مشکلات مردم

 

قاتلین واقعی سران جمهوری اسلامی می باشند که باید به پای میز محاکمه کشیده شوند و به سخترین مجازات محکوم گردند

شهرداری شغلی پر درآمد برای شهردار و شرکای او!

ما مستاجر ها بیچاره ایم

مشکل ما نداشتن سر پناهی امن است

ما الان چند وقتي است كه بيكار هستم.
مي پرسم حالا چه كار مي كنيد؟
مي گويد نمي دانم
.

بی مسکن

سه راهي سر گردان

ما را در یابید

 

 

 
 
 
 

 

 

|بازگشت |  بیکاری  |  اجاره خانه | شهرک ها |   خانواده | کودکان | جوانان | سا لمندان | اعتیادد| خود فروشی|                 سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران

  اکنون عضو شوید


   • وبلاک
   • نظرات
   •درد و دلهای زندگی
   •
 شکایت نامه
 

ما در همین ستون ضرورت خواستهای  ایرانیان را مورد توجه قرار داده، خواهش می کنیم انتقادات خودتان را  از طریق امیل به فرستید.


   حقیقت را باید گفت هر چند باب میل ستمگران،استعمارگران و استثمارگران نیست ، ولی قلم ما قلب رژیم جمهوری اسلامی را نشان گرفته است!



 
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
 
 
10.01.2006 07:44

قاتلین واقعی سران جمهوری اسلامی می باشند که باید به  پای میزمحاکمه کشیده شوند و به سخترین مجازات محکوم گردند!

..- مى دانى كه پدر، مادر و برادرت به قتل رسيده اند؟
تا امروز نمى دانستم، اما پس از دستگيرى در كلانترى موضوع را شنيدم.
-
تو ادعاهايى درباره خانواده ات مطرح كرده اى كه نمى توان آن را به چاپ رساند، حالا درباره انگيزه و نوع اين حادثه بگوييد.
من پيمانكار يك كارگاه گازرسانى بودم و درآمد خوبى داشتم. تا اينكه ورشكسته شدم و منزل و مغازه و همه چيز را از دست دادم. با آنكه هميشه از نظر مالى كمك زيادى به خانواده ام مى كردم، اما پس از ورشكستگى مورد بى مهرى آنها قرار گرفتم. از طرفى چون آنها مخالف ازدواج من و همسرم بودند، ما را كاملاً طرد كرده و ما در وضعيت بدى قرار گرفتيم. ما حتى منزلى براى سكونت نداشتيم. به ناچار با وجود علاقه زياد به همسر و فرزندم، سه ماه پيش به صورت توافقى از هم جدا شديم و  هر كدام از ما على رغم ميل باطنى به خانه پدرى برگشتيم، اما خانواده من اين سرشكستگى را ننگ مى دانست و برخوردهاى تندى با من مى شد. طورى كه دخترم را بيرون كردند و هر روز با من درگير بودند.
-
آيا از آنها كينه اى به دل داشتى؟
نه، اصلاً من آدم كينه اى نيستم.
-
با چه كسى بيشتر درگير مى شدى؟
با ابوالفضل كه ديگر نيست.
-
چرا؟
ابوالفضل ليسانس حسابدارى داشت، اما معتاد بود. او هميشه در محيط خانه و محل زندگى درگيرى زيادى ايجاد مى كرد. يك بار هم با چاقو به كتف من زده بود، اما نمى دانم چرا همه طرف او را مى گرفتند و كسى به رفتارهاى او اعتراضى نمى كرد. جانبدارى هاى آنها باعث شده بود تا ابوالفضل بى پروا دست به هر كارى بزند.
-
از روز حادثه بگو.
من مدت سه ماه بود كه با همسرم متاركه كرده و در منزل پدرم بودم. آنها به من فشار مى آوردند تا زودتر از آنجا بروم، اما من مشكل شديد مالى داشتم.روز حادثه از صبح بيرون نرفتم و منتظر تماسى بودم، چون چند جا سفارش كار داده بودم. البته در خانه ما هر روز سر و صدا و دعوا بود، اما آن روز شديدتر شده بود. رفتم حمام دوش گرفتم تا آرامش پيدا كنم. از حمام كه آمدم، متوجه شدم ابوالفضل در غياب من تلفن را قطع كرده تا دخترم يا دوستانم براى كار با من تماس نگيرند. خواستم در را باز كنم تا سيم تلفن را درست كنم، اما تا به در شكسته اتاق دست زدم، دستگيره اش افتاد.فقط مى دانم از ميز توالت چيزى برداشتم. چشمانم سياهى مى رفت. خيس عرق بودم. صداى جيغ مادرم در سرم پيچيده بود. همهمه زيادى بود. يك چاقوى خونى در دستم بود. نگاهم كه به چاقوى خونى افتاد، ترسيدم. چاقو را روى زمين انداختم و بيرون دويدم. مسافت زيادى را دويدم. نفس عميق كشيدم، دلم نمى خواست به كسى صدمه برسانم.
بعد از آن چه كردى؟
به پارك رفتم و يكى دو روز در پارك ها و ترمينال سرگردان بودم تا اينكه كمى اعصابم آرامتر شد.
-
بعد چه تصميمى گرفتى؟
تصميم گرفتم با كلانترى محل تماس گرفته و آنها را در جريان اين نزاع قرار دهم.
-
بعد چه اتفاقى افتاد؟
صبح زود با كلانترى تماس گرفتم و خودم را معرفى كردم. آنها از من خواستند تا در نزديكى كلانترى در محلى قرار بگذاريم. آنها سر قرار آمدند و بعد از انتقال من به آنجا بود كه متوجه مرگ مادر، پدر و برادرم ابوالفضل شدم.
-
آيا قصد كار در خارج از كشور را داشتيد؟
بله. چون من ضرر زيادى كرده بودم. سرمايه و پشتيبانى هم نداشتم. از نظر عاطفى هم تنها بودم. فكر مى كردم در خارج از كشور راحت تر بتوانم شغلى پيدا كنم. البته اين هم در حد يك آرزو بود و عملاً هيچ حركتى نشده بود.
-
هزينه هاى زندگى تو و همسرت چطور تأمين مى شد؟
با فروش لوازم خانه و وسايل زندگى مان.
-
اين درست است كه به خاطر سهم ارثيه پدرى اين نزاع شروع شد؟
اصلاً اين طور نيست. من شديداً دچار بحران مالى بودم، طورى كه زندگى ام پاشيد، اما حتى وقتى برادران ديگرم صحبت از فروش خانه مى كردند، من آنها را منصرف مى كردم و با آنكه طبقه اول خانه پدرى ام را خودم ساخته بودم، اما هيچ وقت ادعايى نسبت به آن نداشتم.
-
چرا برگشت شما به خانه باعث درگيرى بود؟
من پردرآمد و تحصيلكرده بودم كه هميشه با خانواده ام همكارى داشتم. من بايد هميشه به آنها كمك مى كردم. وقتى بعد از طلاق به خانه پدرى برگشتم، مادرم مى گفت تو آبرويمان را بردى. اگر فاميل بفهمند تو اينجايى چه مى گويند؟ مخصوصاً حالا كه هيچ شغلى هم ندارى.
-
خواهر هم دارى؟
نه، ۵ برادر هستيم. شايد اگر خواهرى داشتم و از نظر عاطفى به ما برادرها توجهى مى شد، تنش و درگيرى در خانه ما كمتر مى شد.
-
الآن چه احساسى دارى؟
شرمنده ام. هنوز هم باورم نمى شود كه به سمت پدر و مادرم حمله كرده باشم، چه برسد به اينكه آنها را بكشم. من پدر، مادر و برادرم را على رغم همه بى مهرى هايشان دوست داشتم.

شهرداری شغلی پر درآمد برای شهردار و شرکای او!

مقاله و گزارش از گروه خبری ایرانی ما

...کارهای بزرگ احمدی نژاد همان  دزدی های میلیاردی  در روز روشن برای رهبر و باند خودی ها از بودجه دولت می باشد. برای رسیدن به پست دزدی ، ریختن رای ها تقلبی  به صندق رئیس جمهوری ضروری بود و امروز . می گوید:" آن قول ها قبل از انتخابات بود" و برای فریب مردم باید "دروغ مصلحتی  گفت" . اسلام او را از صف قمه زنی از خیابان به پست ریاست جمهوری رساند  و  حاکم بلاد اسلامی به فرمان خلیفه شد و در پناه قرآن فریاد برآورد : - اجرای دقیق قوانین ضد انسانی اسلامی و  اجرای فرمان  قصاص از محکمه های آدم کشی ملایان.   اگر ماه های مبارک و فریب اسلامی و مراسم سینه زنی و تغذيه  در دستگاه تبلیغاتی ملایان اجرا  نمی گردید ، مرگ رژیم با سقوط کامل به دره سیاه سرنگونی  انجام گرفته بود.  ماه رمضان، ماه پر برکتی برای احمدی نژاد و رهبر و انصار مفتخور ش می باشد . این تزویرگری ها  نیازی است ضروری و بدون آن کار جمهوری اسلامی به پیش نخواهد رفت . ماه  رمضان ، "ماه مقدس" ، ماه چهره آرایی است . بدین خاطر  در رو ز جهانی کودک با کودکان "بی وضاعت" افطار می کند. حال بوی تعفن کرامات روحانیون  تزویرگر  در تمام ایران  به مشام مردم گرسنه و در تمام سال روزه گیر  می رسد.  در ادامه همین سیاست ، در آغاز ماه رمضان مسابقه قرآن خوانی گذاشتند و شامگاهان و سحرگاهان گوش مردم را با دعای کمیل کر کردند. در مناطق شهرداری مسابقه قراعت اذان و نماز را برپا و حال منطقه 18 تهران می خواهد  برندگان خود را به ستاد مرکزی اقامه معرفی کند. واقعا باید تاسف خورد و  جمله زیبای مارکس را نقل کرد " که "دین تریاک توده هاست" و ما هم در ادامه کلام پرمحتوی مارکس می گوئیم ، دین ابزاریست برای استثمار مردم . بدین گونه ملایان در امر فریب میلیون ها مردم بیکار، فقیر ، آواره و گرسنه موفق بوده اند...

دیروز احمدی نژاد شهردار شهر تهران بود.  مجلس انتصابی رهبر ، رادیو تلویزیون و مریدان حزب الهی،  از شهردار به خاطر کارهای عمرانی دفاع نموند. صدای آوازه او گوش "حلق الناس" را کر کرد . کاری که آن شهردار بزرگوار کرد. خرید چند هزار آفتابه پلاستيكي برای مساجد و  آن هم به خاطر آن که مردم تهران " آفتابه دزدی!"  می  کنند،  نیست . حقیقت  در پشت   احمدی نژاد پنهان شده و نه تمسخر او برای خرید  تعداد آفتابه  . دزدی های شرعی و پنهان شده ، سند سازی های رسمی برای بایگانی  شهرداری ها کارشان به پایان رسیده و چند مشاور اقتصادی و حقوقی هم تمام مدارک را از نظر گذرانده اند . اختلافات میان کرباس چی که شهردار ما قبل احمدی نژاد  بود،  در محدوده ای می توانست بیان گردد ، در غیر آن صورت دست رهبران روحانی در پشت پرده رو می گشت . او می بایست مراعات هاشمی رفسنجانی و کرباسچی را کرده تا کار نظام مرتشد جمهوری اسلامی به پیش رود. احمدی نژاد در  ادامه کار زمین خواران شهرداریهای  تهران بر سر کار امد و هنگامی که میرفت امکانات را برای شهردار بعدی آماده کرد. در این روز ها زمین آزاد برای ساختن در مناطق پر ارزش  در محدوده شهری روی به پایان است و می بایست جاهای خالی در داخل محدوده پر کرده و  ساختمانهای قدیمی را از نو تجدید بنا شود.

شغل پر درآمد شهرداری ها تنها در  ساختن مناطق مسکونی، کوشک و شهرک ها  نیست، بلکه نیاز های شهر سازی ، مانند خیابان کشی، ایجاد میدان ها، مراکز خرید و بازار های سرپوشیده ،   آوردن تاسیسات آب رسانی و فاضل آب ، جمع آوری زباله، به کار انداختن خطوط انتقال شهروندان به محل کار و ارتباط خطوط ارتباطی و حمل نقل به تارهای ارتباطی به مرکز و نقاط دیگر، آتش نشانی، انبارها، میدان های میوه و سبزی، سردخانه ها ،  استرخ ها، سالن های جشن ها و  ورزشگاه های سرپوشیده ، میدان های ورزشی،  بیمارستان ، کلینیک ، مهد کودک ، دبستان، دبیرستان، دانشگاه، پارک های متعدد و مناطق سبز بسیار برای تهیه اکسیژن و تسویه هوا از گاز گل خانه، قبرستان، کشتارگاه و دیگر نیاز های شهری که بر عهده شهردار ها گذاشته  و داو یره تحقیقاتی و آمار برای نیاز های آینده برآورد و مشخص می کنند.  بودجه کلانی را شامل میلیارد ها تومان شده ، از ثروت مردم  در اختیار دولت  سرمایه داری جمهوری اسلامی است و به اجرای این پروژه ها اختصاص می یابد. در اجرای طرح ها ،  شرکتهای بزرگ پیمانکار در کنار شهرداری ها قرار دارند و صاجبان این شرکتها که امروز در ایران فعالیت می کنند، به چند گروه کلان تقسیم شده اند. در بخش تدارکات  دوایر مختلفی در چند وزارت خانه مشغول به کار بوده و  دلال های مربوطه برای فراهم نمودن بودجه برای اجرای طرح ها فعالیت کرده  و اطاق بازگانی همراه با هیئت نمایندگان اقتصادی و کارشناس ها ی رشته های مربوطه سفارشات خود را داده و خرید می کنند. در کشورهای عقب نگهداشته شده و تک تولیدی مانند ایران ، تمام نیاز ها از خارج تهیه شده  و  در آمد بزرگی است برای واردکنندگان بخش خصوصی که ابصار خاتمی و احمدی نژاد را در سفر های خارج از کشور در دست داشته و به آنها امر و نهی می کنند. تمام محور سیستم اداری در کشورهای سرمایه داری بر پایه دزدی و حیف و میل در اموال مانند: سوحت ، مواد ساختمانی، فروختن ابزار و ماشین آلات در بازار سیاه، استفاده های خصوصی می باشد. حتی می توان شاهد ناپدید شدن ده ها کامیونهای مخصوص ، و سایل و ماشین آلات  راه سازی، برف روبی ، از بنادر جنوب به وزارت خانه های جمهوری اسلامی  باشیم و این عمل کاری همیشگی می باشد. بدین خاطر شهردار ها و مخصوصا احمدی نژاد دست در این دزدی های کلان داشته اند.  در این بخش به این نتیجه می رسیم که برای شهردار و کارکنان او شهرک سازی یکی از مراکز پردرآمد بوده و بدین خاطر بر سر  کسب آن پست  ها همیشه دعوا خواهد بود.

 رشد جمعیت 70 میلیونی در ایران و روی آوری مردم بیکار و فقیر به سوی شهرها و مخصوصا تهران، کمبود مسکن و زمین برای خرید و فروش ، بزرگترین بازار اقتصادی را برای ملایان ثروت اندوز ، حاجیان بازار فراهم نمود. در طول 17 سال ، 100 ها شرکت سرمایه گذاری ساختمانی توسط میلیاردر های اسلامی در سرتاسر کشور بوجود آمد. در آغاز در محدوده ای شروع و با رشد دادن سعودی قیمت هر متر مربع، خرید و فروش آن،  بازار آن بیشتر رونق یافت. در اوایل ده 70  سال خورشیدی ، تصرفات بسیاری در املاک چه در اختیار دولت و چه در اختیار مردم بود انجام گرفت. مناطق و سیعی بایر و خارج از محدوده تهران  در منطقه های مختلف پلاک برداری و  نام گذاری شد. با رشد شهر سازی،  شهرداری تهران مرکزیت خود را را از دست داد و به شهرداری های مختلف تقسیم گردید و  زمین های تصاحب شده  در منطقه ه  ، 22 ،  5، 2، 1 و  4  باید نام آورد  . بخش بزرگ سرمایه های شرکتهای سرمایه گذاری از طریق بودجه دولت ،  از طریق درآمد نفت تهیه گشت. در حقیقت سرمایه عظیمی به حساب شرکتهای سرمایه گذاری ریخته شد. حال شغل شهردار  منبع پر در آمد برای شهردار های مناطق  22 گانه تهران تبدیل شد. کار ساختمانی رونق یافت و  واردات سیمان، مصالح ساختمانی، تیر آهن، در و پنجره های چوبی، انواع تجهیزات ساختمانی، کرانهای بزرگ و خودرو های خاک برداری و کامیونهای حمل بتون  وارد گردید. که در این شاخص هم باز هم  کلان سرمایه داران که در کار سازندگی مشغول بودند درآمد های کلانی از واردات به خود اختصاص دادند. از اواخر ده هفتاد شهرک های بسیاری یکی بعد از دیگری در  مناطق نام برده شده روئید.  هزاران کارگر ساختمانی در پروژه های مسکونی از طرف شرکتهای پیمانکار بدو ن استخدام و  بدون داشتن بیمه اجتماعی و در مانی به صورت پروژ های کارکرده و همچنان به کار مشغولند.  امروز می توان گفت که کار های ساختمانی در تهران و حومه به پایان رسیده  است. هر جا زمین خالی بود ساخته شده است. شهردار های مناطق مختلف تهران، همراه با شهردار، و شرکتهای پیمانکاری تیم مشترک شهردار را تشکیل می دهند و اغلب آنان از آشانایان، سران سپاه ، روحانیون ثروتمند و حاجیان معروف بازار  می باشند و هر شهرداری که می آید اعضای تیم خود را بر سرکار می آورد. پریروز کرباسچی در کار فروش و خرید زمین و در کار ساختن همراه با رفسنجانی دست در کار داشتند و زمانی که احمدی نژاد آمد بیش از 2000 نفر از اعضای تیم دزدی خود را بر سر کار در شهرداری ها گماشت و امروز سردار طلایی مشغول خود چرانی  با تیم خود می باشد. دزدی های قالیباف در آینده کمتر از احمدی نژاد نخواهد بود. بر پایه استدلالاتی  که در بالا آورده ایم   نمی توان احمدی نژاد را تنها به کار "خیر خواهانه" که  دادن  آفتابه  به مساجد و ساختن سقا خانه،  مسجد و کشف امام زاده  نام آورد ، بلکه کارهای بزرگ احمدی نژاد همان  دزدی های میلیاردی  در روز روشن برای رهبر و باند خودی ها از بودجه دولت می باشد. برای رسیدن به پست دزدی ، ریختن رای ها تقلبی  به صندق رئیس جمهوری ضروری بود و امروز . می گوید:" آن قول ها قبل از انتخابات بود" و برای فریب مردم باید "دروغ مصلحتی  گفت" . اسلام او را از صف قمه زنی از خیابان به پست ریاست جمهوری رساند  و  حاکم بلاد اسلامی به فرمان خلیفه شد و در پناه قرآن فریاد برآورد : - اجرای دقیق قوانین ضد انسانی اسلامی و  اجرای فرمان  قصاص از محکمه های آدم کشی ملایان.   اگر ماه های مبارک و فریب اسلامی و مراسم سینه زنی و تغذيه  در دستگاه تبلیغاتی ملایان اجرا  نمی گردید ، مرگ رژیم با سقوط کامل به دره سیاه سرنگونی  انجام گرفته بود.  ماه رمضان، ماه پر برکتی برای احمدی نژاد و رهبر و انصار مفتخور ش می باشد . این تزویرگری ها  نیازی است ضروری و بدون آن کار جمهوری اسلامی به پیش نخواهد رفت . ماه  رمضان ، "ماه مقدس" ، ماه چهره آرایی است . بدین خاطر  در رو ز جهانی کودک با کودکان "بی وضاعت" افطار می کند. حال بوی تعفن کرامات روحانیون  تزویرگر  در تمام ایران  به مشام مردم گرسنه و در تمام سال روزه گیر  می رسد.  در ادامه همین سیاست ، در آغاز ماه رمضان مسابقه قرآن خوانی گذاشته و شامگاهان و سحرگاهان گوش مردم را با دعای کمیل کر کردند. در مناطق شهرداری مسابقه قراعت اذان و نماز را برپا و حال منطقه 18 تهران می خواهد  برندگان خود را به ستاد مرکزی اقامه معرفی کند. واقعا باید تاسف خورد و  جمله زیبای مارکس را نقل کرد " که "دین تریاک توده هاست" و ما هم در ادامه کلام پرمحتوی مارکس می گوئیم ، دین ابزاریست برای استثمار مردم . بدین گونه ملایان در امر فریب میلیون ها مردم بیکار، فقیر ، آواره و گرسنه موفق بوده اند.

 منطقه 18 تهران یکی از مناطق پر جمعیت و اغلب سکنه آن بیکار و گرسنه می باشند. حال برای گروهی از مسجد روها و  طرفداران خود روز ششم محرم افطار می دهند و با این فریب ها صدای اعتراض گرسنگان و بینوایان این منطقه شهری را خفه کنند.  ما گزارشات خود را این بار در باره منطقه 18 تهران آوردهایم.

در شمال شهر تهران برای صالحان ثروتمند،  جائی که اشراف زادگان نوین قصر ها را بالا برده اند،  برای فریب مردم عامی، میلیون ها تومان از پول مردم را خرج تعمیر امام زادها می کنند. برای رفتن به این مناطق جاده ها را آسفالت کرده و سایل رفت آمد مانند اتوبوس بر قرار کرده اند. ما هم بدنبال کشف امام زاده ها رفته و یکی بعد از دیگری  آن ها را پیدا نموده ایم.  امام زاده معصوم،امام زاده سید محمد ولی، امام زاده قاسم، امام زاده 5 تن، امامزاده جعفر و حميده خاتون،( در منطقه کن 10 امام زاده کشف شده است.) ، امام زاده صالح و جدیدا هم در حوالی زندان اوین برای آمرزش شکنجه گران اوین امام زاده ای به نام امام زاده عزیز یافته اند .  علاوه بر این ، مخارج هنکفتی از بودجه دولت  هم برای  ساختن مساجد، تکایا ، خرج می شود. 

 شما از شرقی ترین نقطه تهران که منطقه 4 می باشد ، به منطقه های شهری 8 ، 13 ، 14، 15 ، 20، 19 ، 18 ، 9 و به 21 مراجعه کنید خواهید دید شهرک نشینی چیست، مردم فقیر چه کسانی هستند، بیکاری و فقر چگونه حق زنده بودن و داشتن حداقل یک زندگی انسانی را از مردم گرفته است . برای مثال صالح آباد قبل از انقلاب  یک ده کوچکی بوده و امروز  این شهرک بر تعداد جمعیتش افزوده شده. این شهرک هنوز دارای آب آشامیدنی سالمی نیست . آبهای این مناطق همگی آلوده و برای سلامتی بسیار خطرناک است. انواع سمهای مختلف، مانند: فسفات، کاتیوم و دیگر مواد دارا می باشند در آب نوشیدنی موجود است و بسیاری از کلیه های مردم سنگ آورده است. در این شهرک دارای یک برج آب کوچک است که  زمان قبل از انقلاب ساخته شده  و  پاسخگوی نیاز آب آشامیدنی مردم صالح آباد نیست. این شهرک در حوالی شهر ری می باشد. تنها در منطعه شرقی، جنوبی و غربی تهران بیش از 70 شهرک است که فقیر نشین می باشند. بنا بر ادعای رژیم جمهوری اسلامی 5 میلیون حاشیه نشین وجود دارد ، ولی واقعیت بزرگتر از آن است. قبل از انقلاب بهمن در ایران 150 شهر بزرگ و کو چک وجود داشت و اکثریت جامعه ما را روستائیان تشکیل می دادند. با رشد جمعیت به خاطر گرسنگی و فقر تعداد آن ها بالاتر از 1900  شهر و شهرک رسیده است.

مشکلات مردم

حال ضرورت دیدیم ، گزارش های مختلفی را این بار در باره بعضی از شهرک های منطقه 18 تقدیم خواندگان کنیم. در فرصت های بعدی به پای مشکلات مردم حاشیه نشین در دیگر مناطق تهران و شهرهای ایران خواهیم پرداخت .  

ما مستأجرها بيچاره ايم


در خيابان «حيدري شمالي»، نرسيده به خيابان «بهرامي»، جايي كه به فاصله
۲۰۰ متر، پنج بنگاه معاملات ملكي وجود دارد، گفت و گوي يك زوج، با مالك ساختمان و اصرارشان به راضي كردن او براي تخفيف در مبلغ اجاره ماهانه، در يكي از اين بنگاه ها، توجهم را جلب مي كند. خانم و آقا با اصرار خاصي مي گويند: «ببينيد آقاي ...، ما نسبت به مستأجر قبلي شما كه يك ماه پيش با او قولنامه نوشتيد، ۵۰۰ هزار تومان بيشتر، پول پيش مي دهيم. بنابراين بايد ماهانه، اجاره كمتري بدهيم، شما پنج هزار تومان به ما تخفيف بدهيد، مشكل حل است. اين پنج تومان براي شما چيزي نيست، در طول سال جمعاً مي شود ۶۰ هزار تومان، اما براي ما مثل ۶۰۰ هزار تومان است. اصلاً خيال كنيد اين پنج هزار تومان را بخشيده ايد...» اما آقاي صاحبخانه حاضر به كوتاه آمدن نيست و روي حرف خود ايستاده، او نوشتن قرارداد اجاره خانه را طبق شرايطي كه مد نظرش است، به مسئول بنگاه مي سپارد و براي انجام كاري بيرون مي رود.
اصل ماجرا را جويا مي شوم. آقاي «غلامرضا گيلكي» كه هفده سال است در اين منطقه، مستأجر است، مي گويد: «ما مستأجرها بيچاره ايم، هر چه صاحبخانه بگويد، بايد قبول كنيم. خودتان كه ديديد! ماشاءالله وضعشان هم خوب است اما حاضر نيستند حتي از پنج هزار تومان بگذرند.» 
خانم گيلكي، حرف هاي همسرش را ادامه مي دهد: «باور كنيد ما از روي اجبار است كه با اين عجله داريم اين خانه را اجاره مي كنيم، چون بايد جايي را كه الان در آن زندگي مي كنيم تا دو روز ديگر تخليه كنيم و ديگر فرصت نداريم.»
مي پرسم، امسال چه قدر به اجاره خانه ها اضافه شده، آقاي گيلكي مي گويد: «باور كنيد به اندازه خود اجاره خانه، رويش كشيده اند. خانه اي كه ما پارسال با
۱۵ هزار تومان افزايش، ۶۰ هزار تومان اجاره كرديم، امسال ۱۲۰ هزار تومان براي اجاره اش تعيين كرده اند، يعني دقيقاً دو برابر. آخر كسي نيست بگويد اگر هم مي خواهيد اجاره را بيشتر از پارسال بالا ببريد، نهايتاً ۲۰ هزار تومان اضافه كنيد».
خانم با ناراحتي خاصي رو به من كرده و مي گويد: «ما همه زندگي مان را فروخته ايم، وام هم برداشته ايم تا پول پيشمان را اضافه كنيم و از آن طرف، كرايه ماهانه را كم كنيم. اما ديديد كه نشد. كاش مسئولان مي دانستند كه ما چه قدر تحت فشاريم.
ما بنگاهي ها هيچ كاره ايم
بعد از شنيدن حرف هاي خانم و آقاي گيلكي، از صاحب بنگاه درباره قانون افزايش اجاره بها سؤال مي كنم. آقاي «صاحبدل» مي گويد: «طبق قانون، هر سال صاحبخانه ها مي توانند بيست درصد به اجاره خانه ها اضافه كنند اما در عمل، اينطور نيست و صاحبخانه ها هر قدر كه بخواهند اضافه مي كنند و ما هم چيزي نمي توانيم به آنها بگوييم. البته ما وقتي خانه را مي بينيم به صاحبخانه مي گوييم، آقا خانه شما با اين مساحت و اين امكانات، اين قدر كه مي گوييد، نمي ارزد، چون بالاخره ما هم انسانيم و مشكلات مستأجرها، و بعضاً حقوق كمشان را مي بينم و وضعيتشان را درك مي كنيم، اما خب صاحبخانه ها توجهي به حرف ما نمي كنند، مي گويند «شما با اين مبلغ، خانه ما را اجاره نمي دهيد؟ خب مي رويم يك بنگاه ديگر». به هر حال، اين شغل ماست و با اين كه سعي مي كنيم از مستأجر حمايت كنيم اما اين صاحبخانه است كه مبلغ اجاره را تعيين مي كند».
آقاي صاحبدل براي اين كه رعايت انصاف را كرده باشد، در ادامه مي گويد: «البته در ميان صاحبخانه ها، آدم خوب و با انصاف هم هست مثلاً امسال، يكي از همين صاحبخانه ها موقع نوشتن قرارداد، خودش گفت «پنج هزار تومان از اجاره كم كن». يعني حتي نسبت به پارسال، پنج هزار تومان هم كرايه را كم كرد.»

صاحبخانه ها دنبال سود هستند
در بنگاه سمت ديگر خيابان حيدري، صاحب بنگاه كه در ابتدا تمايلي به حرف زدن درباره اين موضوع نشان نمي دهد، مي گويد: «چه كسي قرار است به اين گزارش شما رسيدگي كند؟ از وزارت مسكن هم اينجا مي آيند و ما نرخ اجاره ها را به آنها مي گوييم، اما هيچ كس ترتيب اثر نمي دهد.»
آقاي «برهان سيفي» كه خودش هم پانزده سال است در اين منطقه سكونت دارد، علت وضعيت ناخوشايند اجاره خانه ها و افزايش بي رويه آن را دو چيز مي داند: «اول اين كه ما بنگاه ها، حكم اجرايي نداريم، اگر بخواهيم به تقاضاي صاحبخانه ها درباره اجاره خانه اعتراض كنيم، تنها نتيجه اي كه دارد اين است كه آنها به يك بنگاه ديگر مراجعه مي كنند و به خواسته خود هم مي رسند. علت بعدي اين است كه بعضي صاحبخانه ها از اجاره دادن خانه هايشان دنبال سود هستند و مي خواهند هر سال هم اين سود، بيشتر شود. صاحبخانه مي آيد اينجا و مي گويد: «ملك من،
۷۰ ميليون مي ارزد، اين مستأجر اگر بابت زندگي كردن در اين ملك، ماهانه ۱۵۰ هزار تومان به من اجاره بدهد، مبلغ زيادي نيست، من اگر پول ملكم را در بانك بگذارم، سود ماهانه ام بيشتر مي شود.
سيفي افزايش مبلغ اجاره خانه را نسبت به پارسال، تا
۳۵ درصد عنوان كرده و مي گويد: «اجاره خانه ها نسبت به سال قبل، ۴۰ـ۳۵ هزار تومان افزايش داشته، البته من قراردادي تنظيم كرده ام كه تا ۵۰ هزار تومان هم افزايش داشته است.»
اين بنگاه دار، در يك نگاه كلي به وضعيت اجاره و رهن در محدوده شهرك ولي عصر(عج)، به ذكر چند نمونه مي پردازد: «چند وقت پيش، يك اتاق را
۲ ميليون و نيم، پيش با ۱۲۰ هزار تومان كرايه ماهانه، اجاره داديم. به طور كلي، اجاره خانه دو اتاقه با آشپزخانه، كه سرويس بهداشتي و حمام آن بيرون قرار گرفته، از ۱۵۰ هزار تومان كمتر نيست، و اگر سرويس بهداشتي آن كامل و داخل باشد، اجاره اش به ۲۰۰ هزار تومان مي رسد. در مورد رهن هم، آپارتمان ۵۰ متري، به مبلغ ۵ ميليون تومان و آپارتمان ۶۵ متري، ۶ ميليون تومان رهن كامل داده مي شود، و تازه اكثر صاحبخانه ها، خانه خود را به بيشتر از دو، سه نفر اجاره نمي دهند.»
با توجه به كارگرنشين بودن منطقه و سطح پايين درآمد ساكنان، به نظر مي رسد كمتر خانواده اي قادر به اجاره خانه با چنين قيمت هايي باشد، سيفي در اين مورد مي گويد: «خيلي ها به ما مراجعه مي كنند كه فقط توانايي پرداخت
۵۰۰ هزار تومان پول پيش و صد هزار تومان اجاره ماهانه را دارند، و با اين شرايطي كه وجود دارد، نمي توانند در اين منطقه خانه اي اجاره كنند، به همين خاطر مجبور مي شوند به مناطق پايين تر يا حتي خارج از شهر بروند تا با اين ميزان پول بتوانند خانه اي پيدا كنند.»

همه كارشناس شده اند!
از شهرك ولي عصر(عج) و خيابان حيدري شمالي، به سمت بلوار يافت آباد و حوالي محله توليدارو مي روم، جايي كه دو بنگاه معاملات ملكي، به فاصله چند قدم و دقيقاً روبروي هم قرار گرفته اند. آقاي «پناهي»، مسئول يكي از اين بنگاه ها، كه از كسادي بازار نقل و انتقال مسكن ناراضي به نظر مي رسد، مي گويد: «امسال جابه جايي خيلي كم بوده، چون اكثراً مستأجرها و صاحبخانه ها خودشان با هم براي تمديد قرارداد اجاره، توافق كرده اند به اين دليل كه مستأجرها با ديدن وضعيت نابسامان اجاره خانه ها ترجيح مي دهند با مقداري بالا بردن اجاره، رضايت صاحبخانه را براي تمديد قرارداد جلب كنند و گرفتار تعويض مكان و مشكلات متعدد آن نشوند.»
پناهي در ادامه به بي ثباتي وضعيت اجاره خانه ها اشاره كرده و مي گويد: «هر سال وضعيت اجاره خانه ها خراب است، اما امسال واقعاً از همه سال ها غيراصولي تر و خراب تر است. اصلاً چرا مي گوييد از پارسال تا امسال چه قدر افزايش در اجاره خانه ها داشته ايم؟ از ماه دوم سال (ارديبهشت) هم تا حالا
۳۵ هزار تومان به اجاره خانه ها اضافه شده است. من واقعاً دليل اين همه افزايش را نمي دانم. شايد به اين علت باشد كه امسال ساخت و ساز نكردند و به نسبت مستأجران، تعداد مسكن كم است و همين بالا بودن تقاضا، باعث بالا رفتن نرخ اجاره خانه ها شده است.»

مشكل اصلي ما نداشتن سرپناهي امن است

«كشاورز بوديم و رعيت ارباب، ارباب اطراف زمين هاي تحت مالكيتش را حصار كشيده بود تا رعيتي اطراف خانه اش را توسعه نهد، خودمان و پدرانمان براي ارباب كار كرديم و سهم ما از محصولات كشاورزي دو بر پنج بود كه فقط يك سهم به ما مي رسيد و چهار سهم به ارباب. پدرم سر كارگر ارباب بود و ماهي ۶۰۰ تومان مي گرفت ارباب آدم چندان بدي نبود اما مشاورش خيلي بر مردم سخت مي گرفت.»محمدعلي حسين پور از ساكنان قديمي زرنان و متولد سال ۱۳۳۸ است.حسين پور ما را به خانه پدريش كه حالا خود در آن سكونت دارد مي برد و در حالي كه به در و ديوارهاي قلعه اشاره مي كند مي گويد: «ببينيد خانه ها همه قديمي هستند شهرداري بايد به ما كمك كند تا بتوانيم خودمان را از اين قلعه ها نجات دهيم. مارهاي سمي چندين بار اسب ها را زده اند. خودم در كنار اتاقمان يك مار سمي را كشتيم، اين در حالي است كه ما در ده كيلومتري تهران هستيم و در چنين وضعيتي زندگي مي كنيم.»عطا الله حسيني با داشتن ۷۷ سال سن يكي ديگر از قديمي هاي زرنان پايين است و از دوازده سالگي از علي آباد قاچار به زرنان آمده مي  گويد: «تنها مشكل اصلي ما بازسازي خانه مان است، بالاخره خوب يا بد از ما عمري گذشته است اما جوانان ما اول راه هستند. بهتر است مسئولان دلشان براي آنها بسوزد.»«محسن براري» مسئول خانه بهداشت زرنان است، مي گويد: «مردم اينجا دچار بيماري خاصي نيستند و آب آشاميدني آنها با ضدعفوني به وسيله كلر سالم سازي شده است مشكل اصلي مردم نداشتن جاي امن براي زندگي است.»

ما الان چند وقتي است كه بيكار هستم.
مي پرسم حالا چه كار مي كنيد؟
مي گويد نمي دانم.

مرد كه خود را عباس معرفي كرد، گفت: ما يك خانواده پنج نفره ايم، پسربزرگم هفده سال دارد و الان به باشگاه رفته، پسر كوچكم هم ده ساله و حالا در مدرسه است. از بيست و دو روز پيش كه ۲۷۰ هزار تومان وديعه ما نزد صاحبخانه ته كشيد اثاثيه مان به كوچه انتقال يافت و چند روزي وسايلمان توي كوچه بود هيچ كس به ما كمك نكرد. از آن همه وسايل فقط اين راديو براي من مانده است و اسباب و اثاثيه ام را شهرداري به انبار انتقال داده است.
بقيه وسايلي كه مي بينيد، مثل گاز پيك نيكي و ... را مردم به ما داده اند.
همسر عباس مي گويد: شب ها سرد است و بچه ها از سرما مي لرزند.
مي پرسم: كس و كار و فاميلي نداريد.
عباس منطقي جواب مي دهد: با اين اوضاع اقتصادي مردم شما كسي را مي شناسيد كه بتواند بيشتر از يك شب پذيراي يك خانواده پنج نفري باشد. من پدر و مادرم هم مستأجرند چه طور به سراغ آنها بروم؟
همسرش ادامه مي دهد: آنها مي  گويند بچه ها را بگذار بهزيستي!
كار شما چيست؟
مرد مي گويد: راننده درصدي بودم. يعني ماشين مال خودم نبود. براي كسي كار مي كردم و او درصدي را به من مي داد. اما الان چند وقتي است كه بيكار هستم.
مي پرسم حالا چه كار مي كنيد؟
مي گويد نمي دانم.

بی مسکن

 در پياده روي يك پارك كوچك در خيابان شهيد احمد حسيني. چهار طرف چهار ديواري ـ كه با چادر ساخته بود ـ بسته بود.
ناچار شديم چند بار صدايش بزنيم و او كه روي زيلوي كهنه ميان چهارديوار چادري دراز كشيده بود و غرق در خيال و رؤيا بود بلند شد و كمي دستپاچه با ما سلام و عليكي كرد و رفت تا زن و بچه اش را كه در همان اطراف بودند صدا بزند.
وجيه الله خورند هيچ ابايي نداشت كه نام و عكسش چاپ شود: «اتفاقاً اين طور بهتر است، همه مي فهمند كه در اطرافشان چه مي گذرد.»
روزگار با تو چه كرده است؟ مي گويد: «سال
۷۴ يك تكه زمين از زمين هاي گلستان اسلامشهر خريديم. اشتباه ما اين بود كه اين زمين ها را با همان قولنامه هايي كه داشتند قبول كرديم. بعد گفتند كه زمين در طرح واقع شده حتي من بعدها بخشي از آن را ساختم و چند صباحي هم ساكن آنجا بوديم اما يك روز كه همه اهل خانواده به مجلس ختم برادرم رفته بوديم، وقتي به خانه بازگشتيم. ديديم خانه مان را خراب كرده اند. دعواهاي ما با شهرداري گلستان اسلامشهر خيلي طول كشيد. رفت و آمد به دادسراهاي محلي هم فايده اي براي ما نداشت.
اندوه در چهره زن موج مي زند مي گويد: «با هزار بدبختي سعي كرديم خانه اي بسازيم اما دست روزگار بدجوري به ما ضربه زد.»
وجيه الله خورند سرپرست خانواده اي شش نفره است. بچه ها مدرسه نمي روند هركدام اين طرف و آن طرف محله با پدر يا مادرشان پرسه مي زنند.
مي پرسيم چرا چادرنشيني؟
مي گويد: سه سال در يك خانه در همين اطراف زندگي مي كرديم و من با رانندگي و مسافركشي خرج خانه را در مي آوردم. اما يك بار تصادف كردم و ماشين را به صاحبش پس دادم و صاحبخانه هم بابت اجاره ماهي شصت هزار تومان از وديعه ما كه سه ميليون تومان بود كم كرد و خدا پدر و مادرش را بيامرزد كه زودتر اسباب و اثاثيه ما را بيرون نريخت وگرنه دو ماه پيش وديعه ما تمام شد...»
او حالا چشم اميد به افراد خير دارد و اميدوار است كسي پيدا شود تا او از اين مشكل نجات پيدا كند. مي گويد: از زندگي فقط دو چيز مي خواهم؛ سلامتي خانواده و يك سرپناه كه در آن با آرامش زندگي كنم.

سه راهي سر گردان

براي اينكه سرگردان نشويد به سه راهي سرگردان تشريف بياوريد در بلوار معلم بعد از شهرك صاحب الزمان در سه راهي سرگردان شهركي است به نام شهرك طالقاني. اگر در شهرك طالقاني تنها يك خيابان ديديد باز هم سرگردان دنبال خيابان هاي اطراف نگرديد اينجا فقط يك خيابان دارد.البته مشكلات اين شهرك بيشتر از اين حرف هاست. آقاي «محمدكمالي» يكي از ساكنان قديمي اين شهرك سفره دلش را چنين باز مي كند: «در ابتداي شهرك تا دلتان بخواهد گاراژ و مغازه هاي صنعتي هست كه با سر و صداي دلخراشي، وقت و بي وقت واقعاً اعصاب ساكنان اين شهرك را به هم ريخته است. بوي بد زباله هاي صنعتي آبكاري و رنگ پاشي زندگي را براي ما مشكل كرده است. بوي بد كود حيواني در باغ هاي اطراف كم بود اين بو هم به آن اضافه شده است. اين حرف من نيست بلكه همه اهالي اين شهرك از اين مشكل در رنج و عذاب هستند. ما مشكلات خودمان را چه جوري بايد مطرح كنيم؟ باور كنيد ما در اين شهرك با سه هزار نفر جمعيت يك مركز بهداشتي يا حتي يك مدرسه ابتدايي نداريم حالا بانك، شركت واحد، درمانگاه و ... پيشكش! من ياد ندارم در اين چند سال آجري روي آجر در شهرك طالقاني گذاشته شده باشد. ولي تا دلتان بخواهد كارگاه هاي صنعتي وجود دارد. ما با همين باغ هاي اطراف كه هر محصولي در آن پيدا مي شود قانعيم گر چه حق نداريم در حريم اين باغ هاي اطراف وارد بشويم. تاب بازي، سرسره بازي، الاكلنگ، اين جور وسايل بازي آرزوي كودكان اين شهرك است كه هميشه اين كودكان معصوم را رنج مي دهد.»

ما را دريابيد!

خيابان هشت متري بختياري واقع در يافت آباد يكي از محله هاي پرجمعيت و شلوغي است كه با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم مي كند. يكي از اين مشكلات، زمين هايي است كه ساخته نشده به حال خود رها شده اند. در نتيجه اين زمين ها به محلي پر از زباله تبديل شده و اين خود باعث تجمع حشرات و حيوانات موذي شده است. اين معضل علاوه بر آلودگي زيست محيطي سبب سلب آسايش هم محله اي هاي عزيزمان نيز شده است. به همين خاطر بايد در اين باره فكري كرد تا هر چه زودتر اين مشكل حل شود. يكي ديگر از مشكلات اين محله، آسفالت خيابان است كه البته كاربرد نام آسفالت چندان مناسب نيست! چرا كه همه خيابان پر از چاله چوله ها و پستي و بلندي هاي بسياري است كه واقعاً مشكلي جدي در رفت و آمد شهروندان، پديد مي آورند. بنابر اين لازم است شهرداري براي آسفالت اين خيابان و برطرف كردن مشكل تردد اهالي اين خيابان كاري كند. يكي ديگر از مشكلات اين محله قطع پياپي آب و برق است كه ساكنان اين محله را كلافه كرده است. در اين فصل گرم سال كه نياز به آب و برق دو چندان مي شود، مردم عزيز اين محله از قطعي اين دو نعمت بزرگ و ضروري در زندگي در رنج و عذاب روزگار مي گذرانند و از اين معضل شكايت دارند.چه خوب است مسئولان با عنايت بيشتر براي رفع مشكلات مردم اين محله بكوشند و در كمك به اين عزيزان جدي تر و كوشاتر باشند!