|
سایت ایرانی ما: به هیچ گروه وابسته نیست www.iranima.com آدرس تماس با ما: iranima@hotmail.com |
![]() |
|
2007/04/04 |
|
مفهوم مبارزه ضد اسلام در اوضاع
سیاسی کنونی
قرآن من
کاپیتال
پیغمبرم
لنینه
مرام
اشتراکی
مرا دین
مُبینه
“ناشناس از دوران فعالیتهای
حزب توده ایران“ اگر
حوصله کنید که صفحات برخی مطبوعات سلطنت طلب را ورق بزنید می بینید که
پاره ای هموطنان ما با انتشار تصاویر شش در چهار خود از “دین مبین
اسلام“ دست کشیده و بدین قرون وسطائی مسیحی گرویده اند. آنها یا برای
کسب پناهندگی سیاسی باین کار دست زده اند که بیشتر باعث ننگ رژیم
جمهوری اسلامی است که اتباع کشورش را به چه حال و روزی انداخته است که
تا باین حد سرشکستگی و خفت تن در می دهند و یا حقیقتا ناشی از اعتقاد
آنهاست که جای یک حماقت را با حماقت و خرافات دیگر جایگزین کرده اند.
اگر مذهب امر شخصی است پس کار این افراد اساسا باید جنبه شخصی داشته
باشد ولی معلوم نیست که چرا آنها این امر صرفا شخصی را در مطبوعات به
اطلاع همه می رسانند و دو عدد دشنام نیز نثار جمهوری اسلامی و اسلام می
کنند و رنگ سیاسی به کار خود می دهند. فحاشی به اسلام و به عرش اعلی
رساندن مسیحیت نشانه پیشرفت و آزادی وجدانی نیست. افتادن از چاله به
چاه و یا برعکس است و نشان می دهد که این مسیحی جدید تا چقدر کورمال
کورمال در زندگیش راه می رود و نمی تواند خویش را به ساحل نجات برساند
و رستگار شود. “شورای
مرکزی مسلمانان سابق“ که در 21 ژانویه 2007 در شهر کلن از اعضای نادم
حزب ورشکسته منصور حکمت تاسیس شده است نیز ما را بیاد این ندامتنامه
های کیهان لندنی می اندازد که کورمال کورمال راه می روند و در فکر مال
اند. این “شورای مرکزی“ که نیازش را دولت آلمان حس کرده بیکباره مانند
قارچ از زمین سبز شده است و مورد حمایت “بنیاد جوردانو برونو“ قرار
گرفته است که مدیریت آن بعهده آقای میشل اشمیت سالومون مسیحی سابق
است!؟. جالب این است که نام این آقای مسیحی سابق ترکیبی از نام اشمیت و
سالومون که همان نام عبری سلیمان باشد می باشد. این موسسه مدعی است که
هدفش مبارزه با مذهب و جایگزینی آن با هومانیسم است. بنظر چنین می رسد
که آقای میشل اشمیت سلیمان از انقلاب کبیر فرانسه از نوآوریهای
هومانیستی دوران نوزائی الهام می گیرد. وقتی شما در آثار این محقق
پژوهش می کنید در نظر اول متوجه می شوید که مبارزه ایشان در درجه اول
بر ضد اسلام و سپس بر ضد مسیحیت است. کمتر در مورد یهودیت به انتقاد می
پردازد. این آقای محقق وظیفه خود قرار داده است که در درجه نخست علیه
کمونیستها بجنگد و مردم را از جلب شدن به ایده ضد مذهبی آنها که همان
ایده روشنگرانه ماتریالیسم دیالکتیک باشد باز دارد. وی می گوید مبارزه
ضد مذهبی کمونیستی یعنی آته ئیسم کمونیستی جنایتکارانه است و باید آنرا
با آته ئیسم هومانیستی جایگزین کرد. در یک مصاحبه مطبوعاتی
در 12 ماه فوریه 2007 که در هومانیستیشه پرسه دینست منتشر شده است می
آید: “در مقاله(مقاله نشریه
فوکوس مورد نظر است –توفان) گزارش داده شده است که سه نفر از پنج
رهبران شورای مرکزی اعضاء احزاب کمونیستی ایران و عراق اند. آیا شورای
مرکزی مسلمانان سابق یک سازمان استتاری برای گرایش ضد دموکراتیک افکار
کمونیستی نیست؟ آقای اشمیت سلیمان:
مزخرف است! نخست اینکه فعالیتهای سیاسی حزبی افراد جداگانه اعضای شورای
مرکزی با تدارک این کارزار ربطی ندارد. دو دیگر آنکه من این امکان را
داشتم که افراد را در هفته های گذشته خیلی خوب بشناسم. آنها انسانهای
بسیار جسور و فوق العاده زیرکی هستند و قبل از هر چیز دموکراتهای
معتقد. بنیاد جوردانو برونو اگر طور دیگری بود از این کارزار دفاع نمی
کرد.“ سپس مخبر از آقای
اشمیت می پرسد که چرا آدرس اینترنتی این مسلمین سابق در اجاره شماست.
وی مدعی می شود که با این کار هم خطر از آنها رفع می شود و هم ما با
آنها اعلام همبستگی کرده ایم. پرسیده می شود بجز شما
کسی به آنها کمک می کند و پاسخ می شنوند که بجز ما “اتحادیه بین المللی
غیر مذهبیون و آته ئیستها“(ibka)
و “اتحادیه آزادی روانی مونیخ“. از آقای اشمیت سلیمان
در یک مصاحبه دیگر وقتی می پرسند که به چه مناسبت آدرس این مسلمین نادم
مخفی است و آدرس ایشان بجای آدرس آنها اعلام شده است با تردستی به عمل
قهرمانانه خویش اعتراف کرده و در حالیکه احساس خطر را برای خویش خریده
است می گوید: “خیلی خطرناک می بود که آدرس یک مسلم سابق را اعلام کنیم“.
این است که ما آدرس خودمان را دادیم تا کسی آدرس آنها را نداند. توگوئی
این گاوهای پیشانی سفید را که پنهانکاری را نکوهیده می داند کسی نمی
شناسد؟ آقای اشمیت سلیمان
ظاهرا خبر ندارد که خانم مینا احدی راست راست در خیابان راه می رود و
عکسش را در مطبوعات مدعی کمونیستی چاپ می کند و به قول خودش سی سال
علیه اسلام بطور علنی تبلیغ کرده است و حتی در کنگره های علنی حزبش در
روز و تاریخ و ساعت معین نیز ظاهر می شود و هر کس و نا کس را برای حفظ
“شفافیت“ و “دموکراسی“ به داخل کنگره های یک سازمان “مخفی“ با سیاست
“عسس بیا مرا بگیر“ راه می دهد و تا کنون احساس خطر نمی کرده است. و
حال یکباره پس از آشنائی با تشکلی ضد اسلامی دیگری بنام “بنیاد جورداند
برونو“ تحت پوشش محافظت پلیس و مامورین امنیتی آلمان قرار گرفته است و
گویا از تاریخ 21 ژانویه 2007 جانش در خطر است و باید با محافظ پلیس
بگردد. حقیقتا که نمایش مسخره و کاملی برای فریب افکار عمومی و ریختن
پول بی زبان و قانونی به کاسه این سازمان غیر دولتی فراهم آورده اند. دبیرکل “شورای مرکزی
مسلمانان سابق“ همان چهره معروف خانم مینا احدی مرید مذهب منصور حکمت
است که چند تا مریدان تقواپرست مذهب منصور حکمت را بدور خود برای گرفتن
پناهندگی سیاسی جمع کرده و در محل کاخ اتحادیه کنفرانس مطبوعاتی در
برلین که فقط در اختیار از ما بهتران و سخنگویان دولت آلمان قرار
می گیرد و هیچ فرد و سازمان عادی حق استفاده از آنرا ندارد، این
کنفرانس ضد اسلامی و نه ضد مذهبی را برگذار کرده است. مطبوعات ضد
اسلامی و همه نیروهای دست راستی و صهیونیستی برای کنفرانس این خانمِ از
دین برگشته که مبارزه علیه مسلمانان و نه مذهبیون را سازمان می دهد سر
و دست می شکستند. تصاویر
این دارو دسته در تلویزیونهای دست اول آلمان در ابعاد باور نکردنی
پژواک یافت و به گوش همه رساندند که حزب کمونیست کارگری ایران بخش
تقوائیسم بعلت تقوای بیش از حد خویش یک سازمان غیر دولتی درست کرده که
ضد مذهب اسلام است و از جانب سایر سازمانها غیر دولتی آلمانی و جهانی
مورد تقویت قرار می گیرد و حتی شبکه اینترنت آنها را نیز تهیه کرده و
در اختیارشان گذارده اند. شگفتا که چه دستهای ناپاکی در کار است تا با
این همه تدارکات بی نظیر و برنامه ریزی شده با مخارج گزاف و بسیج
مطبوعاتی و پوشش تبلیغاتی این چند عدد خوارج مسخره را به یک کارزار
جهانی ضد اسلامی بدل کنند. خانم مینا احدی مانند عکس برگردانش خانم
مریم نمازی که وی را نیز با هندوانه های فراوان زیر بغل و جوایز بی
اعتبار جهانی به یکی از چهره های اپوزیسیون “دموکرات“ متعلق به “حزب
کمونیست کارگری ایران“ مرید تقواپرست مذهب منصور حکمت بدل کرده اند هر
دو نفر دو اسب درشکه ضد اسلامی مریدان منصور حکمت هستند که از مبارزه
با “اسلام سیاسی“ به مبارزه علیه “مسلمانی“ رسیده اند. کار آنها نه
تبلیغ ماتریالیسم دیالکتیک، نه روشنگری علیه خرافه دین بطور کلی و
افشاء جنایات همه ادیان و بویژه جنایت مسحیت در قرون وسطی و در قرن 21
در عراق و افغانستان و... و
جنایات صهیونیستهای یهودی در فلسطین و لبنان و منطقه است بلکه مبارزه
با مسلمانان است که بر ضد امپریالیسم و صهیونیسم مبارزه می کنند. آقای اشمیت سلیمان که
مبتکر این کارزار است پته این “شورای مرکزی“ را ناخواسته بیرون می ریزد
و می گوید: “این شورای مرکزی تازه تاسیس شده تمام الگوهای فکری جا
افتاده را درهم می شکند: “منتقدین به اسلام سابقا می توانستند بر بهانه
ضدیت احتمالی با خارجیان براحتی در سمت راست رانده شوند. بعد از تاسیس
این شورای مرکزی این امر دیگر به سهولت ممکن نیست“. تمام لُب مطلب در
این است. امپریالیستها و صهیونیستها که نمی توانستند از موضع مذهبی
خویش به مسلمانها حمله کنند و مسلمان کشی راه بیاندازند، حال ابزار
مبارزه علیه مسلمانی را یافته اند. ارتجاع سرمایه داری که تجربه
کاریکاتور محمد را در پیش روی داشت در پی ابزاری می گشت تا این وظیفه
کثیف را برای آنها انجام دهد. چه کسی بهتر از “مشتی مسلمان نادم“ که با
سایر مسلمانان دست به یقه شوند و رنگ خارجی هم داشته باشند. آنوقت
امپریالیستها خواهند گفت دعوا بین خودشان است و به ما مربوط نیست. آنها
از زبان “کمونیستهای خوب“ بر ضد نیروهای انقلابی به میدان می آیند.
وقتی نشریه وزین
بورژوائی اشپیگل که بندرت صفحاتش را در اختیار آدمهای بیکاره قرار می
دهد با شخص خانم مینا احدی مصاحبه می کند وی فورا به تشکلهای اسلامی
ترک در آلمان حمله کرده و آنها را ضد زن معرفی می کند. و در مقابل پرسش
اشپیگل که چرا این تشکلها ضد زن هستند می گوید: “آنها می خواهند که
زنها روسری سر کنند. آنها جوی را ایجاد می کنند که دوشیزگان رفیق پسر
نگیرند و به کافه های رقص شبانه(دیسکو) نروند همجنسگرائی را لعنتی جلوه
می دهند. من اسلام را می شناسم برای من به مفهوم عذاب و مرگ است“. تفکر
این مسلمه سابق مانند خود آخوندها در مورد زنان از حد کمر ببالا تجاوز
نمی کند. در همان مصاحبه و در انتشارات دیگر تاکید می شود که این تشکلِ
اختراعی جدید باید بعنوان ابزاری در دست وزارت امور داخله آلمان برهبری
ولفگانگ شویبله قرار گیرد تا آنها را در مقابل تشکلهای مذهبی ترک در
آلمان علم کنند و بگویند که این تشکلها دیگر حق ندارند بنام همه
مسلمانها سخن بگویند. مسلمانهائی هم هستند که دیگر مسلمان نیستند و
تشکلهای مسلمان ترک حق ندارند بنام همه مسلمانها سخن بگویند!؟. معلوم
نیست این صحنه سازی تبلیغاتی وزارت امور داخله آلمان و پلیس آن چه ربطی
به الغاء حق سخنگوئی سازمانهای مذهبی ترک دارد؟ اگر عده ای پیدا شده
اند که دیگر مسلمان نیستند، خوشا بحالشان! آنوقت دیگر این عده طبیعتا
نمی توانند مدعی حمایت از حقوق مسلمانان شوند. این باز هم سازمانهای
مذهبی هستند که باید از حقوق اعضاء مسلمان و معتقد خود به غلط و یا
درست دفاع کنند. خانم مینا احدی به اعتراض می گوید که رهبران ریشوی این
سازمانهای مذهبی نمی توانند از جانب ایشان صحبت کنند و حتی با رای
ایشان هم انتخاب نشده اند. مزخرفتر از این استدلالها کمتر می توان در
مبارزه ضد مذهبی پیدا کرد. وقتی کسانی به هیستری ضد اسلام دچار باشند
طبیعتا مخیله های آنها از کار می افتد و به پریشانگوئی می پردازند. کسی
که مسلمان نیست طبیعتا هم حق ندارد در انتخابات مربوط به مسلمانها شرکت
کند. مگر قرار است غیر مسلمانها نماینده مسلمانها را انتخاب کنند. یک
بام و دو هوا که نمی شود بود. ولی واقعیت این است که یک جنگ روانی و
تبلیغاتی به یاری دارو دسته منصور حکمت و امدادهای غیبی در کار است که
صحنه سازیهای جدید و ابزارهای نوینی در آلمان خلق کنند. طبیعتا از فردا
هر ایرانی که عضو این دارو دسته شود پناهندگی سیاسی اش تضمین است. کافی
است خانم مینا احدی زیر ورقه عضویت وی را امضاء کند تا از یک “فرصت طلب
ضد انقلابی“ یک “انقلابی حرفه ای تمام فرصت“ ساخته شود و در کنگره های
علنی حزب منصور حکمت که نیاز فراوان یه سیاهی لشگر جدید دارد شرکت کند.
همه مسلمانها که تا کنون مسیحی می شدند می توانند به کلن بشتابند و از
پیغمبر جدید مسلمین سابق، و خوارج کنونی ورقه امان نامه دریافت کنند و
در جنگ جمل در کارناوال سال آینده کلن سوار بر شتر شرکت کنند. این تجمع
جدید بزودی در تظاهراتهای ضد فلسطین و ضد لبنان و ضد ایرانِ در حال جنگ
به میدان می آید و بوق جدیدی در خدمت تبلیغات صهیونیستی خواهد بود.
خانم مینا احدی در
مصاحبه خود با اشپیگل خودشان را به عنوان “هومانیستهای سکولار“ معرفی
می کند که طبیعتا کذب محض است و بیشتر جنبه عوامفریبی دارد. یک
هومانیست سکولار تنها علیه مذهب اسلام شمشیر نمی کشد. تنها بر ضد
“اسلام سیاسی“ مبارزه نمی کند. بر ضد خرافه مذهبی بطور کلی مبارزه بی
امان می کند. و یک کمونیست ماتریالیست به ماتریالیسم دیالکتیک اعتقاد
دارد. قرآن وی کاپیتال است و پیغمبر وی لنین در حالیکه مرام اشتراکی
راه وی را روشن می کند. وی مبارزه با مذهب را یک مبارزه طبقاتی و
روشنگرانه دانسته و در این راه از بغض و کینه توزی مذهبی بری خواهد
بود. یک کمونیست انقلابی سرشار از کینه طبقاتی است. مبارزه با مذهب را
نیز به صورت علمی و در بستر مبارزه طبقاتی به انجام می رساند. این سبک
مبارزه ضد مذهبی که به “جنگ فرهنگهای“ بیسمارک در آلمان معروف است به
شهادت تجربه تاریخ بارها و بارها با شکست روبرو شده است. ولی دارو دسته
حزب کمونیست کارگری منصور حکمت که این علم را برافراشته است حتی به
استناد نامش بر ضد مسلمانهاست و نه سایر ادیان. این دارو دسته امروز در
خدمت “جنگ فرهنگهای“ ساموئل هانتیگتون یهودی آمریکائی تبار قرار دارد و
باید بر اساس ماموریتی که دارد فقط بر ضد اسلام و مسلمین فعالیت کند.
هر عقل سالمی می داند که هرگاه دختر خانمی رفیق پسر بگیرد و به دیسکو
برود و آزادی جنسی را تبلیغ کند هنوز با خرافه مذهبی مبارزه نکرده است.
قید و بند روحی مذهبی را برای تصمیمات خصوصی خویش بدور افکنده است. وی
می تواند هم نمازش را بخواند، هم روزه اش را بگیرد و هم غسل ارتماسی اش
را پس از دیسکو بجای آورد و قربتا الی
اﷲ اش را بگوید.
ریشه این اقدامات را
باید در شرایط کنونی جهان و اوضاع سیاسی جستجو کرد. چه ما کمونیستها از
این بابت خوشحال باشیم و چه نباشیم رهبری مبارزه خلقهای مسلمان جهان در
ممالک اسلامی بعللی که به بروز رویزیونیسم و شکست سوسیالیسم برمی گردد
و توضیحش در این مقاله مقدور نیست به دست نیروهای اسلامی افتاده است.
مبارزه میلیونی مردم لبنان و فلسطین از نمونه های بارز آن است. فقط
باید کور بود که بر واقعیت چشم بست. امپریالیستها به شما نمی گویند که
در لبنان کمونیستها در کنار حزب اﷲ و تمامی خلق میلیونی لبنان علیه
تجاوز صهیونیستهای فاشیست و بربرمنش رزمیدند و پیروز شدند. آنها به شما
نمی گویند که مبارزه ملی مردم لبنان مبارزه مسلمانان و مسیحیان،
کمونیستها، لیبرالها و میلیون علیه دشمن متجاوز است. آنها به شما نمی
گویند که فواد سنیوره عامل امپریالیسم فرانسه و نوکر بیگانه است و با
استبداد و اتکاء به اقلیتی ناچیز بر اکثریتی شکننده با یاری سربازان
قدرتهای بزرگ حکومت می کند. آنها به شما نمی گویند که حکومت حماس که
مورد حمایت اکثریت مردم فلسطین است یک وزیر کمونیست را در هیات دولت
پذیرفته و جبهه خلق برای آزادی فلسطین حمایتش را از حکومت حماس ابراز
داشته است. آنها مقاومت ملی مردم لبنان و فلسطین را آشوبهای چند
تروریست متعصب و عقبگرا و خطرناک جا می زنند تا جواز آدمکشی از افکار
عمومی جهان بگیرند. این وظیفه کثیف را امروز “شورای مرکزی مسلمانان
سابق“ در کلن برهبری خانم مینا احدی و سایر اعضاء حزب تقوائیسم بعهده
گرفته اند تا این بار با زبان “مسلمانان“، مبارزه مردم لبنان و فلسطین
و عراق و نظایر آنها را تحطئه کنند. تمام امکانات مالی از صندوق 85
میلیون دلاری آمریکا و 15 میلیون یوروئی هلند و بودجه مخفی دولت آلمان
برای این کار در اختیار این شورا قرار دارد. بیش از همه صهیونیستها
برای این مریدان منصور حکمت کف می زنند.
تخریب در مبارزه مردم
خاور میانه به بهانه اینکه رهبری این مبارزات در دست کمونیستها نیست
سیاست راهبردی امپریالیستها در منطقه است. آنها برای این کار
تروتسکیستها و یاران منصور حکمت را بسیج کرده اند تا ماموریت تاریخی
خویش را بانجام برسانند. آنها در پی ساختن ابزاری برای رخنه گری و
خرابکاری در جنبش ضد جنگ و اخلال در کار مبارزه مردم مسلمان جهان
هستند. مبارزه یک مبارز مسلمان عراقی علیه امپریالیسم و صهیونیسم صدها
بار بیشتر شرف دارد تا خرابکاری صدتا تقواپرستِ مرید مذهب منصور حکمت
بنفع امپریالیسم و صهیونیسم در اروپا و منطقه. همانگونه که خلق قهرمان
عراق این شارلاتانهای سیاسی را در عراق سر به نیست کرد همانگونه سایر
خلقهای منطقه این دستگاه خبر چینی را در آینده رسوا کرده و بر می چیند. *****
بر گرفته
ازتوفان شماره
85
فروردین ماه 1386
ارگان مرکزی حزب کارایران
www.toufan.org
toufan@toufan.org
|
| بازگشت |