|
هجومی
از سر عجز! ساحل نیکنام – سورنا هدایت
در
آغاز سال تحصيلی جديد، دانشگاه با هجومی تازه روبرو شده است.
فعالان دانشجو از طيف های مختلف توسط كميته های انضباطی و
نهادهای اطلاعاتی احضار شده، مورد بازجويی و بازخواست قرار
گرفته اند. دهها نفر با حكم اخراج، تعليق و يا اخطار روبرو شده
اند. برای استادان "غير خودي" که زیر بار سیاست های غیر انسانی
آنها نمی روند خط و نشان كشيده می شود. به خيال خود می خواهند
آب رفته را به جوی باز گردانند. چه خبر شده؟ مساله چيست؟
مساله
خيلی ساده است: اينها شكست خورده اند. خودشان هم معترفند كه پس
از 27 سال و با راه انداختن موج های سركوب پياپي، نتوانسته اند
"دانشگاه اسلامی" بسازند. اين اعتراف به يك شكست ايدئولوژيك
است، اما پيش از آن، نشانه يك شكست مهم سياسی است. اينها
نتوانسته اند از دانشگاه، محيطی طرفدار خود يا لااقل بيطرف
بسازند. موج نارضايتی و تنفر گسترده ای كه در كل جامعه نسبت به
وضع موجود جريان دارد، در دانشگاه ها منعكس می شود. و دانشگاه
به خاطر خصوصيت و ظرفيتی كه دارد، امروز اين نارضايتی و نفرت
عمومی سياسی تر، پر سر و صداتر و متشكل تر از بقيه عرصه ها به
نمايش می گذارد. برای درك عميق شكست حاكميت در دانشگاه، بايد
يك لحظه موضوع جناح بندی های حكومتی را كنار گذاشت. طرح مهار و
كنترل جنبش دانشجويی زير پرچم "اصلاح طلبي" در درجه اول، طرح
يك نظام حكومتی برای حفظ و تثبيت خود بود. شكست آن طرح، شكست
توهمات بخش بزرگی از دانشجويان آزاديخواه و استادان مترقی نسبت
به "امكان اصلاحات از درون نظام"، در درجه اول به معنی شكست كل
نظام بود و نه اين يا آن جناح.
در سه چهار
سال گذشته، جريان مبارزاتی جديدی در دانشگاه ها شكل گرفته كه
مهمترين مشخصه اش استقلال آگاهانه از قطب های حكومتی است. در
راس اين جريان، طيف چپ دانشجويان قرار دارند. ظهور نشريات
متعدد مستقل در سطح دانشگاه های سراسر كشور، نشانگر ميزان
گستردگي، توان فكری و جهت گيری های عمومی اين جريان است. اين
حركت كه بهترست آن را جنبش نوين دانشجويی بناميم در تقابل با
جريان اصلاح طلبانه حكومتی شكل گرفته و عكس العملی به فريبكاری
و ورشكستگی آن است. جنبش نوين دانشجويی تحت تاثير ايده های چپ،
هوای تازه ای را به دانشگاه ها آورده و ضرورت دست زدن به يك
تلاش آگاهانه برای شناخت صحيح مناسبات حاكم و يافتن راه های
تغيير اوضاع را تبليغ كرده است.
این حرکت
نوین تا کنون توانسته از فرصتهای انتشاراتی برای اشاعه افکار
خود سود جوید و بر طیف گسترده تری تاثیر بگذارد. البته باید
بین استفاده جسورانه از این فرصتها و ضعفهائی چون علنی گرائی و
قانونی گرائی افراطی فرق گذاشت. کدام جنبش است که در ابتدای
راه و کسب تجربه از چنین خطاهائی مبرا بوده باشد. اما آنچه که
امروزه باید مورد توجه قرار گیرد این است که دوره آن قبیل
فعالیتها به سر رسید. به نظر نمی رسد که بتوان با ادامه همان
روشها و اشکال کاملا علنی و قانونی خدمات بیشتری در زمینه
فراگیر کردن ایده های چپ در میان دانشجویان انجام داد و یا
برخی از همان خطاهای قبلی را تکرار کرد. چرا که مانع از ايجاد
يك زيرساخت فكری ـ تشكيلاتی ـ عملی برای يك مبارزه پيگير و
ادامه دار و سراسری می شود. بخش چپ جنبش دانشجوئی راه درازی در
پیش دارد، اگر ضرورتهای زمانه را به خوبی درک کند آینده روشنی
را می تواند تدارک بیند.
به هر حال،
اينك در چنين موقعيتی قرار داريم. ده ها دانشجو اخراج شده اند.
اخراج ها برای اينست كه مبارزه را دچار اختلال كنند. برای
اينست كه جنبش نوپای دانشجويی را از تجربه ها و توانايی هايی
كه در همين مدت كوتاه به دست آمده، محروم كنند. و البته برای
اينست كه در ميان شمار وسيعتری از دانشجويان آزاديخواه و بين
كسانی كه تازه به محيط دانشگاه پا می گذارند و مشتاقانه می
خواهند به جنبش سياسی دانشجويی بپيوندند، تخم ياس و ترس
بپاشند. اين هجوم بايد جواب بگيرد. نبايد اجازه داد كه فضای
مورد نظر سركوبگران حتی به طور موقت شكل بگيرد.باید اعتراض
کنیم به اخراج، تعليق، احضار و تهديد دانشجويان مترقی. اعتراض
به بركناری استادان و كارمندان "غير خودي" را نباید فراموش
کنیم. اعتراض به تاريك انديشی و موجی كه عليه افكار چپ، عليه
خرد ورزی و دمكراتيسم در دانشگاه ها به راه انداخته اند از
اهمیت به سزایی برخوردار است. باید به هر طريق ممكن مخالفت
شدید خود را به تبعيضات و جداسازی های قرون وسطايی زن ستيزانه
كه دانشجويان دختر را نشانه گرفته، ابراز کنیم وحرکات رزمنده
بر ضد آن سازمان دهیم. بایستی را در راه آگاه کردن مردم از
این وقایع تلاش کرده و آنها را درگیر و شریک مبارزات خود کنیم.
بايد بر سر همه اين موارد، پيگيرانه شبنامه پخش كرد و شعار
نوشت و به بحث دامن زد. بايد نشان داد كه زير همه اين قلدری ها
يك ضعف اساسی ريشه دوانده است. اینها از آزادی بیان می ترسند
زیرا جنبش فکری در میان مردم موجب آگاهی در مورد ماهیت
ستمگرانه ارتجاعی شان می شود. اینان از افشای همسانی فکری عملی
شان با دولت امپریالیستی آمریکا - علیرغم برخی تضادهائی که با
یکدیگر دارند- می ترسند. اینان از آزادی بیان می ترسند زیرا
تاریک اندیشی مذهبی شان را رسوا می کند. اينها از دانشگاه می
ترسند. اعمال شان هم اين را نشان می دهد. بنابراين، ما نيستيم
كه بايد از آنها بترسيم.
آنها هستند که از ما باید بترسند.
این هجوم حاکمیت خود موید این واقعیت است که بخش چپ جنبش
دانشجویی طی سال های اخیر به عنوان یک وزنه در جنبش اجتماعی
سیاسی مطرح شده است. وزنه ای که قادر است به شکل گیری قطب سوم
یاری رساند. قطبی که با نه گفتن به ارتجاع و امپریالیسم پرچم
دفاع از منافع پایه ای اکثریت مردم ایران را برافرازد.
حاکمیت از شکل گیری چنین امری هراس دارد و از همه امکانات خود
استفاده می کند تا مانع آن شود.
در روزهايی
كه پيش رو داريم، جنبش نوين دانشجويی با آزمون های جدی روبرو
خواهد شد. آزمون های فکری سياسی و عملي. پاسخی كه امروز به اين
هجوم سركوبگرانه می دهيم زمينه ساز پاسخ های فردای ماست. جنبش
دانشجويی هميشه اين رسالت و ظرفيت را دارد كه بر فضای سياسی
فکری جامعه و بر آگاهی مبارزاتی قشرها و طبقات ستمديده تاثيری
مهم بگذارد. پاسخ شايسته ما به هجوم كنونی و عقب راندن
سركوبگران، نه فقط به نفع گسترش فضای بحث و بیان و افشاگری و
مبارزه در دانشگاه هاست بلكه تاثير سياسی مثبتی بر كل جامعه
خواهد گذاشت. تمام تلاش صاحبان قدرت اينست كه نگذارند پرچم
مبارزه مستقل و سکولار، ضد ارتجاعی و ضد امپرياليستی بویژه
سوسیالیستی در دانشگاه ها برافراشته شود. اينها از جنبشی می
ترسند كه هم عليه بيدادگري، تاريك انديشی مذهبی، استثمار و
غارت و ستم باشد و هم در برابر سلطه و تجاوزگری امپرياليستی
بايستد و پوچ بودن شعارهای "ضد امپرياليستي" حاكمان را نشان
دهد. جنبشی كه پرده از رابطه اربابان سرمايه و خادمان نفتی
آنها بردارد و اعلام كند كه دعوا و كشمكش كنونی اينها با هم
هيچ ربطی به منافع مردم ندارد. جنبشی كه نه با ديكتاتورهای
مذهبی داخلی سر سازش داشته باشد نه با كسانی كه توسط تهاجم
نظامي، "انقلاب مخملي"، گلوباليزاسيون و نئوليبراليسم می
خواهند سلطه و منافع ضد مردمی خود را در دنيا تثبيت كنند.
جنبشی که مانع از آن شود که اپوزیسیون وابسته ای که منافع
ضد مردمی آنها را در ایران تضمین می کند به قدرت برسد.
اين سياست
و ديدگاهی است كه در بين توده های مردم می تواند و بايد پايه
بگيرد و دور باطل "دنباله روی از نوكر يا اتكاء به ارباب" را
بشكند. هجوم كنونی ارتجاع به جنبش دانشجويی در واقع حمله ای
پيشگيرانه عليه اين سياست و ديدگاه است. در برابرش نبايد كوتاه
آمد، چراکه کوچکترین گامی به عقب به نفع ارتجاع و امپریالیسم و
به ضرر اکثریت مردم ایران است و باعت ادامه حیات دیکتاتورهای
کنونی و یا جایگزینی یک دار ودسته ارتجاعی دیگر می شود.
زمانی لنین
در پاسخ به موجهای سرکوب جنبش دانشجوئی در روسیه توسط تزار
مستبد گفت:
"دانشگاهها
را ببندید ما بیشتر به میان مردم می رویم! نشریات را سانسور
کنید ما در اشکال متنوع تر و گسترده تر آنقدر بیانیه و نشریه
می دهیم که کار شما را خنثی کند!"
ما نیز
چنین می کنیم و کوتاه نمی آئیم!
|