کــودکــان

 
 
 
 
 
 
 

|بازگشت  | کــــــودکـــــــان | اخبار و آمار | کــودکــان در ایران | کودکان و امپریالسم آمریکا | کتابخانه | بازی  های کوچه  |         ما نونهالان،  فردا مال ماست ،د شمن بچه ها جمهوری اسلامی و آمریکاست

  اکنون عضو شوید

   

   • وبلاک
   • نظرات
   •درد و دلهای زندگی
   •
 شکایت نامه
 

ما در همین ستون ضرورت خواستهای  ایرانیان را مورد توجه قرار داده، خواهش می کنیم انتقادات خودتان را  از طریق امیل به فرستید.


   حقیقت را باید گفت هر چند باب میل ستمگران،استعمارگران و استثمارگران نیست ، ولی قلم ما قلب رژیم جمهوری اسلامی را نشان گرفته است!



 
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
 
 
22.11.2009 23:07

 

 در باره روز جهانی کودک -شیردل

اگر سجایای انسانی ثمره محیط است، پس باید محیط را انسانی کرد.                                  

روز 16 مهر امسال، یا 8 اکتبر برابر است با روز جهانی کودک. دراین روز از وضعیت زندگی کودکان جهان و همچنین در باره زندگی کودکان ایران  صحبت می شود. روزنامه ها و دیگر دستگاه های تبلیغاتی کشورهای جهان و مخصوصا کشورهای امپریالیستی  چون رادیو، تلویزیون و اینترنت فورا دلسوز شده و  چشمان  صاحبان قلم  و مجریان برنامه های مخصوص  پر از اشک  شده و با پخش آمار های کاذب و فریبکارانه آنچه حقیقت درناک و اسفبار است  پنهان می کنند . سازمان " یونیسف "  (سازمان حمایت از زندگی کودکان است و در سال 1944 به خاطر کودکان بی سرپرست در جنگ جهانی دوم  تشكيل شد و امروز در 160 کشور شعبه دارد.) هم می بایست گزارش آماری خود را در اختیار مطبوعات و رسانه ها قرار دهد. ولی آنچه " یونیسف "  در باره وضعیت کودکان جهان منتشر می نماید، اخبار و داده هایی است که آرایش شده از طرف دولتهای کشورهایی است که در آن کودکان کار می کنند  و بخش دیگر آن گمان زده می باشد.

 اما حقیقت در باره  شدت و عمق رفتار ضد بشری جهان سرمایه داری برای از بین بردن حیات و زندگی میلیون ها کودک به گو نه  دیگر است. آمار و ارقام چه از طرف سازمان ملل و چه از طریق  سازمان های حمایت از زندگی کودکان  واقعیت موجود را نشان نمی دهند . آمار و تحلیل های آنان گویای فاجعه ای نیست  که هرروز در نقاط  مختلف جهان  جان خود را از دست می دهند .  این ارقام  شسته و تنظیم گشته در پشت میز تحریر تنظیم می گردد و دور از زندگی پر رنج  کودکان ، در حاشیه نشینی در جنوب تهران و یا در  شهر بمبه ای  در هندوستان ،  یا در شهر داروسلام  است .

 در کشور ما ناگهان به مناسبت روز جهانی کودک رژیم جمهوری اسلامی به فکر کودکان افتاده و تظاهرات مختلفی در تهران و شهرستانها  با کمک سازمان بهزیستی تدارک دیده و هزاران کودک به خیابان آورده می شوند. هفته قبل از تظاهرات بخشنامه مفصلی از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالی همراه  با پیوست  دعوت نامه  سازمان بهزیستی برای آوردن کودکان از مهد کودکان و مدارس ابتدایی به تظاهرات فرستاده میشود و در شهرهای همدان، زنجان، تهران، سنندج، مشهد و شاید چند بزرگ شهر استانی دیگر کودکان با پلاکارت و باد کنک به خیابان می آیند.

خبر گزاریهای جمهوری اسلامی اخبار آنرا منتشر کردند ، ولی یک روز دیگر بعد  از سالگرد روز کودکان کسی در باره آن صحبتی نخواهد کرد و در شامگاه  امروز یعنی؛ 16   مهر، خبر روز جهانی کودک در میان اخبار گوناگون، مانند مسابقه قرآن خوانی و زلزله در هندوستان، پاکستان و افغانستان پنهان می شود.

 ما هم همانند میلیونها نفر خواننده اخبار،  به خاطر وقوع زلزله سخت متاسف شده و خود را هم درد مردم کشورهای مصیبت زده دانسته  و در غم آنان شریک   ولی نمی توانیم تشخیص دهیم چه بر سر کودکان ایران وجهان آورده اند؟ و آیا سرنوشت نونهالان  بسیار غم انگیز و دردناک تراز تاثیرات جانی و مالی حاصل از لرزیدن زمین است؟

    ايرانا که سازمان خبر پراکنی جمهوری اسلامی است با شیوه ملایان بالای منبر رفته و از خواندگان خود می خواهد که دستمالهای خود را از جیب ها بیرون آورده  و می نویسد: « در هر گوشه از اين جهان پهناور دستان كوچك و مهرباني هستند كه" دست روزگار"  آنان را در چنگال فقر، محروميت و كمبودهاي مختلف زندگي اسير ساخته است.

«كودكان بي‌گناهي كه از داشتن سرپناه و حتي كوچكترين امكانات رفاهي نيز محروم هستند.

كودكاني كه وقتي چشم به‌جهان مي‌گشايند براي گذران زندگي خود مجبورند كار و تلاش كنند ولی در مقابل همسالان خود از خانواده های مرفع از داشتن كوچكترين امكانات  برای تفریح، بازی  و درس خواندن محرومند.

هنوز در اين جهان پهناور هستند كودكاني كه در پس اين همه شعار زيبا، مظلومانه شانه‌هاي كوچكشان بايد چرخ سنگين زندگي را به گردش در آورد و بي‌آنكه دنياي كودكي را مزه كنند به يك‌باره بزرگ مي‌شوند و در گيرو دار زندگي، زودرس پژمرده و پير میشوند.

كودكاني كه زير ضربات كمربند يا مشت، تن كوچكشان له مي‌شود، فقط به جرم اينكه نمي‌توانند از خود دفاع كنند، از تفريح، شادي، بازيهاي كودكانه و آموزش تنها نامي شنيده‌اند .

هنگامي كه خورشيد با طلوع خود هر شهر و دهکده ای را  نوراني مي‌كند، كودكاني هستند كه هيچ گونه اميدي به زندگي و آينده خود  در آن روز ندارند. »

می بینید که دشمنان کودکان،  چگو نه دلسوز آنان گشته اند و با قلم فریبکارانه خود عامران بد بختی ، بینوایی و مرگ زود رس کودکان را با نیت نابودی حق حیات و زندگی کود کان "دست روزگار" معرفی می کنند. در سرتاسر گزارش علت  و انگیزه آن بررسی نمی شود. در ادامه از زبان کودک خرم آبادی می نویسد «كاش هيچ كودكي در دنيا اسير فقر، محروميت و كمبودهاي زندگي نبود.» حال باید سئوال نمود کدام ساختار اجتماعی ، فقر، محرومیت و کمبود های زندگی را ایجاد می کنند؟    نویسنده،   خواننده را اجبار می کند که قبول کند  که تمام این مصیبتها وابسته به این است  که در کدام خانواده متولد شده است  و" دست روزگار" که همان "خداوند" ظالم است که سرنوشت او را تقدیر کرده است .

 گزارشگر فریب کار نخواهد گفت:  که نظام سرمایه داری بانی مرگ میلیونها کودک در سرتاسر جهان است. در ایران که کشوری ثروتمند است ، اکثریت خانواده ای ایرانی در فقر مطلق به سر می برند و هر روز فقر،  گرسنگی و بینوایی در کشور بیشتر گسترش یافته و ثروت عظیم حاصل از دسترنج مردم در تعلق اقلیت ناچیز که میلیادرهای مسلمان،  خدا شناس و رهبران مذهبی ایران می باشند ، از  استثمار کارگران و کودکان است .

 اگر یک سازما ن و یا یک حزب انقلابی کودکان و اعضای خانواده آنان را به خیابان آورد، پاسخ کودکان و حامیان منافع کودکان،  گلوله است و این بار خبرگزاری ايرانا و دیگر خبرگزاریهای رژیم و روزنامه ، رادیو و تلویزیون،  سکوت مطلق در باره کشتار کودکان می کنند.

در گزارش دیگری که ايرانا در باره روز جهانی کودک تهیه کرده از استان زنجان است. ايرانا در باره تظاهرات کوکان شهر زنجان  چنین آورده  است. « هزار نفر از کودکان اردبیلی در خیابانهای اصلی شهر اردبیل راهپیمایی کردند. در این راهپیمایی کودکان مهد کودک بهزیستی و خصوصی اردبیل در یک حرکت نمادین خواستار رعایت حقوق خود از سوی والدین و جامعه شدند.» حال این گزارش از زبان کودکان  نیست و نمی توان باشد، بلكه از زبان کسی نوشته می شود که نباید جمهوری اسلامی که عامل اصلی گرسنگی ، بینوایی،  بی سرپرستی ، محرم از تحصیل، بازی و تفریح، خشونت جنسی و جسمی، تبعیض میان کودکان دختر و پسر ، فقیر و ثروتمند و همچنین تبعیض میان کودکان  ایرانی و غیر ایرانی ،  معرفی شود.  او عمدا نام جمهوری اسلامی را با نام جامعه عوض می نماید.

رژیم هم همانند تمام رژیم های سرمایه داری در بحران فزاینده اقتصادی،  سیاسی و اجتماعی فرو رفته است. تلاش او برای نگهداشتن سیستم بردگی است .هر چه بیشتر از دستمزد میلیون ها کارگر کم کرده به جیب سرمایه داران سرازیر می کند .

        سیاست گشودن درهای کمرکات بر روی کالا  های خارجی تولیدات کالا را  در داخل ایران از بین می برود . عامل تعطیلی کارخانه  ها  همانا  اجرای برنامه دستور داده شده از طرف  بانک جهانی پول ، سازمان تجارت بین المللی و ام – ا – دی  می باشد.  کارخانه اتومبیل سازی، مجتمع های صنعتی و کشاورزی، استخراج و فروش نفت،  تمام معادن کشور به شرکتهای  انحصاری داخلی و شرکتهای فرا مليتي انحصاری در خارج از کشور فروخته می شود و در اکثر استانهای کشور فروشگاه های بزرگ ایجاد نموده اند. از میان آنان شرکت تجارتی "مترو"  از آلمان است که در 16 استان کشور شعبه فروش دایر نموده است.

   در آینده،  برنج، ماهی، چای، قند، حبوبات، قالی، مرکبات تولیدات کشاورزی و صنایع دستی در داخل ایران بدست نمی آید. قالیهای ارزانقیمت از هندوستان ، انواع مرکبات و میوه مانند؛ موز، خرما، پرتقال ، سیب، انگور از خارج وارد شده و بر روی میزهای تزيين شده و در ویترینهای سرد کننده قرار گرفته است  و قیمت آنان  بسیار ارزان تر  می باشد. بدین خاطر ، وضع تولید چای، برنج در شمال با مشكلات بسیاری روبرو شده و هزاران کشاورز بيكار گشته ، ماهی گیران شمال نمی توانند به صید ماهی روند. و هزاران کارگاه قالیبافی تعطیل می گردد . برآیند سیاست دستور گرفته شده استعماری توسط چه کسانی انجام می یابد؟ و اثرات و تاثیرات آن چیست ؟ رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی  عامل و اجرای آن سیاست های استعماری برای اربابان امپریالیست خود می باشد  و اثرات آن فقر و بينوايي میلیون ها خانواده های کشاورز و کارگر است. باعث مرگ 100 ها هزار کودک در اثر گرسنگی و بیماری می باشد. رژیم جمهوری اسلامی باعث نابودی زندگی چند میلیون خانواده های زحمتکش شده است.  برحسب آمار حاصل در سال 1359، 150 شهر بزرگ  موجود بود  و بخشی از شهرک های ساخته شده در اثر  سیاست فقیر سازی  دهقانان توسط رژیم محمد رضا شاه  برای روی آوردن به سمت شهر ها بود  و در آن زمان باعث  ایجاد شهرک ها شد. در طول 24 سال شهرک ها به شهرهای بزرگ تبدیل و در روند رشد شهر ها ، جمعیت ایران به 70 میلیون رسید. بر طبق آمار سازمان بهزیستی 1900 شهر و شهرک بوجود آمده است. 80% جمعیت شهر نشین ، حاشیه نشین ها می باشند که در فقر مطلق زندگی می کنند. صد ها هزار کودک از رفتن به کلاس درس محروم و به کار گدایی، دستفروشی، دلالی جنسی و یا فروش مواد مخدر مشغولند. حال می بینید در این زمان  کودکان خانواده های مرفع و نیمه مرفع، فرزندان پاسدار و بسیجی و کارمندان دولت را به خیابان می آورند، و افکار عمومی را به نمایش برگزاری روز کودک مشغول کرده اند. ولی تمام  تشریفات فریبکارانه در باره روز جهانی کودک ، تمام ابعاد جنایات رژیم را در شهرک های حاشیه ای، که فقر، گرسنگی، بیماری ، اعتیاد به مواد مخدر و غیره  که دست ساخته رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی است،  نمی تواند پنهان کند.

کافی است که به بزرگترین شهر در ایران که نامش تهران است،  سرزده و در نقاط جنوبی آن زندگی مردم فقیر و بینوا را تماشا کرد. کودکان نیمه برهنه، با لباسهای مندرس، کفش پاره ، شکم باد کرده که در روده های آنان انباشته از انگل است، قامت خم گشته که نشان از تو سری های ثروتمندان شمال شهر است،  دندانهای کرم زده، چشمهای قرمز و باد کرده و موی سر آن ها در اثر بیماری پوستی در نقاط بسیار در روی آن ریخته شده است، استخوان های پاه های آنها در اثر کمبود کلسیم خم گردیده و به بیماری راژتیسم دچار گردیده اند. زمانی که به  دستهای آنان خیره می شوید ، چروکیده  و در اثر خرابی وضع مالی خانواده از رفتن به حمام محروم می باشند.   برادران  بزرگتر آنان  در خیابانهای مرکزی ، مشغول فروش آدامس، روزنامه ، بستنی ، پاک کردن شیشه اتومبیل در راه بندان ها می باشند و بعضی از کودکان محله،   قوطی حلبی را سوراخ کرده و نخی گره زده و بر روی زمین می کشند و در رویای خود راننده اتومبیل بود و قوطی در چاله های کوچک و بزرگ خیابان فرعی   با لا و پایین می َپَرد. در امتداد مسیر بازی آنان  جوی آب که از تعفن شامه انسان را می آزارد و مگس و پشه ها بر روی آن به پرواز در می آیند،  قرار دارد. 

بر کودکان عراقی چه گذشته و چه می گذرد ؟

بر مردم عراق سه جنگ از طرف امپریالیسم آمريكا و متحد ين او بر آنان تحمیل گشت. در سال 1991،  26 کشور به خاک عراق تجاوز نموده و از آسمان بر سر مردم در شهرهای آن کشور بمب های خوشه ای، فسفری، شمیائی ریختند. با راکت های بونکر شکن در بغداد پناه گاه کودکان و افراد مسن را از طریق هوا ویران کردند و 354 نفر که اکثریت آنان کودکان بودند به قتل رسیدند. بغداد، بصره و دیگر شهرهای عراق در اثر بمباران هاي هوایی ویران و در میان مردم کشته شده،  کودکان زیادی دیده می شدند. راکتهای پرتاب شده به اورانیوم آغشته محیط زیست را آلوده  و کودکان  متولد شده اکثر آنان ، با یک چشم و یا بدون دست و پا متولد گشتند ،  که بر حسب آمار داده شده در سال 1998 500 هزار کودک عراقی  بعد از تولد،  مرده  به دنیا آمدند. هنوز خاطرات تلخ آن در ذهن ما حک شده است. در اثر 12 سال محاصره اقتصادی یک میلیون پانصد هزار کودک جان خود را از دست دادند. کودکان عراقی در طول محاصره اقتصادی محروم از شیر خشک و  دارو بودند. در هنگام  تحویل سال نو 1382 حمله نظامی امپریالیسم آمريكا و انگلستان به عراق شروع گشت و تقریبا پس از مدت یک ماه به پایان رسید. در طول این چهار ده سال،  کودکان متولد شده در عراق ، مخصوصا در بغداد شانسی برای ادامه زندگی ندارند.

بر طبق آمار اداره مدیریت و بودجه کاخ سفید« برای آمریکا،  جنگ عراق 130 میلیارد دلار هزینه داشته است و قرار است 100 میلیارد دلار کمبود بوجه به آن اضافه کنند»

ویرانی شهرها، و کشتار 10 ها هزار نفر از مردم عراق که توسط نیروهای اشغالگر و آدم کش آمريكايي و متحد ين او انجام یافت. کودکان عراقی در طول جنگ و دوران اشغال نظامی ، پدران و مادران خود را از دست دادند. آنان امروز آواره در شهر های بزرگ عراق می باشند. کودکان آواره در ساختمان های ویران شده زندگی کرده و روز ها در زباله ها به دنبال نان کپک زده می باشند. اغلب کودکان موئنث مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. عد ه ای از آنان دستفروشی کرده و شکم خود و یارانشان را سیر می کنند. حال در روز جهانی کودک ، خردسالان عراقی محروم، آواره و بی پناه بوده و هر روز بیشتر در تیر راس سربازان آمريكايي قرار می گیرند و جان خود را از دست می دهند. زندگی و حیات کودکان عراقی تنها در اخراج ارتش آمریکا و دیگر نیروهای اشغالگر می باشد. امپریالیسم آمریکا در عراق جهنمی سوزان ایجاد نموده است. شهرهای ویران، کمبود  آب و برق و مواد غذایی، تعطیلی  بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی، نبودن بهداشت هدیه بزرگ جرج بوش به مردم عراق برای آوردن دموکراسی برای خاورمیانه  می باشد. ولی آینده از آن مردم عراق و کودکان آن کشور می باشد. ما گزارشگران ساید ایرانی ما آرزو می کنیم که دفاع مقدس مردم عراق از کشور خود،  به زودی بهای آن با اخراج سربازان آمريكايي ، انگلیسی و دیگر متحدان آن هر چه زودتر پرد اخته  و خلق عراق  سرنوشت خود را در دست گیرد .

آیا می دانید بر سر کودکان بی سرپرست در "ریو دو ژانی رو" برزیل  چه آمده است؟

در سرزمین حاصل خیز کافه در کشور زیبای برزیل در جایی که صد هزار انسان از محل زندگی خود در دهات ریشه کن شده اند، به سوی شهرهای بزرگ چون "ریو دو ژانی رو"  روی می آورند. خانواده های بسیاری نمی توانند، شکم کودکان خود را سیر نمایند. آنان را از خانه اخراج می کنند. شبهای آنان در بستر ساحل و یا در ساختمانهای متروک که صاحبخانه های واقعی آنان موش ها می باشند، زندگی می کنند. کار این کودکان در روز دستفروشی، گدایی و دزدی است ، ولی آن چه بدست می آورند، میان یاران خود به تساوی تقسیم می کنند، کودکان بزرگتر،  برا داران کوچک خود را نگهداری می کنند. روزهای عمر آنان بدین گونه سپری میشود. در بلندیهای این شهر لعنت شده که فقر بر روی آن چنگ انداخته شده ، کاخ های زیبا و مجلل، از میلیادر های دزد آمریکایی و اروپایی ، هنرپیشگان سینمای هالیود  و ستاره های درخشان تیم فوتبال دیده می شود. شبها بساط عشرت آنان گسترده است و صدای خنده دختران اسیر شده برای شبهای عشرت بلند است. شیشهای شامپاین در سطلهای طلایی در کنار یخ خنک می شوند. ولی در زیر پای آن بهتران،  جهنمی است  برای مردم فقیر و مردم محروم و کودکان آواره، که زندگی و هستی آنان را سوزانده است. در این شهر داغ و تب دار که قلب از حرکت باز می ایستد، شبهای آن در دل مردم گرسنه ترس و نگرانی ایجاد می کند. پلیس گردش شب ، لباس شخصی به تن دارد و به نام هلزون کش  معروف گشته. فردا جسد کودکان در ساحل، در خانه های متروک و حتی خیابان ها دیده می شود که  مغز آنان از هم پاچیده است و قبل از آن که مردم به منطقه مرکزی شهر به فروشگاه های لوکس نزدیک شوند، اجساد کودکان در کامیون شهرداری ریخته و ماشین آب پاش خون خشگ شده آنان را از روی سنگفرش زیبای خیابان پاک می نمایند.  

در دیگر کشورهای جهان وضعیت کودکان چگو نه است.

شرکت بزرگ و فرا ملیتی جان کنسرن  با نام شناخته شده  کوکاکولا در سراسر جهان کارخانه دارد.  کمونیستهای انقلابی در آمریکا، همراه با نیروهای مترقی در آن کشور اطلاعات وسیعی را برای افشای جان کنسرن کوکاکولا شروع نمودند و در ادامه خفتگان حقوق بشر و سازمانهای مصلحتی برای دید بانی بیدار گشتند و آنها دست به اعتراض زدند. ما هم در آنطرف دنیا اطلاع  یافتیم که تعداد بسیاری از کودکان در کارخانه کوکاکولا مشغول به کارمی باشند  و استثمار می شوند.  از کشورهای اروپا و آمریکا   ها شرکت فرا مليتي در سه قاره آفریقا، آسیا – اقیانوسیه و آمریکای لاتین در استثمار کارگران با حقوق گرسنگی مشغولند. بخش از بردگان جامعه متمدن سرمایه داری کودکان خردسال می باشند و در کارگاه ها و مزارع کشاورزی صنعتی کار می کنند. در جنوب آسیا رقمی حدود 5 میلیون دختر و پسر خردسال به صورت پنهانی به کار بيكاري برده اند. در  کشور هندوستان از هر 5  نو نهال  زیر 14 سال می باشند. کار  کودکان بخشی از نیاز خانواده های فقیر است تا بتواند یک روز را پس از روز دیگر سپری کنند.

در السالوادور حدود 3000 هزار کودک در مزارع نيشكر کار کرده و هنوز سن آنان به 16 سال نمی رسد. در السالوادور کار کودکان به صورت رسمی ممنوع است. شرکت "سنترال ایزالکو" بزرگترین کنسرن  تولید شکر  در آمریکای لاتین است و بزرگترین مزارع کشت نيشكر را در اختیار دارد و این شرکت به شرکت کوکاکولا شکر فروخته و همانند آن شرکت از کار کودکان ارزش اضافه کلا ني بدست آورده و پول ها را به حساب بانکی خود می ریزد.

سیاستمداران و وکلای مجالس کشورهای امپریالیستی واسطه گر هایی می باشند که تا منافع شرکت های فرا مليتي خود را در جهان سوم تضمین گردد. همین عالیجنابان کودک دوست، تمام تلاش خود را به کار می گیرند، تا کودکان در پای ماشین کارخانه و یا در مزارع صنعتی کشاورزی کار کنند. و انحصارات فرا مليتي آنان هر چه بیشتر بر ثروت خود بيافزايند . خبرنگاران  جمهوری اسلامی که برای خبرگزاری ایرنا کار می کنند، بسیار خوب می داند که در اطاقهای بازگانی، آقای مهندس خاموشی دلال استعماری چگو نه قراردادهای ننگین استعماری را برای شرکتهای فرا مليتي انگلستان، آلمان، ژاپن، فرانسه، ایتالیا، سوئد، نروژ  امضاء می کند. آقای مهندس خاموشی تضمین می کند که کار ارزان را برای کارخانه های آنان تهیه کند. بخشی از نیروی کار ، بیگاری  کودکان است. بدین خاطر نیاز بسیار برای برگزاری روز جهانی کودک  و کشاندن کودکان به خیابان است.  كه «دست روزگار آنان را در چنگال فقر، محروميت و كمبودهاي مختلف زندگي اسير ساخته است!»

سوسیالیسم تضمین آینده کودکان و پایان دوران  استثمار انسان از انسان در هر کشور است  

کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  و جمهوری خلق چین در زمان  رهبریت آموزگار بزرگ لنین و معمار سوسیالیسم رفیق استالین و رفیق کبیر ما مائوسه تنگ کار کودکان فورا لغو گرد يد و در قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و جمهوری خلق چین به صورت روشن درج و تاکید گرد يد. تا هنگامی که دارو دسته خروشچفی ها ی رویزیونیست ( تجدید نظران در مارکسیست – لنینیست)  در اتحاد جماهیر به قدرت نرسیده بودند. کودکان تضمین کامل برای رشد، آموزش، پرورش، برای رفتن به مدرسه متوسطه و دانشگاه داشتند. کودکان در واقعیت در تعلق خانواده  نبودند، بلكه در تعلق اجتماع قرار داشتند. آنها در سرنوشت آینده خود که در نوجوانی و جوانی است، خود تصمیم می گرفتند و به چه شغلی دست یابند. کنزومول سازمان نوجوانان و جوانان راه گشای آینده آنان بود. در کشور شوراها تحصیلات ابتدایی تا پایان تحصیلات عالی مجانی بود. فرزندان طبقه کارگر و همان کودکان خیابانی زمان تزار مخوف و خون آشام،  حق برابر برای انتخاب  زندگی ، تحصیل،  کار ، شغل و تفریح، ورزش ، تندرستی و شادی یافتند. آنان نسل خوشبختی بودند. ماکارنکو  هزاران کودک بی پناه، بی سرپرست ، محرومین خردسال را دور هم جمع نمود و اولین کمون کودکان را تاسیس کرد . در سال 1921 اسم این کمون ، کمون ماکسیم گورکی نام گرفت. این کمون تربیتی بود  و تجربه آن تا امروز مورد توجه هزاران استاد دانشگاه  در رشته تعلیم و تربیت قرار گرفته شده است. در این کمون و دیگر کمون ها استعداد کودکان شکوفته شد و کودکان در تجربه زندگی روزمره خود یافتند که می توانند در کنار پرمحبترین راهنمایان آنان چون ماکارنکو، شخصیت پرورش یافته سوسیالیستی را در جمع، در درس ، در تفریح و بازی پیدا کنند. به این نونهالان مسئولیت داده می شد و بگونه خوب و عالی از مسئولیتهای خود بر می آمدند. بعد ها شیوه آموزشی و پرورش ماکارنکو ، شیوه فروتنی نامیده و روشی مدرن ، دقیق ، انسانی برای شكوفايي فکر و  پرورش جان در کانون های تربیتی به اجراع در آمد. امروز آثار ماکارنکو به دها زبان  ترجمه و تدریس می گردد. شیردل  -  سایت ایرانی ما


 

این ساید متعلق به هیچ سازمانی یست و قلم آن در خدمت منافع مردم  و کار ما با حمایت شما خوانندگان انجام و مخصوصاٌ با ارسال مقالات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری ، علمی و غیره ساید ما غنی تر خواهد شد.