انقلابات آزادی بخش

مقالات و گزارشات

 
 

دیدار از ونزوئلا

طعنامه کنفرانس بین المللی- احزاب و سازمانهای مارکسیست - نینیست جهان در باره اشغال عراق توفان شماره 64

بوش تروریستی است که مرتکب نسل کشی شده ...تنی بلر همدست هیتلر است-رئیس جمهور و نزوئلا

کارگران ، دهقانان و دانشجویان گردانند گان اصلی در سرنوشت مردم آمریکای لا تین می باشند. هیه گزارش از اولتما هورا ، پاراگوئه 2.6.005

 

 

|معرفی  |اخبار|عراق|افغانستان|ایران| نپا ل| ترکیه |پرو| کلمبیا | ونزوئلا |مکزیک| گردهمایی  |سا یـد هاا| زبان دیگر  |   

سایت اختصاصی ما برای بهمن ادیب

 مجموعه مقالات بهمن ادیب را مطالعه نمائید

 

   
 


Archives
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
Partners
 
04.09.2006 10:07

دیدار از ونزوئلا

کاراکاس– ونزوئلا- سفر به ونزوئلا برای شرکت در سمیناری دانشگاهی که همراه با 16 سمینار دیگر درکانکتیکات برگزار می گردید تعیین شده بود. موضوع سمینار معرفی«انقلاب بولیواری» رئیس جمهور هوگو چاوز و نگاهی به ستون فقرات رسالت انقلاب بود. چون جریان اصلی رسانه ای چیزی جز محکوم کزدن چاوزوبرنامه های او نیست، ما بسیار علاقمند بودیم در یابیم که مردم ونزوئلا به چه فعالیت هایی مشغولند که سبب چنین تهدید بزرگی علیه غرب وبه ویژه ایالات متحده امریکا شده است .
فرود آمدن در کاراکاس احساس همانندی چون فرود آمدن در مانیل را داشت .آب وهوا بسیار شبیه مانیل بود ( اگرچه با رطوبت کمتر) همانطور که ساختمان ها ومارک های تجارتی. بیلبوردهای آشنایی از نسکافه، پپسی، وغیره از هتل ما قابل مشاهده بودند، نشان دهنده توسعه موقعیت خاصی که ما درکشور خود مبادرت به آن کرده ایم. اما کاراکاس با 5 میلیون سکنه –جمعیت ونزوئلا 25 میلیون نفر است – به شلوغی مترومانیلا – پایتخت فیلیپین - نیست . اقلیت بسیار کوچک ثروتمندان کاراکاس توسط فقرایی که در محله های فقیز نشین در طول دامنه متمرکز شده اند احاطه شده اند. توسط ماری کنول کشیش امریکایی سابق که سال ها در همسایگی این محلات زندگی کرده بود به یکی از این محلات فقیر نشین برده شدیم . آنجا هم احساسی شبیه حضوردر توندو داشتم. کشیش، پدر گیگی، کشیش ایتالیایی را به یادم آورد که ما کمی بعد از این که او در زمان دیکتاتوری مارکوس در دهه 1970پوتین هایش را در توندو در یک جیپ نظامی از پای در اورد ه و به باند هواپیما پرتاب کرده بود در نیویورک ملاقات کردیم .
اما آن چه که این جا با فیلیپین بسیار متفاوت است، رسالت ومشارکت قابل توجه ونزوئلایی هاست. ما از تعاونی ای دیدار کردیم که شامل یک کارخانه پوشاک، یک کارخانه کفش و کلینیک پزشکی بود. این آخری به ویژه همه ما، حتی کسانی را ازگروه ما که تنها منظرمقایسه آن ها، تجهیزات امریکایی با آخرین ابزار وکارمندانی که توسط پزشکان کوبایی آموزش دیده بودند( بیش از 20000 پزشک کوبایی به همین منظور در ونزوئلا هستند) بود تحت تاثیر قرار داد، کلینیک اطاق انتظاری داشت با بیمارانی از همه گروه های سنی، بیماران فقیری که از هزینه معاینات پزشکی در حد صفربرخوردار بودند. دارو هم کاملا مجانی بود. کلینیک در حد محدود خدمات دندانپزشکی، کودکان، زنان و زایمان وسایر خدمات تخصصی را ارائه می داد، ماشین ها ی عکس برداری وابزار آزمایش های ساده را داشت، ومی توانست بیماری های معمولی را پاسخگو باشد. چیزی که مغایر شرایط خود ما در فیلیپین بود.
هر دو کارخانه کفش وپوشاک، تمیز، وسیع وبا روح بودند، کاملا بر عکس کارخانه هایی که من در خارج مانیل دیده بودم. مثل بسیاری از کارخانه های کفش و پوشاک، اکثر کارگران زن بودند. در کارخانه پوشاک تقسیم جنسیتی عرفی کارگران می چربید که کارگران برش مرد بودند. تنها چیزی که از قرارداد ها حذف شده بود آن بود که به برش کاران بیش از دوزنده ها حقوق پرداخت نمی شد. اما غیر عادی ترین جنبه برای من آن بود که زنان بیشتر از آن چه هرخیاطی به کاری محدود شده باشد در تمام قسمت تولید پوشاک با هم کار می کنند، مثلا،دوزنده فقط آستین یا یقه نیستند. می توانستی ببینی که اینجا چگونه کارگران از خود بیگانه نیستند، خودکارگران در مورد چگونگی ورود به روند تولید تصمیم می گرفتند. راهنمای ما، یک روزنامه نگار، به ما گفت که این زنان از محلات فقیر نشین اطراف هستند که این جا اولین محل کارآنها بوده و فشار هیچ سرپرست کمین کرده ای برای مراقبت ازکارکردشان بالای سر آن ها نیست.
غذای مجانی
در همان نزدیکی یک تعاونی مواد غذایی با کمک هزینه دولتی دایر بود که خواربار را به نصف قیمت می فروخت. ما در طول تمام قفسه های مواد غذایی وآرایشی قدم زده واقلامی را خریداری کردیم. دریافتیم که تقریبا نصف جمعیت مواد غذایی را با کمک هزینه به دست می اورند، ویک میلیون نفر غذای مجانی دریافت می کنند. بر این حقیقت افزودنی است که 17میلیون نفر برای اولین باراز مراقبت های پزشکی عمومی و داروی مجانی بر خوردار شده اند، وروشن است که این تصمیم دولت برای بر آورده کردن نیاز اکثریت جامعه و نه حفظ امتیازات اقلیت است.
ما از دانشگاه جدید بولیواری که درمرکز ادارات سابق کمپانی نفت ونزوئلا پی.دی.وی.اس.ا جای گرفته است بازدید کردیم .طعنه امیز ان که این ادارات قبلا شبکه مرکزی طراحی کودتای ساقط شده اوریل 2002را تشکیل می دادند.(مهندسان با حمایت نزدیک امریکا) ودر دسامبر همان سال، اعتصاب سراسری را برای ناکار امد کردن حکومت چاوزانتخاب کردند. ساختمان ها اکنون به محلی برای ساختن جهان بینی جایگزین، به محل دگرگونی ای که برای تحقق ایده های بولیواری ضروری است، تبدیل شده اند. دانشگاه جدید همراه با اهداف انقلاب بولیواری، دوحوزه اولویت مطالعاتی دارد: پزشکی وتعلیم وتربیت .
بنا به اظهار یانگ دین که گروه مارا راهنمایی می کرد، اهداف عبارتند از سلامت وعدالت اجتماعی، که هر دو این هدف ها فقط در مقابله با نئولیبرالیسم وامپریالیسم قابل تحقق اند. معنای این اهداف در مرحله اجرا، اموزش پزشکان برای کار در اجتماعات فقیرونه در بیمارستان های خصوصی گران قیمت، وشکل دادن به تفکر مردم برای حمایت از ارزشهای انسانی ورای هر امر اساسی فراگیر فردی است.
دولت
علیرغم تبلیغات منفی رسانه های محلی ( مالکیت 80درصد ان ها دست بخش خصوصی است)، هوگو چاوز می تواند به خاطر نتایج ملموس اداره حکومتش بر حمایت اکثریت حساب نماید. اینجا «دولت» نیز به معنای مردم عادی و نه تشکیلات فاقد شخصیت بوروکراتیک است، به همین خاطر چاوزبارها اکثریت تاریخی بی بهره از انتخاب را برای گرفتن قدرت به دست خود دعوت کرده است. این تکلیفی است که هدف آن صاحب اختیارکردن مردم است، چون رسالت سرتاسر«قلمرو بولیواری» آن است که مردم برای اداره پروژه ها در جهت حقوق خود آموزش داده شوند. به عنوان مثال در اثنای برنامه سواد آموزی، فقط در عرض 7سال بیش از یک میلیون نفراز مردم خواندن ونوشتن را آموخته اند.
تلاش های مشارکت اجتماعی درامدادرسانی کامل، اقدامات خیریه ای همانند گاواد کالینگا واقع در پایاتاس، جایی که ساکنین آن به شهروندان طبقه متوسط تبدیل شده اند را قابل فهم می سازد. درود یر مساعدت مذهبی، پیشگامان اقتصادی و بشر دوستان خوش قلب.
یک دنیا تفاوت، کسانی راکه به اهداف خیریه تبدیل شده اند، ازآن هایی که در انجمن ها، جایی که به نظر می رسید افراد مشارکت فعال در باز سازی فوری محیط زیست خود داشته باشند، مشاهده کردیم، جدا می کند. در میان تکالیف آینده بر مراقبت از مادران مجرد فقیر، که برای دریافت وام از صندوق ویژه زنان سازماندهی شده اند، وکسانی که بر اساس قانون اساسی جدید مستحق برخورداری از حمایت مالی هستند تاکید شده است.
در تغییرات قانون اساسی «49 قانون» رادیکال اصلی وجود دارد که امر تنظیم استخراج ومالیات ازنفت، اجاره داری زمین، صنعت ماهیگیری، وجلو گیری از خصوصی سازی امنیت اجتماعی، رامد نظرقرار داده است.
ماده ای از قانون اساسی سزاوار اشاره خاصی است که برای اولین بار در جامعه ونزوئلا از علائق مردم بومی، افرو- ونزوئلایی ها و دارندگان نژاد مختلط، حراست می کند.
ما از بارلو ونتو منطقه ای که توسط بردگان آزاد شده بنا شده است بازدید کردیم .انجا دانش آموزان فقیر افرو-ونزوئلایی را ملاقات کردیم که درست به همان صورتی که بزرگ سالان در برنامه سواد اموزی ثبت نام می کنند از آموزش پزشکی مجانی برخوردار بودند.
راهنمای ما که پروفسوری متخصص در تاریخ اعقاب افریقایی بود، نطق روشنگری در مورد تاریخ ایراد کرد. او توضیح داد که در اثنای تلاش برای کودتا، ( علیه چاوز) انبوه کثیری از مردم بارلوونتو، برای صف آرایی گرد چاوز راهی کاراکاس شدند. آن ها (بدین منظور) اتوبوس ها، اتوموبیل ها وهر وسیله ای را که مقدور بود راه انداختند. او گفت، بسیاری از ان ها 100 مایل را تا کاراکاس با در نظر گرفتن این که خودشان نمی تواند کمک نمایند اما می توانند در این حرکت کاملا خود جوش واستثنایی فریاد ویژه حمایت (از چاوز) باشند، پیاده پیمودند،
منابع نفتی – ارتش
علاوه بر خواست هو گو چاوز برای شکل دادن به دولتی برای مردم، خود او نیز آشکارا دارای مزایایی است که کمترسران دولت های جهان سوم از آن بر خوردارند. دونیرویی که سریعا در برابر چاوز قرار گرفتند، منایع نفت ونزوئلا و شخصیت خاص ارتش ونزوئلا است. اگر چه چاوزحرکتی در جهت ملی سازی مالکیت خصوصی در صنایع بزرگ انجام نداد– عیار آن چیزی که بعنوان سوسیالیسم شناخته می شود- اما ازدر آمدهای نفتی در جهت حمایت مالی ازپروژه های مختلف خود استفاده می کند. چاوز می تواند بر وفاداری ارتش تکیه نماید چون ارتش ونزوئلا بی شباهت به سایر ارتش های امریکای لاتین،(همچنین بی شیاهت به ارتش فیلیپین) از نفوذ امریکا مستقل می ماند. برای مثال، ارتش سربازانش را برای آموزش به مدارس رسوای امریکایی که اکنون به خاطراهداف پوششی، انستیتو نیمکره برای امنیت باز نامیده می شوند، نمی فرستد. در کلاس های (ارتش ونزوئلا)، سربازان ،علاوه بر آموزش عمومی، در باره تلاش های استقلال طلبانه کشورشان نیزآموزش می بینند. چیزی که چاوز بعد از این مجبور به انجام ان است، اعلام برنامه سازگاری شهروند/ارتشی است که طی آن سربازان دوش به دوش توده مردم برای بسیاری از فعالیت های مردمی کار کنند. این اعتماد دو جانبه، به ویژه در پرتو وجود خطرات واقعی از جانب گروه نحبه کوچکی که جز به پشتیبانی ابرقدرت امریکا نمی توانند روی چیزی حساب کنند، ضروری است .
باید یاد اوری شود که «انقلاب بولیواری » چاوزکاملا بومی بوده واز هیچ مدل غیر موجودی پیروی نمی کند. قهرمانان این انقلاب شخصیت های قرن نوزده ونزوئلا: سیون بولیوار، مبارز مستقل ضداسپانیایی که استقلال ملی واتحاد منطقه ای را هدف قرار داده بود. سیمون رودریگرز، مربی بولیوار که آموزش های او لزوم ساختن بنیادی فلسفی برای استقلال ونزوئلا را اعلام می کرد و ازگوئیل زامورا، رهبر روستائیان، که در برابر الیگارشی زمین داران می رزمید، هستند. در نتیجه، کسانی که ما در ونزوئلا با آن ها صحبت می کردیم، موافقت خودرا با «روند» اظهار می داشتند، آن ها می توانستند با افتحار در باره استناد تاریخی خود صحبت نمایند، علاوه بر این، جهت (حرکت ) تغییرات به سوی جامعه ای دریک دولت درحال دگرگونی، توسط، مشارکت دموکراتیک خود مردم هدایت می شود. در کل، در تاریخ جهان هم، هیچ رهبر دیگری، رکورد چاوزدر برنده شدن در 8 انتخابات و رفراندوم در طول 8 سال را ندارد، تعداد رای دهندگان در زمان هر انتخابات بیش از انتخابات قبلی بوده است. آیا این بازتاب قدرت واقعی مردم نیست؟
تحقیر چاوز، عموما توسط رسانه های غربی وبه ویژه توسط دولت بوش راه اندازی شده است، اگر این تحقیر به درستی به خاطر اصول دموکراتیک باشد، به شدت مشکوک ومظنون است. خود چاوز بیش از یکباراعلام کرده است که ترور او نمی تواند تعجب آورباشد. تلاشی که در موجودیت انقلاب بولیواری دیده می شود، بدون شک درنو آوری اش برای سیستم جایگزین، خارج ازقلمرو نئو لیبرالیسم و رضایت واشنگتن قرارمی گیرد.
منابع نفتی کشور اجازه این استقلال را به چاوز می دهند. به علاوه او همانند بولیوار، قهرمان قرن نوزده ، امر اتحاد امریکای لاتین را به عهده گرفته است. از آن جمله تهاتر خدمات با کوبا، پرداخت بدهی های آرژانتین به بستانکاران بین المللی، و حمایت از اوا مورالس بولیویایی. ونزوئلا اخیرا رسما به مرکوسور پیوست، اما چاوزاتحاد اقتصادی آلبا، را نیزدر مقابله با سیاست تجارت آزاد امریکا وخلق مدل جدیدی از توسعه راه اندازی کرده است. در عرصه فرهنگی، کانال تلویزیونی تله سور، که توسط ونزوئلا، آرژانتین، کوبا و اوروگوئه راه اندازی شده است موجود است که انتظار می رود جایگزین برنامه های جاری تحت نفوذ امریکا در تولیدات امریکای لاتین گردد.
نیروهای ترقی خواه در امریکای لاتین و مناطق دیگر، پشت تحولات اجتماعی دموکراتیک وصلح آمیز ونزوئلا صف آرایی کرده اند. هواخواهان عدالت اجتماعی فیلیپین هم در این صف قرار دارند. در حالی که انقلاب ونزوئلا زمینه را برای سایر ملت ها اماده می کند، ما عرصه وسیعی برای اشتراک با مردم ونزوئلا داریم. تاریخ ما، همانند تاریخ آن ها، سرشار از نمونه های افتخار آمیزی از مقاومت ضد استعماری وضد نو استعماری است. ما تنها نیاز به تفکردر این تاریخ – که عمدا تحریف ودر جهت پشتیبانی از ماندگاری ارتش استعماری وحفظ وضعیت نو استعماری ما از مضمون تهی شده است – برای درک شرایط کنونی و پذیرفتن موجودیت خود بعنوان مردمی با توانایی عظیم برای تغییرچیزها داریم . همان طور که نمونه ونزوئلا یی ها به ما می آموزد، با آگاهی وگسترش آگاهی جمعی، امکانات برای تغییر سیستماتیک پیش روی ما بسیار گسترده است. بسیار گسترده وباز.


نویسنده : دلیا .دی .اگوئیلار از فیلیپین
منبع : پولتیکال افیرز
از مجله انلاین بولاتلات ،منتشره در فیلیپین

 

قطعنامه کنفرانس بین المللی- احزاب و سازمانهای مارکسیست - نینیست جهان در باره اشغال عراق توفان شماره 64 تیرماه 1384

بیش از یکسال است که امپریالیسم آمریکا و شرکاء کشور عراق را اشغال و از این طریق دومین ذخائر نفت وگاز طبیعی جهان را در قبضه خویش گرفته اند. اشغال عراق - که تا به حال بیش از یکصد هزار کشته و کلی ضایعات مادی ببار آورده - در اصل ناشی از بحران عمومی سرمایه داری است که رقابت انحصارات امپریالیستی بر سر تفسیم دوباره جهان را باعث شده است. بدون شک، اشغال عراق برای امپریالیسم آمریکا اهمیت استراتژیک دارد. هدف امپریالیسم آمریکا از این ماجراجویی نظامی این است که رقیبان خود را کنار زده، کشورها و خلقهای منطقه را به اطاعت واداشته و بر جهان تسلط یابد.

کنفرانس بین امللی احزاب و سازمانهای مارکسیست -  لنینیست جهان، در دهمین نشست سراسری خود اشغال عراق را به شدت محکوم و از مقاومت عادلانه خلق عراق در سطوح مختلف حمایت کرد. کنفرانس طالب آن است که:

الف-قوای اشغالگر فوراٌ و بدون هرگونه قید و شرطی خاک عراق را ترک نماید.

ب- اشغالگران موظفند تا ضایعات خانواده ها و تمام خساراتی را که تاکنون به خلق عراق وارد کرده اند جبران نمایند. کنفرانس بین امللی احزاب و سازمانهای مارکسیست - لنینیست جهان - اکوادور دسامبر 2004 میلادی .

نفل ار توفان، ارگان مرکزی حزب کار ایران شماره 64، تیرماه 1384

   

کارگران ، دهقانان و دانشجویان گردانند گان اصلی در سرنوشت مردم آمریکای لا تین می باشند. هیه گزارش از اولتما هورا ، پاراگوئه 2.6.005

روزنامه شام گاهی  «اولتیما هورا» در پاراگوئه  در تیتر مقاله خود می نویسد « کارگران، دهقانان و دانشجویان گردانندگان اصلی در سرنوشت مردم آمریکای لاتین می باشند».

در« پاراگوئه» نشست احزاب و سازمانهای انقلابی در آمریکای لاتین به کا رخود پایان داد.

آنطوری که در اروپا وآمریکا نقش و کاربرد احزاب بورژوازی و سیستم پارلمانتاریستی به پایان رسیده  و اکثریت مردم این کشورها به دنبال خواستهای را دیکال،   برای بدست آوردن تمام حقوق از دست رفته،  در جستجوی احزاب انقلابی  می باشند. در آمریکای لاتین هم اخبار و گزارشات بسیاری از کشورهای مختلف و مخصوصاٌ اروپا و آمریکا در مطبوعات آمریکای لاتین منتشر می شود. حال برای بررسی این بحران عظیم که میلیونها توده  زحمتکش در پی بی اعتمادی به احزاب سرمایه داری می باشند ، از طرف احزاب و سازمانهای ضد امپریالیست، انقلابی و کمونیست  در آمریکای لاتین نشست بزرگی فراهم گشته و این احزاب و سازمانها به بررسی  پرداختند.

حلقهای آمریکای لاتین امکانات سیاسی دیگری را برای تشکل توده برای مبارزه خود  به خاطر بحران اقتصادی و اجتماعی که تمام کشور های قاره آمریکای لاتین ،  توسط امپریالیست آمریکا، سرمایه داری وابسته، فئودالها و زمین داران بزرگ استعمار و استثمار می گردند، جستجو می نمایند. این نشست سومین گردهمایی  در «آکونسیون»  در مزرعه کشاورزی « یوکا ساتی » است  و روزهای بسیاری را برای تبادل نظر، بحث و گفتگو به خود اختصاص داده است. احزاب و سازمانهای بسیاری از کشورهای «اکوادور»، «بولوی» ، «اروگوئه» ،« آرژانتین»، «برزیل» و« پاراگوئه» در سمینار بزرگ شرکت نمودند. بورژوازی وابسته کشورهای آمریکای لاتین همراه با فئودالها و زمینداران بزرگ با کمک اربابان امپریالیست،  روشهای گوناگونی را برای از میان بردن مبارزات کارگران، دهقانان و دانشجویان به کار می گیرد و کوشش می نماید،  ترقند  و شیوه های فریبکارانه،   توسط سازمان و گروهای تدابیری که مستقیما از طرف سازمان ملل،  و میسیونرهای کلیسای واتیکان ، ان – جی – او، اتحادیه های مزدور کارگری به کار گرفته شده، اجرا می نمایند. برای نمونه -  پرداخت حقوق گرسنگی، بالا بردن ساعت کار گارگران، از میان بردن قانون استخدام و حق بیمه سلامتی و بازنشستگی،  گرفتن زمینهای دهقانان توسط فئودالها و زمین داران بزرگ و راندن  دهقانان و خانواده های آنان به سوی شهرهای بزرگ را نام برد.

 آمار و ارقام  که توسط تحلیل گران در باره کشورهای خود بیان می گشت ، نشان از بیکاری ، گرسنگی ، بینوایی گسترده ، سوتغذیه و مرگ کودکان، شیوع انواع بیماری و اپیدمی و نابودی کامل زندگی مردم زحمتکش در شهر و روستاها است.

   احزاب ریز و درشت بورژوازی ، فعالیتشان  جلوگیری از مبارزات مردم است. تبلیغات انتخاباتی آن احزاب با وعده های عمل نشده ، بی اعتمادی کامل را میان مردم کشورهای آمریکای لاتین بوجود آورده  و بدین خاطر، امروز مردم کشور های آمریکای لاتین به پای صندق رای  نمی روند. دیگر جنجال انتخاباتی، کارناوال و بساط مشاطه گری احزاب بورژوازی و رویزیونیستی هوادار ندارد  و در دوران گذشته  مشی چریکی بعلت جدایی مبارزاتشان از مبارزات مردم بی پناه ماند و مردم در خانه های خود ماندند.  در بولیوی جنبش چریکی با مرگ چگووارا و همراهان او مانند « تومارو بونکر»  به شکست انجامید و بعد ها « توپو مارو »  رهبری این مبارزات را در دست گرفت و آن مبارزات دور از توده ها به شکست انجامید. بعدا «توپامارو» به دام چاله اتحادیه کارگری فرمایشی افتاد و حتی به رهبریت آن رسید.  دیروز طرفداران آن خط ، به دنبال نظریه پردازان   بورژوازی رفته و با کمک احزاب سوخته  سوسیال دموکراسی در آمریکای لاتین  جنبش «خود به خودی» ، «جنبش سوسیالستی» ، «خودگردانی» و «مشارکتی» بنیان گذاشتند که آنهم با شکست روبرو گشت. بنا بر تحلیل یکی از رفقای حاظر در سمینار ، این گروه های جدید هم ، رنگ و روی خود را باخته و نمونه روشن آن را در کشور بحران زده  «بولیوی» با خیانت «جنتش سوسیالیستی» "MAS " و رهبر آن «اوو مورالُس» می توان نام برد. سمینار بر روی یک خط مشی انقلابی برای کشورهای آمریکای لاتین تاکید کرد و یگانه راه رهایی خلقهای کشورهای آمریکایی بالا رفتن آگاهی طبقاتی و تشخیص دشمن اصلی کارگران و زحمتکشان که رژیمهای مزدور، متشکل و متحد شدن مردم آمریکای لاتین در زیر پرچم حزب واحد طبقه کارگر کشور خود گرد آیند. رفرم هیچگونه آینده ای در طول تاریخ زندگی مردم آمریکای لاتین نداشته و تنها  رهایی خلق ها از ستم امپریالیسم آمریگا،  انقلاب سوسیالستی و گونه های مختلفی را با ابتکار خلق و تحت رهبری حزب طبقه کارگر را دارا می باشد. 

نام احزاب شرکت کننده از آمریکای لاتین  را در زیر همراه با نام کشورشان آورده ایم.

حزب کمونیست انقلابی آرژانتین – حزب مارکسیستی - لنینیستی – کمونیستی بولیوی - حزب مارکسیستی - لنینیستی – کمونیستی برزیل – مرکزیت برزیلی  همبستگی خلقها- حزب مارکسیستی - لنینیستی – کمونیستی اکوادور – حزب کمونیست انقلابی اوروگوئه – جنبش انقلابی خلق پاراگوه.

تهیه گزارش از اولتما هورا ، پاراگوئه 2.6.005