|سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی خواست ما است و برای آن در داخل و خارج از ایران مبارزه می کنیم           سایت ایرانی ما سایتی مستقل و به هیچ گره ،  سازمان و حزبی وابسته نیست

   

مشکلات کارگران فصلي: سامان سازان بي سامان را چه مي شود؟
كارگران ساختماني متولي ندارند؟! - مهناز آراسته


 تهران-  كارگران ساختماني به رغم سختي كار و در معرض انواع حوادث بودن از مزاياي مختلف از جمله بيمه تامين اجتماعي محروم هستند و با وجود وعده هاي مكرر اين صنف هنوز يك متولي مشخص ندارد.
خبرنگار "ايلنا" با چند تن از اين كارگران گفت وگويي انجام داده كه در ذيل مي خوانيد:
"علي ولدوند" كارگر كرمانشاهي مي گويد: از14 سال پيش در تهران كار مي كنم و 4 سالي است كه پاتوقم پل چوبي است.
او درآمد ماهيانه اش را 100 تا 150 هزار تومان دانست و گفت: كار ما حساب و كتاب ندارد زماني كار هست و هفته به هفته بيكار مي مانيم
"ولدوند" متاهل است و مي گويد: زن و بچه ام در كرمانشاه هستند و ماهيانه 50 هزار تومان براي اجاره خانه آنها مي دهم؛ اجاره خانه خودم هم در تهران 15 هزار تومان است؟!
مي پرسم: 15 هزار تومان!!مي گويد: چندنفر اتاقي اجاره كرديم به همين علت اجاره كمتري پرداخت مي كنم.
وي بيشتر كارگراني كه در زير پل چوبي تجمع مي كنند را افغاني دانست و گفت: اگر افغاني ها به كشور خودشان بروند كارگر ايراني بيكار نمي ماند چون اين كارگران حقوق كمتري نسبت به ما مي گيرند و بيشتر افرادي كه به اينجا مراجعه مي كنند تمايل دارند تا كارگران افغاني را به كارگيرند.
او با اشاره به اين كه حتي يك روز هم سابقه بيمه ندارد، گفت: از اول كارگر ساده بودم و شكايت هم ندارم اما كار نيست و هزينه هاي زندگي سنگين است به همين دليل شرمنده زن و بچه ام هستم و سعي مي كنم كمتر به كرمانشاه بروم تا چشمم به چشم آنها نيفتد.
كارگرديگري كه حاضر به گفتن اسم خود نشد، گفت: بعد از 12 سال درس خواندن كارم به اينجا كشيده است چون پارتي ندارم نتوانستم كاري براي خود دست وپاكنم.
وي گفت: من شهرستاني هستم اگر در شهر خودم كشاورزي هم بود آنجا كار مي كردم و به تهران نمي آمدم تا آواره اين شهر شوم.
كارگري ديگري با اعتراض به شهرداري تهران در خصوص عدم ايجاد مكاني مسقف براي كارگران ساختماني گفت: در گرما و سرما بايد زير اين پل صبر كنيم تا شايد كسي بيايد و مارا با خود ببرد.
وي گفت: بد بخت تر از كارگر هيچ كس نيست ؛ هيچ كس حاضر نيست كه حرف كارگران را بشنود .
كارگر ديگري گفت: به هيچ وجه صحبت نمي كنم، از كارگري كه بدتر نداريم.
او افزود: از صدا و سيما هم به اين جا آمدند و فيلم گرفتند اما مشكلات ما حل نشد.
كارگر ديگري مي گويد: اي كاش مشكل ما فقط بيمه بود؛ ما كار نداريم و زن وبچه هاي ما هميشه گرسنه اند؛ درد اين است!
آن يكي مي گويد:كار ساختماني حساب و كتاب ندارد؛ ما جوانيم و پر انرژي! به ما كار دهند تابراي مملكت كار كنيم؛ آيا خواسته زيادي داريم؟!
و آن ديگري گفت: آن چه مشخص است اين كه مسئولان مشكلات مارا مي دانند اما فقط وعده مي دهند؟!
به راستي تا كي بايد وعده مسئولان را بشنويم و عملي نبينيم؛ تكلبف كارگران فصلي چه خواهد شد و مسئولان براي ساماندهي اين قشر زحمتكش جامعه چه كرده اند و چه خواهند كرد؟