فاشیسم در هر لباسی چه مذهبی و چه ناسیونالیستی چه ج-ا-ا
، چه سلطنت و جه «مجاهدین خلق »با جنگ طبقاتی باید بنیادش برکنده
و نابود گردد.
برنامه ها، یادبود ها، فیلم،
تلویزیون،تاتر
یادبود و سالگرد
سخن رانی
کتابخانی
موزیک و فستیوال
تا
تر
فیلمم
مسابقات ورزشی
رادیو و تلویزیون
ایرانی ما
هنر ، ادبیات و
معماری کتاب حوادث روز زنان و استقلال آنان از شهرهای ایران موزیک فولکلوریک جوانان و مشکلات آنان دانشجویان دانش
آموزان تعلیم و
تریت کودکان ،بازی و
شادی آشپزخانه برای
مردان تعطیلات و
فراغت ایرانیان دردانمارک
سوئد نروژ ایرانیان در
هلند بلژیک ایرانیان در آلمان
فرانسه انگلستان ایرانیان در اتریش
سویس ایتالیا ایرانیان در
کالیفرنیا ایرانیان در واشینگتن و
اطراف ایرانیان در
کانادا پای صحبت
مردم در داخل ایران
تخصیلات در اروپا و
آمریکا
پذیرش تخصیلی در
دانشگاه های اروپا و آمریکا استرالیا
روزنامه احزاب و سازمانهای
سیاسی
کار توفان حقیقت توفان
سرخ جهان
امروز
•• بزرگ
کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین
بک ، ارنست همینگوی... •
03.10.2005 15:13
گفتگوی
گزارشگران با
بهمن ادیب فعال سیاسی و صاحب نظر در مسائل کارگری
سلام به شما و ممنون از اینکه دعوت ما را پذیرفتید.
بهمن ادیب:
با سلام و خسته نباشید و تشکر فراوان از شما
گزارشگران:
در سال گذشته و همچنین در نیم ساله جاری شاهد افزایش تصاعدی حرکات اعتراضی
کارگران در سطحی وسیع هستیم. آیا تحولی در جنبش کارگری صورت گرفته است ؟
بهمن ادیب :
در پاسخ قبل از هر چیز باید دو فاکتور مهم و تعیین کننده در جنبش کارگری مد
نظر گرفته شود . اول اینکه بر اساس قانون دیالکتیک مبارزه طبقاتی ؛ هر جا
که ظلم و ستم و تعدی است ، مقاومت و مبارزه باشکال متفاوت را در مقابل خود
بدنبال دارد. یکی (سرمایه داران ) بر پایه گسترش بساط ظلم و ستم به بهره
کشی از نیروی رنج و کار می پردازد و تا آنجائیکه می تواند خواهان غارت هر
چه بیشتر است . و دیگری (کارگران) برای بقای خویش و تداوم نسل خویش مجبورند
با فروش کار خود به یک زندگی برده وار البته بسبک " مدرن " ادامه دهند و
بعضاً و بویژه در کشورهای عقب نگهداشته شده برای دریافت همان " حقوق " بخور
و نمیری که از طرف کارفرمایان ( باحمایت و پشتیبانی صد در صد رژیم ) به
رسمیت شناخته شده و ماهها به تعویق افتاده است به مبارزه پردازند. مبارزه
ای که حتی از طرف دولت های سرمایه داری " مجاز " هم می باشد و درچارچوب آن
قابل پذیرش است .
دوم اینکه وجود " عنصر آگاه " در این جنبش از اهمیت ویژه و تعیین کننده ای
برخوردار است و در واقع عامل اساسی ارتقاء جنبش کارگری است و بمثابه موتور
محرک نیروی کار در گسستن زنجیرهای استثمارگری و بوجود آوردن دنیای نوین ،
دنیای نوینی که کارگران خود حاکم برسرنوشت خویش باشند، از الزامات و
ضروریات پدیدار گشتن این رهائی می باشد.
حال با در نظر گرفتن این دو فاکتور می توان به پرسش فوق پاسخ داد . بدون
وارد شدن به جزئیات و اتفاقات انجام شده، همگی در مجموع بر اساس واقعیت
موجود بر این باوریم که حاصل 27 سال حکومت جنایتکارانه و غارتگرانه رژیم
جمهوری سرمایه داری اسلامی ایران چیزی جزء فقر و فلاکت هر چه بیشتر زحمکشان
و بویژه طبقه کارگر را بدنبال نداشته است. شاهدیم که ابعاد این ستمگری و
استثمارگری بحدی عظیم بوده که نه تنها ماهها بلکه سالها حقوق بخور و نمیر
زحمتکشان پرداخت نشده و به تعویق افتاده است.
این در حالی است که طبق گفته خود مقامات رژیم میانگین این " حقوق " از 90
هزار تومان به 120 هزار تومان سیر صعودی داشته و در مقابل حداقل درآمد برای
" زنده ماندن " ، 250 هزار تومان اعلام گشته است . حال با توجه به این
واقعیت می باید افزایش تصادی حرکات اعتراضی زحمتکشان و بویژه جنبش کارگری
را مورد ارزیابی قرار داد .
این مبارزات از زمان روی کارآمدن دولت " سازندگی" رفسنجانی که خصوصی سازی
صنایع ملی و دولتی ( یکی از شرط های حتمی پذیرفته شدن در سازمان تجارت
جهانی- سازمانی که تحت فرماندهی انحصارات امپریالیستی احکام و قوانین
غارتگران بین المللی به فرماندهی امریکا را بر میلیاردها بشریت زحمتکش
دیکته می کند ) را در دستور کار قرار داد و بر شدت این ستمگری و بهره کشی
افزود، به اشکال متفاوت علیه رژیم سرمایه داری انجام گرفته و در حال افزایش
بوده است .
مبارزه علیه خصوصی سازی و اخراج های دستجمعی- مبارزه علیه قرارداد های
موقت- مبارزه جهت افزایش دستمزد ها و ... و از جمله مبارزه بمنظور دریافت
حقوق عقب افتاده در جریان بوده است . و از قضا محور اصلی مبارزات کارگران
در آن دوران (یکسال اخیر را هم شامل می گردد) ، تعویق حقوق بخور و نمیر
کارگران از طرف کارفرمایان بوده است .
بنابراین با توجه به فاکتورهای داده شده ، افزایش مبارزات کارگران بصورت
اعتراضات و اعتصابات را می باید در چارچوبی در نظر گرفت که برای رژیم قابل
" پذیرش " می باشد . به بیان دیگر این افزایش مبارزات در شرایطی است که خود
رژیم یکطرفه به نقض " قانونی " پرداخته که خود آنرا تدوین و تنظیم نموده
است . بدیهی است در چنان شرایطی این قبیل اعتراضات و اعتصابات (جهت دریافت
حقوق معوقه) برای صاحبان برده داران " مدرن " ، " مجاز " و قابل پذیرش است.
و دقیقاً از این زوایه است که مقامات ریز و درشت رژیم با کارگران جهت
پرداخت این حقوق به مذاکره می پردازند . اگر مبارزات دیگر کارگران که
بمنظور افزایش دستمزدها ، بهبود شرایط کار ، حق بهداشت و درمان و بیمه کار
و ... (که در چهار چوب مبارزات صنفی است و نه سیاسی ) ، خشن تر و خونین تر
سرکوب می گردد ، بعلت وابستگی این سرمایه به سرمایه فراملی و عملکرد آن در
چارچوب قوانین و احکام آن می باشد . چراکه نیروی کار باید " دوبار " توسط
سرمایه غارت گردد . یکبار برای منافع انحصارات امپریالیستی که سرمایه " ملی
" بلااجبار باید در آن سیستم حرکت کند . و بار دیگر برای منافع سرمایه
داخلی .
باید توجه داشت این سرکوبگری جنبش کارگری ( با خواست های صنفی ) توسط رژیم
فاشیستی مذهبی در شرایطی است که برهم زننده گان این وحدت اضداد ( روابطه
تولیدی حاکم بر مناسبات سرمایه داری بین نیروی سرمایه و کار ) قطب سرمایه
است و نه طبقه کارگر که این قوانین ضد انسانی به آنان تحمیل گشته است .
در نتیجه افزایش جنبش کارگری را می توان در این برهه از زمان در درجه اول
ناشی از ماهیت ضد انسانی و استثمارگرانه مناسبات سرمایه داری دانست که بقول
مارکس : " وی (بورژوازی) قادر به حکمروائی نیست چون نمی تواند برای برده اش
حتی زندگی برده واری را تامین نماید " ، و لذا از آنجائیکه خواست های این
جنبش عمدتاً مطالباتی صنفی است ، برای رژیم سرمایه قابل " پذیرش " می باشد
.
در واقع افزایش جنبش کارگری را باید در طلب احقاق " حقوقی " دانست که رژیم
سرمایه آنرا قبلاً به رسمیت شناخته است و حالا این پیمان مورد توافق از طرف
سرمایه داران نقض می گردد و نباید دریافت بخشی از این " حقوق " که طبیعتاً
جز از راه مبارزه کارگران قابل حصول نمی باشد ، در قلمرو مبارزات سیاسی
کارگران تلقی شود و از آن تحت عنوان " گرایش رادیکال و ضد سرمایه داری "
تبلیغ کرد و یا چون برخی جریانات " کمونیستی و کارگری " از آن بعنوان یک "
پیروزی" نام برد . برای نمونه می توان پرداخت سه ماه حقوق از چهارماه حقوق
معوقه به 110 نفر از کارگران کارخانه شاهو در سنندج را مثال زد که توسط
پاره ای از باصطلاح جریانات کارگری بعنوان یک " پیروزی بزرگ " یاد می شود .
در واقع فقدان وجود عنصر آگاه (حزب طبقه کارگر) قدرتمند در جنبش کارگری چه
بصورت اتحادیه کارگران مستقل و صندوق های تعاونی بمثابه اهرم های ارتباطی
عنصر آگاه با طبقه ، و چه بصورت سازمانها و انجمن های توده ای چون سازمان
زنان- سازمان دانشجویان- سازمان جوانان- انجمن های مطبوعاتی و فرهنگی و ...
بمثابه اهرم های غیر کارگری عنصر آگاه در ارتباط با زحمتکشان ، آن عامل
اساسی ستمگری افسارگسیخته رژیم جمهوری سرمایه داری اسلامی علیه جنبش کارگری
می باشد .
ندیدن این فاکتور تعیین کننده در معادلات مبارزه طبقاتی و بی توجهی به آن
ما را به آنجا می کشاند که در مقابل دریافت بخشی از حقوق بخور و نمیر عقب
افتاده کارگران ، از " گرایش رادیکال و ضد سرمایه داری " و یا " پیروزی "
برای کارگران در راستای مبارزه بین کار و سرمایه سخن بگوئیم . این گونه
نگرش ها ، آن انحراف رفرمیستی و سندیکالیستی است که در سالهای اخیر بخشی از
فعالین کارگری (برپا کنندگان تشکل های کارگری ) را در برگرفته است .
لذا نمی توان از گرایش رفرمیستی سندیکالیستی که قابل پذیرش کارفرمایان می
باشد ، تحت عنوان تحولی در جنبش کارگری نام برد .
ناگفته پیداست کمونیست ها از هر گونه دریافت خواسته های مطالباتی کارگران
که صد البته بدون مبارزه تحقق آن امکان پذیر نیست با تمام قوا حمایت و
پشتیبانی می کنند و آنرا گامی در جهت جلب هر چه بیشتر زحمتکشان بعرصه
مبارزات سیاسی می دانند . ولی هرگز بدنبال این توهم روان نخواهند گشت که
این گونه مبارزات صنفی را، سیاسی و یا مبارزات خود بخودی و غیرآگاهانه را
به مبارزات با برنامه و آگاهانه تلقی کنند .
گزاشگران :
آیا با توجه به شعارها و سطح درخواست ها و مطالبات ، خصلت مبارزات کارگری
را تدافعی یا تعرضی ارزیابی می کنید!
بهمن ادیب :
همانطوریکه در فوق اشاره گردید؛ با توجه به حاصل 27 سال حکومت جهل و
استبداد سرمایه داری اسلامی ایران که چیزی جز گسترش فقر و سیه روزی برای
زحمتکشان و بویژه برای کارگران نبوده است ، با توجه به ماهیت بغایت ضد
انسانی رژیم و برپایی دریایی از جنایتگری و غارتگری ددمنشانه علیه زحمتکشان
بطوریکه حتی مبارزات کارگران جهت کسب حقوق برسمیت شناخته شده شان را برنمی
تابد، با توجه به وجود دخالت کم رنگ عنصر آگاه که قادر شود شعور سیاسی را
بدرون مبارزات روزمره کارگران ببرد، و با توجه به دست بالا داشتن گرایش
رفرمیستی سندیکالیستی موجود در جنبش کارگری، سخن از تعرضی گفتن این جنبش
نمی تواند درانطباق با واقعیت قرار داشته باشد.
گزاشگران:
اگر ممکن است لطفاً در مورد رابطه جنبش کارگری و نهاد های علنی و مجاز
موجود از جمله خانه کارگر برای ما بگوئید .
بهمن ادیب :
قبل از پرداختن به پاسخ مشخص ، لازم می دانم ابتدا اشاره کوتاهی به شوراهای
کارگری در آستانه انقلاب 57 داشته باشم . بدون پرداختن به نقش تعیین کننده
حزب طبقه کارگر ( حزب کمونیست ) بمثابه عالی ترین سازمان طبقه کارگر- بیان
اراده آگاه طبقه کارگر- حزبی که در پروسه مبارزه طبقاتی ؛ معلم ، آموزگار ،
مغز متفکر ، ستاد فرماندهی ارتش میلیونی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان باشد ،
ستادی که به فنون و قوانین علم انقلاب مسلط باشد تا قادر گردد در مقابل
ارتش تا بداندن مسلح رژیم ضد بشری سرمایه داری اسلامی چون دژ نیرومند کار
عرض اندام کند ، از شوراها آغاز می کنم .
طبقه کارگر بدون شک دارای سازمانهای متعددی است که بدون آنها نمی تواند با
سرمایه داری مبارزه موفقیت آمیزی داشته باشد . مهمترین این سازمانها؛ حزب
طبقه کارگر است. اما حزب تنها سازمان طبقه کارگر نیست . طبقه کارگر دارای
سازمان های دیگری از قبیل : اتحادیه های کارگری- صندوق های تعاونی- سازمان
زنان- سازمان دانشجویان- سازمان جوانان- سازمانهای فرهنگی و آموزشی و ... و
در آخر شورا های کارگری می باشد . سازمانهای توده ای که بمثابه اهرم و تسمه
های ارتباطی قادر می گردند ، پیوند ستاد آگاه طبقه کارگر با میلیونها توده
های رنج و کار برقرار گردد و رهبری آنرا در جامعه تامین کند .
باید توجه داشت شورا ها را نمی توان بخاطر تاریخی بودن وظایفش هر لحظ و در
هر برهه از زمان تشکیل داد . شوراها عموماً در دوران خیز انقلاب ، در
هنگامی که یک اعتصاب سیاسی عمومی سراسر جامعه را فراگرفته باشد، بوجود می
آیند .
در واقع شوراها زمانی تشکیل می شوند که توده ها به لزوم درهم شکستن دستگاه
بورژوازی حاکمه رسیده باشند . دقیقاً مانند روزهای اوج انقلاب در سال 1905
و 1917 در شوروی که ابتدا شوراها بوجود آمدند و بعد انقلاب شد . و یا
شوراهای کارگری در منطقه جنوب ایران که در صنعت نفت در آستانه انقلاب 57
تشکیل یافتند .
هدف از تشکیل شوراها بوجود آمدن نهادهای انقلابی جهت کسب قدرت سیاسی است .
شوراها با این هدف تشکیل می شوند که اداره امور کشور توسط توده های زحمتکش
را بعهده گیرند .
بنابراین شوراها را می توان شکلی از حکومت مردم بر مردم دانست- شوراها
ارگان حاکمیت خلق یعنی ارگان حاکمیت کارگران و زحمتکشان هستند . لذا سخن از
شوراهای انقلابی بمثابه نمایندگان واقعی زحمتکشان ، شوراهائی است که
سرنگونی رژیم سرمایه داری را هدف خویش قرار می دهد . و می خواهند بعداز
سرنگونی رژیم بر ویرانه های آن دولت نوین زحمتکشان را جهت حاکم کردن سرنوشت
خویش برقرار سازند . به بیان دیگر ؛ شوراها می خواهند تولید کنندگان اصلی
جامعه ، خود حاکم بر سرنوشت تولید و توزیع آن باشند و نه مفتخوران .
چنین شوراهائی در ابتدای انقلاب در اوج مبارزات مردم در سال 57 در صنعت نفت
، در گنبد ، در کردستان و ... تشکیل یافتند و هدفشان سرنگونی رژیم وبرقراری
حکومت زحمتکشان بود که متأسفانه بدلایلی و از جمله فقدان حزب طبقه کارگر
قدرتمند در مسلخ ارتجاع و امپریالیسم قربانی شد .
در نتیجه هنگامی که از شوراهای کارگری و بطور کلی از شوراهای انقلابی صحبت
می کنیم منظور چنین شوراهائی است که نماینده واقعی میلیونها توده های رنج و
کار هستند . و هرگز نباید آنرا با شوراها و نهادهای کارگری زرد که سرمایه
داران جهت فریب توده ها تشکیل می دهند، اشتباه نمود. نهادهای علنی و مجاز
از جمله خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار، شوراهای شهر و محله و غیره که
مجریان اوامر اقلیت استثمارگران هستند و نه نماینده زحمتکشان که همواره در
طول تاریخ در مقابل نهادهای سرخ انقلابی توسط ارتجاع و سرمایه داران بمنظور
فریب توده ها تشکیل می کردد ، که خوشبختانه ماهیت ارتجاعی و ضد کارگری آن
تا حدودی برای توده های کارگر روشن است .
گزاشگران :
خصوصی سازی از جمله مسائل بحث انگیز دیروز و امروز در میان فعالین کارگریست
. خصوصی سازی کارخانجات و واحد های تولیدی
آیا این خصوصی سازی در ایران همان تحرکیست که در مقلاً اروپای غربی و
باصطلاح کشورهای سوسیال دمکراتیک صورت می گیرد؟ آیا این هر دو از یک جنسند
؟
بهمن ادیب :
اصولاً خصوصی سازی تکامل انحصارات امپریالیستی است که از دل روابط سرمایه
داری بیرون آمده و توسط لنین آموزگار کبیر پرولتاریا به شایسته ترین وجهی
خصوصیات ویژه آن به تصویر کشیده شده و نهایت درجه پوسیدگی و گندیده گی
مناسبات سرمایه داری است .
مهمترین اهداف پدیده خصوصی سازی که در راستای کسب حداکثر سود سرمایه عمل می
کند، تسلط بی چون و چرای جهان زیر فرمان انحصارات امپریالیستی میباشد.
انحصارات غول پیکری که در راس آن انحصارات امریکائی فرمانروائی می کند و
امروز در زندگی روزمره میلیاردها انسان نقش تعیین کننده ای ایفا می کند و
اصولاً هدف نهائی اش در عرصه سیاسی نهادینه کردن امر خصوصی سازی در اذهان
انسانهاست تا از این طریق بخیال خودش ایده جمعی فکر کردن و جمعی زندگی کردن
را برای همیشه از اذهان بشریت محو گرداند تا قادر شود جوهر کلام سوسیالیسم
علمی یعنی مالکیت اجتماعی بر تولید بمثابه یگانه راه رهایی بشریت از دهشت
های نابخردانه استثمار سرمایه داری که حقانیت خود را در تاریخ با انقلاب
سوسیالیستی اکتبر در شوروی و چین باثبات رساند ه است ، از حافظه تاریخ پاک
گرداند . و اساساً توسط ماشین تبلیغات سازی امپریالیستی ، چنین رویداد سترگ
تاریخی را منکر گردد . غافل از اینکه پی آمدهای بغایت مخرب و خانمانسوز آن
در هیبت غول بیکاری میلیونها نیروی رنج و کار را در کام مرگ تدریجی کشانده
و جهانی از تباهی و سیاهی برای زحمتکشان ترسیم نموده است .
احکام و قوانین پدیده خصوصی سازی هم اکنون با آهنگ بسیار پر شتاب توسط
نهادهای اقتصادی انحصارات امپریالیستی چون بانک جهانی، صندوق بین المللی
پول و سازمان تجارت جهانی بر تمامی دولت ها دیکته می شود. بدیهی است نتیجه
پی آمد این امر، فقر و فلاکت اسفباری است که زندگی میلیونها نیروی رنج و
کار را سبب شده است .
تفاوت ماهوی در عملکرد این پدیده در کشورهای پیشرفته سرمایه داری ( اروپای
غربی ) با دیگر کشورهای توسعه نیافته چون کشورهای آسیائی- آفریقائی و
آمریکای لاتین وجود ندارد ولی اثرات زیانبار آن در کشورهای" جهان سوم "
بسیار مخرب تر می باشد. چراکه کشورهای سرمایه داری عقب نگهداشته شده، تابعی
از مجریان اوامر انحصارات امپریالیستی بوده و اگر نخواهند توسط تحریم
اقتصادی و بمباران هوائی این " متمدنین " امپریالیستی به سرنوشتی چون
یوگسلاوی- افغانستان- عراق و ... گرفتار نشوند، ناچاراً امر" خصوصی سازی
"را بعنوان نهاد" تمدن " و " پیشرفت " در نزد خود بپذیرند و رواج دهند .
گزاشگران :
بنظر شما محوری ترین خواست ها وشعارها درمیان کارگران کدامند؟
بهمن ادیب :
روشن است، محوری ترین و اساسی ترین خواسته ها و شعارها در میان کارگران
برقراری عدالت اجتماعی در جامعه می باشد . یعنی از آنجائیکه تولید کنندگان
واقعی نعم مادی و معنوی در پروسه کاراجتماعی قادر به خلق فرآورده های متنوع
می باشند، لذا استقرار حقیقی عدالت اجتماعی مستلزم مساوات در برداشت
فرآورده های تولیدی است که مالکیت عمومی بر وسایل تولید را طلب می کند.
مالکیت همگانی ای که ضامن واقعی عدالت اجتماعی در جامعه می باشد .
در تنیجه محوری ترین خواسته های کارگران را می توان حاکمیت واقعی آنان بر
سرنوشت خویش دانست. امری که تنها با انقلاب سوسیالیستی جامه عمل می پوشد.
ولی در شرایط کنونی که عنصرآگاه قدرتمندی در جنبش کارگری موجو نیست، در
درجه نخست بر خواسته هایی از قبیل؛ پرداخت کلیه حقوق عقب افتاده کارگران-
تکیه بر افزایش دستمزدها که مناسب با نرخ تورم روز باشد(امری که خود دست
اندکاران مقامات رژیم بدان رسماً اعتراف دارند) - لغو قراردادهای موقت کار
و تکیه بر استخدام رسمی- حقِ ِداشتن تشکل های کارگری از قبیل اتحادیه
سراسری کارگران که یکی از ابتدایی ترین و بدیهی ترین خواسته های کارگران
است و هم اکنون کمتر جایی را می توان یافت که فاقد آن باشد. واضح است تحقق
خواسته های برحق کارگران چون ؛ پرداخت دستمزد بخور و نمیر، دستمزدی که
متناسب با تورم روز افزایش یابد( امری که هم اکنون در کشورهای سرمایه داری
توسعه یافته انجام می گردد )، " حقی " که خود سرمایه داران درنده خوی آنرا
به رسمیت شناخته و با وقاحت تمام به نقض آن دست می زنند، می تواند با
اتحادیه سراسری مستقل کارگران امکان پذیر گردد. اتحادیه ای که مجریان آن
کارگران و یا نمایندگان با اعتبار کارگران باشند و نه عناصر ضد کارگری رژیم
.
گزارشگران :
ارتباط جنبش کارگری در ایران با سایر نهادهای کارگری بین المللی را چگونه
ارزیابی می کنید و حمایت این نهادها از جمله سازمان بین المللی کار از
کارگران ایران را در چه سطحی می بینید ؟
بهمن ادیب :
اگر منظور از این ارتباط ، ارتباط جنبش کارگری ایران با سایر نهادهای واقعی
کارگری بین المللی است ، تحقق این امر مهم تنها از طریق سازمانها و احزاب
کارگری است که تئوری رهائی بخش مارکسیسم لنینیسم را اندیشه راه و عمل خویش
می دانند و در راستای همبستگی بین المللی پرولتاریا به تقویت سنگر طبقاتی
کارگران می پردازند. درغیر این صورت اگر منظور ارتباط جنبش کنونی کارگری
ایران با سایر نهادهای کارگری بین المللی است که فرمان آن در دست انحصارات
امپریالیستی است و از آن بمثابه ابزار فریب توده های کارگر استفاده می
گردد، باید توضیح داد اولاً : ارتباط دهنده کیست و چه جریانی و با چه هدفی
بدنبال این ارتباط هست ؟
ثانیاً: نهاد های کارگری بین المللی توسط چه ارگان و با چه هدفی اجرا می
گردد؟
سازمان جهانی کار ، سازمانی است بین المللی که با هدف خدمت به منافع
انحصارات امپریالیستی بوجود آمده و از آن بعنوان ابزار تحمیق کارگران در
سطح جهانی استفاده می گردد .
بهترین معیار قضاوت ، عملکرد خود سازمان جهانی کار می باشد . در اینجا این
عملکرد را در معرض قضاوت شما خوانندگان گرامی قرار می دهم . اخیراً
همانطوریکه درجریان می باشید این سازمان ؛ خانه کارگر و شوراهای اسلامی
یعنی ارتجاعی ترین و منفورترین نهاد دست ساز رژیم سرمایه دارانه جمهوری
اسلامی که مورد تنفر شدید کارگران ایران می باشد، را بعنوان تشکل های
کارگری به رسمیت شناختند و با این عملشان هم کلی به ریش کارگران ایران
خندیدند و هم به جان " سکت " های کارگری از قبیل " اتحاد سوسیالیستی کارگری
" که بقول مارکس : " مبارزاتشان برای سرمایه داران مفید و برای وحدت و
مبارزه جنبش کارگری مضر هستند "، دعا کردند .
فراموش نباید کرد که همین " اتحاد سوسیالیستی کارگری " همراه با دیگر
جریانات ترتسکیستی و شبه ترتسکیستی ( که خود را طرفدار طبقه کارگر می
دانند) بودند که پیرامون سازمان جهانی کار چه جار و جنجال فراوان و گوش
خراشی براه انداختند و در حالی که بر خودداری کارگران از مبارزه سیاسی
تاکید می ورزند ، کارگران ایران را برای پیوستن به این نهاد سرمایه
امپریالیستی فرا خواندند. و بدتر از آن " حمایت سازمان جهانی کار" از
کارگران سقز را " یک واقعه بزرگ تاریخی " اعلام داشتند. و با این عمل هم بر
ماهیت ضد انسانی و ضد کارگری " سازمان جهانی کار " ( نهادی دست ساز
امپریالیسم ) صحه گذاشتند و هم ماهیت بغایت انسان کش و ضد کارگری " خانه
کارگر و شوراهای اسلامی " ( ارکان های جاسوسی و شناسایی کارگران مبارز ) را
تحت لوای " همبستگی بین المللی کارگران " تطهیر نمودند . آیا بهتر از این
می توان از سرمایه داری بدفاع برخاست و خود را مدافع طبقه کارگر دانست ؟؟!!
اینکه باید از مبارزات کارگران ( با خواسته های اقتصادی ) به پشتیبانی و
حمایت برخاست و با شرکت به گسترش آن دامن زد ، امری بدیهی و حتمی است . ولی
سخن بر سر شرکت کمونیست ها در این گونه جنبش های کارگری است . سخن بر سر
این نکته مهم است که ؛ شرکت کمونیست ها در مبارزات روزمره کارگران( مبارزات
صنفی ) باید با هدف ارتقاء مبارزات اقتصادی به مبارزات سیاسی و نشان دادن
سمت وارد آوردن ضربه اصلی علیه دژ سرمایه باشدو نه اینکه با تبلیغ پرهیز از
مبارزه سیاسی و ایدئولوژیکی، کارگران را فقط به مبارزه اقتصادی که چیزی جز
اکونونیست و رفرمیست نمی باشد، ترغیب نمود و این راه انحرافی را در جهت راه
رهائی کارگران جا زد. امری که نه تنها به رهائی کار از یوغ سرمایه منجر نمی
گردد بلکه چیزی جز حفظ و حراست از مناسبات سرمایه داری معنی نمی دهد.
گزاشگران :
حلقه مفقوده ارتباط و پیوند جنبش کارگری و جنبش های دیگر موجود در کشورمان
بلاخص جنبش دانشجوئی کدام است ؟
بهمن ادیب :
همانطوریکه در فوق بدان اشاره شد طبقه کارگر دارای سازمان های متعددی است
که بدون آنها نمی تواند با سرمایه داری مبارزه موفقیت آمیزی را پیش برد و
بر بورژوازی غلبه کند. در واقع ارتباط جنبش کارگری با دیگر سازمان های خود
از جمله سازمان دانشجویان توسط حزب طبقه کارگر انجام می گیرد.
دانشجویان همواره در طول تاریخ بمثابه شاخک های حساس جنبش آزادیخواهانه و
استقلال طبانه مردم ایران عمل کرده و در پیش برد این مبارزات نقش موثری را
ایفاء نموده اند. دانشگاه تهران بمثابه مرکز مبارزه برای آزادی، استقلال و
عدالت اجتماعی در ایران از اعتبار خاصی بر خوردار می باشد. اعتراضات جنبش
دانشجوئی همواره بازتاب درد و رنج عمومی مردم ایران بوده و می باشد.
مبارزات دانشجویان در 16 آذر 32 علیه رژیم کودتای خائنانه 28 مرداد که با
نثار خون سرخ بزرگ نیا- قندچی و رضوی با دیگر مبارزات زحمتکشان درهم آمیخت
، دانشگاه را به سنگر مبارزه بی وقفه علیه رژیم ننگین پهلوی و امپریالیسم
تبدیل نمود.
مبارزات درخشان این سنگر آزادی در انقلاب شکوهمند بهمن 57 هرگز از حافظه
تاریخ مبارزات خلقهای ایران زدوده نخواهد گردید . دانشگاه بمثابه مرکز تشکل
زحمتکشان- مرکز ستاد مبارزه جریانات سیاسی-مرکز دید و بازدید رزمندگان جنبش
مردم- مرکز بحث و تبادل نظر اندیشمندان مبارز- و در یک کلام کانون
آزایخواهان علیه استبداد سیاه رژیم خمینی از چنان ابهت پرافتخاری برخوردار
بود که پیکان چرکین استبداد بمنظور درهم شکستن جنبش خلق ابتدا قلب سرخ آنرا
نشانه گرفت و از کشته رزمندگان دانشجو پشته ساخت .
18 تیر 78 تداوم مبارزات دانشجویان برک رزین دیگری از این سنگر آزادی و
مقاومت بود. هم اکنون علیرغم وجود مزدوران حزب الهی در هیبت انجمن های
دانشجویان مسلمان که صحن مقدس علم و آزادی را قرق کردند- علیرغم وجود
نیروهای سرکوبکر رژیم- علیرغم جو خفقان بر فضای دانشگاههای ایران باز شاهد
مبارزات دانشجویان رزمنده و مبارزه علیه خفاشان شب پرست جمهوری جهل و جنایت
اسلامی می باشیم. لذا آن حلقه مفقوده ارتباط و پیوند بین جنبش کارگری با
جنبش رزمنده دانشجوئی، حزب پیشاهنگ قدرتمند طبقه کارگر است که حضورش در
صحنه سیاسی- مبارزاتی ایران بسیار کم رنگ می باشد و باید جهت برقراری این
پیوند به تقویت آن پرداخت .
گزاشگران :
با توجه به محدودیت های اجتماعی زنان کارگر در ایران که شرایط بمراتب بدتری
را در محیط های کارگری نسبت به مردان تحمل می کنند ، از جمله پائین بودن
سطح دستمزدهاو معیشت بطور کلی و درکنار ستم جنسیتی، زنان کارگر چه جایگاهی
را هم اکنون در جنبش کارگری بلحاظ دخالت و سازمانیابی دارند؟
بهمن ادیب :
زنان ایران نیمی بیشتر از اهالی کشور را تشکیل می دهند، اما نیمی محروم تر
و رنجکش تر. زنان مانند مردان از کلیه بلایای اجتماعی و اقتصادی ناشی از
سلطه ارتجاعی رژیم اسلامی در رنج اند. اما میان زنان و مردان عدم تساوی
شدیدی بچشم می خورد.
زنان و بویژه زنان زحمتکش قرن هاست که در اسارت به سر می برند. قرن هاست که
جامعه طبقاتی بدان عادت کرده که زن را پائین تر از مرد و نابرابر با مرد
بداند. پر واضح است که طبقات ارتجاعی پیوسته به این افکار زن ستیزانه دامن
می زنند. بورژوازی برای کسب سود بیشتر همواره اندیشه نا برابری زن را تبلیغ
می کند تا در تولید در مقابل کار مساوی به زنان دستمزد کمتری پرداخت کند.
به یقین مرد در اسارت زن مسئولیت بزرگی دارد. او هنوز برابری حقوق زن را با
خود نه تنها درک نمی کند بلکه آنرا مخالف با نوامیس طبیعت میداند. روشن است
اسارت زن معلول جامعه طبقاتی است و آزادی او نیز تنها با محو جامعه طبقاتی
امکان پذیر خواهد بود.
لیکن محو جامعه طبقاتی بدون لغو مالکیت خصوصی بر وسائل تولید که در رسالت
طبقه کارگر است امکان پذیر نخواهد بود. طبقه کارگر با انجام این رسالت
تاریخی نه تنها خود بلکه تمام جامعه و از آن جمله تمام زنان را آزاد خواهد
کرد. زنان در مبارزه بخاطر رهائی خود باید به طبقه کارگر بپیوندند. زنان
باید در مبارزات سیاسی طبقه کارگر جهت سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری
اسلامی فعالانه دوش بدوش همرزمان مرد شرکت کنندو با استقرار جامعه
سوسیالیستی به اسارت خود پایان دهند. همانگونه که زنان مبارز در طول تاریخ
دوش بدوش مردان علیه مستبدان و ستمگران حماسه های پر شوری خلق کرده اند.
حضور پر شور و فعالانه زنان در صف اول مبارزه علیه ارتجاع خمینی- دستگیری
دهها هزار تن از زنان مبارز و مقاومت جانانه این دلاوران در اسارتگاههای
قرون وسطی رژیم فاشیستی مذهبی جمهوری اسلامی- قتل عام هزاران تن از زنان
مبارز قهرمان در کنار هزاران تن از مردان سرخ پوش که چون سرو قامتان
ایستاده،دوش بدوش یکدیگر جاودانه گشتند. همچون شرکت گسترده زنان در کمون
پاریس اولین حکومت کارگری در جهان- مقاومت حماسه ای آنان در بیدادگاههای
درنده خوی بورژوازی- شرکت عظیم زنان در انقلاب اکتبر و حضور میلیونی آنان
در ساختمان سوسیالیسم در شوروی- مبارزات قهرمانانه و تحسین برانگیز زنان در
انقلاب چین و حضور میلیونی آنان در کشتزار های اشتراکی- خلق حماسه های
قهرمانانه توسط زنان مبارز در جنگ رهائی بخش ویتنام علیه متجاوزین
امپریالیستی و شرکت میلیونی زنان در صدها انقلابات و جنبش های آزادیبخش ،
بیانگر این اصل مارکسیستی لنینیستی است که :
" هیچ انقلابی بدون حضور زنان به پیروزی نمی رسد " .
زنان آگاه و مترقی ایران سالهاست پی برده اند که مبارزه برای سرنگونی رژیم
سرمایه داری و رهائی از خرافات مذهبی و قیدو بند های قرون وسطی، مبارزه
ایست برای رهائی آنان و دقیقاً از همین زاویه است که با حضور گسترده در
صحنه مبارزه علیه نظم زن ستیز اسلامی بپاخاسته اند. فقط کافی است در نظر
آوریم موانعی که بر سر راه مبارزه زنان تحت حکومت حزب الله وجود دارد- اگر
قید و بند های اجتماعی و خانوادگی را در حقوق زنان بحساب آوردیم- اگر به
درندگی و وحشیگری شکنجه گران ضد بشری رژیم در مورد زنان ایران آگاه باشیم،
مسلماً به معنای واقعی ایثارگری و فداکاری غیر قابل وصف زنانی که دوش بدوش
مردان بمیدان مبارزه قدم گذاشته اند پی خواهیم برد .
لذا زنان مبارزه و مترقی هرگز نباید به لاطائلات بورژوازی ، کلمات دهان
پرکن فمینیست ها و مذهبیون و ... ، در باره آزادی زن گوش فرا دهند. تمام
این گفته های عوامفریبانه جهت به انحراف بردن مبارزه زنان می باشد و هدفی
جز دور ساختن آنان از رهائی حقیقی و حفظ و ادامه وضع موجود ندارد . زنان
باید بخاطر داشته باشند که آزادی واقعی آنان در کرو پیوستن شان به جنبش
کارگری و حضورشان در سازماهای توده ای مرتبط با آن می باشد.
گزارشگران :
با توجه به حوادث و وقایعی که در اول ماه مه سال جاری شاهد آن بودیم آیا می
توان از تحولی کیفی نسبت به سالهای پیش گفتگو کرد؟
بهمن ادیب :
برگزاری روز اول ماه مه، روز همبستگی سراسری کارگران بعداز تثبیت 8 ساعت
کار روزانه بدنبال تظاهرات کارگران در شیکاگو در اول ماه مه سال 1896
پدیدار گشت و به یک سنت انقلابی مبارزاتی کارگران تبدیل شد. ازآن پس، اول
ماه مه هر سال میلیونها کارگر بپاس جانفشانی کارگران جانباخته، جهت همبستگی
با همسنگران دلاور خویش با پرچم های سرخ لرزه مرگ بر اندام مرتجعین و
بورژوازی می اندازند. شرکت گسترده صدها هزار نفری کارگران در 11 اردیبهشت
58 در اولین بهار آزادی و همچنین حضور نظیر آن در اول ماه مه سال بعد،
ناقوس مرگ رژیم سرمایه داری اسلامی را بصدا درآورد. بطوریکه خفاشان شب پرست
با دستگیری دهها هزار تن و شکنجه و اعدام هزاران تن از کارگران و راهروان
آنان قادر گردید موقتاً از برگزاری این سنت تاریخی- جهانی جلوگیری بعمل
آورد. ولی کارگران قهرمان را از برگزاری مجدد آن خوفی در دل نبود. رژیم با
ترفند های مختلف با تغییر نام این روز تاریخی به ایاد مذهبی کوشید از
برگزاری آن ممانعت بعمل آورد. لیکن کارگران را ترسی بدل نبود و در جنگ و
مقاومت چندین ساله سرانجام رژیم را مجبور به عقب نشینی واداشت. ولی رژیم
کوشید مهار آنرا در دست خویش داشت باشد .
لذا برگزاری اول ماه مه سال جاری را باید یکی از دستآوردهای مبارزاتی
کارگران علیه دشمن طبقاتی دانست و آنرا ارج گذاشت . ولی تا زمانی که عنصر
آگاه دهنده ( حزب طبقه کارگر ) نتواند با جنبش کارگری ایران پیوند برقرار
کند متاسفانه سخن از تحول کیفی نمی تواند در تطابق با واقعیت باشد. چرا که
تحول کیفی در فرهنگ انقلابی بمعنی روزی است که قدرت سیاسی در دست کارگران
باشد و یا لااقل یک قدرت دوگانه در جامعه که یک قطب آنرا کارگران تشکیل می
دهد، برقرار باشد و نه در شرایطی که رژیم جنایتکار و غارتگر جمهوری سرمایه
داری اسلامی هر جنبده ای را با خشن ترین شکل درهم می کوبد.
گزارشگران:
جنبش کارگری در کردستان در چه موقعیتی قرار دارد؟
بهمن ادیب:
جنبش مبارزاتی خلق کرد در میان تاریخ مبارزات خلقهای ایران از سنت مبارزاتی
چند دهه ساله برخوردار می باشد. جنبش خلق کرد نسبت به سایر جنبش های دیگر
مناطق ایران پربارتر- پر صلابت تر و رادیکال تر بوده است . جنبش دمکراتیک
خلق کرد در سال های 1324-25 و همچنین مبارزات قهرمانانه خلق کرد در فردای
غصب انقلاب 57 در مقابل ارتش تا بداندن مسلح رژیم ضد خلقی خمینی، برگ رزین
مبارزاتی خلقی است که علیرغم بمباران و قتل عام های دستجمعی، کوچ اجباری،
تخلیه روستاهای مرزی، علیرغم دستگیری وسیع رزمندگان کرد، علیرغم تبعید و
زندان و شکنجه و اعدام، باز شاهد موج سراسری قدرتمندی از اعتراضات و
مبارزات مردم آن دیار بدنبال قتل جنایتکارانه شوانه قادری بودیم .
اعتراضاتی که بدنبال فراخوان کومله ( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران )
به اعتصاب سراسری تبدیل شد و لرزه مرگ بر اندام حاکمان قصاب رژیم جهل و
استبداد انداخت و از پتانسیل قدرتمند توده ای برخوردار بود .
لذا در وجود گرایش رادیکال و ضد رژیم سرمایه داری اسلامی جنبش کردستان با
سابقه طولانی مبارزاتی شک وشبهه ای باقی نیست و روشن است مبارزات دلاورانه
خلق کرد بمثابه بخشی از مبارزات دیگر خلقهای ایران جزئی از یک مبارزه
سراسری و عمومی علیه کل رژیم می باشد. در نتیجه روشن است رهائی حقیقی خلق
کرد چون رهائی سایر خلقهای ایران تنها در پرتو انقلاب سوسیالیستی به رهبری
پرولتاریا امکان پذیر خواهد بود .
معذالک با توجه به وقایع روی داده در منطقه و بویژه اشغال نظامی عراق توسط
امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و همکاری بخشی از جریانات
کرد عراقی ( نیروهای عمده کردستان عراق ) با قوای متجاوز آمریکا در سرکوب
خلقهای عراق ، نمی توان کردستان ایران را از اثرات مخرب اندیشه خیانتکارانه
نزدیکی با آمریکا و صهیونیست های اسرائیلی مصون دانست. چراکه با توجه به
تمایل همکاری نیروی های کرد ایرانی چون "حزب دمکرات" و " کومله عبدالله
مهتدی " که قبلاً این " تمایل " را رسمناً و علناً اعلام داشتند، آن عامل
نگران کننده ای است که هم اکنون در کردستان ایران شاهدش می باشیم. همچنین "
توافقی " که بین تمامی نیروی کرد ایرانی و عراقی از جمله کومله ( سازمان
کردستان حزب کمونیست ) بر سر فعالیت آزادانه در منطقه " امن " و داشتن
ستادهای مرکزی در این منطقه وجود دارد( با توجه به سیاست واقتصاد حاکم بر
کردستان عراق که توسط رهبران دو جریان عمده کردستان عراق جلال طالبانی و
مسعود بارزانی اعمال می گردد )، براین نگرانی بیشتر می افزاید .
بهر حال گرایش ناسیونالیستی در بین " رهبران " کردستان ( ایران و عراق ) آن
عامل اساسی، عدم تکیه بر نیروی زحمتکشان و تمایل به قدرت های امپریالیستی
است که خلق کرد را در منطقه تهدید می کند .
با امید به غلبه گرایش درست مبارزاتی، گرایشی که رهائی خلق کردعلیه رژیم
سرمایه داری جمهوری اسلامی را در پیوند با مبارزه ضد امپریالیستی در راستای
یک انقلاب سوسیالیستی به رهبری پرولتاریا می داند .
گزارشگران :
آیا اختلاف نظر برجسته ای در میان حکومتیان و حاشیه نشینان آن در رابطه با
جنبش کارگری می بینید ؟
بهمن ادیب :
اگر منظورتان از حاشیه نشینان نیروئی است که بتوان در پیوند با جنبش کارگری
علیه رژیم بکار رود، با توجه به وضعیت معیشتی و اجتماعی که این قشر عظیم
دارا می باشند- با توجه به این امر که حاشیه نشینان همواره یکی از محروترین
اقشار جامعه هستند- با توجه به این امر که بخشی از طبقه کارگر ایران جزء
حاشیه نشینان می باشند، پر واضع است این محرومین جامعه همراه دیگر زحمتکشان
و شاید هم شدید تر از آنان زیر ضرب غارتگری و ستمگری رژیم بسر می برند و
یکی از پشتیبان و حامیان اصلی جنبش سرنگونی طلب می باشند . فراموش نباید
کرد که بسیاری از شورش ها و اعتراضات علیه رژیم از بین این اقشار زحمتکش که
از هر حقوق برسمیت شناخته شده اجتماعی محروم می باشند، انجام گرفته است .
گزاشگران :
در صورت امکان در مورد کمیته های موجود فعالین کارگری برای تشکل مستقل کمی
توضیح دهید ؟
بهمن ادیب :
از آنجائیکه هیچ انقلاب اجتماعی بدون رهبری طبقه کارگر و بدون ارتباط ستاد
رهبری کننده با میلیونها توده های کارگر امکان پذیرنیست، لذا بر اساس وظیفه
حتمی کمونیست ها در بردن آگاهی طبقاتی یا شعور سیاسی ( سوسیالیسم علمی )
بدورن این نیروی تا بآخر انقلابی و ثابت قدم، فعالیت کمونیست ها در جنبش
کارگری نه تنها یکی از وظایف حتمی بلکه مهمترین آن وظایف می باشد. ولی باید
توجه داشت هر گونه فعالیتی در جنبش کارگری نمی تواند بخودی خود منجر به
تشکل و سازماندهی توده ها میلیونی کارگران گردد . طبق تجربه تاریخ جنبش
کمونیستی در جهان ، فقط آن فعالیتی می توان کارساز و رهائی بخش گردد که
مجهز به ایدئولوژی مارکسیستی لنینیستی باشد . معنی آن این است که هر فردو
یا جریانی که خود را کمونیست و کارگری بنامند ولی پایه ای ترین مبانی
سوسیالیسم علمی را هم در تئوری و هم در عمل تحت دلایل واهی از قبیل ؛ "
طبقه کارگر بطور خود بخودی قادر به آموختن سوسیالیسم علمی است " ، " هر
گونه فعالیت کمونیست ها در بردن آگاهی سوسیالیستی بدرون جنبش کارگری بمعنی
تحمیل گرایشات خرده بورژوازی از بالا به طبقه کارگر می باشد " ، " کارگران
می باید خود اقدام به حزب طبقه کنند " و ... ، نقض کند . و با فعالیت "
سوسالیستی " خود نه تنها به سازماندهی کارگران بمنظور انجام انقلاب کمکی
نمی کنند ، بلکه با ترویج انواع ویروس های ضد مارکسیستی لنینیستی اندام
پرولتاریا را رنجور می سازند و شادابی و توانائی وی را به تحلیل می برند.
لذا در درجه اول قبل از فعالیت در جنبش کارگری باید مد نظر داشت چه بینشی
بر عناصر و یا جریان سیاسی فعال، حاکم می باشد . آیا بینش حاکم ناشی از
ایدئولوژی م- ل است و یا در مغایرت با آن ؟ بنابراین با چنین معیاری است که
می توان عیار جنبش کارگری را محک زد .
به نظر من همانطوریکه در ابتدا مختصراً بدان اشاره شد متاسفانه نمی توان با
قاطعیت از گرایش غالب رادیکال و ضد سرمایه داری در جنیش کارگری سخن گفت. در
حالی که یکی از علت های افزایش اعتراضات و اعتصابات جنبش کارگری عمدتاً
بمنظور دریافت حقوق معوقه می باشد .
اینکه هم اکنون جریانات سیاسی در قالب تشکل های کارگری متولد گشته و در جهت
احقاق حقوق حقه کارگران مبارزه می کنند امر بسیار مثبت و لازمی است و
اصولاً مبارزه تنها و تنها در شکل متشکل و با برنامه آن قادر است روند
صعودی طی کند و به نتیجه ثمر بخش منجر گردد . بقول لاهوتی شاعر انقلابی ؛ "
چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است " و آن تشکیلاتی به بار خواهد نشست که
اندیشه رهائی بخش سوسیالیسم علمی در دستور کارش قرار داشته باشد .
گزارشگران : با تشکر از شما .
بهمن ادیب : با تشکر و سپاس فراوان
انتقال از ساید گزارشگران
این ساید متعلق به هیچ سازمانی یست
و قلم آن در خدمت منافع مردم و کار ما با حمایت شما خوانندگان انجام و
مخصوصاٌ با ارسال مقالات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری ، علمی و غیره ساید
ما غنی تر خواهد شد.