|
سایت ایرانی ما: به هیچ گروه وابسته نیست www.iranima.com آدرس تماس با ما: iranima@hotmail.com |
![]() |
|
2007/05/13 |
|
همه با هم؟ - در حاشیه سفر منوچهر متکی به کشورهای
سکاندیناوی –
افسانه نکونام-11
ماه مه –
سفر اخیر منوچهر متکی، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی به کشورهای
اسکاندیناوی، اعتراض و خشم نیروهای اپوزیسیون ایران اعم از جریانات
راست و چپ را برانگیخت. این اعتراضات بویژه در سوئد که نزدیک به 250
نفر در آن شرکت داشتند سر وصدای وسیعی درمطبوعات و رسانه های خبری سوئد
براه انداخت.
دولت محافظه کار سوئد همانند دولت پیشین، سوسیال دمکرات بعنوان نماینده
سیاسی اقتصادی انحصارات مالی این کشور جهت گسترش پیمانهای تجاری و
درچهارچوب " دیالوگ انتقادی" اتحادیه اروپا ، از سویی و از سوی
دیگر جهت فشار بر جمهوری اسلامی بمنظور دست کشیدن از غنی سازی اورانیوم
و پذیرش پیشنهاد های شورای امنیت ودر راس آن آمریکا، وزیر
امورخارجه جمهوری اسلامی را به سوئد دعوت نمود. دولت سوئد که خود عضوی
از خانواده اتحادیه اروپاست از تحریم اقتصادی علیه ایران حمایت
کرده و اهداف امپریالیستی خود را دنبال میکند. طبعا آنجا که منافع دول
امپریالیستی مطرح است حقوق بشر وسیله و بازیچه ای بیش در دست صاحبان
سرمایه های بزرگ مالی نخواهد بود. تحریم اقتصادی عراق و کشتار بیرحمانه
بیش از یک میلیون مردم عراق که نیمی از آنها کودک بودند درچهار چوب
همین سیاست " حقوق بشر" ممالک بزرگ صنعتی قابل تبیین است. پس عجب نیست
که دولت محافظه کار و راست سرمایه داری سوئد از منوچهر متکی نماینده
رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی دعوت بعمل آورد و با وی وارد معامله و
زد وبند سیاسی اقتصادی گردد و امتیاز بیشتری از رژیم ملایان به
طلبد.از این رو درخواست آزادی و حقوق بشر از دولت محافظه کار سوئد و یا
دولی نظیر آمریکا، اسرائیل و امثالهم توهمی بیش نیست و جز خاک پاشاندن
درچشم مردم ثمری نخواهد داشت. درچنین شرایطی که نماینده یک رژیم
بهیمی و ضد بشر و ناقض ابتدایی ترین حقوق انسانها به سوئد و کشورهای
نظیر سفر میکند چه باید کرد و وظیفه اپوزیسیون مترقی و انقلابی
چه خواهد بود. آیا باید دست روی دست گذاشت و ناظر بر صحنه بود و میدان
را به هواداران رژیم و مدافعان " دیالوگ انتقادی" سپرد و لب نگشود و یا
اینکه با سازماندهی وسیع ایرانیان پناهند و مترقی حول یک برنامه
دموکراتیک و ضد امپریالیستی دست به اعتراض علیه سفر متکی به سوئد زد
وافکار عمومی را از تشدید سرکوب و خفقان در ایران که در اثر سیاست
تحریم شورای امنیت و تهدید نظامی آمریکا علیه مردم ایران صورت میگیرد،
آگاه ساخت. اعتراض و افشای رژیم جمهوری اسلامی برحق است و باید
درهرگوشه ای از جهان که هستیم برحسب توان و امکانات خود و همراه
بانیروهای مترقی خارجی به آکسیونهای متنوع مبادرت ورزیم.
اما سخن بر سر آن است که آیا می توان به صرف مخالفت با جمهوری اسلامی
دریک چهارچوب گل و گشاد و بدون مرز بندی روشن با دشمنان سوگند
خورده مردم یعنی مزدوران ریز و درشت امپریالیسم و صهیونیسم و حامیان
تحریم اقتصادی شورای امنیت در یک جبهه قرارگیریم و بر آشفته فکری
و مشوب افکار دامن زنیم؟ آیا می توان در قالب " خود جوش" بودن تظاهرات
ضد رژیمی که از طریق رادیو های محلی فراخوان داده شده است به توجیه عدم
موضع گیری و مرزبندی با جریانات امپریالیستی و سلطنت طلب متوسل گردیم؟
متاسفانه تظاهراتهای اعتراضی ایرانیان در سوئد و نروژ علیرغم ضد رژیمی
بودن آنها اما فاقد مرزبندی روشن با امپریالیسم ودشمنان مردم ایران
بود. روح حاکم بر آن وحدت کلمه و سیاست همه با هم بود. چنین فضایی بی
تردید به مذاق سلطنت طلبان و حامیان تحریم و تجاوز به ایران خوش می
آید. مخدوش کردن این خط و مرزها بسود جنبش روبرشد مردم ایران
نخواهد بود و ضربات سنگینی بر آن وارد خواهد ساخت. پیکار علیه
رژیم جمهوری اسلامی امری برحق ، ضروری و لازم است لیکن کافی
نیست. این مبارزه بدون جهت گیری ضد امپریالیستی و ضد استعماری مبارزه
ای ناقص و بی دور نماست. امپریالیسم امریکا و صهیونیستهای
اسرائیل نیز خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند همانطور که در
عراق بودند و سرانجام با بمباران وحشیانه به این هدف پلید و فاشیستی
خود دست یافتند. بنابراین نمی توان با توجیه "ضرب العجلی و خود
جوش بودن " تظاهرات استکهلم و یا نروژ از احساس مسئولیت و شفافیت
بخشیدن به امر مبارزه شانه خالی کرد. نمی توان با خلط مبحث و التقاط
وسیاست همه با هم و همراه با هیجان ودنباله روی از حوادث، راه گشا بود
و افکار عمومی را با خود همراه و درمسیر صحیحی رهنمون کرد. وقتی چنین
خط کشی صورت نگیرد این مبارزه به کج راه خواهد رفت و هواداران دوآتشه
صهیونیسم اسرائیل و تجاوز نظامی به ایران نظیر حزب مردم سوئد و این
قبیل جریانات ارتجاعی میدان داراین مبارزه ضد رژیمی خواهند بود. طرح
شعارهای بی بو وخاصیت و پوپولیستی نه بمب، نه جنگ، نه
اسلام سیاسی، نه جنگ تروریستها.... راه گشا نخواهد بود. مردم نخواهند
فهمید که منظور از بمب چیست و چه کسی قصد بمباران کشور دیگر را دارد.
چه کسی نیرو به خلیج فارس گسیل داشته و در تدارک تجاوز و اشغال است.
چنین موضع گیری بسود احزاب اسرائیلی نظیر حزب مردم سوئد و محافظه کاران
حاکم است که با دلسوزی زیرکانه و همبستگی شیادانه نسبت به مردم ایران
از سیاست آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران حمایت میکنند. پس
وظیفه نیروهای انقلابی و مترقی است که درتنویر افکار بکوشند و با
هشیاری و درایت مبارزه ضد رژیمی را با مبارزه علیه امپریالیسم و
صهیونیسم پیوند زنند و به افشای دشمنان مردم بپردازند. برنامه صبحگاهی
تلویزیون کانال یک سوئد در 8 ماه مه و مصاحبه با نماینده حزب لیبرال
مردم سوئد" فرد ریک مالم" این هوادار دوآتشه صهیونیسم اسرائیل و تجاوز
نظامی به ایران جالب توجه است. آقای" فرد ریک مالم" ضمن حمایت تمام و
کمال از تظاهرات ایرانیان علیه متکی بر خطر اتمی شدن جمهوری اسلامی
درمنطقه بعنوان عمده ترین نیروی ویرانگردر عرصه جهان یاد نمود وبر
تشدید تحریم اقتصادی علیه ایران تاکید کرد. درهمان روز دربرنامه شب،
کانال 1 سوئد "آرگومنت" خانم مهین علیپور نماینده یکی از شاخه
های هوادار منصور حکمت ، درکنار دبیر دوم سازمان جوانان حزب مردم سوئد
به اظهار نظر پرداخت وبه دعوای جنبش اسلام سیاسی که یک قطب آن جمهوری
اسلامی است و تضاد آن با قطب دیگر یعنی آمریکا در منطقه اشاره نمود.
روشن نبود که ایشان نماینده یک حزب کمونیست است که سخن می گوید یا
نماینده حزب بورژوا لیبرال مردم سوئد که هوادار اسرائیل ا ست . روشن
نبود چرا ایشان ازبیان این امر که سرنگونی جمهوری اسلامی وظیفه مردم
ایران است و ربطی به امپریالیسم وحشی آمریکا و یا اسرائیل ندارد
عاجز بود و به اینهمه کلی گویی پرداخت....
وقتی در تظاهرات نروژ عده ای هوادار صهیونیسم اسرائیل با پرچم خود
وارد صفوف تظاهرات اعتراضی علیه منوچهر متکی میگردند نشان از آن است که
دست اندرکاران این تظاهرات با اتخاذ سیاست همه باهم راه را برای
اتحاد با اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی باز گذاشته اند و
جز این نیز نمی تواند باشد. سیاست همه باهم و درکنار هواداران
سلطنت و اسرائیل رژه رفتن ومبارزه علیه جمهوری اسلامی پشیزی ارزش
ندارد، فاقد ماهیت ترقی خواهانه است .
شعارهمه باهم در انقلاب بهمن 57 و بهره برداری خمینی از این سیاست
آموزنده است و آزموده را دوباره آزمودن خطاست. نمی توان درخت را دید
اما جنگل را ندید و بدون خط کشی روشن و شفاف علیه امپریالیسم فقط به
مبارزه ضد رژیمی اکتفا کرد. چنین سیاستی بسود نیروهای هودار امپریالیسم
نظیر سلطنت طلبان،مجاهدین، حواریون حکمت و ناسیونال شونیستهای رنگارنگ
است. مخدوش کردن مرز انقلاب و ضد انقلاب، دوستان و دشمنان مردم حتا اگر
از روی فقر تئوریک و نادانی و جهل صورت گیرد امری نا صواب است و چنین
سیاستی نمی تواند درخدمت مردم باشد. بدون خط کشی روشن با امپریالیسم و
هواداران استعمار و پیکار علیه هر نوع تهدید و تحریم و تجاوز
نظامی به ایران نمی توان مبارزه ضد رژیمی را به سر منزل مقصود رسانید.
تنها در این بستراست که می توان نقش انقلابی و ترقی خواهانه ای ایفا
نمود وبه وظیفه خود درقبال مردم ایران جامه عمل پوشاند. تنها در این
بستر است که می توان مانع سو استفاده نیروهای ارتجاعی از پیکار برحق
مبارزان ازادیخواه و ضد رژیم شد.
افسانه نکونام
11 مامه 2007 سوئ
|
| بازگشت |