iranima@hotmail.com

 

جنبش دانشجویی در داخل کشور

کودکان


خسرو گلسرخی توهم یا واقعیت! - فلسفه دفاع گلسرخی از خاندان حسین علیه بارگاه شهید- بهمن ادیب

 


بزرگش نخوانند اهل خرد    که نام بزرگان را به زشتی برد - یاداشتی پیرامون ضد انقلابیون ترتسکیست - بهمن ادیب 


به مناسبت هیجدهمین سال کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی به دست جمهوری اسلامی ایران - کمیته میز کتاب آمستردام


مرگ یک چاقوکش درباری-حزب کار ایران (توفان)


پیرامون " تفکر" ی که امپریالیسم آمریکا را همتراز " اسلام سیاسی " و ... قلمداد می کند. نقدی برمقاله " وحشی ها دنیا را نابود می کنند" (قسمت چهارم) - بهمن ادیب


پیرامون " تفکر" ی که امپریالیسم آمریکا را همتراز " اسلام سیاسی " و ... قلمداد می کند. نقدی برمقاله " وحشی ها دنیا را نابود می کنند" (قسمت سوم) - بهمن ادیب


پیرامون " تفکر" ی که امپریالیسم آمریکا را همتراز " اسلام سیاسی " و ... قلمداد می کند. نقدی برمقاله " وحشی ها دنیا را نابود می کنند" (قسمت دوم) -بهمن ادیب


شکست مفتضحانه اسرائیل در لبنان- حزب کار ایران (توفان)


پیرامون " تفکر" ی که امپریالیسم آمریکا را همتراز " اسلام سیاسی " و ... قلمداد می کند. نقدی برمقاله " وحشی ها دنیا را نابود می کنند" (قسمت اول) -بهمن ادیب


همدلی و همزبانی " حزب کمونیست کارگری" با بوش ، بلر ، المرت و رسانه های امپریالیستی - صهیونیستی- بهمن ادیب


گزارشی از سخنرانی نماینده حزب کار ایران در اردوی بین المللی جوانان ضد فاشیست و ضد امپریالیست در دانمارک


توفان 77 شماره ویژه به مناسبت  صدمین سالگرد  انقلاب مشروطه ایران - حزب کار ایران (توفان)


به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب مشروطه ایران، تقدیم به خوانندگان سایت ایرانیما می شود- تهیه و تنظیم از شیردل


قتل زندانی سیاسی، اکبر محمدی  لکه لنگی بر دفتر جنایت  جمهوری تبهکار اسلامی  است - حزب کار ایران


دفاع سخیفانه حزب کمونیست کارگری  از جنایات صهیونیست های اسرائیلی - بهمن ادیب-

بهمن ادیب  بار  د یگر  همدستی قلم بدست داران حزب کمونیست کارگری و مخصوصا علی جوادی را با اسرائیل صهیونیست رسوا کرد . مقاله ای خواندنی و آموزشی   


دفاع از مردم فلسطین، دفاع از انسانهای تحت ستم است-بهمن ادیب- بهمن ادیب ، یکی از بزرگان تحلیل گر که نقد های او ، بگونه لنین کبیر ، دشمنان مارکسیسم را که در لباس مارکسیسم پنهان شده اند افشاء میکنند. یکی از آن دشمنان علی جوادی می باشد که دشمن  مردم فلسطین است. نقد او را خود بخوانید و قضاوت کنید.


توفان 76 منتشر شد


متن سخنرانی  رفیق شیردل در میتینگ 12 ژولای 2006  در ساعت 17 بعد ازظهر در محل شهر دیسبورگ آلمان Koenigstr , Lebensretterbrunnen


در انتخابات شورای اسلامی کار شرکت نمی کنیم- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه


18 تیر، روز خیزش شکوهمند دانشجویان علیه ارتجاع جمهوری اسلامی گرامی باد - حزب کار ایران (توفان)


بیان نامه هماهنگی  مبارزه ضد امپریالیستی در خاورمیانه

حزب مائوئیستی کمونیستی ترکیه (منطقه کردستان)- حزب کمونیست ترکیه ( جرقه)- حزب مارکسیست - لنینیست ترکیه (منطقه کردستان)- جبهة دموکراتیک برای رهایی فلسطین- جبهة خلق برای رهایی فلسطین -حزب کار ایران (توفان)- نشست عربی برلین


تجاوز اسرائيل ‌ محك قدرت نظامی ايران ؟م - راد


تهاجم وحشیانه ارتش متجاوز صهیونیستی به نوار غزه را بشدت محکوم می کنیم - حزب کار ایران (توفان)


دهقانان ما برگهای "کوکا" را جویده و خواهان اخراج یانکی از بولیوی می باشند.- شیردل


گزارش سوم-دسیسه صهیونیسم بر ضد تیم ملی فوتبال ایران ادامه دارد- حزب کار ایران (توفان)


از ما گفتن و از شما نشنیدن " تب فوتبال" تب خطرناکی است !!   شیردل


گزارشی از دسیسه صهیونیستها بر ضد تیم ملی فوتبال ایران- حزب کار ایران


سرکوب وحشیانه و فاشیستی تجمع زنان در میدان هفت تیر را به شدت محکوم می کنیم- حزب کار ایران (توفان)



دسیسه صهیونیستها علیه فوتبال ایران در مسابقات جهانی فوتبال در شهر نورنبرگ- حزب کارایران (توفان)


توفان 75 منتشر شد


حمایت از مبارزه مردم در آذربایجان مکمل مبارزه بر ضد دامن زدن به "نفرت ملی" است- ازتوفان


تظاهرات عظیم مردم تبریز علیه جمهوری نفاق افکن و سرگوبگر اسلامی- حزب کار ایران (توفان)


هشدار می دهیم، خطر آمریکا و جنگ را جدی بگیرید!- ناصرزرفشان


بیانیه نشست سومین پلنوم کمیته مرکزی حزب کار ایران (توفان) بعد از کنگره ی سوم - خطر تجاوز نظامی به ایران و ضرورت تقویت جنبش صلح


بوش تروریستی است که مرتکب نسل کشی شده ...تنی بلر همدست هیتلر است-رئیس جمهور و نزوئلا


 جستجوی فرشته عدالت-سندیکای شرکت واحد


توفان 74 را به خوانید


استالین پرچم است و مجددا بپا می خیزد-حزب کار ایران (توفان)


استثمار مضاعف دختران كار- سیمین مرعشی


برخیز ای داغ لعنت خورده!

شیردل


نكته هايي براي بالا بردن سرعت ويندوز-برای رفقای ایران


آموزش نصب ویندوز XP برای رفقای ایران


تجمع کارگری ـ دانشجویی برای حمایت از کارگران


عکسهای گرد همایی کارگران..


مشکل بوت کردن کامپیوتر (اجرا نشدن برنامه "ویندوز ایکسپی")- کار خدماتی


فرخنده باد اول ماه مه-حزب کار ایران(توفان)


برضد تهدیدات بربرمنشانه امپریالیستها و کشتار مردم ایران بپاخیزیم - حزب کار ایران (توفان)


بیاد شاملو


توفان شماره 73 منتشر شد


به قربانیان ماشین عظیم تبلیغات عوامفریبانه امپریالیستها-منتخب از توفان -حزب کار ایران


بحران هسته ای و چپ بی وظیفه- اسکندر نویدی


دلیل تراشی مسخره برای توجیح  خیانت ملی- حزب کار ایران (توفان)


بوی کباب به مشام دریوزگان سیاسی رسیده است- حزب کار ایران(توفان)


" ملی " از منظر آموزگاران پرولتاریا- بهمن ادیب


 آیا میهن پرستی کمونیستی در تناقض با انترناسیونالیسم پرولتری است ؟-بهمن ادیب


ملتی که به ملت دیگر ستم می کند خودش آزاد نیست-بهمن ادیب


بررسی تاریخ انقلاب اکتبر ، ساختمان سوسیالیسم در شوروی آنطور که بود و نه آنطوریکه امپریالیست ها جعل و تحریف کرده اند-بهمن ادیب


اپوزیسیون ترتسکیستی در گذشته و حال

حزب کار ایران (توفان)


نوروزتان فرخنده و پیروزباد- شادباش نوروزی حزب کارایران(توفان) به مردم ایران


دفاع از صهیونیسم و امپریالیسم ننگ است - هما ازلی پور اسفند 84


جلوگیری از شهید پروری و "مرده خوری " در دانشگاه شریف - شیردل


توفان 72 منتشر شد

خلقهای ایران را نمی توان با تهدید اتمی به تسلیم واداشت


باید با زور ، زورگویی را پاسخ گفت- ساید ایرانی ما

 تسلط بر جهان بینی لنینیسم  بپای تحیل انقلابی و واقعبینانه مسائل بین المللی نشست- این تحللیل را حزب کمونیست چین و حزب کار آلبانی  بر سر مسئله جنگ و صلح و داشتن بمب اتمی در مقابل رویزیونیستها - سوسیال- پاسیفیست ها و تمام خائنین مرتد و تسلیم طلب  داشته اند. این مرتدین مانند حزب کمونیست کارگری ستون پنجم امپریالیسم آمریکا در پشت  جبهه مشترک خلقهای   ایران  و جهان می باشند و خلقها در پیکار مشترک  بر علیه امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیستها نبرد سختی راادامه می دهند. نه تهدیدات اتمی ، نه حمله و اشغال نظامی نمی تواند اراده پولادین آنان را در مبارزه به حق درهم شکند. عراق گورستان امپریالیسم آمریکا است. - داشتن بمب اتمی حق اجتناب ناپذیر هر کشور است و تا خلع سلاح اتمی به صورت کامل برای امریکا، اروپا و دیگر کشورها انجام نگیرد این حق هر کشور دیگری مانند ایران است به این سلاح مجهز گردد.


از"کارزار زنان علیه کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی " حمایت می کنیم- حزب کار ایران (توفان)


فرخنده باد هشتم مارس روز همبستگی زنان جهان!

حزب کار ایران( توفان) به مناسبت 17 اسفند روز زن


تفرقه بیانداز و حکومت کن - جوخه های مرگ نگروپنته در عراق فعال می شوند

حزب کار ایران (توفان)


علیه لیبرالیسم - مائو سه تنگ


حقیقت 26 از چاپ خارج شد

حقیقت نشریه ای انقلابی و یکی  ارگانهایی است که در اشاعه اندیشه رفیق کبیر مائو سه تنگ در ایران تلاش می نماید و ما شورای تحریریه  سایت ایرانی ما بزرگ میداریم کارهای پرافتخار و انقلابی مائو سه تنگ را و مبراء از هرگونه اپورتونیسم خورده بورژوازی  و سکتاریسم از اندیشه او دفاع کنیم


توفان 71 منتشر شد


امپریالیسم و حکمتیسم همدستان امپریالیسم و استعمار در عراق- حزب کار ایران (توفان)


نظام مردم کشی ،  نظام تجارت برای آدمکشی یعنی نظام پزشگی جمهوری اسلامی-شیردل 


همه و همه در کار کمک مالی باهمت عالی شرکت کنیم


نامه کنفدراسيون اتحاديه های آزاد کارگری برای آزادی آقای منصور اسانلو


اوج گیری مبارزات کارگری و مباحث درون جنبش - حزب کمونیست ایران (م ل م)


فراخوان دفتر خارجی حزب کار ایران (توفان) به احزاب برادر و سازمانهای انقلابی و مترقی در رابطه با دستگیری اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران


دو نوع برخورد متفاوت-مقاله برگزیده ای از توفان آینده  که در راه است!


از اعتصاب بر حق رانند گان    رانندگان شرکت واحد اتوبوس رانی حمایت می کنیم- حزب کار ایران (توفان)


بتاز ای پر ثمر توفان

اپوزیسیون ترتسکی در گشت و گزار_ از حزب کار ایران(توفان)


معرفی یک کتاب - از حزب کمونیست مارکسیست - لنینیست- مائوئیست


ساماندهی جهانی شکنجه و نقض گسترده و فاحش حقوق بشر توسط امپریالیسم- حزب کار ایران(توفان)


توفان 69 منتشر شده و مثل همیشه خواندنی و مخصوصا آموزنده


اطلاعیه حزب کار ایران (توفان) به مناسبت روز شانزده آذر


حقیقت منتشر شد


باز هم بلای زمینی، این بار در حوالی جزیره قشم -اطلاعیه حزب کارایران (توفان)


به دفاع از فعالین کارگری برخیزیم !- حزب کمونیست ایران م-ل-م


پیرامون احکام بیدادگاه های رژیم جمهوری اسلامی و دستگیرشدگان روز کارگر- اطلاعیه- توفان


توفان 68 منتشر شد


جشن انقلاب اکتبر با موفقیت برگزار شد


رنگ سیاه رنگ جمهوری اسلامی است  و پیام ما به دانش آموزان و دانشجویان


قاتلین واقعی سران جمهوری اسلامی می باشند که باید به  پای میزمحاکمه کشیده شوند و به سخترین مجازات محکوم گردند.


وضعیت اعدام در ایران و اسامی جان گرفته شدگان


نمایش چهره ی واقعی زندگی  میلیون ها انسان در حاشیه تهران


اگر سجایای انسانی ثمره محیط است، پس باید محیط را انسانی کرد.


پایان افسانه منصور حکمت- از سربلند


گفتگو با بهمن ادیب فعال سیاسی و صاحب نظر در مسائل کارگری-گزارشگران


تریبونی برای کشورهای جنوب- لموند دیپلماسی-سپتامبر2005 و مختصر توضیح ما


وضعیت کارگران و خطر انحراف سندیکالیستی و آنارشیستی -توفان ارگان حزب کار ایران


گروه خبری ایرانی ما از آمریکا و انگلستان گزارش می دهد  صفحه و یژه


پیرامون مبانی سوسیلیسم علمی  (20) دکتاتوری پرولتاریا و آزادیهای بی قید وشرط


یک میلیارد دلار از خزانه  وزارت دفاع عراق به یغما رفته است!- از روزنامه  ايند يپندنت


آیا ما را  شریک شادی می دانید؟- گروه خبری ایرانی ما


سانحه مجدد انفجار معدن "باب نیرو" و کشته شدن 11 کارگر دیگر-اتحاد نیروهای انقلابی و کمونیست


کارگران قربانی نفع ‌پرستی سرمايه‌داران- حزب رنجبران ایران


چرا کارگران "بابنیرو" جان خود را باید از دست دهند؟ و چه کسانی مسئول چنین فاجعه خواهند بود؟- گروه خبری ایرانی ما


مرگ 11 کارگر معدن زغال سنگ " باب نیرو" گروه خبری- "ایرانی ما"


حقیقت 24 منتشر شد


كنفرانس بين المللی  در دفاع از مقاومت عراق


توفان 66 منتشر شد


ضرورت دولت دیکتاتوری پرولتاریا و مقوله اعدام -بحثی پیرامون مبانی پایه ای سوسیالیسم علمی (19) - بهمن ادیب متفکر مارکسیست


حزب و شوراهای کارگری- رابطه این دو پدیده بایکدیگر و نقش خرابکارانه ترتسکیستها و اکونومیستها در آن-بهمن ادیب


راه عقلانی لنینیسم یا ترتسکیسم ؟ - بهمن ادیب


نکاتی پیرامون انقلاب سوسیالیستی در یک کشور-بهمن ادیب


دلاوران جاودان ما، شراره باران اخگران ما، لاله های سرخ در خاوران ما


اعتقاد به معجزه «توفان» ما و توفان «کاترینا» حزب کار ایران (توفان)


افسانه " استالینیسم "   (7) از نفی استالین تا نفی مارکس   - دو سند از توفان


سلسله مقالاتی از رفیق بهمن ادیب- در هفته های آینده کار آوردن مقالات تکمیل می شود


به مناسبت قتل عام زندانیان سیاسی شهریور 67 -مردم ایران برای محاکمه کشیدن مسبین این فاجعه بیتابی می کنند

حزب کار ایران (توفان)


کردستان همچنان میجنگد-حزب کار ایران (توفان)


یادآوری شالگرد یک جنایت هولناک ضد بشری-حزب کار ایران (توفان)


جانی و آدمکش در مقام وزارت - از اسد مذنبی


نامه سوم مریم اخضرپور، همسر برهان دیوارگر از فعالین کارگری که در جریان حوادث کردستان بازداشت شده . در پایان نامه مریم احضر پور، نامه خواهر و مادر او که  به سازمانهای مدافع حقوق بشر نامه نوشته اند آورده شده است.


مقالات روزنامه های گاردين، لوموند و واشنگتون پست در باره  تهديد نظامی  آمریکا علیه ایران


بیانه در مورد انتصاب احمدی نژاد- گزینش بر سر چه بود؟ ریاست جمهوری یا مشروعیت-از توفان مرداد84 -مروری دیگر برای خواندن یک تحلیل درست --ساید ایرانی ما)


کابینه احمدی نژاد
باز گشت باند فلاحيان ـ سعيد امامی ـ حسين شريعتمداری
-
بهروز خلیق


کودک هشت ساله ام پدرش را ميخواهد!


نيوزويك: تهديد آمريكا عليه ايران توخالي است-پیک ایران، 12 مرداد 84


درسهائی از مبارزات درخشان مردم کردستان-حزب کارایران(توفان) هیجده مرداد هشتادوچهار

اورانیوم خوب بی خطر و اورانیوم شرّ پر خطر-حزب کارایران(توفان) نوزده مرداد هشتادوچهار


انقلاب مشروطیت  و درسهای آن- به مناسبت  سالگرد آن انقلاب  که بیداری آسیا نامیده شده است.


من خواهان آزادی فوری همسرم، برهان دیوارگر هستم


آنچه را جدیدا از توفان خواهید خواند- توفان ارگان حزب کار ایران است


سیروس ناصری افشاء می شود


        اطلاعیه

تا به شورش نکشد کار به سامان نرسد

حزب کار ایران (توفان)


اخبارکردستان -هر لحظه از گزارش می شود - مرکزخبری کومله- حکا و دیگر مراکز خبری


فراخوان کمیته مرکزی کومله برای اعتصاب عمومی در کردستان- کومه له


سندیکای پروژه ای، میراث انقلابی- برهان


این سری مقاله در  ستاره سرخ  ارگان حزب کمونیست آلمان مارکسیست - لنینیست به قلم رفیق شــیردل به تحریر درآمده ، چاپ و منتشرشد.


آنچه را در توفان 65 خواهید خواند


کارل مارکس به عنوان بزرگترین فیلسوف انتخاب شد- گروه خبری ایرانی ماه-25.07.005


خلقی به پا می خیزد-اخبار مفصل از مهاباد و کردستان- گروه خبری ایرانی ما


اطلاعیه - به مناسبت قتل شوانه قادری در مهاباد- ننگ و نفرت بر جلادان جمهوری اسلامی باد ! -حزب کارایران توفان


فراخوان عمومی جهت جمع آوری کمک مالی و بازگشت به کار
از طرف مسئول تبلیغات و اطلاع رسانی سندیکای شرکت واحد تهران


ضرب و شتم کارگران  توسط چماقدارن رئیس جمهور احمدی نژاد - تهیه گزارش گروه خبری ایرانی ما  -چهار شنبه  1384.04.22


کارگران ایران خودرو در بیست و پنجم تیر علیه عدم افزایش دستمزد ها و عدم اجرای بازنشستگی کارگران اعتراص  خواهند کرد


مقاومت و اعتراض مردم شهر مهاباد همچنان ادامه دارد


گروه G8 و ترور در لندن

م. راد


در باره گروه 8 کشور

م. راد


هیجده تیر، روز قیام با شکوه دانشجویان علیه استبداد و خفقان گرامی باد!.حزب کار ایران(توفان)


آکسیون و تظاهرات وسیعی بر علیه رهبران گروه 8 کشور در اسکاتلند

گروه  گزارشگر ساید ایرانی ما از از ادین برو


ورود  بوش به دانمارک مورد اعتراض بخش وسیعی از مردم دانمارک واقع شد

گزارشگر ساید ایرانی ما از کوپنهاگ دانمارک گزارش می دهد.  


ادامه ی اعتصاب در ايران خودرو ديزل


پیام همبستگی حزب کار ایران (توفان) به رفقای تحصن کننده در استکهلم


بیانیه در مورد انتصاب محمود احمدی نژاد-گزینش بر سر چه بود؟ ریاست جمهوری یا مشروعیت رژیم

حزب کار ایران (توفان)


دست پنهان خامنه ای در تقلبات انتخاباتی آزاد است حزب کار ایران (توفان)


زرفشان باید آزاد گردد


توجه- توجه-توجه-کلیک کنید حمایت فوری و همبستکی انقلابی  ضروریست


 

 

|معرفی  | اخبار |رسانه ها |  تفسیر سیاسی  |  مقا لات   احزاب  | جامعه  |زنان| کامپیوتر |  کتابخانه  |سوسیالیسم| پیوند| زبان دیگر | آزادی  برای فعالیت سیاسی و نظامی حزب الله لبنان و سرنگونی برای رژیم  جمهوری اسلامی ایران   

iranima@hotmail.com


 در امر مبارزه پیروز باشید- منصور اسانلو موقتا آزادشد ولی برای رسیدن به خواستهای کارگزان شرکت واحد مبارزه ادامه دارد مبارزه آنان بخشی از مبارزه دموکراتیک مردم ایران است.

سایت اختصاصی ما برای بهمن ادیب

 مجموعه مقالات بهمن ادیب را مطالعه نمائید

 

 

ما در همین ستون ضرورت خواستهای  ایرانیان را مورد توجه قرار داده، خواهش می کنیم انتقادات خودتان را  از طریق امیل به فرستید.


   حقیقت را باید گفت هر چند باب میل ستمگران،استعمارگران و استثمارگران نیست ، ولی قلم ما قلب رژیم جمهوری اسلامی را نشان گرفته است!



 
 
 
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
 
 

12.09.2006 09:37 

اخبار روز دوشنبه  19 شهریور 1385، 11 سپتامبر2006

تهران - خبرگزاری کار ایران

کمبود بنزین و باز هم بحثی در باره آن - شیردل

هر مجلسی که در تعلق مردم نباشد، مجلسی است در خدمت منافع سرمایه داران و قوانین آن برای  ایجاد امکانات  بیشتر برای آنان است که بتواند با تصویب قوانین  درآمد سرشار و حتی نجومی  را به خود اختصاص دهند . در تقسیم کار برای بهره کشی گروه های مختلف لازم است  . یک بخش از خدمتگزاران رئیس جمهور ، وزرای او و زارت خانه ها می باشند . عده دیگر نمایندگان مجلس هستند ، که با طرح قوانین وظایف دولت را برای خدمتگزاری مشخص می کنند و کار آنان  بودجه سالیانه کشور ، برنامه عمرانی  و غیره  است.

 برنامه کار مجلس  ضروریتهای روزانه و آینده را تعمین و در  برنامه کار  کمیسیونهای آن قرار می دهند. گاهی اختلافات میان کار راه اندازان برای صادرات و واردات ، خرید و فروش و کسانی که منبع در آمد دولت  را در ایجاد تولید و ساختن کارخانه  می دانند بوجود می آید.

کار مجلس در ایران  مانند کار در مجالس دیگر  کشورهای  سرمایه دارری انجام می گیرد .مجلس جمهوری اسلامی دارای  چند مشخصات  دیگر و نشان از فرقی است میان  مجالس کشورهای امپریالیستی با کشور ما است.

اربابان سرمایه در کشورهای سرمایه داری " در حال رشد "  که حیات آنان وابسته به بازار خارج از کشور است ، باید نیازها درآمدی شرکت های بزرگ  تولید کننده خارجی را برطرف کنند. سرمایه داران داخلی مجریان سیاست اقتصادی شرکت های فرا ملیتی در داخل کشور تبدیل می شوند.به این سرمایه داران داخلی می گویند  دلال و همچنین وابسته . به این خاطر  سیاست گرداندن و هدایت کشور بر حسب قوانین آن است . دولت ابزاری است برای اجرای آن و قوانین تصویب شده حافظ منافع مردم نیستند  و برای برطرف کردن نیاز های مادی مردم  تصویب نمی شوند.

از عمر دولت احمدی نژاد که بر سر کار آمده ، مدت یکسال و خرده ای گذشته است . حرفهای او مانند 8 دولت سابق در جمهوری اسلامی  است و شباهت زیاد  به تمام رئیس جمهور ها ، نخست وزیر ها و صدرالعظم در سرتاسر دنیا دارد. وعده های شیرین قبل از انتخابات داده و توسط آن به جلب مردم برای گرفتن رای برای مقام رئیس جمهوری می باشد. هر چند راه انتخاب شدن ریاست جمهوری در ایران شیوه و روش خود را دارد و می توان فردی را بنا بر خواست روحانیون مرتجع و سرمایه دار با تقلب در رای، در راس مسئولیت اجرایی برای هدایت کشور گذاشت و کار انتخاب شدن و انتخاب کردن امری فریبکارانه و تجملی می باشد و در حقیقت بازی برای آرایش چهره حقوق بشری و حفظ اجرای معیار های بین المللی برای چهار چوب برقرار بودن سیستم سرمایه داری و حفظ آن و تقسیم کار برای بهرکشی و پرداخت سهم از ثروت طبیعی کشور است و به کلام دیگر باز گذاشتن در و دوازهای مرزی هوایی، زمینی و آبی برای آمدن و رفت های سرمایه و کالا و نیروی کار انسان می باشد.

دولت احمدی نژاد قول داد که سهم نفت را بر سر سفره تما م مردم ایران بیاورد ولی این وعده سمبلیک او هم به انجام نرسید ولی هر چند " مدت دیگری برای اجرای آن وعده ها وقت لازم است! "

مردم ایران نیاز های مادی فراوان دارند.  تقسیم پول نفت به صورت برابر در میان مردم به مفهموم آن است که ، کارهای مفید و قدم به قدم  انجام گیرد . ایجاد محل کار واقعی یعنی در تولید  در بخش  صنعتی و  کشاورزی ، ایجاد حق بیمه و خدمات ، ساختن مسکن برای کارگران و زحمتکشان و محرومان با پرداخت اجاره خانه نازل و غیره می باشد و در ادامه آن تقسیم ،  انتقال مالکیت مناطق مسکونی و برج ها به مالکیت عمومی و پائین آوردن قیمت اجاره خانه و کوتاه کردن دست واسطه و دلال ها برای ورود و فروش کالا و حمایت از تولیدکنندگان داخلی برای تولید صنعتی و کشاورزی است. صد ها امکانات دیگر موجود است که بتوان بیکاری مهار کرده و در دراز مدت کار و اشتغال برای همه ایجاد نمود .

این دولت هم بنا بر ماهیت خود که دولت اجرای سیاست بهره کشی برای سرمایه داران کلان می باشد ، از همان آغاز از حرکت ایستاد و کار احمدی نژاد تنها مسافرتهای مختلفی است که انجام می دهد و حل  مشکلات مردم را در مقابل  جدال بر سر غنی کردن اورانیوم و دشمن خارجی و حمله نظامی آمریکا ، کناری گذاشته و فراموش کرده است.

بخش از مردم برای آن که شکم خانواده خود را سیر کنند ، می بایست از صبح تا اواخر شب ، دو بار بر سر کار روند ، تا بتوانند از پس مخارج زندگی و پرداخت اجاره خانه سنگین بر آیند. یکی امکانات دسترسی آنان به پول ، داشتن وسیله نقلیه و مسافر کشی می باشد. نمی توان به آماری درست مراجعه کرد  که در کلان شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ وحتی کوچک چند میلیون نفر از طریق مسافرکشی و رانندگی خرج خود و خانواده شان را تظمین می کنند؟ ولی می توان حدث زد که  یک جمعیت بزرگی را تشکیل می دهند و باید خواست آنان را مورد نظر گرفت.

 نیاز این وسایل نقلیه برای حرکت  به بنزین می باشد. بنزین وارد شده برای نیازهای داخلی کشور کافی نیست و ضرورت دارد که از خارج وارد شود. دولت احمدی نژاد اجبار نمود که برای واردات بنزین و مواد سوختی دیگر حد و حسابی گذاشته و جیره بندی شود. پس از مدت کوتاهی شاهد صف های طولانی در مقابل پمپ های بنزین بودیم و عده ای با گالن های کوچک و بزرگ در صفها می ایستادند .  هدف از صرفه جویی دولت از پول واردات بنزین به خاطر مصرف این پول برای  ایجاد محل اشتغال و یا  خدمت دیگر برای بهبود زندگی مردم نبود. بلکه هدف از صرف جویی برای پروژهای نظامی و خرید اسلحه می باشد.

حال تضاد های مردم با دولت  همانا نارضایتی می باشد و بخاطر میلیتاریستی کردن اقتصاد کشور بیشتر رشد کرده است  و وضع زندگی مردم خرابتر ، قیمت ها بالا رفته  و درصد  تورم دارای دو رقم می باشد  و بر قیمت هزینه زندگی مردم افزوده شده است.

بعد از یکسال از آمدن احمدی نژاد ، فریاد مردم و اعتراضات آنان بیشتر گردیده  است و کمبود بنزین فشار سختی نه تنها بر رانندگان و خانواده هایشان وارد ، بلکه بر تمام مردم وارد می شود. زیرا با پائین آوردن قدرت خرید ، ضرر بیشتر به تولید کنندگان وارد شده و نارضایتی بیشتری بوجود می آید.

جدالی در مجلس ملایان بر سر وارد کردن بنزین ، سهمیه کردن آن و ایجاد کارت هوشمند در گرفته است و هنوز ادامه دارد و نمی توان پیش بینی نمود که جدال سوختی تا کی ادامه پیدا می کند و آیا برای همیشه باید بنزین و نیاز سوختی کشور از خارج کشور تعمین گردد و یا عاقبت چاره اندیشید ، چاره ای که  نیاز امروزی چند میلیون راننده و خانواده های آنان را برطرف کنند و همچنین در آینده از خارج بنزین وارد نشود.

بنا بر اعتقاد سایت ایرانی ما ، دولت جمهوری اسلامی دارای یک بورکراسی ویژه در کشور داری در میان کشورهای عقب نگهداشته شده و وابسته  می باشد و به خاطر سرمایه داران کلانی است که اقتصاد کشور را در دست دارند. بر پایه این بورکراسی  حرفهای دولتهای آمده و رفته  با طرح برنامه های 5  ساله  در طول بیست سال گذشته به وراجی های خسته کننده برای مردم تبدیل شده است.حل مسئله تهیه  بنرین برای رانندگان ، به پروژه ایجاد اشتغال مربوط می شود. در صورتی که در طول این بیست سال هزاران کارخانه تعطیل و چند میلیون از کارگران کشور ما بی کار شدند. دولت هیچگونه برنامه اشتغال برای مردم ندارد و سرمایه دار حاظر نسیت تولید کند که بتواند با قیمت کالا های وارداتی رقابت داشته باشد.

نیاز یک فرآورده تولیدی ، به قطعات کوچک و یا مواد نیمه خام و خام می باشد که تولید داخلی باید نیازهای آن فرآورده تولیدی را بر آورد. در صورتیکه اکثر نیاز بازار داخلی از طریق بازار خارج تعمین و دارای هرج و مرج و وضع بهم ریخته به خاطر نداشتن نرم و معیار علمی  در باره نیاز ها  و ضرورت ها دارد.

در کشورهای صنعتی کارخانه های بزرگ ، در قسمت پالایش نفت، ساختن رنگ ، قسمت صنایع تهیه  فولاد و فلز کاری،  صنایع تهیه مواد غذایی ، داروسازی ، تولید کود مصنوعی ،  صنایع اتومبیل ، صنایع کشتی سازی ، صنایع هواپیما سازی و غیره دارای نرمهای ویژه خود می باشند.هر کارخانه صد ها کتابهای نرم در اختیار دارد. در این کتاب ها دستور استفاده  همه قطعات ، اسباب و وسایل در جدول ها با نقشه توضیح داده شده است .مثلا برای انواع جوش ده ها کتاب نرم شده و حتی با محاسبات تجربی برای استفاده قید گردیده شده است  بعد  از  انواع جوش ها ، نوبت   وسایل ،  قطعات و ابزار ها  دیگر می شود و توضیح کامل را داده اند. در مدیریت و سازمان تولید  معیار و واحدهای نرم شده دقیقی موجود است. از آغاز ساختن پروژه یک کارخانه تا پایان آن ، قدم برداشته می شود. چون در کشور ایران استاندارد صنعتی موجود نیست ، نمی توان دستگاه ، ابزار ، قطعات و لوازم تولید کرد  و همه وابسته به بازار خارجی می باشند و  علاوه بر دزدی از بودجه پروژه ها ، هرج و مرج در خرید موجود می باشد و ماه ها باید صبر کرد و ضررهای فراوانی را باید تحمل کرد. در پروژه غنی سازی اورانیوم و واحد های دیگر آن چون واحد آب سنگین تمام این مشکلات موجود بوده و بسیاری از تجار درآمد کلانی از بودجه پروژه به جیب زده اند.

 بسیاری از کارخانه ها به خاطر نداشتن مواد خام نمی توانند ادامه به تولید دهند   بعد از مدتی تعطیل می گردند . زیرا مواد خام و نیمه خام ، قطعات لازم و همچنین قطعات یدکی برای ماشین آلات در بازار موجود نیست .

رژیم جمهوری اسلامی میراث نظام وابسته به  سرمایه داری  دوره  رژیم شاهی را به ارث برد و همانگونه ادامه می دهد  . نداشتن علاقه سرمایه داران تجاری ایران به مسئله تغیر بنیادی سازمان تولید در صنعت و کشاورزی می باشد به خاطر سود و باز هم سود می باشد.

از محمد رضا  پاکدامن  که  عنوان دکتر بر روی خود حمل می کند ، این سئوال را اباید کرد ، که چه کسی به شما اجازه می دهد ، صاحب نظر در مسائل اقتصادی باشید و خود را کارشناس قرار داد های بین المللی معرفی کنید.؟ این حرف ها و مصاحبه با شما ، فریب افکار عمومی می باشد تا از این طریق بهانه و  پاسخی برای حل مشکلات مردم در جیب خود داشته باشید.  تخصص شما و سوژه خبر هم برای عده ای از مشغول کنندگان که از این طریق نان می خورند ، بخشی از سیستم بورکراتیک و بی برنامه ای برای ادامه برنامه  " عمرانی " چهارم است!

کشور ایران آیا قادر نیست بعد از 80 سال تجربه در استخراج و پالایش نفت و تبدیل آن به فراورد های مختلف  با ساختن پالایشگاه های جدید تعمین نیاز خود را نماید؟ به نظر ما میتوان امروز به راحتی در طول حداکثر دوسال تمام نیاز سوختی کشور را تعمین و بنزین به خارج از کشور صادر کرد. نویسنده این مقاله خود در این رشته کار کرده ، از مدیریت ، خرید ،  اجرای پروژه ، نوآوری و ترمیم ب فرسودگی اطلاع کاملی دارد و اعتقاد کاملی داریم که متخصصین برجسته و کارآمد در ایران با تمام کمبود ها موجود است.

تا نظام جمهوری اسلامی حاکم است ، وضع بدین گونه است . شرایط تغیر نمی کند. مجلس جمهوری اسلامی فرمانبر سرمایه دارن کلان  می باشد و نمایندگان آن دلال   برای بردن لایحه به مجلس هستند. چماق استبداد که شامل  قوه قضایه ، پلیس ، نیروهای ویژه  ، لباس شخصی ها و لومپنهای انصار می باشد ،که بر سر مردم وارد می شود   و به خاطر اعتراض به وضع  غیر قابل تحمل خود که شامل  فقر  گرسنگی  بیکاری و آوارگی و دیگر کمبود های حقوق اجتماعی می باشد .

تظاهر به مسلمان بودن ، روز ه گرفتن ، طعام دان ، خیر کردن ، فریب های دیگریست که برای نگهداری آن سیستم پوشالی به کار می گیرند و هرورز مردم را با کمبود و مشکلی مشغول می کنند .  یک روز کنترل لباس زنان در تابستان ، کمبود بنزین و برچیدن ماهواره و روز دیگر  با گرفتن مالیات بیشتر برای جنگی که خود آنان یک طرف درگیری  در آن می باشند!

اخبار روزیکشنبه  19 شهریور 1385، 10 سپتامبر2006

 

 

ما خلق ها تازه آغاز کرده ایم!

(بمناسبت 11 سپتامبر)- شیردل -سال 2002

 

نيويورک شهر 18 ميليوني ، شهر انفجار از جمعيت ، در هر تنگ سوراخ آن گرسنگان و بخت برگشتگان از واقعیت تلخ و سنگدلانه رؤياي آمريكايي ، در دام بينوايي تدريجي در آن شهر اسير گرديده اند. در آن آنجا گرمي انسانیت در پس تلاش ها براي سير کردن شکم از بين ميرود.

  نيويورک شهر آورگان ، كه فريب خورده گان ، هستي خود را بر باد داده و پاي در جهنم سوزان نهاده كه شب و روزش آسايشي نيست  و به اميد شهرت و ثروت كه از راه  شستن ظرف ، راكفدر  و يا با نظافت خيابان ، خوانده اي مانند «فرانك سيناترا»  گردد. آنان محبوس در ميان ساختمانهاي سر به آسمان كشيده ، راه گم كرده ، در اين شهر تب دار، ، با چمدان پر خاطره سوار بر اتوبوس شماره ــ 1836 ( تاریخ کشف نیویورک ) و در آخرين ايستگاه كه نام آن  فرودگاه جان اف كندي مي باشد ، به روياي زنده آمريكايي پايان ميدهند.

 نيويورک شهر فروش دروغ ، شهر هفت تيرکشان ، شهر خشونت ، شهر دفن آرزوهاي بربادرفته مهاجرين که در سرماي اجتماعي ، گرمي انسانيت را از دست ميدهند.

نيويورک شهر سقوط تمدن , بروي دماغه اي که موج هاي انتقام جويانه  آتلانتيک ، روزي آنرا خواهد بلعيد! زيرا قدرت انتقام قهر طبيعت در اثر نابودي محيط زيست توسط انرژي خوار ان امپرياليستم که بزرگ مي باشد.

 نيويورک  شهر قماربازان در خيابان وال استريت ، در گردا گرد کامپيوتر ها ، به پاي قمار بورس نشسته اند. شهر فساد ، که سوداگران دلار چون  زنبوران که در جعبه هاي بر روي هم انباشته شده در دماغه شبه جزيره نيويورک در جنوب «مانهاتان» ، در پشت «باتري پارک» و در امتداد خيابان « برادوي» و در مقطع «وال استريت» با آن خيابان   ،به کار تجارت ، تنزيل و جهانخواري مشغولند.

 نيويورک محل تردد ميلياردر هايي  مفت خور، بيکار ، تن آساي و بدمست كه  بدنبال شکار «ماه پاره ها» ، در کلوب هاي شبانه و در حمام هاي عشرت ، شب را به صبح مي رسانند . عياشي ، بدمستي و قمار بازيهاي آنان ، برگزاري جشن تولد و يادبود هايشان كه در مراكز عيش و نوش ، در قمارخانه ها و در هتل هاي مجلل برگزار مي شود و هزينه سنگين آن ،   برابر است با نان شب تمام  گرسنگان به خواب رفته  شهركابل ويران گشته در افغانستان.

 نیوويورك شهر خر مقدسان فريبكار و فرقه گرايان مذهبي كه روح مسيح را با تزريق دلار سازمان سيا در كتاب انجيل زنده مي كنند و «بندگان» ساده لوح را در دامچاله هاي تقدس انداخته و با بستن چشم بندهاي جهل سیاه ، بر چشمان نيمه بيناي آنان به  شكار آنان مشغولند . شامگاهان كه جام خونين خورشيد آخرين پرتو خود را از آسمان خراش «راكفلدر سنتر» بر مي كند ، شكارچيان «ايمان» ، كتاب «انجيل مرقس»  را در دست ، با چهره هاي فريب كار و آراسته ، باكت و شلوار هاي سرمه اي و اتو كشيده، پيراهن هاي يخه آرو و كراوات هاي آبي رنگ ، با موهاي كوتاه ، بمانند سربازان خدای  آسماني مي باشند، كه در اونيفورم مسيح فرورفته اند و از آسمان خراش راكفلدر به محله هاي فقر فرستاده و پاي را در مدخل درِ آپارتمانهاي محرومان و نيمه گرسنگان در «هارلم» ، « ايتالياي كوچك» ،  «چيناتان» گذاشته ، تا پيام تقدير بردگي را در جهنم  سرمايه داري موعظه نمايند و فرستاده جوان كتاب مسيح را باز نموده و مي خواند: تقدير را خداي عادل و مهربان براي فقيران و توانگران يكسان نوشته است  و بايد زندگي را تامل ، تا بهشت در پایان عمر ا از آنتان  گردد...، صبر را پيشه كنيد كه خداوند شما را بشارت ميدهد كه درهاي بهشت بر روي شما باز گردد. در مدخل در ورودی  ،  پیام آوران جوامع بدوي ، موسي ، عيسي ، محمد در یک ردیف ایستاده اند و در جلوی  آنان ،  بزرگترین ناصح جهان و پیامبر عصر تمدن تاریخ بشری  و صاحب شده  عرش كبريای  بزرگ در بازار بورس و سلطان چاه های نفت «داويد راكفلدر» ایستاده است. او جلو می آید  و به شما خوش آمد می  گويد.

جوان  به پایان موعضه خود رسیده و می گوید: بامن بخوانيد با صداي بلند و باز هم بلند تر و فرياد بر مي آورد: «هالا لويا» ، «هالا لويا» ، «هالا لويا»  ...»

نيويورک شهر جويندگان غذا ،  در سطل هاي آشغال ، شهر سه ميليون محروم و رنج کشيده از تمدن بشري ، شهر آژير ماشينهاي  پليس ، آمبولانس و آتش نشاني ، شهر بي هويت ها كه بايد به خاطر نداشتن كارت بيمه سلامتي در راهروي اوژانس بيمارستانها مرگ را به جان می خرند!

 نيويورک شهر بدنام که بر تول برشت در شعر خود از روزه هاي باد هاي سرد آن که از ميان آسمان خراش ها بر پيکر مردم بي خانمان و آوره  شلاق مي زند ، صحبت  مي کند . آورگان در شب هاي سرد يخبندان ،  زندگي پر درد و پر حسرت را براي هميشه ترک مي کنند و آنچه هستي آنان است در زنبيل چرخ دار که از مقوا هاي بريده شده و صفحات  روزنامه هاي «وال استريت» و « نیویورک  تایمز »  مي باشد  که در نقش جوهر آن اخبار جنگ افغانستان ، سخنان بوش ، مصاحبه با کِسينجر و تنش بازار بورس ، و در صفحه ديگر آن ، عکس « پري دريايي » که نام او « مادونا » ، نيمه لخت است ديده ميشود و از ماجراي  عشق بازي او با سلطان چاه هاي نفت که پير مردي در حال مرگ است ، سخن سرداده اند.

 نيويورک شهر  سر خورده دگان که در محله هاي غم ، مانند  هارلم است ،  گرسنگي،  فقر و جنايت جيره آنان است كه به تساوي  توسط  امپرياليسم آمريکا تقسیم می شود. ديوار هاي محله هاي غم ,  از تصاوير گرافيتي  بزرگ از قربانيان است که در اثر گلوله پليس فاشيستي نيويورک جان خود را از دست داده اند. مادران داغدار هرروز به هنگام خروج از خانه ، عکس عزيزان را ديده و بر پليس نژاد پرست دشنام مي ميدهند و آرزوي مرگ شهردار را مي کنند  که امروز شهردار آن زني مي باشد که با سنگ دلي شهردار سابق و نام آن زن «هيلاري رودهيم کلينتون» است!

  نيويورک در قلب پر هراس تو

در آن مکان  ، بيدار و آگاه ،

میان اندوه و شادی ایستاده ام .

شاد از آن که از پیکر قدرتِ ، دلار و زور

خون می ریزد .

آن دست توانا ،

قدرت انتقام ما ست .

هر چند کور وسیاه در پیکار،

نشانه از خشم ماست.

به ياد جان گذشتگان مامورين آتش نشاني كه با حماسه خود ، جان شيرين را فداي نجات جان محبوسان در دو آسمان خراش امپرياليسم و صيهونيسم  نمودند، در خود فرو رفتم و بر حماسه كودكانه  پيك آوران مرگ كه دو سفينه انتحار را دردو آلت مرديت «راكفلدر» و« بوش» كوبيدند، لبخند زدم و از خود سئوال نمودم آنهمه شيون و اشك براي چيست؟ ما خلق ها  تازه  آغاز کرده ایم!

اخبار روزشنبه  18 شهریور 1385، 9 سپتامبر2006  

مسئول قتل ولی الله فیض مهدوی، رژیم جمهوری اسلامی است آن را بشدت محکوم میکنیم

 ولی الله فیض مهدوی، زندانی سیاسی که حدود پنج سال پیش به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین دستگیر شد و در زندان رجایی شهر کرج زندانی بود، در اعتراض به شرایط غیر قابل تحمل و فاشیستی زندان وتحقق حقوق طبیعی و انسانی خود، یازده روز پیش( چهارم شهریور) دست به اعتصاب غذا ودر اثرسکته مغزی درگذشت.
محمد علی دادخواه یکی از وکلای ولی الله فیض مهدوی درچند مصاحبه با رادیو های برون مرزی اعلان نمود که او ( قیض مهدوی) در اثر ادامه اعتصاب غذا حالش بد میشود ، او را به بهداری زندان منتقل کردند و سپس به بیمارستان شریعتی؛ ابتدا سکته مغزی او را اعلام کردند و سپس خبر فوتش را. طبق گزارش های رسیده ، روز سه شنبه زندانیان سیاسی در گوهردشت تحت فشار شدید سازمان اطلاعات رژیم قرار گرفتند تا در برابر دوربین فیلمبرداری مرگ ولی الله فیض مهدوی را بر اثر خودکشی اعلام کنند.لیکن زندانیان سیاسی دست به مقاومت زدند وزیربار این اقدام دغلکارانه
و رذیلانه رژیم نرفتند. اکنون دیگر بر همگان روشن است که ولی الله فیض مهدوی به علت عدم مراقبت های پزشکی جان باخته است.
چندی پیش نیز اکبرمحمدی،دانشجوی مبارز و آزادیخواه درزندان اوین در اثر اعتصاب غذا و بی توجه ای مسئولین جنایتکار رژیم جان باخته است. اینکه رژیم میکوشد تا نام خود کشی بر مرگ این مبارزین بگذارد ناشی از ترس و وحشت او از خشم فروخفته مردم است واز این رو چاره ای جز پخش دروغ و قلب حقیقت نمی بیند. رژیم جمهوری اسلامی جز با ترور و تزویر و کثیف ترین و ضد انسانی ترین شیوه های ممکن قادر به ادامه حیات نیست. باید به افشای بی امان رژیم که هر روز با شگردهای جدیدی جان زندانیان سیاسی را می گیرد و جنایت می آفریند دست زنیم و برای آزادی بی قید و شرط همه زندانیانی سیاسی کمر همت بندیم.
حزب ما رژیم جمهوری اسلامی را مسئول مرگ ولی الله فیض مهدوی می داند و قویا این اقدام جنایتکارانه را محکوم میکند.
حزب ما ضمن ابراز همدردی با خانواده ولی الله فیض مهدوی انزار خود را از این جنایت وحشیانه اعلام میدارد.


آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

حزب کارایران(توفان(
چهارشنبه 15 شهریور85

فیشر در خواست مجازات اقتصادی  و خواهان مرگ میلیونها کودک ایرانی می باشد

چهارشنبه 7 سپتامبر ، هامبورک- ( دوچه دپشن دینست ).

 در دعوای بر سر اتم با ایران از رژیم امپریالیسم آلمان می خواهد  که " برای محاصره اقتصادی تأثیر پذیر ایران " اقدام نمائید. غرب باید از این راه نظر قاطع و مصمم خود را بیان نماید. در مصاحبه با هفته نامه "  زایت  " می گوید : " ما نباید از رشد سرسام آور قیمت نفت  به ترسیم " و در ادامه می خواهد "  باید خودمان را برای چنین شرایطی آماده کنیم " و " من 100 درصد اطمینان دارم که تهران در مقابل تصمیم ما با احتیاط رفتار خواهد کرد. "

پیشرفت  نزاع اتمی در جهت دیگری حرکت می کند . " او  اتحادیه  اروپا را مورد انتقاد قرار می دهد و می گوید. :  "  برای خودشان تجمل می خواهند " و نمیخواهند به فهمند که داشتن بمب اتمی ایران برای قاره اروپا زیان دارد. وزیر خارجه اسبق آلمان که هنوز عضو حزب سبز ها می باشد در ادامه می گوید: " این سیاست آمریکا می تواند به آن جهت سو پیدا کند که آمریکا  به عنوان ابر قدرت جهانی به  اجبار در عکس العمل در مقابل ایران وادارد. " و بعدا همه ما در تونلی تاریکی وارد می شویم که انتهای آن دیده نمی شود. " باید به خاطر جلوگیری ، کار باید شود تا چنین وضعی پیش نیاید.

فیشر خواهان محاصره اقتصادی و مجازات خلق ما  می باشد. او از تجربه مجازات 12 ساله مردم عراق توسط امپریالیسم آمریکا آموخته که می توان  با کشتار تدریجی کودکان متولد شده و در حال رشد  از فرستادن دارو و شیر خشک به کودکان ایرانی خود داری شود و ترس او از سواد آموزی کودکان است و به بهانه آنکه " مغز مداد برای مصرف ایجاد اورانیوم غنی شده مهم خواهد بود" خواهان جلوگیری از ورود مداد برای نوشتن برای کودکان به ایران خواهد بود . او در انتظار مرگ میلیونها کودک  ایرانی می باشد. او می خواهد گرسنگی ،  بینوایی و فقر بیشتر در جامعه ما شود . هر چند که امروز توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی دامن گیر خلق ما می باشد.

فیشر چابلوسانه از سیاست تهدید اتمی امپریالیسم آمریکا دفاع کرده و به  رخ مردم ایران می کشد. او خواهان ریختن بمب های اتمی و خوشه ای بر سر مردم ما است . او خواهان کامل ویرانی شهر های ایران است. او مدافع منافع امپریالیستها در غارت و استعمار کشورهای عقبت نگهداشته شده است و از منطق حمله نظامی و ریختن بمب اتمی بر سرمردم کشورهای تحت ستم دفاع می نماید. یک آنارشیست جنبش دانشجویی دیروز ، یک خود فروخته امروزی در خدمت منافع امپریالیستها به سرکردگی امپریالیست آمریکا می باشد.

 او  امروز در آمریکا خانه گزیده و مشغول درس سیاست در یکی از دانشگاه های آمریکا ست و شاید در آنجا تبعه  و نماینده کنگره و فردا وزیر خارجه یکی از رئیس جمهورهای  آینده آن کشور شود. کسی چه می دانند ؟  برای خود فروشی همیشه راه باز و جاده دراز است. 

این رجاله  سیاسی ، از خود فروختگان جنبش دانشجویی سالهای 68 به بعد است که در خدمت سرمایه انحصاری آلمان در آمد. با کفش کتانی به پارلمان آمد و او هم همانند اکثریت نماینده های  پارلمان در صندلی های چرمی فرو رفته و به لابی های  شرکتهای فراملیتی آلمانی تبدیل شد. در ابتدای ورود به پارلمان در شهر بن ، کفش کتانی و شلوار مندرس جین  و پولور دست بافت کار دست خود که در ادعای برای  برابری حقوق زنان بافته بود ، بر تن داشت .

این جماعت فریبکار و احمق از حزب سبزها ، از دهن کجی به سیستم پارلمانتاریسم و رد آتوریته مجلس قانون گذار که حافظ  منافع   سرمایه داری است  خوشحال بودند . ولی بوی کباب مقام وزارت و صدارت، بخش وسیعی از اعضای فراکسیونی حزب سبز ها را که رویای جنگلهای سبز و داشتن کلبه کوچک و نقش رابین هود یاغی را که برای شبیخون به کاروان اشرافیون برای تقسیم ثروت آنان ، میان دهقانان فقیر در سر می پروراندند  به فراموشی سپرد. حال باید  برای رسیدن به رویایی بزرگتر از راه بحث و گفتگو و خطاب کردن همکار پارلمانی به مرتجعین و کلاشان ردیف اول ، مانند:  کهل ، اشمیت ، گنجه ، و به بیماری مسری خورناسه های بلند که عامل آن بحث های خسته کننده پارلمانی است میسر شود. در این راه کم کم ریشها ی خود را زدند، لباس تظاهرات خیابانی را درآوردند  و موسلی خیس داده شده در شیر پاک بدون آغشته اشعه اتمی که در روی پله های پارلمان برای ناهار صرف می کردند ، به کناری گذاشتند و سر آشپز ناهار خوری  مجلس هم کم کم در اثر تبلیغات یوشکار فیشر ، حزب  عضو حزب سبزها در آمد و به فواید گیاه خواری پی برد ، برای آنان غذای مخصوص آماده کرد. کم کم عادت حشیش کشیدن را در توالت و دستشویی مجلس به فراموشی سپردند .اعضای حزب سبز ها از خواهران وبرادران سوسیال دموکرات آموختند ، چگونه می توان قرمز و آبی شد ، فریاد بر آورد ، دادکشید و صدا را آرام  و دلنشین کرد ، ولی تنها نقد های ما در چهار چوب  منافع سرمایه داران کلان و شرکتهای بزرگ آلمانی است و نباید از خظ قرمز پای را فراتر نهاد و از این راه  است که  می توان به  اهداف سبز ها راه یافت ! شما همکاران پارلمانی  می توانید از تجربه 87 ساله  ما سوسیال - دموکرات ها که خدمت به سرمایه داری انحصاری آلمان و خیانت به منافع مردم ما است بیاموزید و از راه پارلمانتاریسم جنگلهای فنا شده  را نجات دهید   که وسعت ده ها هزار هکتار  شامل می شود و  زمین محل درختها که  دچار کچلی و فرسودگی است ، درخت کاشته و همچنین سوراخ ایجادشده در شکم آسمان بزرگ که در احاطه کره زمین  است ، بخیه زنید .

ادامه راه پارلمانتاریسم به آنان نشاط بیشتری داد و از نمایندگان حزب سبزها یاغی به نمایند گان با ادب که  لباسهای مرتبط ، موهای کوتاه ، چهره های مظلوم دارند تبدیل نمود. و بعدا  نمایندگان باهوش و خوش خدمت در کابینه های دولت های سابق راه  یافته و پست های  وزرارت محیط زیست و زارت خارجه را به عهده گرفتند. آن پارلمانتار های سبز همانند دیگر همپالکی های خود،  منافع خلق آلمان یعنی کارگران و زحمتکشان را به سرمایه داران غول فرختند. به نیازهای شرکتهای فراملیتی آلمانی که از دولت و مجلس خواسته شده بود  ، پاسخ دادند . میلیارد ها مارک از مالیات مردم  به جیب سرمایه داران که برای اتومازیسیون کردن تولید ، انتقال کارخانه ها به کشورهای شرق و جنوب اروپا و شرق آسیا بود و حاصل آن بیکاری میلیون ها کارگر و زحمتکش بخش خدمات تبدیل شد ، سرازیر کردند.

دیروز آن ساده لوحان خوش باور، که  باور داشتند  که از طریق پارلمان می توان به مردم خدمت نمود و محیط زیست تجدید حیات داد ونسلی آگاه راتربیت کرد ه و نسلهای آینده را هوشیار و آگاه داشت ، به شارلاتانهای سیاسی و مامورین کوک شده برای منافع انحصارات امپریالیستی تبدیل شدند واز ترس مردم ، سوار ماشین های ضد گلوله می شوند و در میتینگهای انتخاباتی در هنگام سخنرانی نیاز به محافظین با چتر بوده ، تا از پرتاب تخم مرغهای گنیده مرد م معترض بر سر و پیکر آنان خوداری شود. یوشکا فیشر مقصر اصلی  آلوده گی محیط زیست و آگاه از آنچه سرمایه داری در نابودی محیط زیست انجام می دهد ، می باشد. بقول برتول برشت که می گوید : آن که می داند و پنهان می کند ، تبهه کار است.

آیا این شخص را می شناسید؟ عکس او برای شما در بالای  سطر آورده ایم ، فکرکننم برای اغلب خوانندگان سایت ما ،حتی خوانندگانی که سالیان دراز درآلمان اقامت دارند و به زبان آلمانی مسلط هستند و سر در روزنامه ها و مجلات آلمانی دارند، نا شناخته باشد . نام او " موریس و اسم خانوادگی او " هونسینگر " می باشد. او خود  و شرکتش  را اینگونه معرفی می نماید: "  ما مدت 23 سال است با موفقیت کار می کنیم  در این امر کار می کنیم که سیاستمداران  و اقتصاد را در کنار هم بیاوریم که هر کدام مشکل آن یکی را به شناسد. " در ادامه می گوید: " ما نمی توانیم وقت سیاستمداران را دزدیده ، بدون آن که به آنها چیزی ندهیم ، رقتن سیاستمداران به شرکت و کارخانه ها همراه با انعام می باشد. " سیاستمداران و احزاب نیاز به پول دارند ، برای همکاران خود ، برای کار های تبلیغاتی و مخارج مسافرت. شما اطلاعی در باره آنچه انجام می گیرد ندارید.

در پارلمان آلمان دریافت پول یوشکا فیشر از " موریس هونسینگیر " موضوع بحث  واقع شد. این تیتر را خبرگزاری دیپست دینس " در روز اول آپریل 2005 اعلا می دارد. در ادامه خبر چنین آمده است. : "  آقای فیشر وزیر امور خارجه دولت آلمان فدرال در سپتامبر سال 1998 که در هنگامی که رهبر حزب سبز ها بود ، یک سخنرانی برای " رهبران اقتصاد " در شهر فرانکفورت انجام داد . این سخنان را " هونسینگر به روزنامه بیلد بیان می کند و می گوید:  به آقای فیشر چکی به مبلغ 19000 مارک پرداخت شده است. " موریس هونسینگر " دارای شرکت " پی آر" می باشد . کار او رشوه دادن به سیاستمداران آلمانی است. آقای " کِم اوزدمیر " یکی از نمایند گان سابق سبز ها در پارلمان آلمان و  از خانواده مهاجرین ترک می باشد . از هونسینگر 80.000 مارک دریافت کرده است.

وزیر جنگ اسبق کابینه شرودر آقای شارپینگ نام دارد ." موریس هونسینگر " بسیار دست و دل باز می باشد و مبلغ 140.000 تومان بخشش می نماید!  این کمک مادی در عوض مشاوره آقای وزیر با دو شرکت تولید ساز و برگ نظامی  به نام " فرن روستال " و " هو والدز ورکه آلمان "  H D W  معروف است ، پرداخت می شود. نقل قول از هفته نامه "  اشترن " در آلمان است که خبرگزاری دیشیپ دینس از آن نقل قول می کند.

بر طبق هفته نامه  " اقتصاد هفته "  از سال 1990 تا سال 1999 تنها از طرف آن شرکت نامبرده به صورت دقیق 1.057.200 مارک به حساب سیاستمداران آلمانی پول ریخته و یا چک دریافت کرده اند. " موریس هونسینگر " . لیست اسامی افرادی که سیاستمدار می باشند در دست دارد  و در مجموع مبلغ  437.000 مارک پرداخت شده است. آن شخص بیان می کند که ضرورتی نیست که نام بقیه را  برای مطبوعات روشن کنم. احزاب به ترتیب ، خدمت به سرمایه داری انحصاری آلمان کرده و  بترتیب بزرگترین رقمها را دریافت کرده اند و عبارت از حزب لیبرال دموکرات  ، دو حزب برادر و خواهر ( حزب اتحاد سوسیال مسیحی - حزب اتحاد مسیحی  ) حزب سوسیال دموکرات و حزب سبزها می باشد.

از کارهای فرعی آقای " موریس هونسینگر " همراهی سیاستمداران برای خرید لباس از گرانقیمت ترین بوتیک های آن کشور ، پرداخت مخارج سفر برای مرخصی و شاید کارهای بدی که مخارج عیش و نوش آنان در کلوب های شبانه و حمام های عشرت پرداخت شده  است ، تا در آنجا  در کنار ماه پاره ها و کله گنده های امور اقتصادی ، بانکی و تجارتی قرار گرفت  و " صمیمی ترین و پاکترین دوستی ها " را پایه ریزی کرد و غیره .!!

اخبار روزپنج  شنبه  16 شهریور 1385، 7 سپتامبر2006 

استقلال و عدم وابستگی در جبهه مقاومت میهنی به چه مفهوم است؟

 پاره ای سازمانها و فعالین سیاسی ایران با برچسب چپ که در آستانه انقلاب بهمن در پاریس به زیارت خمینی رفتند و در انقلاب بهمن به دنباله رو وی بدل شدند و مبارزه برای تحقق دموکراسی و احترام به حقوق مدنی را در پای مبارزه ضد آمریکائی خمینی قربانی کردند، حال به عذاب وجدان گرفتار آمده اند و کفاره گناهان سنگین خویش را در گذشته، با قربانی کردن اصل مبارزه ضد امپریالیستی واقعی در محراب دموکراسی تخیلی و وعده وعیدهای پوچ استعماری آمریکائی در زمان حال می دهند. خطای امروز آنها ادامه خطای دنباله روی و حتی همدستی سابق آنها با رژیم خمینی است.

در گذشته نه خطر حمله آمریکا در شکل تهدیدات وی و نه احتمال کودتای آمریکائی نمی بایست کمونیستها را از راه مبارزه برای دموکراسی باز بدارد، زیرا تامین دموکراسی بهترین ضامن پیگری در مبارزه ضد امپریالیستی بود. مبارزه دموکراتیک جزء لاینفک مبارزه ضد امپریالیستی محسوب می شد. بودند نیروهای مدعی چپ که نتوانستند رابطه دیالکتیکی مبارزه ضد امپریالیستی و دموکراتیک را درک کنند و این بود که به بهانه مخالفت با امپریالیسم آمریکا آلت دست اختناق خمینی شدند و امروز کفاره گناهان خود را با تخطئه مبارزه مردم عراق و لبنان می دهند. حال آنها مبارزه ضد امپریالیستی و مبارزه خلقها برای استقلال ملی شان را در پای توهم دموکراسی آمریکائی و اسرائیلی قربانی می کنند.
فاجعه ایکه بعلت اشتباه در سیاست ببار آمد هم اکنون در مقابل ماست. روحانیت به پاس این بلاهت سیاسی از جانب “چپها“ از آنها برای قلع و قمع کمونیستها استفاده نمود و ارکان حکومت خویش را تقویت کرد. کابوس حمایت از جمهوری اسلامی چون بختکی سنگین برسینه آنها نشسته است و نمی توانند شرایط مشخص کنونی را بدرستی تحلیل نمایند. تحلیلهای آنها از روی هراس و منزه طلبی و بی دورنمائی و برج عاج نشینی است. آنها بدنبال شعار ها و ادعاهائی می گردند که ضرری دامن آنها را نگیرد و همواره با “دامن نیآلوده“ از مبارزه “سربلند“ بیرون آیند. حال آنکه این تفکر بی پایه و اپورتونیستی توانائی رهبری در مبارزه را از آنها سلب کرده و شرط وجودی آنها را به زیر پرسش می برد، جسارت کمونیستی را در نهادشان به خاک می سپارد. آنها از حرف “مردم“ بیشتر می ترسند تا از امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل.
کمونیستها در شرایطی که کشورشان مورد تجاوز استعمارگران و امپریالیستها قرار می گیرد تا آنرا به زیر سلطه نفوذ خویش در آورند و منابع طبیعی اش را غارت کنند نباید منفعل بوده و تسلیم طلبی و شکست را تبلیغ کنند. وظیفه آنها فراخوانی همگان به مبارزه توده ای طولانی در قبال دشمنان خارجی در درجه نخست و تنها در این ارتباط مبارزه با ارتجاع داخلی برای ترغیب وی به مقاومت و افشاء سیاست شکست طلبی و سازشکاری وی با امپریالیسم جهانی است. کمونیستها در لحظه ایکه کشورشان قربانی تجاوز است باید به مقاومت دست زنند و این مقاومت آنها مقاومتی عادلانه و مورد تائید همگانی و مورد احترام توده هاست. مبارزه کمونیستها در جنگ ملی علیه تجاوز امپریالیستها و استعمارگران یک مبارزه مقطعی نیست، مبارزه ای طولانی است که با هدف استقرار سوسیالیسم صورت می گیرد. کمونیستها در پی آنند که جنگ ملی را به جنگ طبقاتی ارتقاء داده و مبارزه طبقاتی در شرایط اخراج قوای اشغالگر را از قید و بند نیازمندیهای مبارزه ملی بدر آورند و جنبش را به سمت سوسیالیسم سوق دهند. پس مبارزه ملی کمونیستها صرفا مبارزه ای با دورنمای اخراج استعمارگران دیو صفت و آدمکش نیست، بلکه علیه متحدین ناپایدار و موقت و مظنون دیروزی نیز خواهد بود. بهمین جهت ما همواره تکرار کرده ایم که پیروزی در مبارزه ملی مشروط به سرکردگی طبقه کارگر در این مبارزه است.
این سیاست را کمونیستها با صراحت از همان بدو مبارزه ضد امپریالیستی بیان می کنند ولی آنرا به امر روز سیاست تبدیل نمی کنند. تشدید مبارزه طبقاتی و فرجام آن تابعی از مبارزه ملی می گردد. بدین معنی که شکل نوین مبارزه طبقاتی در مبارزه علیه امپریالیسم متجلی می گردد. مبارزه ملی شکلی از مبارزه طبقاتی است.
تفاوت مبارزه ضد امپریالیستی کمونیستها با سایر اقشار غیر پرولتری در آن است که مبارزه کمونیستها بر دموکراسی پیگیر استوار است و مبارزه مسلحانه توده ای را با دورنمای نابودی بهره کشی انسان از انسان به انجام می رساند. در امر مبارزه طبقاتی توقفی جایز نیست تنها شکل مبارزه و جهت آن تغییر می کند.
مبارزه علیه دشمن خارجی به ادامه خویش به مبارزه علیه ارتجاع حاکم بدل می شود. کمونیستها در مبارزه ضد امپریالیستی در عین حال برای آینده تسلیح می شوند و این سلاح خود را هرگز بر زمین نگذاشته از یک دوش به دوش دیگر می اندازند. کمونیستها خواهان قطع کامل نفوذ امپریالیسم هستند و با نصفه کاری موافتی ندارند. نیروهای غیر پرولتری، مبارزه علیه امپریالیسم را نیمه کاره و با ناپیگیری و “حسابگری“ طبقاتی انجام می دهند. هر لحظه نسبت به سرنوشت خود بیمناک شوند، دست همکاری پنهان و آشکار به سوی امپریالیسم دراز می کنند و با وی علیه مصالح ملی میهن متحد می شوند.
تمام این مطالبی را که ما نگاشته ایم امر پنهانی نیست. خود بورژوازی و ارتجاع و امپریالیسم نیز آنرا می دانند و می خوانند و حداقل پس از خواندن این مقاله “توفان به آن واقف می شوند. آنها از اهداف استراتژیک ما با خبرند ولی علیرغم این نمی توانند کاری از پیش برند. بچه دلیل چنین است؟ زیراما سیاست عدم وابستگی را در جبهه واحد ضد اشغالگران اساسا به شرطی که دارای نیروی اجتماعی قابل محاسبه ای باشیم بکار می بریم. رمز کار ما در کجا قرار دارد که قادر هستیم و یا می شویم خواستهای خویش را به بورژوازی و ارتجاع تحمیل کنیم؟ آیا همین که ما خود را رهبر نامیدیم کافی است و همه افراد و نیروها رهبری ما را می پذیرند، آیا همین که مدعی شویم ما مستقل عمل می کنیم استقلال ما در عمل نیز تامین شده است، همینکه مدعی شویم ما “نیروی سومی“ هستیم سیل جمعیت به سوی ما سرازیر می شود و ما را به عنوان رهبران جسور و راهگشا بر سر دست بلند می کنند و حلوا حلوا می نمایند و یا این ادعاهای دهان پرکن و توخالی به صورت حرف مفت باقی می ماند، سپهبد زمانی مفهوم دارد که سپاهی در کار باشد، سرلشگر زمانی مفهوم دارد که لشگری حاضر باشد، سرتیپ زمانی معنی دار است که تیپی در کار باشد و رهبری زمانی مفهوم دارد که توده ای در کار باشد و این توده به آن رهبری اعتماد کند و به رهنمودهایش گردن نهد. آنوقت است که رهبریِ ادعائی از روی کاغذ به رهبری واقعی در عمل بدل می گردد. ولی توده ها از آسمان نمی آیند. توده ها در صحنه اجتماع با سابقه ذهنی تاریخی خویش وجود دارند. برای کسب اعتماد توده باید سیاست درستی اتخاذ کرد. باید شعارهای مناسب اتخاذ کرد که تجربه زندگی توده ها صحت آنها را به همه بنماید. این کار توده ایِ با دورنماست که زمینه نفوذ ما را در اجتماع گسترش داده و عمیق می نماید. آرایش قدرت حاکمه و سایر نیروهای اجتماعی را مجبور می کند در محاسبات شان ما را نیز به حساب آورند. وقتی ما “چیزی“ نباشیم که به حساب بیائیم می توانیم با انقلابی نمائی کاذب و پرمدعائی روشنفکرانه کلمات دهان پرکن و بی محتوی که به گوشه عبای کسی بر نمی خورد بر زبان آوریم و سینه هایمان را جلو دهیم و ادا و اطوار در آوریم. در فردای پیروزی و یا شکست انقلاب، طبیعتا این حضرات را که گمنام و خانه نشینند، کسی پیدا نخواهد کرد تا از آنها بازخواست کنند و بخواهند که حساب پس دهند.
هر نوع مصالحه با دشمنان طبقاتی برای هدف والاتر ملی و نجات میهن تنها می تواند محصول فشار از پائین و نیاز زمانی باشد و نه استناد به دگمهای مکتوب.
دشمن طبقاتی و دشمن ملی نیز این را می داند، آنها از سیاست شما که چه اهداف راهبردی دارید باخبرند، آنها تاکیتک شما را درک می کنند ولی کاری از دستشان بر نمیآید. زیرا میان دو منگنه گرفتارند و برای حفظ موجودیتشان باید تصمیم بگیرند.
بنظر حزب ما باید از تجربه عراق، افغانستان و لبنان و جنگ ایران و عراق آموخت. اگر کمونیستها در متن مبارزه برای اشغال بیگانگان به میدان نیایند و مردم را برای اخراج نیروهای وحشی و ضد بشری امپریالیستی بسیج نکنند هرگز بخت آنرا نخواهند داشت که به نیروی اجتماعی بدل شوند، اعتماد مردم را کسب کنند و مهر خویش را در مبارزه طبقاتی به روند طولانی و مسلحانه توده ای مبارزه ملی بزنند. به سرنوشت غم انگیز مجاهدین خلق و کردهای همدست رژیم عراق و یا امپریالیسم و صهیونیسم نگاه کنید تارستگار“ شوید.
سیاست استقلال و عدم وابستگی در جبهه ی مبارزه ضد اشغالگران، نشان دادن این سیاست به مردم است. نشان دادن این حقیقت است که ارتجاع داخلی با امپریالیسم به صورت مشروط می رزمد و تا به آخر همراه مردم نخواهد بود. تنها در این مبارزه است که مردم مسلح آموزش می بینند به ماهیت دشمن آشنا می شوند به تعصبات کور خویش غلبه می کنند و در مقابل تبلیغات ارتجاع مصونیت می یابند.
تجربه تاریخی عراق در مقابل ماست. حزب رویزیونیستی عراق که برادر حزب توده ایران است به همدست امپریالیسم آمریکا و انگلیس بدل شد، مانند شعبون بی مخ با دسته گل به استقبال اشغالگران رفت، در انتخابات تقلبی شرکت کرد، قانون اساسی دست نویس صهیونیستها را پذیرفت، پرچم ملی عراق را با پرچم طرح شده اسرائیلی ها عوض کرد، در مجلس تقلبی شرکت کرد. بر آستانه امپریالیستها و نوکران رژیم جمهوری اسلامی و ناسیونال شونیستهای خائن کرد سجده کرد و حال جسد متعفنش در کنار جاده مبارزه مسلحانه و انقلابی مردم عراق افتاده است و همه بر آن تف می اندازند. توده های مردم آنها را به عنوان نوکر اجنبی به قتل می رسانند زیرا که خائن و سرسپرده امپریالیستها هستند. همین سرنوشت را پیروان عراقی منصور حکمت داشتند که در عراق اشغالی برای پوشاندن دامن کوتاه به دختران بعنوان سمبل مدرنیسم مبارزه می کردند. در کشور اشغالی برای رد گم کردن و سرگرمی و فریب مردم و حمایت بیدریغ از اسرائیل “جنبش کارگران بیکار برای اخذ حقوق بیکاری“ راه انداخته بودند. رسانه های گروهی از آسمان رسیده آنها بر ضد نهضت انقلابی مقاومت مردم عراق تبلیغ می کرد و طبقه کارگر را از مبارزه ملی با اتکاء بر تئوری جهان وطنی (کسموپلیتیسم) منصور حکمت و مبارزه بر ضد “تروریسم“ باز می داشت. جسد متعفن آنها نیز در سر راه انقلاب پیشرونده و قهرمانانه مردم عراق افتاده است و جرات ندارند در عراق ظاهر شوند. آنها همین نقش مخرب و ستون پنجمی را در لبنان و ایران در پیش گرفته اند.
سیاست شلیک تیر زمینی و شلیک تیر هوائی که شلیک تیر خلاص به مردم برای رضایت خاطر امپریالیستهاست، سیاست خائنانه و ضد انقلابی است، سیاست کسانی است که اساسا مسئله شان کسب قدرت سیاسی و ساختمان سوسیالیسم نیست. کسی که ساختمان سوسیالیسم را نامقدور بداند، یعنی کسی که فاقد دورنما باشد طبیعتا نمی تواند در مبارزه ملی به جلو نگاه کند و اهداف خویش را مقابل اهداف بورژوازی قرار دهد. برای وی اهداف بورژوازی پایان خط است. وی از همان بدو امر اخته و سترون است. این است که به حفظ وضع موجود علاقه دارد و از نظر تئوری به آنجا می رسد که خواستها و شعارهائی را طرح کند که بقاء مناسبات سرمایه داری را برای مدت طولانی تضمین نماید. این مدت تا زمان “ظهور حضرت“ که همه شرایط را برای “استقرار سوسیالیسم تخیلی آنها آماده کرده است طول می کشد. شعارهای تیر هوائی و تیر زمینی سیاست سردرگمهای سیاسی است که با نیت کسب قدرت سیاسی به مبارزه روی نمی آورند و یاس و بی دورنمائی خویش را به نمایش می گذارند. آنها رهبران بی ساز و برگ نظامی و سرلشگران به لشگرند که در صف انتظار ایستاده اند تا نوبت “نیروی سومشان“ برسد. این فراخوانی به انتظار کشیدن است تا هلو بصورت پوست کننده در گلو رود. این پاسیفیسم محض و یا همدستی روشن با امپریالیسم است.
حال باید پرسید کمونیستهای عراقی و لبنانی در عراق و لبنان و کمونیستهای سایر ملتها در قبال اشغال امپریالیستها و صهیونیستها چه روشی را باید در پیش بگیرند؟ بنظر ما در درجه اول باید خواهان طرد قوای اشغالگر باشند. آنها نباید آلت دست سیاست نگروپنته آمریکائی و بانی جوخه های مرگ در عراق شوند که نزاع شیعه و سنی را با یاری اعراب اسرائیلی و جوخه های مرگ تعلیم دیده دامن می زند. آنها نباید به دام الزرقاوی وهابی افتند که با دست دراز شده عربستان سعودی در خدمت تشدید اختلاف شیعه و سنی و خدمت به اقامت دائمی اشغالگران در عراق عمل می کرد و می کند. آنها نباید فریب تبلیغات اسرائیلیها را بخورند که گویا نزاع کنونی علیه تروریسم است. ایجاد تفرقه در نهضت ضد استعماری تنها تحکیم استعمار است.
مبارزه ایدئولوژیک کمونیستها در عرصه پیکار ضد اشغالگران در انتقاد آنها به سایر نیروهاست که در مبارزه ضد امپریالیستی و آزادی میهن پیگیر نیستند، مبارزه شان نظر به عقب دارد با اما و اگر همراه است. به وسیعترین اقدامات دموکراتیک و جلب وسیعترین توده ها برای استمرار مبارزه ملی متکی نیست به عوامفریبی و تحریک احساسات لحظه ای تکیه دارد. شعار آنها بهبود شرایط زندگی توده های مردم و برسمیت شناختن حق آنها نیست از مردم می ترسد و در صدد کنترل آنها هستند تا از “حد خود“ تجاوز نکنند. این دو عامل مهم سرچشمه نیروی ماست که باید مبلغ آن باشیم، آنرا بر سر دست بگیریم و به میان مردم بریم تا در روند مبارزه ملی موفق به تامین سرکردگی خویش شویم و اعتماد مردم را به کف آوریم. اینها نکات اختلاف در میان نیروهای ضد اشغال است که باید بر آنها اتکاء کرد و برای مردم روشن نمود. سخن بر سر بهتر نابود کردن دشمن خارجی است و نه تخریب در این مبارزه ملی. این تاکتیک درست است که بُرد دارد و عملی است و برای مردم و کادرهای حزبی رهنمود روشن است.
تکیه حزب ما به آزادی همه زندانیان سیاسی، آزادی بیان و مطبوعات در آستانه تجاوز امپریالیستی حاکمیت مرتجع را که تنها به فکر استحکام و بقاء خویش است منفرد می کند. زیرا تحقق این خواستها وسیعترین جبهه مقاومت ضد اشغالگران را در میهن ما ایجاد می کند. در عین حال مبارزه با احتکار و فساد مهره ها و بنیادهای حاکمیت میدان جدید مبارزه برای جلب توده های مردم را در اختیار ما قرار می دهد. ظهور در این عرصه ها، بدست گرفتن ابتکار عمل، حاکمیت را در مخمصه قرار می دهد و به تنگنا می کشاند. خواست مقاومت جمعی و گسترده به خواست عموم خلق بدل می شود و در این عرصه در صورت اینکه نیروهای کمونیست، انقلابی و دموکرات به وزنه ای در جامعه بدل شده باشند، ارتجاع حاکم را کشان کشان به مصالحه می کشانند. مصالحه ای که نه خواست قلبی آنها بلکه محصول فشار از پائین و ترس از انفراد است.
کمونیستها همیشه از استقلال و عدم وابستگی در جبهه واحد سخن گفته اند. این استقلال به معنی استقلال در ایدئولوژی، سیاست و تشکیلات است. کمونیستها حق ندارند در جبهه واحد مستحیل شوند. کمونیستها در عین استقلال سیاسی آنرا انتزاعی بررسی نمی کنند بلکه در شرایط تجاوز دشمن خارجی و اشغال میهن به صورت نسبی درک می کنند. زیرا شکل مبارزه طبقاتی به مبارزه ملی تغییر می کند و شما برای کسب قدرت سیاسی و استقرار سوسیالیسم در ایران نخست باید قدرت بیگانه را طرد کنید و اعتماد مردم را کسب نمائید و در این روند مبارزه مردم را بسیج کرده و آموزش دهید و تدارک گذار از یک مرحله به مرحله بعدی را فراهم آورید. اگر نیروهای مترقی قادر نشوند در روند مبارزه ضد اشغالگران خود را تقویت کنند و اعتماد مردم را بدست آورند در مرحله بعدی نخواهند توانست به کسب قدرت سیاسی موفق شوند و امر سرکوب مجدد آنها با توجه به تناسب قوای طبقاتی تنها یک امر زمانی خواهد بود. همه چیز را در این روند نیرو حل می کند و سرچشمه نیرو در توده های مردم و زحمتکشان است. مضمون نزاع ما این است که کدام نیرو موفق می شود رهبری مبارزه مردم را در عرصه مبارزه ملی به کف آورد و این مبارزه را تا به آخر به پیش برد.
این دقیقا وضعیتی است که در لبنان نیز پیش آمده است. یک نیروی جنایتکار و فاشیست اشغالگر به سرزمین لبنان هجوم آورده و به قتل عام مردم با بمبهای خوشه ای که تا آنجا که عقل ما قد می دهد مسلمان و مسیحی، بی حجاب و با حجاب نمی شناسد مشغول است. شرایط مادی هستی یک ملتی را نابود می کند، همه معاهدات جهانی و پیمانهای بین المللی را به زیر پا می گذارد و برای جان انسانها پشیزی ارزش قایل نیست. به مسیحیان می گوید نگران نباشند زیرا آنها فقط مسلمانان را قتل عام می کنند و هزاران نفر زن و مرد و کودک را به قتل رسانده، جاده ها را خراب کرده، مدارس و منابع سوخت را که گویا فقط مورد استفاده مسلمانان است از بین برده و بیمارستانها و ساختمانها را در هم کوبیده است. وظیفه سازمانهای سیاسی و نیروهای مترقی در لبنان چیست؟ مبارزه مسلحانه و تبلیغ برای بسیج مردم تا نیروی اشغالگر را به بیرون بریزند و یا اینکه مبارزه برای آزادی پوشاک در لبنان و آزادی برای خوردن ویسکی و دامن کوتاه و شب زنده داری دموکراتیک و دست و دل باز در کافه رقصهای بیروت تا صبح سحر با الهام از منصور حکمت تا “مدرنیسم“ جای سنت گرائی را بگیرد!؟. پرسش این است: باید در کنار توده عظیم مردم لبنان قرار گرفت و حتی از فراخواندن به مقاومت حکومت مسیحی لبنان که با حزب اﷲ خویشاوندی ندارد حمایت کرد و یا در کنار دسته های فاشیستی فالانژیست مسلح که اسرائیلی ها و آمریکائی ها در لبنان قبل از ترور حریری علم کرده بودند ایستاد و مدعی شد که “مقاومت بی مقاومت“، “این کشتارها به ما مربوط نیست،از هر طرف کشته شود به نفع “اسلام“ است“، “این جنگ اساسا طرف عادلانه ندارد جنگ میلیتاریستها با اسلام سیاسی و ناسیونالیسم عرب است“؟
کدام نیرو قادر است با طرح این گونه شعارها به نیروی مردمی ومورد احترام مردم بدل شود؟. نیروهای نخستین و یا این مدعیان و متظاهرین “انقلابی“ اخیر.
رمالها و دوره گردهای “حزب کمونیست کارگری ایران“ که با پرچم مبارزه دو “قطب تروریسم جهانی“ برای تخطئه نیروی مقاومت و جنگ عادلانه مردم لبنان بر ضد اشغالگران به میدان آمده اند، با عتیقه فروشان یهودی و باستان شناسان فالانژیست آمریکائی در تکاپویند تا نشان دهند در بیروت نصف جمعیت شیعه به صورت نصف دیگر جمعیت مسیحی در حال اسید پاشی است و مسیحیان را با شعار “حزب فقط حزب اﷲ رهبر فقط روح اﷲ“ مجبور کرده اند چادر سر کنند و بر در و دیوار بیروت نوشته اند خواهر “عفت تو، حجاب توست“ و “بی حجاب جنده ست“. آنها با ذره بین راه افتاده اند تا ثابت کنند حسن نصراﷲ به فواد سنیوره مسیحی چون نجس است دست نمی دهد و به زنها نگاه نمی کند، پس مستوجب مرگ است. آنها به شما می گویند اکثریت شیعه لبنان می خواهند در لبنان جمهوری اسلامی نوع ایران مستقر کنند و مسیحیان و سنی ها و دروزیها و سایر مذاهب موجود در لبنان را به بازی نگیرند، بیچاره ها هرچه بیشتر می گردند کمتر می یابند ولی هرگز از رو نمی روند زیرا ماموریت آنها “مبارزه با دوقطب تروریسم جهانی“ است و باید کاری کنند که با شعار “نه قم خوبه نه کاشون لعنت بر هر دو تاشون“ نهضت مقاومت ملی که مرکب از همه نیروهای ضد اشغالگران است تضعیف شود. آنها با طرح “جبهه سوم“ موهومی خود جبهه سوم واقعی برای خرابکاری در جبهه ای ایجاد می کنند که فقط می تواند دو طرف داشته باشد. قوای بربرمنش و وحشی اشغالگر امپریالیستی و صهیونیستی از سوئی و نیروی لایزال و همگانی خلق بر ضد اشغالگران و برای آزادی میهن ازسوی دیگر. جنگ و مبارزه مردم لبنان از هر قوم و قبیله ایکه باشند بر ضد قوای اشغالگر و استعماری مبارزه ای عادلانه، مترقی و انقلابی ست و کمونیستها، دموکرات ها، انساندوستها، ضد فاشیستها باید از آن به حمایت برخیزند. “جبهه سوم تخیلی منصور حکمت و اعوان و انصارش ستون پنجم اسرائیل در پشت سر جبهه واقعی مقاومت برای فرو کردن خنجری به پشت جبهه مقاومت مردم است. این “جبهه سوم“ که زائده همان جبهه امپریالیستی و صهیونیستی است در همه این ممالک چه در افغانستان و چه در عراق و چه در لبنان و چه در ایران در صورت تجاوز استعمارگران سرنوشت غم انگیزی داشته و خواهد داشت و تا کنون نیز با شکست مفتضحانه روبرو شده است. با شلیک تیر هوائی و شلیک تیر زمینی نمی توان به کسب رهبری مردم نایل آمد. باید با این تئوریهای استعماری و فاشیستی که تراوش مغزهای علیل و نیروهای بی دورنما و سترون است بشدت مبارزه کرد.
جالب این است که „حزب کَکا“ که یک حزب استعماری و اسرائیلی است در زمانیکه تئوری های ارتجاعیش برملا شده است و می بیند که با پرچم “اسلام سیاسی“ نمی تواند قتل عام مردم لبنان را با بمب خوشه ای توجیه کند و برای اسرائیلیهایدموکرات“ دست بزند حال نظریه جدیدی را نیز عنوان کرده است که آنرا “ناسیونالیسم عرب“ می نامد.
چرا این جریان استعماری و اسرائیلی این تئوری را یافته است؟ پاسخ آن ساده است زیرا ارتجاع جهانی به رهبری امپریالیستها و صهیونیستها شرایطی را به ممالک عربی تحمیل می کنند که نه فقط مسلمانان بنیادگرا بلکه اعراب سکولار نیز برای دفاع از حیثیت ملی خویش به عرصه کارزار می آیند و ما با این تحول عمیق در کشور عراق و لبنان و سایر مملک عربی روبرو هستیم. „حزب کَکا“ چون با مقاومت در مقابل اسرائیل و آمریکا مخالف است و تا به امروز به بهانه وجود رهبری “اسلام سیاسی“ آنرا تخطئه کرده است با پیدایش شرایط جدید می بیند که حنایش دیگر رنگی ندارد و باید نظریات ارتجاعی خویش را آرایش کند. “اتهام“ ناسیونالیسم عرب اسلحه جدید تبلیغاتی برای تخطئه مبارزات قهرمانانه مردمِ زیر سلطه عرب است که رهبری مبارزات آنها در دستاسلامیستهای سیاسی“ نیست. „حزب کَکا“ ناچار شده این نظریه را با آرامش و موذیانه بپروراند و در درون جنبش جا بیاندازد. مسلما در فردای نزدیک که دیگر نتوان مبارزه نهضتهای مقاومت ضد امپریالیستی را علیرغم کوه دروغ ها و سیل اتهامات واهی با اتهاماسلام سیاسی“ تخطئه کرد آنها برای توجیه اشغالگری امپریالیستها حربه “ناسیونالیسم عرب“ را از جیبشان در می آورند.
مارکسیسم به ما می آموزد که هر ناسیونالیسمی ارتجاعی نیست. ناسیونالیسم ملتهای زیر سلطه که برای رهائی ملی خویش می رزمند عمیقا انقلابی است و باید از آن حمایت کرد. حال آنکه ناسیونالیسم ملتهای سرکوبگر نظیر آمریکا و آلمان و فرانسه و ناسیونالیسم فاشیستی و ضد انقلابی است که نه تنها باید آنرا افشاء نمود بلکه باید با آن عمیقا پیکار کرد. این یکی از اصول لنینیسم است و لنین در ارزیابی طبقاتی خویش در اثر جاویدانش “حق ملل در تعیین سرنوشت خویش“ بارها به این نظریه اشاره می کند و دشمنان کمونیسم را که به تحریف مارکسیسم اشتغال داشتند افشاء می نماید.
ناسیونالیسم عرب صدام حسین در حمله به ایران ارتجاعی و ضد انقلابی بود ولی ناسیونالیسم اعراب عراق در قبال قوای اشغالگر و متجاوز خارجی شدیدا انقلابی و قابل حمایت است.
حزب کَکا““ در این عرصه آینده نگری می کند. جائی که دیگر کاردش با “اسلام سیاسی“ برائی نداشته باشد و با جعل اخبار و اسناد نتواند ماهیت جنبش مقاومت را تحریف کند گریبان “ناسیونالیسم عرب“ را می گیرد، توگوئی قوای اشغالگر امپریالیستها و صهیونیستها در عراق و لبنان برای استقرار انترناسیونالیسم پرولتری حضور یافته اند!
حزب کَکا“ حاضر نیست خواهان خروج فوری و بی قید و شرط امپریالیستها از عراق باشد و ادامه اشغال را امر مثبتی ارزیابی می کند و مورد حمایت قرار می دهد و بهمین جهت این حزب حامی تمام جنایاتی است که در عراق اتفاق می افتد.
حزب ارتجاعی و استعماری “کَکا“ حاضر نیست خروج فوری و بی قید و شرط صهیونیستها را از لبنان و فلسطین بطلبد و باین جهت این حزب از ارتجاع و آدمکشی و جنایات ضد بشری صهیونیستها در منطقه با بی شرمی دفاع می کند.
نظریه جدید تحریک آمیز این حزب که افکار عمومی را بر ضد “ناسیونالیسم عرب“ که در شرایط کنونی ناسیونالیسم عادلانه و قابل احترام و قابل حمایت بر ضد قوای اشغالگر است، دام جدید صهیونیستها در منطقه است که از دهان „حزب کَکا“ بتدریج بخورد جنبش می دهند تا تمام انگیزه های مقاومت را بی اعتبار جلوه دهند.
حزب کَکا“ با این نظریه می خواهد باناسیونالیسم مردم ایران“ که به هیچ وجه زیر باراشغال نظامی وطنشان نمی روند و در صورت اتفاق چنین امری با مقاومت مسلحانه و تمامی اشکال مبارزاتی و حتا با عملیات انتحاری دمار از روزگار امپریالیستها، صهیونیستها و „حزب کَکا“ در می آورند به مبارزه برخیزد. این حزب دارد “جبهه سومش“ را درست می کند و آنرا با مبارزه باناسیونالیسم عرب“ آغاز کرده است. همان “جبهه سومی“ که نقش ستون پنجم امپریالیسم و صهیونیسم را در منطقه بازی خواهد کرد.
حزب کَکا“ خواهان صلح میان فلسطینی ها با صهیونیستهاست در شرایط کنونی است. آنها هرگز نمی گویند که با قوای اشغالگر نمی توان صلح کرد و به اشغال کشور صحه گذارد. با قوای اشغالگر حتی نباید مذاکره کرد. با قوای اشغالگر باید جنگید و آنها را با هر وسیله ممکن و حتی عملیات انتحاری نابود ساخت. صلحی که
حزب کَکا“ می طلبد صلحی است که اسرائیل با آن موافق است. صلح اشغالگری است که از اشغال شده صحت اشغالش را طلب می کند. حزب کار ایران “توفان“ به صراحت بیان می کند که اسرائیل بعنوان یک کشور اشغالگر و متجاوز در منطقه حق دفاع از خود ندارد. حق دفاع از خود متعلق به مردم فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان است که قربانی تجاوزند.
حزب کَکا“ جریان آلوده ای است که هدفش تشتت فکری و آماده سازی افکار برای توجیه جنایت و آدمکشی در منطقه است. افکارشان ضد بشری و فاشیستی است و آنرا با “مدرنیسم“ جلا می دهند. این حزب حاضر نیست پیشنهاد امپریالیست آمریکا برای توزیع 80 میلیون پول نقد به ایرانیهای خود فروخته را محکوم کند و با صراحت اخاذی از صهیونیسم و امپریالیسم را ارتجاعی، ضد منافع ملی و منافع طبقاتی مردم ایران اعلام کرده و همه جریاناتی را که مزدور این دولتها بوده اند چه در حال و چه در گذشته محکوم کند. چون آنها با تف سربالا مخالفند.
ترغیب مردم جهان برای خرابکاری در جنبش ضد جنگ در غرب و تبلیغ این نظریه ارتجاعی و ضد بشری که جنایات مهیبی که در لبنان توسط امپریالیستها و صهیونیستها می گذرد به ما مربوط نیست و “جنگ تروریستهاست“ این دارو دسته سیاه را بشدت در میان نیروهای انقلابی ایران افشا کرده است. این همان خوابی است که این دارو دسته برای ایران دیده اند. به همین خیال باشند!

حزب کارایران(توفان(
www.toufan.org

25درصد جمعيت‌ زندان‌هاي‌ كشور را جوانان‌ تشكيل‌ مي‌دهند

 معاون‌ سلامت‌، اصلاح‌ و تربيت‌ سازمان‌ زندان‌ها و اقدامات‌ تاميني‌ و تربيتي‌ كشور گفت‌: 25 درصد از مجموع‌ جمعيت‌ زندان‌هاي‌ كشور در رده‌ سني‌ جوانان‌ قرار دارند.
به‌ گزارش‌ فارس‌، پرويز افشار در مراسم‌ بازديد رييس‌ سازمان‌ ملي‌ جوانان‌ از كانون‌ اصلاح‌ و تربيت‌ تهران‌ اظهار داشت‌: آن‌ چيزي‌ كه‌ در سازمان‌ زندان‌ها در سال‌هاي‌ اخير در حال‌ اتفاق‌ افتادن‌ است‌، تغيير رويكرد از حبس‌ محوري‌ صرف‌ به‌ اجراي‌ كامل‌ فرايند اصلاح‌ و تربيت‌ است‌.
معاون‌ سلامت‌، اصلاح‌ و تربيت‌ سازمان‌ زندان‌ها و اقدامات‌ تاميني‌ و تربيتي‌ كشور ادامه‌ داد: مددجويان‌ كانون‌ اصلاح‌ و تربيت‌ عمدتا زير 18 سال‌ دارند و آنچه‌ به‌ عنوان‌ بزه‌ توسط‌ آنان‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ حاصل‌ اراده‌ فردي‌ نبوده‌ بلكه‌ نمودي‌ از كنش‌ها و واكنش‌ هاي‌ جسمي‌، رواني‌ و اجتماعي‌ است‌. رويكرد ما نيز اصلاح‌ و بازتواني‌ اين‌ جوانان‌، مبتني‌ بر تمام‌ اين‌ زمينه‌ها است‌.

تعدادی  از نمايندگان مجلس  بطور کتبی از وزير ارشد خواستند از آوازخواني زنان جلوگيري شود

روزنا  : سيدنظام مولاهويزه نماينده دشت آزادگان، ستار هدايتخواه نماينده بوير‌احمد، حميد زنگنه نماينده اهواز، سيدهادي طباطبايي نماينده ايذه، عباسعلي اختري نماينده تهران، كمال دانشيار نماينده ماهشهر، محمد‌تقي كاوياني پور نماينده نهاوند و قدرت‌ا... ايماني نماينده خرم‌آباد در تذكري كتبي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار جلوگيري از همخواني آواز زنان شدند. در تذكر آنها بر ضرورت جلوگيري از آوازخواني زنان در پوشش همخواني تاكيد شده است.
همچنين ستار هدايت‌خواه نماينده بوير‌احمد و دنا، سيد‌عليرضا عبادي نماينده بيرجند و سيد نظام مولاهويزه نماينده دشت آزادگان در تذكري ديگر به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بر لزوم جلوگيري از نمايش فيلم‌هاي ضد‌اسلامي، ضد‌اخلاقي و ضد دفاع مقدس تاكيد كردند.

مركل: سربازان آلماني هرگز نبايد به سوي اسراييلي ها تيراندازي كنند!

صدراعظم آلمان با دفاع از خودداري كشورش از اعزام نيروهاي زميني به لبنان گفت سربازان آلماني اعزامي به لبنان هرگز نبايد در مواضعي قرار داده شوند كه مجبور شوند تصادفا به اسراييلي ها تيراندازي كنند.»   ( تيراندازی بسوی لبنانی ها ايرادی ندارد)
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري د پ آ آلمان، آنگلا مركل در سخنراني خود در پارلمان آلمان دوباره تاكيد كرد آلمان فقط نيروي دريايي براي حفظ صلح در سواحل لبنان اعزام خواهد كرد
وي گفت:« آلمان وظيفه ويژه اي براي حفظ امنيت اسراييل دارد

 


شیردل

حال کسی در باره رئیس جمهور کشور ما  و رهبر نظام  ولی " پیمامبر اکرم " حرف نمی زند. در باره حرکات خود افشاء گرانه آنها که دروغ می گویند  صحبت نمی کند؟

باید گفت هر روان کاو  منتقد که در باره دروغ ها که شکل و شمایل رهبران جمهوری اسلامی چیزی گفته و یا نوشته است روانه زندان شده است. تنها کسیکه حرفهای او را در باره رفتار ملایان می خوانیم ، هادی خرسندی می باشد . او خوشبختانه از تیر راس عمامه داران دور مانده است.

اگر این سئوال مطرح است. بگذارید ابتداء در باره رئیس جمهور قشری خودمان بگویم. من هیکل تمام نمای او را در حال راه رفتن دیدم که در هنگامی  در صحن تاسیسات آب سنگین اراک قدم بر می داشت ، سر به طرف بالا کرده و با دهان باز مانند " آلیس در سرزمین عجایب ها "  به لوله های در هم رفته و برجهای شتشوی ومخزن ها نگاه می کرد . در همان هنگام که در گفتگو با رئیس پروژه بود دستهای خود را بهم می مالید و یک بار دست بر ریش مبارک کشید.

ا و شباحت زیادی داشت  به گرسنگان سینه زن روز آشورا که به دنبال چلو خرشت چربی  در   در کنار سفرهای سفید ، دراز و موازی نشسته  اند و در آن هنگام سینی ها پر از برنج از راه دور دیده می شود و آقایان سور زن دست ها را به هم  مالیده و سپس با بی قراری دست به ریش خود می کشند. حال رئیس جمهور از میان همان  سینه زن های روز آشورا است و این عادات را از آنجا بدست آورده است.

اما در باره خامنه ای : در باره این سید " حرام زاده "  نمی توان حرفی زد. او مرموز تر از سکوت خرابه ای در شب سیاه و تاریک است. او حرکت ندارد. مجاهدین "  تروریست "  یک دست او را کنده و دست دیگر او را برای نگهداشتن آبروی خود که عبا می باشد  مصرف کرده است و سر او چون گوساله به پائین است. او از مردم وحشت دارد و بر حسب اجبار و نیاز اجباری ظاهر می گردد.

سخنرانی رفسنجانی در بالای منبر جالب است. هر چه قدر دورغ او چاق تر وغیر باور باشد ، لب هایش بیشتر غنچه می کنند و در هنگامی که خود از وراجی هایش خسته می شود ، دستی بر عمامه اش زده و 2 سانتیمتر به سمت  فرق سرش ،  شیب می دهد.

از ملایان ،  حرام زاده تر نمی توان سیاستمدار پیدا کرد. به جای آنکه مردم روان آن جانوران را کاوش کند و دروغ و وعده های آنان را به شناسند ، آنان مردم را برای تحمیق بیشتر روان کاوی می کنند.  حال مقاله بی بی سی را به خوانید که  در پشت  بوش و بلر صفحه گذاشته و این دو شخصیت جنایتکار را از گونه روانی کالبد شکافی می کند.

روانشناسان دروغگويی سياستمداران را برملا می کنند

 بی بی سی : روانشناسان می گویند سیاستمداران نمی توانند ماهرانه دروغ بگویند زیرا حالات و حرکات بدنشان، آن ها را لو می دهد.
هیچ آموزشی هم نمی تواند به سیاستمداران راه های غلبه کامل برحرکات و حالات دست و
صورت(Body Lanuage) در مواجهه با روزنامه نگاران را یاد دهد تا بتوانند حقایق را به طور کامل پنهان کنند.
گزیدن لب، بالا بردن ابرو یا شیوه راه رفتن آنها روی فرش قرمز برای شرکت در یک مراسم رسمی می تواند آشکار کننده افکار و احساسات سیاستمداران باشد.
پژوهشگران در جریان برگزاری همایش علمی دربریتانیا چگونگی ارزیابی نشانه های رفتاری سیاستمداران برای درک احساسات درونی شان را توضیح دادند.
دکتر پیتر کولت، استاد پیشین دانشگاه آکسفورد در در چشنواره انجمن علوم بریتانیا گفت: " هیچ کس نمی تواند از دید یک روانشناس فرار کند."
روانشناسان زبان درونی سیاستمداران را با بازیکنان پوکر مقایسه می کنند حالات غیرعمدی ولی کمتر مشهود آن ها در زمان بازی می تواند نشانگر آن باشد که چه ورق هایی در دست دارند.
این حالات می توانند یک ژست، شیوه ادا کردن کلمات و حرکات دهان و یا حرکات اعضای بدن آن ها باشد.
دکتر کولت توضیح می دهد که هر سیاستمداری حالات مشخص منحصر به فردی دارد که از دید یک متخصص می تواند بیانگر استرس(فشار روانی) در حین سخنرانی یا کنفرانس خبری باشد.

لبخند

تونی بلرهرگاه در موقعیتی قرار می گیرد که دچار اضطراب می شود ناخودآگاهانه انگشت کوچک خود را تکان می دهد.
در یک جلسه تخصصی در انجمن علمی بریتانیا همچنین گفته شد که تونی بلروقتی احساس می کند مورد تهدید قرار دارد روی شکمش دست می کشد. حالتی که از زمان کودکی در اوباقی مانده است.
از سوی دیگر روانشناسان می گویند جرج بوش در زمان اظطراب گونه اش را از داخل دهانش گاز می گیرد.
یک مورد مشهور برای دانشمندان در این زمینه رابطه بین تونی بلر با گوردون براون وزیر اقتصاد بود که سرشار از"حالات دروغگویی" بود.
پرفسور جفری بیتی از دانشگاه منچستر توضح می دهد: "از یک سو براون تظاهر می کرد که از بلر پشتیبانی می کند ولی اگر شما به لبخند او در هنگام بیان آن جملات دقت کنید احساسات درونی که در ورای این لبخند نهفته است را درک خواهید کرد. آن لبخند در واقع یک لبخند تمسخرآمیز بود."
دکتر کولت اضافه می کند: "وقتی شما یک لبخند طبیعی را درنظر می گیرید، دهان حرکتی رو به بالا دارد و همه قسمت های آن حرکتی همنوا دارند ولی لبخند براون یک لبخند نمایشی بود."

پرورش اندام کار

دکتر کولت همچنین توضیح می دهد که شیوه برقراری ارتباط بین سیاستمداران نیز با نگاه کردن آنها به یکدیگر قابل تشخیص است.
وقتی کسی در حال سخنرانی است و سیاستمدار دیگری در آن جلسه به جایی در دوردست خیره شده است، در واقع سیاستمدار نشان می دهد که سخنان آن فرد آن قدر اهمیت ندارد که شایان توجه باشد.
روانشناسان همچنین خاطر نشان می کنند که سیاستمداران همچنین حرکات غیرعمدی برای اقناع کردن مخاطبان در باره موضوع مورد بحث، دارند.
دکتر کولت برای نمونه، ازبیل کلینتون نام می برد که وقتی می خواست احساسات خود را آشکار کند، لبش را می گزید.
کلینتون پانزده بار در طول دو دقیقه عذرخواهی خود از مردم آمریکا برای رابطه ش با مونیکا لوینسکی در برابر تلویزیون لبش را گزید.
سایر موارد ممکن است کمتر از پیش تدبیر شده باشد ولی در زمانی که سیاستمدار
می خواهد صمیمانه یا قدرتمند جلوه کند، نمایان می شوند.
دکتر کولت می گوید جرج بوش مانند یک پرورش اندام کار راه می رود، دست هایش را از بدنش دور نگه می دارد به نظر می رسد او با این کار می خواهد خودش را تنومند تر از آن چه واقعا هست، جلوه دهد.
 
درحالی که آقای بلر وقتی می خواهد خودش را صمیمی نشان دهد با ژستی فروتنانه ابروهایش را بالا می برد.
روشن است که علیرغم تلاش آن ها، سیاستمداران هرگز نمی توانند کنترل کاملی بر روی علائم رفتاری خود داشته باشند.
روانشناسان می گویند وقتی یک سیاستمدار آشکارا دروغ می گوید، زبان بدنش او را لو می دهد.
پرفسور بیتی تاکید می کند:"شما می توانید به سیاستمداران یاد بدهید که چطور لبخند بزنند ولی عملا لبخندی طبیعی نخواهد بود، این کار مشکلی است که بخش های مختلف مغز برعهده دارند و شما نمی توانید آن را جعل کنید."

 


 

 

 معرفی ساید و ما چه می خواهیم

  ما به هیچ گروه و دسته سیاسی وابسته نیستیم 

 

 

 

 از نفی استالین تا نفی مارکس

توطئه بزرگ به زبان  آلمانی Die Grosse Verschwoerung

آموزشهایی از انقلاب اکتبر

مختصری از تاریخ حزب بلشویک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنان

 

 

 

 

قطعنامه کنگره سوم حزب کار

ایران (توفان) پیرامون برخورد حزب ما به مسئله ملی در ایران

 دیکتاتوری پرولتاریا و بررسی " آزادی های بی قید و شرط "-پیرامون مبانی سوسیالیسم علمی-21

تظاهرات وسیع کارگران شیشه میرال

اعتصاب عمومی در کردستان با موفقیت انجام شد: مبارزه ادامه دارد-حزب کمونیست ایران (م ل م)

دستان بلر و بوش بیشتراز بمب گذاران لندن به خون آلوده است -  گالووگه نماینده پارلمان انگلستان

 اصولیت انقلابی و  انقلابی نمایی    غیر اصولی- حزب کار ایران (توفان)

«غیرخودی ها» در ستایش گنجی و گنجی در ستایش « خودی ها»- حزب کمونیست ایران (مارکسیست-لنینیست- مائو ئیست)

 

 

 

.