|سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی خواست ما است و برای آن در داخل و خارج از ایران مبارزه می کنیم           سایت ایرانی ما سایتی مستقل و به هیچ گره ،  سازمان و حزبی وابسته نیست

   


فاجعه ای در شرف وقوع و سرنوشت غم انگیز خلق كرد

 برگزیده از توفان 80 ارگان حزب کار ایران

نشریه آلمانی زوددویچه سایتونگ در شماره 30/09/2006 خود نوشت که طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه حزب “پ. کا.کا.“ را مورد خطاب قرار داده تا سلاحهای خویش را تسلیم کند و وارد یک گفتگوی دموکراتیک شود. این اظهار نظر دولت ترکیه واکنش این دولت در مورد پیشنهاد کردهای ترکیه است که حاضرند حتی برای زمینه ایجاد انجام یک مذاکره از جانب خود آتش بس یک طرفه اعلام کنند. ارتش ترکیه همواره علیرغم این حسن نیت کردها با این پیشنهاد مخالفت کرده و آنرا نادیده گرفته است. اوجلان رهبر کردهای ترکیه در زندان از کردهای ترکیه خواست سلاحهای خویش را بر زمین بگذارند. ولی دولت ترکیه و ارتش آن به کمترین چیزی که راضی هستند خلع سلاح کردهاست و نه بر زمین گذاردن سلاحها که تضمین حفظ و نگهداری آنهاست. تا کنون مبارزه کردهای در ترکیه مجموعا 37000 قربانی داشته است. تا زمانیکه این توافق میان دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان صورت نگرفته کردهای ترکیه با جنگ و گریز به شمال خاک عراق خویش را از دسترسی ارتش ترکیه دور می کنند و تدارک برنامه های عملیاتی خویش را با خیال راحت در خاک عراق به انجام می رسانند. انفجار لوله های انتقال گاز به ترکیه از ایران چه در داخل خاک ترکیه و چه اخیرا در ایران مرحله جدیدی از صفبندی ارتجاع منطقه و جهانی را به همراه دارد. امپریالیسم آمریکا و پان ترکیستهای ترکیه به “امنیت“ منطقه علاقمند اند و در این راه حمایت ضمنی جمهوری اسلامی ایران را نیز به همراه دارند. 

دولت ترکیه در بد مخمصه ای گیر کرده است. حکومت متدین طیب اردوغان، جنبش اسلامی ترکیه را که تحت نفوذ ایران است و می تواند در منطقه به جنبشی افراطی بدل شود با کمی ناسیونالیسم ترک و اشاره به لولولی ارتش ترکیه مهار کرده است. همین دولت اسلامی روابط بسیار حسنه ای با دولت اسرائیل بر قرار کرده و در زمان تجاوز صهیونیستها به لبنان سیل سلاحهای کشتار جمعی از جمله بمب خوشه ای را که آمریکائیها از طریق انگلستان ارسال می کردند به اسرائیل می رساند. این کمکهای جنایتکارانه در زیر پرده ای از تبلیغات امپریالیستها و صهیونیستها که گویا ایران و سوریه انبار سلاحهای مورد استفاده لبنان هستند مستور می شد. امپریالیستها یک موشک فکسنی احتمالا ساخت ایران را علم کرده بودند تا ارسال تُن ها بمب خوشه ای و سلاحهای کشتار جمعی به اسرائیل را بپوشانند. اردوغان در حقیقت اراده ای از خود ندارد و باید آنچه که ارتش ترکیه که در پس پرده حکومت می کند طراحی می نماید اجراء کند. در این ارتش ناسیونال شونیستهای افراطی ترکیه دست بالا را دارند.

تجاوز امپریالیستها به عراق و همدستی ناسیونال شونیستهای کرد عراقی با امپریالیستها برای همکاری در قتل عام مردم منطقه به این مصداق که “مهم این است که کُرد زنده باشد گور پدر سایر خلقهای منطقه“ وضعیت غریبی مملو از تضادهای گوناگون در این خطه بوجود آورده است. این اتفاق نظر در میان حکومتهای منطقه وجود دارد که تمامیت ارضی عراق را حفظ کنند تا تعادل سیاسی منطقه حفظ گردد. نه اعراب و نه ترکها با تجزیه عراق به مناطق شیعه و سنی و کرد نشین موافقند و نه دولت ایران با جدائی کردستان عراق از سرزمین عراق موافقت خواهد کرد. امپریالیستها برای بازی دادن کُردها و بریدن سر آنها در زمانیکه شرایط اقتضاء کند به دودوزه بازی اشتغال دارند. کُردهای ناسیونال شونیست به رهبری طالبانی و بارزانی نیز تلاش می کنند با برافراشتن پرچم کُردی در مقابل پرچم عراق و شرکتهای هواپیمائی کُردی بجای عراقی دولتی در دولت ایجاد کنند که شرایط غیر قابل بازگشتی خلق شده باشد. آقای طالبانی علیرغم همه این حقه بازیها، خود را رئیس جمهور همه عراقیها جا می زند. آنها عملا با آتش بازی می کنند. تجربه تاریخ برای انسانهای بینا و متفکر ثابت کرده است که اتکای به آمریکا اتکای سستی است و هر آن با خروج سربازان آمریکائی که محتوم است درهم می ریزد. ناسیونال شونیستهای کرد عراقی که همدست امپریالیستها و صهیونیستها هستند به همین دلیل از آینده خویش در منطقه بشدت هراسناکند و به آرام شدن اوضاع عراق علاقه ای ندارند آنها ترجیح می دهند که از جوخه های مرگ نگروپنته آمریکائی حمایت کنند و مخالفان، دانشمندان، نویسندگان، اساتید دانشگاهی، منتقدین و شخصیتهای با نفوذ و مترقی را ترور نمایند تا نقطه قابل اتکائی در عراق باقی نماند که خطری برای آنها در آینده باشد و زمینه سوق این کشور به صدها سال قبل را فراهم آورد. تزلزلی که ادامه اشغال خاک عراق را توجیه کند. صهیونیستها نیز در این امر سهم بسزائی دارند. آنها همین برنامه را درمورد ایران در سر می پرورانند. دولت اسرائیل به گفته رادیو بی بی سی دوره های آموزشی برای کُردهای عراقی تدارک دیده است و به آنها آموزشهای نظامی و تروریستی می دهد. همین کار را آمریکائیها در ایالت لوئیزی یانای آمریکا با کُردهای مقیم آمریکا  انجام می دهند تا آنها را برای روز مبادا آماده سازند. اینکه اسرائیلیها از زمان ملا مصطفی بارزانی و رژیم شاه در ایران در منطقه فعالند و بر ضد خلقهای منطقه به اخلالگری ادامه می دهند امر جدیدی و پنهانی نیست. حزب ما بارها از این دسیسه ها پرده بر داشته است. ناسیونال شونیستهای کُرد نیز هرگز این همکاری و زد و بند سیاسی ارتجاعی را پنهان نکرده اند. آنها برای این همکاری خیانتکارانه خویش همیشه به ماهیت “دموکراتیک“ اسرائیل در منطقه تکیه کرده اند و از صهیونیستها در سرکوب خلقهای منطقه حمایت کرده اند. این همدستی کُردهای ناسیونال شونیست با صهیونیستها طبیعتا مورد خوشآیند رژیم عراق که به ایران نزدیک است و سایر گروههای مقاومت مردمی در عراق نیست و از چشم آنها نیز پنهان نمی ماند. این عوامل مجموعه ای از تضادهای قابل انفجار در آینده در منطقه فراهم آورده است.

امپریالیسم آمریکا نیز دچار تناقض در عمل شده است. آنها در عین داشتن روابط ارباب و نوکر با کردهای عراقی، در عین علاقه به حفظ مناسباتشان با کردهای عراقی و حمایت پنهان و آشکار از آنها با تغییر مرزهای جغرافیای سیاسی منطقه موافقتی ندارند. زیرا در این امر یک متحد قدرتمند و قابل اعتماد خویش را بنام ترکیه از دست می دهند و در کنار اسرائیل که موجب تزلزل و نا بسامانی در منطقه است اسرائیل دومی به وجود می آورند که به تشدید بحران در منطقه یاری می رساند. این است که آنها ناچار شده اند در زمینه سرکوب “پ.کا.کا.“ با دولت ترکیه کنار آیند و کردهای عراقی را نیز به این راه همدستی و مسالمت در سرکوب خلق کرد بکشانند.

 به گزارش روزنامه متنفذ و لیبرال ترکیه “حریت“ تحت عنوان “پ.کا.کا.“ در شمال عراق اردوگاه نخواهد داشت “راس ویلسون، سفیر آمریکا در آنکارا، اعلام کرد که پ.کا.کا، در شمال عراق هیچ اردوگاهی نخواهد داشت. وی تاکید کرد نقشه­ای که در یک نشریه نظامی منتشر شده و در آن بخش از آناتولی ترکیه، به عنوان خاک ارمنستان و کردستان مشخص شده ربطی به سیاست رسمی آمریکا ندارد...“.

دولت ترکیه که بشدت از تحولات عراق نگران است با فشار به آمریکا خواهان کسب امتیازات بیشتری بجز قاچاق نفت کرکوک است. آنکارا، به حکومت عراق گفته است که “صبر ما لبریز شده است.“

بنا بر همین گزارشات که در نشریات ترکیه منتشر می شوند و حاکی از حساسیت دولت ترکیه نسبت به مسئله کرد ها در عراق و ترکیه می باشند رسانه­های ترکیه یادآور شدند که ژنرال “جوزف رالستن“، نماینده آمریکا جهت هماهنگی با دولت ترکیه برای حل مسئله “پ.کا.کا.“، اعلام کرده که کشورش در صدد اتخاذ تدابیر لازم جهت محاصره مواضع  در کردستان عراق است. این نماینده آمریکا برای جلب نظر دولت ترکیه بشدت فعال شده و بعد از اولین نشست خود با دیپلمات­های ترکیه در یک کنفرانس خبری به روزنامه ­نگاران گفت: “با تلاش و هماهنگی ترکیه، می­خواهیم سریعا تدابیر لازم را برای مقابله با نیروهای مسلح “پ.کا.کا.“ اتخاذ نمائیم.“. رالستن، در ادامه سخنانش افزود: “بعد از ترکیه به عراق خواهد رفت تا با مسئولین عراقی و ارتش آمریکا در این کشور گفتگو کند.“

به گفته رالستن، وی از  حکومت عراق خواهد خواست تا نماینده خود را برای هماهنگی با ترکیه و آمریکا جهت حل مناقشه نیروهای مسلح “پ.کا.کا.“ تعیین نماید.

متعاقب آن برای اینکه هر چه زودتر این “بحران“ را مهار کنند رالستن، نماینده ویژه آمریکا در مبارزه با ترور در ترکیه، به عراق رهسپار شد و پیام دولت ترکیه را به دولت عراق رسانید. پس از این نخست­ وزیر عراق، آقای نوری ­مالکی، اظهار داشت: “اعلام پ.کا.کا.، به عنوان یک سازمان تروریستی، قابل پذیرش است.“ دولت عراق، در این مورد نیر به توافقاتی رسیده است که مبنی بر آن بستن کلیه دفاتر و نمایند­گی­ها و جلوگیری از فعالیت­های “پ.کا.کا.“ در عراق مورد تاکید قرار می گیرد. آقای نوری مالکی همچنین وعده کرده است که در زمین های امنیتی با دولت ترکیه همکاری های لازم را بنماید. علی ­دباغ، سخنگوی دولت عراق نیز در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که این قرار در نشست رسمی هیات وزیران اتخاذ شده است. وی در این کنفرانس تاکید کرد: “ما خواهان رابطه دوستانه با ترکیه و دیگر همسایگان خود هستیم... دفاتر و نمانیدگی­های پ.کا.کا. از این تاریخ در خاک عراق غیرقانونی است.“  آقای مالکی، در طی یک تماس تلفنی به آقای طیب اردوغان، نخست­ وزیر ترکیه اطمینان داد که دولت عراق در این عرصه با آنها همکاری خواهد کرد. در عین حال آقای عبدالقادر آکسو، وزیر کشور ترکیه، در دیدار با همتای عراقی خود، جواد ­بولانی، بر مبارزه مشترک علیه پ.کا.کا. تاکید ورزید. این فعالیتها حاکی از همکاری مشترک آمریکا، ترکیه و دولت عراق اعم از کرد و عرب و ترکمن شیعه و سنی با یکدیگر برای سرکوب کردهای ترکیه است.  

جنبش حق طلبانه کُردهای ترکیه به رهبری “پ کا کا“ بی توجه به همدستی کردهای ناسیونال شونیست عراقی علیه اسرائیل و امپریالیست آمریکا می رزمند و بعنوان قدرتمندترین نیروی رزمنده در منطقه مقابل ارتش ترکیه ایستاده است. نه دولت ترکیه و نه امپریالیسم آمریکا و نه حتی کردهای در قدرت در عراق تلاشی برای یافتن یک راه حل انسانی و با دوام برای تحقق حق تعیین سرنوشت خلق کرد در منطقه و بویژه در ترکیه وعراق نمی کنند. رویدادهای عراق، ارتش ترکیه را بشدت نگران آینده و تمامیت ارضی ترکیه کرده است. آنها می خواهند هر طور شده است خود را از “شََرّ“ این جنبش حق طلبانه خلاص کنند. برای این کار فقط به بسیج ارتش و اعزام آن به منطقه اکتفا نمی کنند بلکه باید نظر دولت ایران و عراق و سوریه را نیز به این امر جلب نمایند. بنظر می رسد که هم اکنون با تدارک قبلی این همکاری صورت گرفته است و ارتجاع منطقه مشترکاً در پی قلع و قمع کُردهای ترکیه می باشد که در جنگ و گریز خویش از به داخل خاک ممالک همسایه با عبور از مرزهای عراق و ایران پا می گذارند. با توجه به کشمکشهای ایران و ترکیه که تا حدودی با فشار آمریکا و اروپا صورت می گیرد کار ترکیه در این عرصه بسیار مشکل بود ولی اکنون اتفاق عمل میان آنها، هر چند شکننده ولی بهر صورت، به چشم می خورد. آمریکائی ها و اسرائیلیها نیز با سرکوب “پ کا کا“ به عنوان سازمان “تروریستی“ موافقند، زیرا نتوانسته اند آنگونه که در عراق و ایران در میان کردها پایگاه ایجاد کرده اند و مشتی مزدور را به خدمت خویش در آورده اند در میان کردهای ترکیه موفق شوند. این سازمان از آن جهت “تروریستی“ محسوب می شود که به خواستهای امپریالیستها و صهیونیستها گردن نمی نهد و ننهاده است و حاضر نیست امر مسئله ملی خلق کُرد در ترکیه را در راستای منافع قدرتهای ارتجاعی جهانی حل کند.

مضحکتر از همه وضع ناسیونال شونیستهای کُرد عراقی در قدرت است. آنها که تا به امروز به “کُردیت“ تکیه می کردند وهمه چیز را از دیدگاه ناسیونال شونیستی کُردی طرح و بحث و حل می کردند حال باید در سرکوب خلق کُرد در ترکیه به همدست امپریالیستها و صهیونیستها و ارتجاع منطقه بدل شوند. آنها در شمال عراق باید مانع جنگ و گریز کُردهای ترکیه شوند و به نابودی آنها برای منافع آن بخش از بورژوازی کُرد در عراق که در قدرت است رضایت دهند.

رسانه­های گروهی ترکیه در روز 20 سپتامبر 2006، خبری با عنوان ““پ.­کا.­کا.“ از عراق رانده می­شود“ منتشر کردند. به استناد اخبار این رسانه ها دولت عراق که مفهوم دیگری بجز ائتلاف کردها و شیعه ها ندارد، موافقت خود را با درخواست دولت ترکیه، مبنی بر تعطیلی تمامی دفاتر و نمایندگی­های “پ.کا.کا“ و جلوگیری از فعالیت­های این سازمان در عراق، اعلام کرده اند. روشن است که این ممانعت از فعالیتها و بستن دفاتر با “زبان خوش“ صورت نمی گیرد و بی توجهی مسئولان مربوطه به این تصمیم با زندان ابو غریب درمان می شود. یک روزنامه ملی گرای ترکیه بنام “ترکیه“ از قول مقامات عراقی نوشت: “نوری ­مالکی، نخست­وزیر عراق، با درخواست ترکیه موافقت کرده و گفته است: به دلیل این که پ.کا.کا، یک سازمان تروریستی است دفاتر و نمایندگی­های آن در سراسر کشور تعطیل می­شود. قرار مذکور در یک نشست هیات وزیران دولت عراق به تصویب رسیده است. مالکی، افزود: با دولت ترکیه، در هر موردی حاضر به همکاری هستیم.“

در عین وضعیت حزب دموکرات کردستان ایران و دارو دسته ناسیونال شونیست معتدی که برای تجاوز امپریالیسم آمریکا به ایران و قتل عام مردم منطقه روز شماری کرده و دست به دعا برداشته اند نیز بسیار مضحک خواهد شد. فقدان پرنسیپ سیاسی آنها را به مغاک ورشکستگی قطعی سوق خواهد داد. از هم اکنون مردم ایران به رهبران خود فروخته این جریانات ناسیونال شونیست که خلق کرد را به قتلگاه می برند چون عمال دشمن و همدست امپریالیسم نگاه می کنند.

این تجارب بسیار آموزنده هستند و نشان می دهند که سرانجامِ هر مبارزه ای را مبارزه میان طبقات رقم می زند. یک کارگر کُرد به یک کارگر ایرانی و ترک و عرب نزدیکتر است تا به یک بورژوای کُرد. بورژوای ناسیونال شونیست کُرد تا آنجا که برای تامین منافع طبقاتی خویش مبارزه می کند و راه حل منافع ملی خلق کرد را در کادر منافع امپریالیستها و بورژوازی کُرد جستجو می کند به تقابل منافع عمومی مردم کردستان و سایر ملل منطقه نیاز دارد. آنها “کُردیت“ و قرار دادن کُردها در مقابل سایر ملتها  و یا این تئوری که “ کُرد که مرتجع نمی شود“ را برای گوشت دم توپ کردن مردم کردستان مطرح می کنند ولی زمانیکه پای منافع طبقاتی به میان می آید بیکباره پرچم هویت کُردی را به زمین انداخته و برای سرکوب کُردهای “پ کا کا“ به همدست ارتجاع منطقه بدل می شوند. حال باید کُردهای “مترقی“ خدمت کُردهای “ارتجاعی“ برسند. این واقعیت ولی در تناقض کامل با افسانه سرائی کُردهای ناسیونال شونیست قرار دارد که از یکپارچگی کُرد و کردستان بزرگ سخن می رانند. حال معلوم می شود که کُردها هم نظیر ترکها و ایرانیها و عربها ارتجاعی و مترقی دارند. حال معلوم می شود که مرز این صفبندیها از هویت ملی نمی گذرد از هویت طبقاتی می گذرد و از این نقطه نظر و در خدمت هویت طبقاتی و منافع والای پرولتاریا است که باید مسئله ملی طرح و بررسی شود. حال معلوم می شود که این گفته استالین تا به چه حد نغز است: “در سابق مسئله ملی را به طریق رفرمیستی، مانند مسئله مستقلی که رابطه ای با مسئله عمومی حکمرانی سرمایه، سرنگونی امپریالیسم و موضوع انقلاب پرولتاریا نداشته باشد می نگریستند. از راه سکوت وانمود می شد که پیروزی پرولتاریا در اروپا بدون اتحاد مستقیم با نهضت آزادیخواهانه مستعمرات ممکن بوده و حل مسئله ملی و مستعمراتی ممکن است بدون سر و صدا و “بخودی خود“ در خارج از شاهراه انقلاب پرولتاریائی و بدون مبارزه انقلابی با امپریالیسم صورت گیرد. ولی اکنون این نظریه ضد انقلابی را باید افشاء شده دانست. لنینیسم ثابت کرد و جنگ امپریالیستی و انقلاب روسیه نیز تائید نمودند که مسئله ملی فقط  در حال رابطه و بر اساس انقلاب پرولتاریائی ممکن است حل و تصفیه گردد، که پیروزی انقلاب در باختر از راه اتحاد انقلابی با نهضت آزادیخواهانه مستعمرات و ممالک غیر مستقل بر ضد امپریالیسم جریان می یابد. مسئله ملی قسمتی از مسئله عمومی انقلاب پرولتاریا، قسمتی از مسئله دیکتاتوری پرولتاریا است.“ 

خلق کرد تنها با نظر داشت به این رهنمود انقلابی است که راه رهائی خویش را می یابد و دوستان و دشمنان خویش را پیدا می کند.

بر گرفته ازتوفان شماره  80  آبان ماه  1385  ارگان مرکزی حزب کارایران

   www.toufan.org

   toufan@toufan.org