|
احمد قاسمی يکی از ليدرهای معروف جنبش کمونيستی ايران,
چهرة برجسته جنبش کمونيستی بين المللی و مبارز بی امان براي پاکيزه
نگاه داشتن مارکسيسم ـ لنينيسم در جهان بود. او اثر های بزرگی را برای
جنبش کمونيستی ايران و جهان به جای گذاشت. ازميان صدها مقاله ، رساله
های مختلف, جزوات و کتاب هاب تحقيقی, جزوه « شش سال انقلاب مشروطة
ايران» هم معروف می باشد , اين کتاب از استخراجات شماره 36 دورة اول
از طرف سازمان مارکسيستی لنينيستی توفان به طبع رسيد. همچنانکه نام
سازمان مارکسيستی لنينيستی توفان را بزرگ می داريم , سپاس خود را به
آموزگاران م ـ ل که قلم خود را در خدمت طبقه کار گر ايران قرار دادند
و همچنین رفقای هیئت
تحریریه حزب کار ایران (توفان)
از صميم قلب بيان می داريم . ياد حيدر, ارانی , قاسمی , دکتر فروتن و
سقائی هميشه زنده است و حال آن مقاله را بخوانيد.و متشکريم . اين
مقاله مختصری از آن کتاب است که درارگان مرکزی حزب کارگران و
دهقانان ايران که در تاريخ 16 مرداد ماه سال1359 تحریر، چاپ و ما در
این جا آورده ایم.
درسهائی از انقلاب مشروطه ايران

در
آستانة انقلاب مشروطه نظام فئودالی که در طی قرن ها در کشور ما دست
نخورده باقی مانده بود, همچنان حکمروائی می کرد. مالکيت بزرگ ارضی,
تيول و اقطاع، سيورسات, رسوم و عاداتی که آخرين رمق دهقانان را ميکشيد,
خود سری مالکان و حکام , استبداد مطلق, فساد دربار و دولت از مشخصات
دوران قاجار بود. علاوه بر استثمار و ستم فئودالی, سلطه امپرياليست های
روسی و انگليسی, استثمار مستعمراتی آن ها, مداخلات بی پروا و زور گوئی
های علنی آن ها, اوضاع کشور را تحمل ناپذير می گردانيد. امپر ياليست
ها بوسيله قراردادهای راهزنانه ای نظير قرار داد ترکمن چای و گلستان,
به تجزيه ايران پرداختند و تجاوزات نظامی خود را مبداء تجاوزات
اقتصادی , اخذ امتيازات استقلال بر افکن, تحميل وام های کمر شکن و
نظارت بر ماليه و گمرک ايران ساختند. بازرگانی خارجی ايران در دست روس
و انگليس بود, به اين معنی که بيش از 80 درصد بازرگانی خارجی ايران با
اين دوکشور صورت می گرفت و آن ها هر کالا و بهائی را که به سود خودشان
بود به ايران تحميل می کردند.

ايران در آستانه
انقلاب مشروطه بصورت کشوری نيمه مستعمره در آمده بود. يکی از انگيزه
های انقلاب مشروطه ايران, کوتاه نمودن دست امپرياليست ها از منابع و
دسترنج خلق های ايران بود. از ميان دو دولت امپرياليستی روس و انگليس,
دولت روسيه به علل تاريخی, از نفوذ بيشتری در درباره قاجاريان برخوردار
بود. در ايران, بيش از انقلاب, مانند کلية دوران فئودالی, شهر ها مرکز
اقتصاد و سياست بشمار می آمد و در آستانه انقلاب مشروطه ايران, دو
طبقه سرمايه داری ملی و طبقه کارگر ايران قدم به عرصه زندگی اجتماعی
نهاده. در همين سال ها, وخامت وضع زندگی توده های محروم, موجب تلاطمات
شديدی در شهر های مختلف ايران گرديد. در تابستان سال 1272 , در
اثرماليات های گران و احتکار گندم در شهر مشهد, قحطی روی داد. مردم به
دکان های نانوايی ريختند و به زندان ها هجوم آورده, زندانيان را آزاد
ساختند. در همين سال, حادثه مهم سياسی در ايران به ظهور رسيد که دادن
امتياز تنباکو بود که مستقيماٌ منافع دهقانان, کسبه, بازرگانان و پيشه
وران ايرانی را تهديد می کرد. اين امر موجب شورش های اعتراضی در شهرهای
تهران و تبريز و اصفهان و شيراز و ساير شهر ها گرديد. برخی از روحانيون
به همراهی با مردم برخاستند و يکی از مجتهدان بنام ميرزا حسن آشتيانی,
فتوای تحريم تنباکو را صادر کردو به اين طريق, فعاليت شرکت بکلی فلج
گرديد. نخستين نهضت و سيع ضد استعماری در ايران بشمار مي آيد.

از آن
پس, جنبش انقلابی مردم, دائم اوج می گرفت و يک چيز در نزد خلق روشن بود
و آن اينکه به استبداد مطلق بايد خاتمه داده شود. تا اينکه, بدنبال
گسترش جنبش و مبارزات انقلابی مردم, روز 13 مرداد 1285, فرمان
مظفرالدين شاه که به فرمان مشروطه معروف است صادر گرديد.
نخستين مجلس ايران, پس از انتخاب 50 وکيل تهران در 14 مهر سال 1285
شروع به کار کردو بسياری از نمايندگان با بازرگانان و پيشه وران, شيخ و
يا سيد يعنی؛ با روحانيون در پيوند نزديک بودند. مجلس اول باتمام
نقايصی که داشت, مترقی ترين مجلس ايران بشمار می آيد. با اعتلاء نهضت
مشروطه خواهی, مبارزة کارگران و کارمندان برای بهبود شرايط زندگی خويش
آغاز شد.
تاسيس
اتحاديه های کارگری که پس از اعلام مشروطه آغاز شد, پديده ای کاملاٌ بی
سابقه و نو ظهور و از لحاظ آينده بسيار مهم بود. نخست کارگران چابخانه
های تهران دست به تشکيل اتحاديه زدند, بعد کارگران تراموای تهران, بعد
کارگران تلگرافخانه و بعد قالی بافان کرمان.
در
همان موقع که مبارزه بر سر تحصيل قانون اساسی درگير بود, نخستين انجمن
مرکب از نمايندگان مردم تبريز برای دفاع از دموکراسی و مشروطه
بنيادگذاری شد. انجمن ها پايه های قدرت دموکراتيک در ايران بودند و
انجمن های برخی از بنادر جنوب ايران, مانند بندر عباس و لنگه و غيره,
مبتکر مبارزات ضد استعماری گشتند. جنبشی که منجر به گرفتن قانون اساسی
شد, روستای ايران را نيز به حرکت در آورد. پس ديده ميشود که در مرحله
دوم انقلاب ايران, يعنی پس از تحصيل قانون اساسی , انقلاب به عمق جامعه
اثر کرده و توده ها را از تاريکی بيرون کشيده, بسوی مبارزات ملی و
طبقاتی رهنمون می نمايد.
برای
درک نقش روحانيون بزرگ در انقلاب, بايد در نظر گرفت که دوران قاجاری
ها, روحانيت يکی از دو مرکز قدرت اجتماعی بود که با سلطنت, عنان به
عنان می رفت. روحانيون بزرگ خود از مالکان بزرگ بودند.و بعلاوه املاک
موقوفه را که بخش عظيمی از املاک بود و همچنين خمس و زکات را در اختيار
داشتند. نفوذ معنوی آنان عظيم بود. از اين جهت, آن ها هميشه در احراز
قدرت با شاهان قاجار و اعيان و دربارريان, در رقابت بودند. براساس
همين رقابت و نيز به منظور جلب اعتماد مردم بودکه عده ای از روحانيون
بزرگ به نهضت مشروطه پيوستند. ولی آنان تا مرز معينی می توانستند با
انقلاب همراه باشند و همينکه بدان مرز رسيدند, عنان در کشيدند.
28 ديماه 1285 , محمد
عليشاه بجای پدر
نشست ولی در مراسم تاجگذاری خود, نمایندگان مجلس را دعوت نکرد و این
نشانه روشنی از دشمنی او با مجلس بود.
محمد عليشاه برای اجرای نقشه های دشمنی خود با مجلس و مشروطه, امین
سلطان را از اروپا خواسته و به صدراعظمی گماشت.
از اقدامات اتابک یکی تقویت روحانیون مرتجع و پیش کشیدن «شریعت» در
برابر مشروطه بود. یکی از روحانیون درباری (شیخ فضل اله) در موقع طرح
متمّم قانون اساسی, اين اصل را پیش کشید که باید انجمنی از علمای طراز
اول تشکیل شود, تا کليه قوانین مصوب مجلس را از نظر بگذراند ( شورای
نگهبان) و هر قانون که آنجا مخالف احکام شریعت تشخیص دهد, از عنوان
قانونيت خواهد افتاد و قابل اجرا نخواهد بود. بالاخره دربار و
روحانیون مرتجع در 24 خرداد توانستند اصل پیشنهاد شیخ فضل اله را در
متمّم قانون اساسی بگنجانند.
البته سیر مشروطیت اجازه نداد این ماده که سرنوشت دموکراسی را بدست
روحانیون عامل دربار می سپرد, عملی شود.
انقلاب پیروز شد ولی شکست وی از همان روز پیروزی آغاز گردید.
محمد علی شاه و امین السلطان, برای از بین بردن مشروطه, در عین حال به
تحریک اشرار مشغول بودند.
روز 23 آذر 1286, به تحرک دربار, عده ای از اوباش (چماق بدستان) در
میدان توپخانه تهران اجتماع کرده, روانه مجلس شدند. ولی چون با مقاومت
محافظان مجلس روبرو گشتند, به ميدان توپخانه برگشته, از آنجا حمله ور
به خیابان ها و کوچه های شهر شده و به خلع سلاح مردم و غارت خانه ها و
دکان ها پرداختند.
به هرحال با اقدامات قاطع انقلابیون, اجتماع توپخانه پراکنده
شد.معذالک, نو کران استبداد در تبریز ساکت نماندند و روز 24 دی ماه به
بازار ریخته به شرارت دست زدند و تدارک حمله بر انجمن تبریز را دیدند.
مداخلات صریح امپریالیسم روس و انگلیس نیز, در ایران شدت يافت و انقلاب
ایران, صریحاً با جبهه متحد امپریالیسم انگلستان و روسیه روبرو شد.
به این طریق, انقلاب ایران از هر طرف در معرض تهدید خارجی قرار داشت.
محمد علی شاه فرصت را غنیمت شمرده درصد برآمد که انقلاب را با نیروی
نظامی یکباره درهم شکند.
2 تیرماه, قزاق ها به سرکردگی کلنل لياخوف به تهران هجوم آورده, میدان
بهارستان را اشغال کردند و توپ های خود را رو به مجلس کار گذاشتند.مجلس
آمادگی نداشت. سران دروغین مشروطیت, تا توانسته بودند, تنور شوق مردم
را فرو نشانده, اجتماعات را به هم زده و مجاهدان را خلع سلاح کرده
بودند. از همان روز, گرفتن و زدن و کشتن آغاز شد و دادگاه معروف به باغ
شاه به کار افتاد.
پس از کودتای محمد علی شاه, مشروطیت از سراسر ایران, جز تبریز, بر
افتاد. جوش و خروش تبریز و ایستادگی دلیرانه آن روح جدیدی در سراسر
ایران استبداد زده دمید. گیلان زودتر از سایر شهرستان ها برخاست. مقارن
اين احوال, و کمی زودتر از آن در اصفهان نهضت ضد استبداد اوج گرفت و
بالاخره, قوای مشروطه وارد تهران شده, عمارت مجلس را به تصرف درآوردند
و هزاران تن از مردم مشروطه خواه تهران به آنان پیوستند. محمد علي
شاه, ذلیل و حقیر, در زر گنده, به سفارت روس پناهنده گردید.
انقلاب پیروز شد ولی شکست وی از همان روز پیروزی آغاز گردید. دولت
هائيکه پس از فتح تهران روی کار آمدند, هدف دیگری جز خاموش کردن انقلاب
نداشتند. کافیست که به برنامه دومین دولت سپهدار نظری بيافکنيم اين
برنامه فقط باهدف مهار کشیدن و تحکیم دستگاه دولتی موجود تنظیم شده بود
و کمترین ارزش انقلابی نداشت.
دولت هائيکه پس از فتح تهران روی کار آمدند دستگاه دولتی محمد علی
شاهی را دست نخورده نگه داشتند و کوشیدند تا هسته های قدرت توده ای را
که در آذربایجان و گیلان به وجود آمده بود, نابود کنند و از ارتش خلق
را که در آن دو شهرستان قدم به عرضه گذاشته بود, از ميان بردارند.
بسیار جالب توجه و عبرت انگیز است که دولت سپهدار بريگاد قزاق را ـ
همان بريگادی را که عامل به توپ بستن مجلس بود, و در موقع فتح تهران در
برابر قوای مشروطه خواه ایستاده ـ دست نخورده نگهداشت, سران بختیاری
را نیز به حال خود گذاشت , ولی با تمام قوا به خلع سلاح فدائیان و
مجاهدان پرداخت.
دولت های پس از فتح تهران هر فرصتی را غنیمت شمردند, تا ضربه ای بر
نیروهای دموکراتیک وارد آوردند. مثلاً, به بهانه پیاده شدن محمد عليشاه
به گوميشان, لزوم حفظ نظم و امنیت را در پیش کشیده . در27 تیرماه 1290
قانون حکومت نظامی را از تصویب مجلس گذراندند که نه فقط بر علیه محافل
ارتجاعی و توطئه گران, بلکه بر علیه هرگونه اجتماع و به ویژه بر علیه
انجمن ها و اقدامات دموکراتیک آن ها متوجه بود. ماده 100 اين قانون می
گويد: اجتماعات و انجمن ها در مدت حکومت نظامی باید موقوف و متروک
باشد» و درست در موقعيکه پاسداری از انقلاب ایران, بيش از هر موقع
مقتضی بسیج توده ای مردم بود, اين کار را به عنوان جرم محکوم میکرد. در
طی مبارزه با محمد علی شاه و پیش از خلع او مردم ایران بيش از بيش,
تعدیات و مداخلات امپرياليست های روس و انگلیس را به عیان می دیدند و
از اين جهت در مراحل اخیر انقلاب ایران, بطور مستقیم مبارزات ضد
امپرياليستی اوج گرفت. در دی ماه 12880 توده های دهقانان انزالی با چوب
دست بر کنسولگری روس و عمارات امتیازات شيلات حمله آوردند. روز 30
آبان 1290 , ارتش روس در خاک انزلی پیاده گشت.
روز 10 آذر 1290 , اولتیماتوم روسیه به دولت ایران واصل شد که مطالبه
می کرد « دولت ایران هيچ مستشار خارجی بدون موافقت قبلی نمایندگان روس
و انگلیس در تهران نیاورد.»
در ميان شور و هیجان ضد امپرياليستی مردم, پذیرفتن اولتیماتوم روسیه
برای مجلس میسر نبود. مجلس اولتیماتوم را در 10 آذر رد کرد. ولی دولت
زبون ایران, به جای آنکه از آمادگی توده های مردم برای بسیج آنان و
مقاومت در برابر تجاوز کاران استفاده کند, در همه حال در صدد سازش و
پذیرش اولتیماتوم بود.
در اين هنگام, اخبار زدوخورد با قشون تزاری در رشت و تبریز, به تهران
می رسید و اخبار مذکور ممکن بود نه فقط در مردم تهران, بلکه در مجلس
نیز تلاطماتی ایجاد کند. از اين جهت دولت به امضاء کليه اعضاء خود,
پیشنهاد انحلال مجلس را به نایب السلطنه داد و مجلس دوم در روز 3 دی
1290 منحل گردید.
در همين روز, قوای دولتی, برای سرکوب نیروهای ملی و ضد استعماری, باز
کردن بازار ها, متفرّق کردن تظاهرات, به کار افتاد, آزادی های
دموکراتیک به بهانه حفظ نظم و امنیت, پایمال شد, به اين طريق, انقلاب
ایران, پس از 6 سال پرتو فشانی, بدست قوای متحد امپرياليست های روس و
انگلیس و اعیان و اشراف لیبرال ایران خاموش گردید.
در اين مرحله, نقطه های نهضت کارگری رشد کرد و به صورت اعتصابات ظاهر
شد و نخستین روزنامه کارگری به نام « اتفاق کارگران» انتشار يافت.
سند رسوائی و يا صورت عريضة شيخ فضل اله نوری
تقریبا
عمر انقلاب مشروطه مردم ایران نزدیک به صد سال نزديک می شود. و سالگرد
صد سالگی آن در سال 1385 خواهد بود. اين انقلاب کوشش نمود که نظام
فئودالی پايان داده و سلطنت را برای هميشه از بين برده, و امپرياليسم
روس و انگليس را از ايران بيرون راند و استقلال و تماميت ايران به
عنوان کشوری مستقل , پايه گزاری نمايد. در اين انقلاب, مبارزين و
مجاهدين چون ستار خان, حيدر عمو اوغلی, علی مسيو و باقرخان در صف رهبری
آن انقلاب قرار داشتند. در صف ضد انقلاب عناصر خائنی برای امپرياليست
انگلستان و روس خدمت می کردند.
رهبران
حکومت ملايان ايران به اين نتيجه رسيده بودند که شيخ فضل الله نوری
ملای درباری که بر عليه مشروطه خوا هی بود و در مقابل ستارخان ايستاد
و با استفاده از دين, مردم را در مقابل اين قهرمانان مشروطه قرار داد
و عاقبت خود نيز توسط همان مردم مشروطه طلب و با شرکت پسر خويش در
توپخانه تهران به دار آويخته شد. بعد از انقلاب نيمه انجام بهمن 1357 ,
ملايان به قدرت خزيده, به ناگهان در تابستان 1357 از زبان خمينی و سپس
انصار خليفه جماران , «شهيد اسلام» شناخته شد که جای تعجبی برای ما
کمونيست های انقلابی در آنزمان نداشت. طبقات حاکم در طول تاریخ، تاریخ
را به گونه دیگر می نویسند. رژيم جمهوری اسلامی تاریخ را به شیوه
خلفای اسلامی می نویسد و دستگا های انتشاراتی او با خرج میلیارد ها
ریال دست در تقلب برگهای تاریخ مبارزاتی مردم ایران و جهان می زنند.
در
ايران رژيم جمهوری اسلامی در عمر ننگين 24 ساله اش , تاريخ انقلاب
مشروطه را تحريف نموده و از ضد انقلابيون , انقلابيون ساخت . حال ما
برای روش شدن اذهان مردم کشورمان و ايرانيان خارج از کشور, نامه شيخ را
از لای برگ های تاريخ کشورمان که توسط تاريخ نويسان واقعی که مدافع
انقلاب مشروطيت بودند, بيرون کشيده و ننگ و خيانت شيخ و خوش خدمتی به
« اعليحضرت شاهنشاه» ايران محمد علی شاه قاجار که در نامه ای به او
نوشته است برای شما خوانندگان ساید ایرانی ما، بازخوانی و رسوا می
کنيم و در پايان همچنين جواب شاه به آن نامه را که در آنزمان نيز
وسيعاٌ به چاپ رسيد بود, عيناٌ از تاريخ بيداری مردم ايران نقل می
کنيم.
صورت
عريضة شيخ فضل الله و امام جمعه و سايرين!
بسم الله الرحمن الرحيم ـ به موقف عرض بندگان اعليحضرت شاهنشاه
اسلاميان پناه خلدالله ملکه و سلطانه، معروض ميداريم : در دوازدهم شوال
که کارگزاران دولت جمع کثيری از وجوه علماء و شاهزادگان و وزراء و
امراء و اعيان و اشراف و تجار را حسب الامر احضار به دربار گردون مدار
نمودند. از طرف قرين الشرف ارادة سنيه را به اعطای مجلس شورای و تاسيس
قوانين آن ابلاغ فرمودند . بنام حاضرين متق الکلمه جواب عرض نمودند که
مجلس شورای عمومی منافی با قواعد اسلام است و ممکن الجمع نيست, چنانچه
به رای العين مشاهده کرديم و ما مسلمانان که در تخت اقتدار سلطنت
اسلاميه هستيم ابداٌ راضی نمی شويم که وهنی به اسلام و دين ما برسد و
پس ار آن احکام حجج اسلام و علماء اعلام و ولايات گوشزد حاضرين شد و
عرايض عديده متظلمانه در استيمان از اين بليه عظيمه از طبقات علماء و
اهل علم و طلاب و تجار واصناف که غائب از آن محضر بودند , يکان يکان
خوانده شد. بعد ذلک کلية حضار مجلس از علماء و تمام طبقات به توسط جناب
اشرف صدر اعظم عريضه ای متضرعانه در استد عای انصراف از اين عزيمت به
حضور باهر النور ملوکانه تقديم داشتند و پس از استيذان شرفياب حضور
معدلت ظهور شدند و استدعای مجدانه حضوری هم نمودند و به وعدة مراحم
ملوکانه و قبول استدعای مقصد اسلامی به اصدار دستخط انجم نقط مرخص
شدند, که تاکنون که يوم بيست و چهارم است , از ناحيه مقدسه اعليحضرت
همايونی دستخط آسايش شرف صدور نپذيرفته. از آنجائيکه به حکم محکم خلاق
عالم جل اسمه حفظ بيضه اسلام در قرون و اعصار بر عهدة سلطان وقت و
علماء اعلام است, از آنروز تا حال همه روزه از داعيان مطالبه انجاز وعد
و اصدار دستخط می نمايند و داعيان به دفع الوقت گذرانيده. تا امروز که
مطالبه از حد گذشت, چاره نديده جز شرفيابی در دربار معدلت آثار و
بحمدالله نايل شديم و از پيشگاه همايونی ايفاء به وعد را جداٌ مستدعی
هستيم و چون اين استدعا از جهت اداء تکليف شرعی است, از صاحب شرع رخصت
رجوع نداريم. و متضرعانه جدا دستخط آفتاب نقط را در آسودگی اهل اسلام
از اضطراب و وحشت و دهشت که در اين مرحله دارند از سده سنيه استدعا
داريم. قسم به جميع معظمات شرعيه که ما ها بلکه تمام اهالی اسلام اين
مملکت برای تاسيس مجلس شورای عمومی حاضر نيستند و نتيجه آن را جز هدم
دين و هرج و مرج و هد ردماء محترمه و هتک نواميس اسلاميه نميدانيم.
الامر
امر الا قدس الا علی مطاع مطاع.
صورت
دستخط اعليحضرت بر حاشيه عريضه
بسمه تبارک و تعالی ـ جنابان مستطابان حجج اسلام و سلمهم الله تعالی,
عزم ما همه وقت بر تقو يت اسلام و حمايت به شريعت حضرت نبوی صلوات الله
عليه بوده و هست, حال که مشکوف داشتيد, تاسيس مجلس با قواعد اسلاميه
منافی است و حکم به حرمت داديد و علماء ممالک هم به همين نحو کتباٌ و
تلگرافاٌ حکم بر حرمت نمودند . در اين صورت ما هم از اين خيال بالمره
منصرف و ديگر عنوان همچو مجلس نخواهد شد, لکن به توجهات حضرت امام زمان
عجل الله فرجه در نشر عدالت و بسط معدلت دستو العمل لازم داده و
ميدهيم.
آن
جنابان تمام طبقات را از اين عزم خسروانه ما بر نشر معدلت و رعايت حقوق
رعيت و اصلاح مفاسد بقانون دين مبين اسلام حضرت خاتم النبيين صلوات
الله و سلامه عليهم اجمعين اطلاع بدهيد. ( محمد علی شاه قاجار)
|