سایت ایرانی ما: به هیچ گروه وابسته نیست                        www.iranima.com                              آدرس تماس با ما: iranima@hotmail.com

2007/09/18

  

ادامه  جنگ قهر آمیز بر علیه اشغال عراق و بیرون راندن  امپریالیسم آمریکا از آن کشور برای پایداری ایران ضروری است و یک شعار ملی با به کار گرفتن همبستگی عملی با آن خلق است-سایت ایرانی ما شیردل 

- انگیزه های پشت پرده پرخاش گری و تهدیدات فرانسه به رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی توسط  تفسیر احمد زیدآبادی لژ نشین انگلیسی  ( یک بار در باره او در سایت ایرانی ما نقدی داشتیم ) با دیدگاه سیاست خارجی  امپریالیسم انگلستان به تحلیل مسائل ایران و خاورمیانه و جهان مشغول می باشد ، ضروری است و از تحلیل آن شخص نامبرده که با زبان نیم روشن  و در هاله پیچیده  شده  فرهنگ دیپلماسی کشورهای سرمایه داری است ، می توان بخشی از نیت های شوم کارگزاران سیاست خارجی فرانسه بعد انتخابات در کابینه سرکوزی  مطلع گشت.

ما این مقاله منتشر شده سایت بی بی سی همانگونه است در سایت ایرانی ما آورده و خوانندگان با احتیاط بسیار زیاد جهت اصلی حرکت سیاست خارجی کشور امپریالیستی فرانسه با سفرهای پی در پی " برنارد کوشنر " وزیر خارجه به عراق ، فلسطین ، لبنان ، بعد از پایان یافتن سفر دیپلماسی " کندالیزا رایس " برای فروش اسلحه آمریکا به : - اسرائیل ، عربستان سعودی، کشورهای خلیج، مصر و اردن ، مورد مطالعه قرار دهند.

احمد آقا در تحلیل خود می آورد : " سفر آقای سرکوزی  به لیبی ...سفر های  آقای کوشنر مناطق فلسطینی ِ سایر کشورهای عرب ... علاقه روز افزون پاریس به مشارکت در شکل دادن نظم تازه ای در خاورمیانه و شمال آفریقاست. " .  این یک عام گویی احمقانه " احمد زید آبادی " مفسر بی بی سی است. که نمی خواهد به صورت روشن علاقه روز افزون فرانسه را در شمال آفریقا و خاورمیانه بیان کند.

هدف فرانسه ، همانند آمریکا ، ترساندن ارتجاع حاکم عرب  در عربستان سعودی، مصر، کشورهای شیخ نشین خلیج فارس ، کویت و اردن از پتانسیل قدرت نظامی ایران  می باشد. بزرگ جلوه دادن قدرت نظامی ایران و جنجال اتهام  دست یافتن ایران  به سلاح اتمی ، برای ترساندن ارتجاع عرب در منطقه و تبلیغ برای فروش اسلحه های فرانسوی و بمب افکن و شکاری های آن کشور است.

نظام جمهوری اسلامی یک نظام سرمایه داری و به صورت مطلق به بازار جهانی وابسته و به مدت 18 سال با سرکار آمدن رفسنجانی مجری بدون چون و چرای سیاست جهانی کردن (تعدیل اقتصادی ) می باشد. و در این مدار ماهواره ای اقتصاد ایران در تابعیت سیاست اقتصادی کشورهای امپریالیستی اروپایی : آلمان ، فرانسه ، ایتالیا ، انگلستان و همچنین کشورهای امپریالیستی : چین ، ژاپن، روسیه می باشد. قرارداد های تجارتی (ایجاد فروشگاه های زنجیره ای ، مانند " رفاه " از شرکت تجاری انحصاری گروه مترو از آلمان ) ایجاد صنایع مونتاژ ماشین سازی ، آلمان، چین ، فرانسه ، بستن قرارداد های نفتی و گازی  برای استخراج و فروش ، سرمایه گزاری آن کشورها در صنایع پتروشیمی، غذایی، داروسازی ، رنگ سازی، صنایع پولاد، تهیه کاغذ و چاپ ، صنایع تکنیک بالا برای اتوماتیزه کردن ، ساختن قطعات الکترونیکی برای کامپیوتر ... ،  بهره برداری از ذخیره های طبیعی اورانیوم در آذربایجان، مس سرچشمه کرمان، استخراج سنگ مرمر و غیره را باید نام آورد.

شمشیر کشیدن "  برنار کوشنر " وزیر خارجه فرانسه ، می تواند نماینده  سیاست سرمایه داران فروش اسلحه در فرانسه باشد. زیرا حتی دولت سرکوزی نتوانسته است تصمیماتی برای جلوگیری روابط اقتصادی فرانسه با رژیم جمهوری اسلامی انجام دهد و تنها پیشنهاد و درخواست از آنان بوده است. بدین خاطر سیاست پشت پرده انحصارات فرانسوی ، مبارزه با تحریم اقتصادی ایران و ادامه بستن قرار داد های نفتی می باشد.

در روز 11 سپتامبر شورای حکام ، که سفیر کشور پرتغال نمایندگی  اتحادیه اروپا را در دست دارد ، بیانیه ای را خواند که مخالفت کشورهای امپریالیستی اروپایی با "  برنامه اقدام " که میان رژیم  جمهوری اسلامی و گروه اعزامی " آژانس " به سر پرستی " محمد البرادعی " بر سر شفاف سازی برنامه هسته ای رژیم می باشد. " محمد البرادعی " در هنگام خواندن بیانیه اتحادیه اروپا برای اعتراض جلسه شورای حکام را ترک می کند.
حال رفتار  کشورهای سرمایه داری  اتحادیه اروپا در کنار آمریکا  ، نشان از بی قانونی و عدم  توجه و رد  تصمیم های بین المللی سازمان " آزانس اتمی "  در باره بهره برداری ایران از انرژی اتمی می باشد.
حال توسط آن تصمیم در رد فعالیت پر ثمر کار " آژانس " و بی توجه ای به " برنامه اقدام " بار دیگر پرونده جدیدی بر علیه ایران تنظیم خواهند نمود و به سازمان ملل برده و تا شورای امنیت حلقه تحریم اقتصادی ایران را تنگتر کند.

رفتار رئیس جمهور احمقی رژیم جمهوری اسلامی   در سیاست استبدادی طناب دار و جوخه های آتش و زبان بریدن مردم  و بی نوایی خلق ایران با ورشکستگی روبرو شده و باز هم بیشتر مبارزات دموکراتیک مردم ایران بر علیه رژیم دد منش جمهوری اسلامی ادامه پیدا کرده است. بحران اقتصادی به خاطر غارت و حراج ایران که منتجه آن  تورم سرسام آور و گرانی فزاینده قیمت ها و جیب پرکردن ملایان می باشد . بنابراین سیاست احمقی دیدن نوک دماغش و جستجوی راه حل پرگماتیستی گردش چشمان بر روی مگس لجب باز بر روی آن است و او به ناگهان سخت آشفته شده و بر دماغ خود کوفته تا مگس سمج مشکلات مملکتی را با عربده کشی " مختومه شدن " پرونده هسته ای ایران  شکار کند و خون از دماغ آن کوتوله مکتبی سرازیر می شود.       

حال این مردم ایران هستند که بهای حمله نظامی آمریکا به ایران را به پردازند. احمقی و رهبرش در در زیر زمین های بتونی در دامنه کوه پایه های سلسله جبال البرز پنهان می شوند و آیت الله ها و آقا زاده ها به ناگهان زیر زمینی شده و پنهان می شوند.شباهت احمدی نژاد به خری است که در گل مانده و نیاز به کتک است! خر حیوانی بار بر و زحمتکش است و نمی توان مقام خر را با احمدی نژاد مفتخور و احمق مقایسه کرد و  لیاقت او کتک نیست ، بلکه بدار آویختن  و تکه کردن او می باشد.

رفقای سایت ایرانی ما هیچگونه ترحم و دلسوزی به این رژیم مستبد ندارند  و خواهان هر چه زودتر سرنگونی آن رژیم می باشند.
لذا باید خطر جنگ را بر روی  سر مردم ایران دور داشت ، تا بتوانیم براحتی آن آخرین بازمانده را از اریکه قدرت به زیر کشیم . وحدت حلق های کشورمان را فراهم ، برابری اجتماعی و جنسی،  شرکت فعال مردم در سازندگی و تولید ، شکوفایی و سازندگی ایران .  برای رسیدن  این اهداف باقدرت اعمالی طبقه کارگر ایران و حزب واحد آن میسر است که می توان رژیم را سرنگون کرد و سوسیالیسمِ را بنا نهاد. 

مطالعه سیر تاریخ  ایران  بعد از انقلاب  آموزش بزرگی برای ما می آورد . به هیچ  سیاست طبقه ای نمی توان تکیه کرد به جز سیاست طبقه کارگر . این سیاست از طرف بالاترین استعداد اکتسابی طبقه که حزب و در راس آن رهبری آن می باشد طراحی ، معرفی و در پر اکسیس مبارزه صحت خود را نشان می دهد. بر این پایه در طول این دوران طولانی احزاب  و سازمان های  سیاسی سرمایه داری  در کشور ما حساب خود را پس داده اند.

سازمان خیانت کار و خوفناک مجاهدین ضد خلق، بقایای سلطنت طلبان متلاشی شده ، حزب سیاست گزار منافع امپریالیسم آمریکا در ایران که جیره خوار سازمان سیا می باشد و نام " حزب کمونیست کارگری " را برای فریب بر روی خود گذاشته است ، جبهه ملی، سازمان اکثریت ، دارای کارنامه های  ننگینی از حمایت مالی  امپریالیست ها  برخودار و یا جیره خوار رژیم جمهوری اسلامی می باشند . همگی حساب های خود را پس داده اند .

مردم ایران خواهان جنگ ، ویرانی  و از بین رفتن تمامیت ارزی کشور ایران نیستند. ایران نباید یوگسلاوی قطعه شده دیگر شود. وحدت تمام خلق های ایران در حول مبارزه ضد امپریالیستی و دموکراتیک برای جلوگیری از جنگ وظیفه مهم کمونیست ها است. اتحاد خلق های ایران برای حفظ کشور ایران در  سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و امنیت در پشت مرز های ایران است و همانا حمایت و کمک عملی از مبارزات میهن پرستان عراقی برای بیرون ریختن ارتش  اشغالگر امپریالیسم آمریکا در عراق است  . خروج نیروهای نظامی آمریکا هرچه سریعتر ، به برنامه تجزیه عراق و همچنین اثرات آن برای تحریک نیروهای مزدور تجزیه طلب در داخل ایران پایان میدهد. ادامه  جنگ قهر آمیز بر علیه اشغال عراق و بیرون راندن  امپریالیسم آمریکا از آن کشور برای پایداری ایران ضروری است و یک شعار ملی با به کار گرفتن همبستگی عملی با آن خلق است.

 

خطر جنگ؟ فرانسوی ‌ها پیشگام اعمال فشار علیه ایران – بی بی سی - احمد زید آبادی 

  برنار کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه، در اظهاراتی بی سابقه خواستار آمادگی جامعه جهانی برای انجام حمله احتمالی علیه ایران شده است.

هر چند آقای کوشنر بر ادامه رویکرد دیپلماتیک در برابر برنامه هسته ‌ای ایران تا نهایت آن، تاکید کرده است، اما سخن او مبنی بر لزوم آمادگی برای "بدترین سناریو" نشان دهنده آن است که وزیر خارجه فرانسه احتمال بن بست دیپلماسی و بروز جنگ را منتفی نمی ‌داند.

در واقع از ابتدای بحران هسته‌ ای ایران تا کنون هیچ مقام غربی به صراحت آقای کوشنر از احتمال بروز جنگ بر سر برنامه هسته‌ ای ایران سخن نگفته است.

البته سران کاخ سفید همواره تاکید می‌ کنند که در رویارویی با ایران هر گزینه ‌ای را در نظر دارند و منظور آنها از این جمله توسل به زور در آخرین و بدترین حالت ممکن است. با این حال، تا کنون از مقام‌ های رسمی آمریکا شنیده نشده است که جامعه جهانی را به آمادگی برای وقوع جنگ احتمالی با ایران فرا بخوانند.

لحن مقام‌های اروپایی نسبت به برنامه هسته ‌ای ایران نیز معمولا ملایم ‌تر از لحن همتایان آمریکایی آنان بوده است. اروپایی‌ها همواره بر لزوم حل بحران هسته‌ ای ایران از راه دیپلماتیک تاکید کرده‌ اند و در جایی که لازم بوده است با آمریکا همبستگی بیشتری نشان دهند، تنها به تکرار نظر کاخ سفید مبنی بر حذف نشدن هیچ گزینه ‌ای از دستور کار غرب بسنده کرده‌ اند.

اینک اما آقای کوشنر به عنوان وزیر خارجه یک کشورمهم اروپایی که اغلب سیاست ملایمتری نسبت به شرکای غربی خود در برابر مسائل بین‌المللی داشته است، با صراحتی بیش از مقام‌ های آمریکایی از احتمال توسل به زور علیه ایران سخن به میان آورده است و این مساله می ‌تواند زنگ‌ های خطر را در خاور میانه یک بار دیگر به صدا در آورد.

خاور میانه و موضع فرانسه

در این میان دو موضوع قابل توجه است. نخست آنکه چرا در بین کشورهای غربی، فرانسه پیشگام اعمال فشار و مقابله با جدر باره موضع نخست می‌ توان گفت که فرانسه بعد از به قدرت رسیدن نیکولا سارکوزی در این کشور، سیاست بین ‌المللی بسیار فعالی را به خصوص در منطقه خاور میانه و شمال آفریقا در پیش گرفته است و این میزان از درگیر شدن در بحران‌های منطقه، خواه ناخواه پاریس را به رو در رو شدن با جمهوری اسلامی می ‌کشاند.

سفر آقای سارکوزی به لیبی و فراهم کردن زمینه آزادی اتباع بلغاری در آن کشور، سفرهای پی در پی آقای کوشنر به لبنان، اسراییل، مناطق فلسطینی و سایر کشورهای عرب منطقه به منظور کمک به حل بحران لبنان و فلسطین و نیز اظهار تمایل مقام‌های کاخ الیزه برای ایفای نقش تازه‌ ای در عراق، همگی نشانه علاقه روز افزون پاریس به مشارکت در شکل‌ دادن نظم تازه ‌ای در خاور میانه و شمال آفریقاست.

مقام‌های فرانسه اما در هر نقطه ‌ای از خاور میانه که پا می ‌گذارند، علامتی از حضور و نفوذ جمهوری اسلامی را می ‌بینند که خلاف نظم مورد دلخواه آنان در حرکت است.

نظم مورد دلخواه فرانسوی‌ ها در خاور میانه، گر چه کاملا با نظم مورد نظر ایالات متحده آمریکا منطبق نیست، اما خطوط کلی علایق آنان یکسان است و از همین دید، به نظر می ‌رسد که هر چه درگیری فرانسوی‌ ها در بحران‌های خاور میانه عمیقتر می ‌شود، نگاه آنان به نقش جمهوری اسلامی در منطقه نیز منفی تر می‌شود.

هشدار کوشنر؛ واقعی یا تو خالی؟

افزون بر نقشی که فرانسوی‌ها برای ایران در بحران‌های خاور میانه قائلند، اصل برنامه هسته ‌ای ایران نیز بویژه به دلیل تاثیری که بر توازن قوا در خاور میانه به جا می‌ گذارد، با سیاست تازه فرانسه در این منطقه ناسازگار است و از همین رو، فرانسوی‌ ها موضع خود در برابر برنامه هسته ‌ای ایران را تشدید کرده ‌اند.

. و اما در مورد اینکه سخنان آقای کوشنر در باره احتمال وقوع جنگ را تا چه حد باید جدی گرفت، قاعدتا دیدگاههای متفاوتی قابل طرح است.

مقام‌ های ایرانی هر گونه اظهار نظر رسانه ها و مقام‌های غربی را مبنی بر احتمال استفاده از زور، نوعی "جنگ روانی" برای دست کشیدن جمهوری اسلامی از برنامه هسته ‌ای آن می‌ دانند و نسبت به آن اظهار بی ‌اعتنایی می ‌کنند.

بسیاری از رسانه‌ های بین المللی و نیز کارشناسان امور جهانی نیز احتمال وقوع جنگ علیه ایران را ناممکن و یا بسیار ضعیف می ‌دانند و آمریکا و متحدان غربی آنها را در موقعیت دست زدن به جنگی تازه در خاور میانه نمی ‌بینند.

این در حالی است که گزارش رسانه‌ های آمریکایی نشان می ‌دهد که شکیبایی مقام‌های کاخ سفید در برابر موثر بودن دیپلماسی برای باز داشتن ایران از ادامه برنامه هسته ‌ای آن، در حال از دست رفتن است و آنها روز به روز به استفاده از ابزارهای دیگری علیه ایران ترغیب می ‌شوند.

نگرانی های برادعی

محمد برادعی، دبیر کل آژانس بین ‌المللی انرژی اتمی، نیز بر این باور است که محافلی در هیئت حاکمه "برخی از کشورها" – که اشاره او ظاهرا به آمریکاست – برای جنگ با ایران نقشه می‌ کشند.

در حقیقت موضع ‌گیری‌ های اخیر آقای برادعی در برابر برنامه هسته ‌ای ایران که برخی از محافل رسانه ‌ای آن را نرمش در برابر ایران تلقی کرده ‌اند، بیش از آنکه مربوط به نرمش وی در برابر ایران باشد، از نگرانی فزاینده او نسبت به وقوع جنگ تازه‌ ای در خاور میانه حکایت دارد.

آقای برادعی ظاهرا می ‌کوشد تا با شکار فرصت‌های تازه‌، ایران و جهان غرب را از درگیری مستقیم باز دارد.

اظهارات آقای کوشنر اما نشانگر آن است که غربی ‌ها زمان نامحدودی را برای به کار گیری دیپلماسی در جهت حل بحران هسته ‌ای ایران قائل نیستند و از همین رو، تاخیر بیش از اندازه در حل این پرونده را به معنای بالا رفتن احتمال وقوع جنگ می ‌دانند.

با این همه، همانطور که وزیر خارجه فرانسه گفته است "حمله به ایران در حال حاضر با عملی شدن فاصله زیادی دارد". هر چند که به نظر می ‌رسد معنای دیگر این جمله این است که ساعت برنامه هسته‌ ای ایران از نظر غربی ‌ها به کار افتاده است و هر ثانیه که پیش می ‌رود، وضع خطرناکتر می ‌شود. 

 

بازگشت