المللی برای محمد آزادی و فريدون بويراحمدی برای شرکت مستقيم در اين قتل‌ها و برای شيخ عطار مشاور وزير پست و تلگراف و تلفن به دليل همدستی در جرم صادر نمود.
در پاراگراف
۱۳۷ گزارش خود مي‌نويسد:
,ادعا شده که زندانيان بسياري، سال‌ها پس از اتمام دوران مجازاتشان، هم‌چنان در زندان نگهداشته مي‌شوند و آزاديشان مشروط به پذيرش يک توبه نامه است. بعضی از زندانيان سياسی تنها زمانی آزاد شدند که پذيرفتند به مصاحبه ويديويی تن در دهند که گاه ساعت‌ها طول مي‌کشد و طی آن زندانيان به تفضيل به خلاف‌کاري‌های ادعا شده عليه آن‌ها، اعتراف مي‌کنند، سازمان‌های سياسی خود را محکوم مي‌کنند و به پشتيبانی از جمهوری اسلامی تعهد مي‌سپارند. ...,
سيروس ناصری در پاسخ مي‌گويد:
,هيچ فردی در زندان نگهداری نمي‌شود، مگر به موجب حکم دادگاه، و در صورت هرگونه تخلف، قضيه تحت تعقيب قرار مي‌گيرد. بر طبق مفاد قانون، مقامات محاکم و زندان‌ها بايد با متهم رفتار انسانی داشته باشند، و هيچ کس مجاز نيست به اعمالی از قبيل توبه گرفتن يا ضبط مصاحبه‌ی تلويزيونی تحت فشار دست بزند,
امروز
۱۷ سال از قتل‌عام زندانيان سياسی در سال ۶۷ مي‌گذرد. بر کسی پوشيده نيست هزاران نفر تنها به خاطر نپذيرفتن نوشتن انزجارنامه، انجام مصاحبه، همکاری اطلاعاتی و نخواندن نماز به جوخه‌های اعدام سپرده شدند.
نماينده ويژه در پاراگراف
۱۵۵ در ارتباط با سرکوب تظاهرات شيراز و مشهد در سال ۷۱ مي‌نويسد:
,گزارش شده است که اين افراد، پس از محاکمه‌ای که شيوه‌های آن با ضوابط بين‌المللی يک دادرسی منصفانه مطابقت نداشت، محکوم شدند. بعضی از اين محاکمات صدور حکم مرگ را در پی داشته‌اند. تعدادی از افراد به ضربات شلاق يا حبس‌های بلند مدت محکوم شده‌اند و...,
سيروس ناصری در پاسخ مي‌‌گويد:
,قوه قضاييه با هر گونه تعقيب جزايی و محاکمه متهم که بر خلاف آيين دادرسی منطبق با معيارهای قبول شده باشد، به شدت مخالف است، و همان طور که قبلاً خاطر نشان شد، هيچ حکمی که بدون رعايت معيارهای نامبرده صادر شده باشد، قانونی نبوده و باطل است. هم‌چنين، هيچ حکم اعدامی صادر و اجرا نخواهد شد، مگر پس از گذار از چندين مجرای کليدی قانونی به شرح زير: حق پژوهش، ارجاع پرونده به ديوان عالی کشور، تقاضای عفو پس از ابرام حکم اعدام توسط ديوان عالی کشور، و انتظار برای جواب,
آيا واقعاً اين‌گونه است. آيا احکام اعدام چنين مسيری را طی کرده‌اند؟ آيا قتل‌عام زندانيان سياسی بر اين روال انجام گرفت؟
امروز سيروس ناصری در سلول انفرادی و تحت بازجويی قرار دارد، هرچند او تحت عنوان يکی از ,عناصر برجسته مافيای نفتی مرتبط با مذاكرات هسته‌ای, دستگير شده است؛.
اما، آيا به اين هم فکر خواهد کرد که چه کسی از حق او دفاع مي‌کند؟ آيا لحظه‌ای به ياد هزاران نفری که از همان‌ سلول‌ها به جوخه‌‌های اعدام رفتند، خواهد افتاد؟
آيا در تنهايی سلول به ياد خواهد آورد که چگونه در همين روزها هزاران زندانی قتل عام شدند؟
آيا او به ياد خواهد آورد که نمايندگی اين رژيم را در مجامع بين‌المللی به عهده داشت و تلاش مي‌کرد خون به ناحق ريخته زندانيان را پايمال کند.
آيا ,آيين دادرسی منطبق با معيارهای قبول شده, در رابطه با او که خودی است، رعايت شده؟
هان ای دل عبرت بين ايوان مداين را آيينه عبرت دان....

پاورقی
۱- دفتر هاليبرتون در سال ۲۰۰۰ در تهران افتتاح شده و به تلاش برای حضور در صنايع نفتى جنوب ايران پرداخت.

۲- حجاريان در مصاحبه اخيرش از رفسنجانی به عنوان يکی از رهبران و چهره‌های شاخص ,جبهه‌دمکراسی, که وی از آن دم مي‌زند، نام مي‌برد

۳- E/CN.4/1993/14 به تاريخ ۲۸ ژانويه ۱۹۹۳

۴- قابل توجه کسانی که روی حمايت‌های ديک چنی و امثال او در جهت حمايت از مبارزه مردم ايران برای نيل به آزادي، حساب مي‌کنند

 

 

 

 

 

 


 

این ساید متعلق به هیچ سازمانی یست و قلم آن در خدمت منافع مردم  و کار ما با حمایت شما خوانندگان انجام و مخصوصاٌ با ارسال مقالات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری ، علمی و غیره ساید ما غنی تر خواهد شد.