مختصری از تاریخ حزب بلشویک

 

آموزشهایی از انقلاب اکتبر

مقام بین المللی انقلاب اکتبر

 

 

|معرفی  | اخبار |رسانه ها |  تفسیر سیاسی  |  مقا لات   احزاب  | جامعه  |زنان| کامپیوتر  |  کتابخانه  |سوسیالیسم| پیوند| زبان دیگر  |   سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران

 

اکنون عضو شوید


   • وبلاک
   • نظرات
   •درد و دلهای زندگی
   •
 شکایت نامه
 

ما در همین ستون ضرورت خواستهای  ایرانیان را مورد توجه قرار داده، خواهش می کنیم انتقادات خودتان را  از طریق امیل به فرستید.


   حقیقت را باید گفت هر چند باب میل ستمگران،استعمارگران و استثمارگران نیست ، ولی قلم ما قلب رژیم جمهوری اسلامی را نشان گرفته است!



 
 
 
   
 
   

 بزرگ کارهائی از دبیات مترقی جهان - •ماکسیم گورکی، جک لندن، جان اشین بک ، ارنست همینگوی...
• 


     
 
   
 
     
     
 
 
10.10.2006 21:41

                                 

آموزشهایی از انقلاب اکتبر

ما امروز درآستانه هشتادونهمین سالگرد انقلاب کبير اكتبر قرار گرفته  و بياد چنين روز پرافتخار كه پرولتاريا در روسيه بر روی حلقه سست امپرياليسم ضربه كوبنده فرود آورد، ضربه اي كه طومار زندگي تزاريسم را درهم پيچيد و اميد و آرزوي برپايي براي به يك  جامعه نوين سوسياليستي را براي توده هاي   میليوني  گارگران، دهقانان و زحمتكشان در روسيه تزاري فراهم آورد.

    خبر پيروزي انقلاب اكتبر جهان را تكان داد و شادي فراوان براي  كارگران، زحمتكشان و هيچ بودگان ميلياردي در تمام قاره بر روی کره خاکی ایجاد نمود.

   انقلاب  اكتبر  كارگران و خلقهاي جهان را به وحدت بين المللي و مبارزه مشترك فرا خواند تا در زير پرچم ظفرنمون اكتبر گرد آمده و براي   رهايي جهان از سيستم بهركشي جهان سرمايه داري متحد شوند و آموزش هاي اكتبر نشان داد كه  خلقهاي تحت ستم در تحت رهبري حزب كمو نيست مي توانند و بايد در مبارزه ملي و احتماعي خود پيروز شوند و جامعه نوين سوسياليستي را بر پا نهنند. انقلاب چين كه در رهبريت حزب كمو نيست چين و در رأس آن رفيق كبير مائو سه تتنگ در پيكار تاريخي در پس نبردها ، چين پهناور و كهن را پس از بيرون راندن امپرياليسم ژاپن و باند مزدور امپرياليست آمريكا كه چانكاچك مي باشد، قدرت سياسي را در چين بدست گرفت. انقلاب چين و همه انقلابات كارگري و دهقاني از تجربه بزرگ انقلاب كبير پرولتاريايي روسيه جان گرفت و اثرات بسياري و تحولات عظيمي را در سراسر گيتي ايجاد نمود ، كه بهترين نمونه آن تجربه  انقلاب چين ، ساختمان سوسياليسم و انقلاب كبير فرهنگي  پرولتاريايي مي باشد.

آن چرا كه مشعل  اكتبر چراغ راه  انقلاب خلق چين بود براي نخستين بار آتش آنرا را از تجربه پيروزمند  كمون پاريس بر بورژوازي فرانسه در سال 1871 آورده و مشتعل نمود و اين بار به رهبري حزب بولشويك كه در هدايت لنين و با فداكار يهاي بلشويك كبير رفيق استالين ، اولين بناي ميهن پرولتاريايي جهان را گذاشت و زحمتكشان را به سر چشمهُ نور اميد و سر منزل مقصود رهنمون گرديد.

   - انقلاب اكتبر يك واقعه بزرگ تاريخي و نقطه  عطفي در سرنوشت بشريت از تاريخ پديد آمدن  مالكيت خصوصي و استثمار انسان از انسان بود .

انقلابات بورژوازي مانند انقلاب بورژوايي فرانسه جاي طبقات حاكم استثمار گر را تعويض نمود و قدرت به دست استثمار گران باقي ماند و طبقه جديد بورژوازي ديكتاتوري طبقه سرمايه داران بر عليه كارگران اعمال نمود. پيروزي انقلاب اكتبر پيروزي كارگران بر عليه بورژوازي امپرياليستي بود. تاريخ بشريت براي اولين بار شاهد بزرگترين رويداد تاريخي بود  كه طبقه استثمار شونده ، پيروزي واقعي را بر عليه طبقه استثمار كننده بدست آورده است. تئوري داهيانه لنين در عمل پیاده گشت و انقلاب اكتبر توانست در يك كشور  پيروز گردد و خط ضد انقلابي و خورده بورژوايي ترتسكي رسوا گرديد.

   - انقلاب كبير اكتبر راهي را نشان داد كه انقلاب پرولتاريايي در يك كشور نه تنها ممكن است ، بلکه ساختمان سوسیالیسم  می توان و باید ساخت . انقلاب پرولتاریایی راهی اجتناب ناپذیر،  که باید هر حزب کمونیست در برنامه کار انقلابی خود برای سرنگونی طبقه استثمارگر سرمایه دار در برنامه حزب خود قرار دهد. سوسیالیسم در هر کشور می توان ساخت و باید ساخت و نمی توان بر خلاف نظرات ترتسکی و پس مانده های آن نظرات دست روی دست گذاشت و استبداد، فاشیسم ، بربریت ، استثمار، استعمار، جنگ، ویرانی، گرسنگی، ویرانی شهر ها، نابودی تمدن های بشریت در هر کشور تماشا کرد و در انتظار معجزه باند های لئون ترتسکی که مدافعین منافع امپریالیسم هستند، نشست. تاریخ کشور ما تجربه تلخی از سازمانهای ترتسکیستی دارد.  

     - انقلاب اكتبر مقام مهم دیگری را كسب نمود كه جبهه امپرياليسم را در هم شكسته و بورژوازي امپرياليستي را در يك كشور بزرگ سرنگون نموده  و  دولت پرولتاريايي را استقرار كرد.

     - انقلاب كبير اكتبر صحت تئوري انقلاب پرولتري يعني ماركسيسم را بدست تواناي لنين در كوره آتشين انقلاب نهاد و از اين طريق به گنجينه پربار ماركسيسم ـ لنينيسم  اضافه نمود. لنينيسم با به ثمر رساندن انقلاب اكتبر و برقراري ديكتاتوري پرولتاريا يعني دموكراسي واقعي براي فرزندان رنج و كار.

به روشنفكران پرولتري و انقلابي آموخت كه : « مرگ بر بي حزبي كه بي حزبي شعار بورژوازي است»، آموخت كه: « نقش يك مبارز پيش آهنگ را فقط حزبي مي تواند ايفاُ كند كه با تئوري انقلابي رهبري شود.»  آموخت كه : دست فرصت طلبان راست كه خورده بورژواي هاي چپ نما  را كه رژيم پوسيده تزاريسم  در آخرين لحظه  نجات دهند، باز نمود.

     - آموخت كه: بايد توده عظيم دهقانان را سياسي و به خود ملحق نمايد. آموخت بدون اين اتحاد خلق ، نمي توان ديوارهاي استبداد فرو ريزد.

     - حزب توانست عناصر نيمه پرولتاريايي را به طرف خود كشد ، با بسيج تمام نيروهاي انقلابي ، پرولتارياي روسيه توانست انقلاب سوسياليستي را انجام دهد و بدين طريق مقاومت بورژوازي كه سالهاي طولاني قدرت را در دست خود انحصار نموده و مردم زحمتكش  اين سرزمين وسيع و گسترده را  از درياي خزر تا سيبري گسترده بود و در زندان رژيم تزار روسيه در بند بودند ، درهم شكند.

   -  لنين آموخت كه : براي انقلاب اجتماعي پرولتاريا ، اين نيروي محرك تاريخ كنوني روسيه  بايد قدرت را بدست گيرد. اين قدرت به او امكان خواهد داد تا وظيفه تاريخي خود را كه ساختمان سوسياليسم ، و عبور به جامعه كمونيسم به پايان رساند.

     - تئوري و پراكسيس لنيني آموزش داد كه: «بدون پيروزي كامل بر اپورتونيسم در جنبش كارگري ، سخني هم از ديكتاتوري پرولتاريا  نمي توان به ميان آورد. »

      - آموخت كه اتحاد با انقلابيون كشورهاي پيش افتاده و كليه ملل ستمديده عليه همه امپرياليستها از هر شكلي و رنگي كه باشد . سياست پرولتاريا بايد چنين باشد. » (نقل قول ها از لنين است) و چنين هم شد كه پرولتارياي روسيه در گرماگرم جنگ امپرياليستي روسيه نائرة جنگ انقلابي و آزاديبخش را بر افروخت. دهقانان و زحمتكشان را بگرد پرچم خويش متحد ساخت و ضربه كاري را بر پيكر تزاريسم فرود آورد.

    -  پرچم سرخ اكتبر كه بدست پرولتارياي روسيه و رهبري ستاد پيشاهنگ و در راس آن لنين كبير بر خاك روسيه برافراشته شد ، دوش به دوش در مقابل چشمان از وحشت دريدة امپرياليسم و مرتجعين چرخيد و به اهتزاز در آمد. استالين طي سه ده آنچنان پرچم ماركسيسم ـ لنينيسم را برافراشته نگاه داشت و دستان به خون آغشته امپرياليستها را كه از آستين فاشيسم هيتلري براي به خاك كشيدن اين پرچم دراز شده بود آنچنان درهم شكست كه به حق نام بلند رفيق استالين با پرچم سرخ بلشويسم و پرولتاريا در سراسر جهان عجين گرديد.

     پس از غروب خورشيد زندگي استالين كبير بورژوازي بر رغم اعمال ديكتاتوري پرولتاريا كه: « فداكارترين و بي امان ترين جنگ طبقة جديد بر ضد دشمن مقتدرتر يعني بورژوازي است كه مقاومت آن پس از واژگون شدن ده برابر گرديده است. » (نقل قول از لنين كبير) به سركردگي خروشچف سربلند كرد. با شبيخون به حزب لنين و استالين كمونيستهاي واقعي را دستگير كرد ، آنان را به بند و زنجير كشيد و به سياه چالها افكند. به پا بوسي تيتو  شتافت ، در آمريكا به ستايش امپرياليسم و كندي نشست ، چهار نعل كشور شوراها را به سوي سرمايه داري سوق داد ، و خام طمعانه كوشيد تا پرچم سرخ پرولتاريا را واژگون كند.

برژينف و ديگر سردمدار رويزيونيست بر اريكه قدرت خزيدند  و از اتحاد جماهير شوروي  قدرتمند و پيشرفته  كه در ده 40 مطبوعات بورژوازي اروپا و آمريكا مجبور  به اعتراف به عقب ماندگي صنعتي ، اقتصادي و بحران همه گير در جهان سرمايه داري شدند و از پيشرفت عظيم اجتماعي آن كشور با حسرت بسيار ياد نمودند ، كشوري عقب مانده به جاي گذاشتند. آخرين خدمت بزرگ را به سرمايه داري گرپاچف خائن نمود . او تربيت يافته در دامان رويزيونيست و آموزش ديده در مكتب سازمان جاسوسي انگلستان بود ( در هنگاميكه دبير دوم سفارت شوروي در آنكشور  بود).  او آموخته از تاچر سرد آهني اي بود كه كارگران و زحمتكشان انگلستان را به خاك سياه نشاند و بسياري از دستاورد هاي اجتماعي كه در رقابت با اثرات انقلاب اكتبر و دستاوردهاي عظيم  سوسياليسم در شوروي بود ، نابود نمود. گرپاچف سگ درس آموز امپرياليسم و آموزگار رويزيونيست هاي خائن توده ، اكثريت و راه كارگر بوده و مي باشد.  او كار را تمام كرد و در گزارش گرپاچف به پلنوم  كميتة مركزي حزب سرمايه دار و رويزيونيست شوروي در 27 ژانويه 1987 ، آخرين خنجر از پشت بر پرولتارياي روسيه وارد آورد.( كتاب او را حزب خائن توده ترجمه و اكثريت و توده مدت بسياري همزمان با مفسيرين رسانه هاي امپرياليستي واژهاي فريبكارانه «دگرگون سازي و شفافيت ...» را مانند نقل در دهان فرو بردند. احسان الله خان طبري آخرين سند خيانت رويزيونيستي خود را به نام «كج راهي»   به تحرير در آورد . كيانوري و طبري مردند و اسناد خيانت آنان به انقلاب بهمن سال 57 براي همه روشن شد. خيانت حزب توده  به انقلاب بهمن و خوش خدمتي به رژيم كودتا چي محمدرضا شاه را نمي توان فراموش كرد.

تجربه اكتبر مي آموزد كه بايد دشمنان بسيار زياد طبقه كارگر كه در ميان آن طبقه  پنهان گشته ، بيرون كشيد و افشاء نمود. بدون روشنگري عملي بر عليه دشمنان پنهاني طبقه كارگر ، پيروزي انقلاب ممكن نيست . مبارزه آشتي ناپذير براي پاك نگهداشتن تئوري انقلابي راه را براي كمونيست ها براي گرفتن قدرت بدست طبقه كارگر  آماده كرده و خوشبختانه تجربه 27 ساله خيانت رويزيونيست هاي توده اي و اكثريتي كه امروز ستون پنجم ارتجاع بين المللي و ضد  کمو نيست در  آمده اند ،براي مردم ايران هر روز روشنتر مي شود. امروز اكثريت ابزار سازمان سيا تبديل شده و براي اهداف پليد امپرياليست آمريكا كه تحت نام «مبارزه با تروريسم » بهترين وسيله تبليغاتي تبديل گرديده.

در همان آغازين روزهاي كه رهبران حزب توده پرچم پيروزمند راه اكتبر را در كنگره 20 شوروي بر زمين نهادند ، رفقاي ديگر كميته مركزي حزب توده به آرمان اكتبر و راه آن سوگند ياد كردند . قاسمي ، سقايي و دكتر فروتن به راه خروشچف و ياران رويزيونيست در كميته مركزي حزب توده نرفتند و ناسزا گويي هاي چروشچف بر عليه استالين كبير بر روي آنان تاثير  نگذاشت . آنان بعد از سالها زندان رويزيونيستها  را ترك نموده و به غرب آمدند و بدون هويت و در مخفيگاه زندگي نمودند  و آنهم در هنگاميكه بود كه سازمانهاي جاسوسي آمريكا و اروپا بدنبال و در جستجوي آنان بوده و آنان را پيدا نموده و به رژيم محمدرضا شاه كودتاچي در ايران سپرده و بعد از شكنجه هاي سخت آنان را اعدام نمايند. اين رهبران انقلابي حزب  توده    دست به مبارزه انقلابي كمونيستي براي سرنگوني رژيم محمدرضا شاه كودتاچي  زده و تبعيدي هاي توده اي را بدور ماركسيسم ـ لنينيسم گرد آوردند. در اين ميان سازمان ماركسيستي و لنينيستي توفان كار خود را براي بيرون آوردن  رهبري طبقه كارگر ايران از دست خائنين توده اي شروع نمود و مي بايست نبرد سخت ايدئولوژي را براي پاكيزگي ماركسيست ـ لنينيست به كار گيرند. صد ها مقالات ، جزوات و كتاب را سازمان ماركسيستي و لنينيستي توفان برعليه رويزيونيسم منتشر نمود و خط انقلابي را  به طبقه كارگر ايران نشان داد كه از بندهاي فكري انحراف به راست حزب توده و از آن حزب مزدور رها گردند . در مقالات بسياري اسناد خيانت رويزيونيست هاي چروشچفي با استدلالات روشني تفسير و باز نموده شد. در كتاب هاي معروف  «رويزيونيسم در تئوري و در عمل» نشريه شمارة 5 توفان و« سندي در مبارزه با رويزيونيسم »  نوشته احمد قاسمي ، نشريه شماره 41 و ديگر جز وات به چاپ رسيد. در كتاب «يادهايي از گذشته ، بخش دوم ، حزب توده در مهاجرت به قلم رفيق كبير دكتر فروتن به تحرير در آمد . در اين كتاب به شرح رويدادها در بارة دوران مهاجرت او به روسيه ، شركت در كنگره بيستم حزب كمونيست شوروي ، مسافرت سه رفيق به جمهوري دموكراتيك آلمان و عبور مخفيانه آنها از مرز و زندگي كاملاً مخفي با نداشتن هويت (پاسپورت) بود.

با  فرو پاچی شوروی رویزیونیست  توازن قوا به نفع امپریالیست های غربی که در راس آن امپریالیست آمریکا می باشد، تغیر یافت. در این میان بعلت تضعیف شدن جنبش کارگری به خاطر نبودن یک مشی انقلابی  مارکسیستی - لنینیستی ، دوران بروز تفکرات خورده بورژوازی در جنبش کارگری آغاز شد. در این میان،  بورژوازی امپریالیستی تئوری پردازان خود را وارد بازار مکاره سیاسی نمود و از این طریق بورژوازی امپریالیستی ، لابیرنتهای ایدولوژی را برای کم کردن نسل جدید و دورمانده از تئوری انقلاب پرولتاریایی بنا ساخت. ترتسکیسم پدیده متروک از غبار تاریخ توسط امپریالیسم بیرون آورده شد و به آنها روح جدید داده  و با تخریب کردن و انشعاب وارد کارزار شدند.  کارگران و روشنفکران انقلابی ایران هم از این پدیده دور نماندند و یک شبه دار و دسته سهند  به جان جنبش انقلابی و بدون تجربه چریکی  و جنبش انقلابی خلق کرد افتاد و مانند اسب تروا به ویرانی، انشعاب از درون پرداخت و باز هم انشعابات پی در پی در تشکیلات حزب کمونیست ایران ایجاد شد.  حزب کمونیست کارگری  تشکیلاتی است مشکوک و تجربه کارهای او برای نیروهای انقلابی و کمونیست روشن گردیده است . آنان متحدین سیاسی  امپریالیست آمریکا در جنگ عراق و افغانستان هستندد و آمریکا را ناجی نجات کارگران عراق و افغانستان می دانسته و در این باره مدارک بسیار و اسناد موجود است و بیان آن تکرار در تکرار خواهد بود و فعالیت مشترک با ارتجاع و ایادی امپریالیست آمریکا  که سلطنت طلبان می باشند دارند.  متاسفانه مشی انقلابی چریکی دیروز، بعد از انقلاب به خاطر تاثیر پذیری از ترتسکیستهای آمریکای لاتین در جنبش چریکی در ایران ضربات سختی خورد و سازمان چریکهای فدایی خلق  همراه  سیاست تخریب گرانه حزب کمونیست کارگری  آن سازمان را به چندین شاخه تقسیم نمود. آن سازمان متاسفانه به گروه های کوچکی منشعب شد  و سازمان اقلیت هم به دام چاله ترتسکیست افتاده و راه رهایی آن مبارزه عقیدتی و انتقاد از مواضع خود و قبول مواضع مارکسیستی – لنیستی است. با انتقاد از خود می تواند تجدید حیات کند و از گونه تشکیلاتی رشد کرده و نقش سرکرده و بزرگی را به عهده گرفته و از محفل  تر تسکیستی  بیرون آید.

 حزب طبقه كارگر ايران  باید اکتبر ایران  را  سازماندهي كند.  انقلاب اكتبر به كمونيستهاي ايران مي آموزد كه بايد رهبري انقلاب را در دست گيرند و بايد از همين امروز در راه بر پایی آن مبارزه نمايند.

 ما كمونيستهاي انقلابي كه در راه آرمان كمونيستي لنين و استالين و براي هژموني پرولتارياي قدم بر مي داريم،  براين باوريم كه به دنبال بورژوازي ايران نبايد رفت . زيرا كه سازشگر و فرصت طلب مي باشد . او اعتقادي به قدرت نيروها خلاق توده ها در امر انقلاب نداشته و بر آنها تكيه نمي نمايد، تا مردم را براي انقلاب بارور نمايد. او سازشگر با امپرياليستها مي باشد.

ما براي  هژموني طبقه کارگر تلاش مي نماييم. پس نیاز به حزب پرتوان و محبوب اکثریت مردم است، نیاز داریم. حزبی که تمام دیوارهای ایزوله شدن سیاسی با ارتباط نزدیک با زندگی توده ها بشکند. کادر های آن ورزیده و اراده آن در یک نظر مشترک و مصمم تصمیم گرفته شده و تدوین شده در اختیار آنان قرار می گیرد. کارگران پیشاهنگان ورزیده آن می باشند. این حزب با این مشخصات می تواند راه اکتبر دیگری را به گشاید و رژیم سرمایه داری  جمهوری اسلامی را سرنگون کند .

مختصری از تاریخ حزب بلشویک

 

نیروی محرک انقلاب اکتبر را کارگران  روسیه بودند  و دهقانان در سرتاسر روسیه متحد آنان و پیوستن خورده بورژوازی به انقلاب اکتبر سرعت و شتاب بیشتری را به انقلاب بلشویکی داد.  دانش و آگاهی سیاسی و اجتماعی را می بایست در پس یک دوره مبارزات طبقاتی بدست آورد و و  کارگران به تجارب بسیاری دست یافتند. این تجارب به صورت  تئوری تبدیل گشت و لنین و فراکسیون اانقلابی او پیروزمند از یک تاریخ تقریبا  بیست ساله مبارزه سیاسی  بیرون آمد ند و  در نبرد طبقاتی لنین توانست حزب بلشویک را سازماندهی نماید. ما مختصر ياد داشتي را که در باره وقایع انقلاب اکتبر است و همچنین تاریخ حزب بلشویک  از سال 1912 تا 1918 را به صورت مختصر برای شما باز می خوانیم. زیرا دانستن شرح وقایع، رفتار بلشويک ها، انتخاب تاکتیک ها ی درست برای دوران قبل و هنگام اکتبر بسیار ضروری است. آموزش آن کمکی برای انقلاب سوسیالیستی و آینده ایران می باشد.

در سالهای  پیشرفت انقلابی نوین انقلاب (1912-1914 ) حزب بلشویک بر راس جنبش کارگری قرار داشت و آن را در زیر شعارهای  بلشویکی بسوی انقلاب نوین هدایت می نمود. حزب از عهدة تلفیق  کار علنی با کار غیر علنی بخوبی برآمد. حزب مقاومت انحلال طلبان و دوستانشان یعنی ترتسکیست ها و انزو یستها را در هم می شکند...

حزب با دشمنان طبقة کارگر و عمال آنها در جنبش کارگری مبارزه نمود و صفوف خود را استوار ساخت و روابط و سیع برای تبلیغات انقلابی مورد استفاده قرار داد و روزنامه درخشان توده ای کارگری یعنی " پرودا"  را تاسیس کرد و نسل نوین کارگران انقلابی یعنی پراودیست ها را پرورش داد. این قشر کارگر در سالهای جنگ امپریالیستی نسبت به پرچم انترناسیونالیسم و انقلاب پرولتاری صادق و درستکار ماند و خود همین قشر کارگر سپس در روزهای انقلاب اکتبر در سال 1917 مایه و هسته حزب بلشویکی را تشکیل داد.

در آستان جنگ امپریالیستی، حزب عملیات انقلابی طبقه کارگر را رهبری می کرد. اینها نیروهای جلو دار بود که بواسطه وقوع جنگ امپریالیستی قطع شد، اما پس از سه سال برای بر انداختن تزاریسم تجدید گردید. حزب بلشویک به دوران سخت جنگ امپریالیستی با پرچمهای گشاده انترناسیونالیسم پرولتری وارد شد.

جنگ امپریالیستی بر اثر ناموزونی ترقی کشورهای سرمایه داری، در اثر بر هم خوردن موازنه بین دولتهای بزرگ و بر اثر لزوم تقسیم مجدد جهان برای امپریالیستها بوسیله جنگ و برقرار ساختن موازنه نوین قوا، پدید آمد.

اگر احزاب بین الملل دوم براه طبقه کارگر خیانت نمی کردند، اگر آنها تصمیمات کنگره های بین الملل دوم را بر ضد حکومتهای امپریالیستی خود، بر ضد دامن زدن  آتش جنگ بطور فعال بر خاسته و طبقه کارگر را بر انگیزند. جنگ چنین خصلت ویران کننده ای را نمی داشت و شاید هم اصلا تا این اندازه شدت و توسعه نمی یافت.

حزب بلشویک یگانه حزب پرولتری بود که براه سوسیالیسم و انترناسیونالیسم صادق و وفادار ماند و بر ضد حکومت امپریالیستی خود جنگ داخلی را ترتیب داد. کلیة احزاب انترناسیونال دوم که توسط قشرهای فوقانی خود با بورژوازی مربوط بودند گرفتار اسارت امپریالیسم شده و به سوی امپریالیستها شتافتند.

جنگ که خود انعکاس بحران همگانی سرمایه داری بود، این بهران را شدت داد و سرمایه داری جهان را سست کرد. کارگران روسیه و حزب بلشویک نخستین کسانی در جهان بودند که از سستی سرمایه داری با کمال موفقیت استفاده کرده، جبهة امپریالیسم را شکستند و تزار را سرنگون کردند و شوراهای نمایندگان کارگران و سربازان را بر پانمودند.

توده های وسیع خرده بورژوازی، سربازان و همچنین کارگران که از نخستسن پیشرفت های انقلاب سرمست و سرخوش شده و به اطمینان های منشویک ها و اس ارها که می گفتند از این ببعد همه کارها خوب خواهد شد، خاطر جمع گردیده بودند. به حکومت موقتی اعتماد حاصل نموده و از او پشتیبانی می نمایند.

در جلوی حزب این وظیفه قرار گرفت که بتوده های کارگران و سربازان که از نخستین پیشرفتهای انقلاب سرمست شده بودند بفهماند که هنوز تا پیروزی انقلاب خیلی مانده است و مادام که حاکمیت در دست حکومت موقتی بورژوازی می باشد و در شورا ها سازشگران یعنی منشویک ها و اس ارها فرمانروایی دارند، ملت نه به صلح نائل خواهد شد، نه زمین می تواند بگیرد و نه نان بدست می آورد و برای پیروزی کامل لازم است، باز یک گام به پیش برداشته شود و حاکمیت بشورا ها واگذار گردد.

 

حزب بلشویک در طول 8 ماه از ماه فوریه تا ماه اکتبر و ظایف سنگینی که بر دوش او محول گردیده بود و هما نا جلب اکثریت کارگران ، جلب میلیون ها دهقان در سرتاسر روسیه به طرف انقلاب سو سیالیستی ، بر طبق اسناد و عکس های موجود . جدا شدن خرده بورژوازی یک بخش وسیعی از مردم شوروی را تشکیل میدهند، که  از سوسیال رولوسیونر، منشویک ها و آنارشیستها جدا گردیدند. تمام ترقند  و توطئه های  فریب کارانه  آنان که بر علیه منافع زحمتکشان که توسط حزب بلشویک نمایندگی می شد، رسوا گردید. سیاست آدم کشی و فرستادن فرزندان طبقه کارگر و دهقانان را به جبهة جنگ رسوا نمود.

کار بزرگ و تاثیر کننده آمدن لنین کبیر از مهاجرت و تبعید. و تزهای آپریل او است که در کنفرانس آپریل خوانده شد.

حال باید برای آن که بیشتر به اوضای سیاسی روسیه ماه های طوفانی آشنا شوید و نقش نظرات تائین کننده لنین در چند ما ه آشنا شوید ضرورت دیدیم که  چند جمله ای را از تاریخ حزب بلشویک برای شما باز خوانی کنیم:

«...پس از انقلاب فوریه سازمانهای حزب بلشویک که به طور غیر علنی در سخت ترین شرایط تزاریسم کار می کرد، از حالت پنهانی بیرون آمده و بتوسط عملیات سیاسی و تشکیلاتی آشکار اقدام نمود. شمارة اعضای سازمانهای بلشویک در آن موقع بیش از 40- 45 هزار تن نبود ولی اینها کادرهایی بودند که در مبارزه آبدیده شده بودند. کمیته های حزب بر اصول مرکزیت دموکراسی از نو تشکیل گردیده بود. انتخابی بودن همة مقامات حزبی از پایین به بالا مقرر شده بود.

انتقال حزب بوضع علنی اختلافاتی را که در حزب بود آشکار گردانید. کامنف و بعضی از کارکنان سازمان حزبی مسکو، مانند ریکوف، بوبنف و نوگین، روش نیمه منشویکی و پشتیبانی مشروط از حکومت موقتی و سیاست دفاع طلبان را در پیش گرفته بودند. استالین که تازه از تبعید برگشته بود و مولوتف و دیگران بهمراهی اکثریت حزب از سیاست عدم اعتماد نسبت به حکومت موقتی دفاع می کردند. برضد دفاع طلبی بر خاسته و مردم را بمبارزة فعال در راه صلح و بمبارزه بر ضد جنگ امپریالیستی دعوت می کردند. یک عده ار کارکنان حزب در نتیجه اقامت طولانی در زندان یا تبعید عقب ماندگی سیاسی خود را ظاهر ساخته و به همین سبب دچار تردید گشته بودند.

نبودن پیشوای حزب یعنی نبودن لنین احساس می شد.

لنین  که مدت زیادی در تبعید بود در 16 آپریل به روسیه بازگشت ورود لنین برای حزب و برای انقلاب اهمیت خیلی زیادی داشت.

لنین در موقعی که در سویس بود یعنی موقعی که نخستین اخبار راجع به انقلاب به او رسد در «نامه هایی از دور» به حزب و به طبقه کارگر روسیه چنین نوشت.:

« کارگران در جنگ داخلی بر ضد تزاریسم شما معجزه هایی از قهرمانی پرولتری و توده ای بروز دادید. باید در کار سازمان دادن پرولتاریا و عموم خلق هم شما ابزار معجزه نمایید تا وسایل پیروزی خویش را در مرحله دوم انقلاب نیز فراهم سازید.»

لنین در 3 آپریل شب وارد پتروگراد شد. در ایستگاه راه آهن فنلاند و در میدان جلو ایستگاه هزاران کارگر و سرباز و ملوان برای پیشواز لنین گرد آمده بودند. هنگامی که لنین از واگون بیرون آمد توده ها را وجد و سرور وصف ناپذیری فرا گرفت. آنها لنین را بر روی دست بلند کردند و بد ین طریق پیشوای خود را به سالون بزرگ ایستگاه آوردند. در آنجا منشویک ها: چخه ایذره و سکوبلف از طرف شورای پتروگراد به عنوان «شادباش» شروع به ایراد نطق کرده و در این نطقها "اظهار امیدواری می نمودند" که لنین با آن ها "زبان مشترک" خواهد یافت. ولی لنین به نطق آنها گوش نداد. از پهلوی  آنها گذشت و به سوی تودة کارگران و سربازان روانه شد و از بالای زره  پوش نطق مشهور خود را ایراد کرد و توده ها را بمبارزه در راه  پیروزی انقلاب سوسیالیستی دعوت نمود و با گفتن «زنده باد انقلاب سوسیالیستی!»- نخستین نطق خود را که پس از سال ها ی متمادی تبعید ایراد نموده بود به پایان رسانید.

لنین چون به روسیه آمد با تمام انرژی هم خود را وقف فعالیت انقلابی کرد. فردای ورودش لنین در جلسه بلشویکها در بارة جنگ و انقلاب گزارش داد. پس تزهای سخنرانی خود را در جلسه ای که غیر از بلشویک ها، منشویک ها نیز حضور داشتند، تکرار کرد.

این ها تزهای مشهور آوریل لنین بود که به حزب و به پرولتاریا برای انتقال از انقلاب بورژوازی به انقلاب سوسیالیستی خط مشی روشن انقلابی داده بود. تزهای لنین برای انقلاب و برای فعالیت بعدی حزب اهمیت بسیار بزرگی داشت. انقلاب در زندگانی کشور به مثابه تحول عظیمی بود و حزب در شرایط نوین مبارزه پس از سرنگون کردن تزاریسم به رهنمود نوینی احتیاج داشت، تا این که جسورانه و با اطمینان کامل در طریق جدید روانه گردد. این رهنمود را تزهای لنین به حزب می داد.

تزهای آوریل لنین برای انتقال از انقلاب دموکراسی بورژوازی به انقلاب سوسیالیستی، برای انتقال از نخستین مرحله انقلاب به مرحله دوم یعنی به مرحلة انقلاب سوسیالیستی نقشه داهیانه مبارزه را به خرج می داد. حزب بوسیله تمام تاریخ پیشین خود برای این وظیفه بزرگ مهیا شده بود. حتی در سال 1905 لنین در رسالة خود موسوم به «دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک» گفته بود که پس از سرنگون کردن تزاریسم، پرولتاریا دست به کار انجام انقلاب سوسیالیستی می گردد. موضوع تازه ای که در این تز دیده ه می شد عبارت از این بود که برای اقدام به انتقال به انقلاب سوسیالیستی نقشه ای بدست می داد که از حیث تئوری دارای ادلة کافی و مشخص بود.

در رشته اقتصادی اقدامات انتقال عبارت بود از : ملی کردن همة اراضی در کشور با مصادره اراضی ملاکین، مجتمع ساختن ساختن همه بانک ها در یک بانک ملی، احداث بازرسی نسبت به تولید اجتماعی و نسبت به پخش خواربار.

در رشته سیاسی لنین پیشنهاد می کرد که از جمهوری پارلمانی به جمهوری شوروی انتقال به عمل آید. این پیشنهاد در زمینه تئوری و تجربیات مارکسیسم یک قدم جدی به پیش بود. تاکنون تئوری دان های مارکسیست جمهوری پارلمانی را بهترین شکل سیاسی برای انتقال به سوسیالسم می دانستند. اکنون لنین پیشنهاد می کرد جمهوری پارلمانی به جمهوری شوروی، که در دورة انتقال از سرمایه داری به سوسیالیسم مناسبترین شکل تشکیلات سیاسی جامعه می باشد تبدیل شود. در تزها چنین نوشته شده بود: «خصوصیت موقع کنونی در روسیه عبارت است از انتقال از نخستین مرحله انقلاب که در اثر کافی نبودن آگاهی و تشکل پرولتاریا قدرت بدست بورژوازی داده است.- بمرحله دوم آن که باید قدرت بدست پرولتاریا و فقیرترین قشرهای دهقانان داده شود» و در جای دیگر:« نه جمهوری پارلمانی که بازگشت بطرف آن نیست به شوراهای وکلای کارگران گامی به عقب است.- بلکه جمهوری شوراهای نمایندگان کارگران و مزد به گیران و دهقانان در سرتاسر کشور از پایین تا بالا»...

لنین  سپس در تزهای خود خاطر نشان می کرد که حزب ما هنوز در شورا ها در اقلیت است و در آن جا دسته بندی منشویک ها و اس ارها که نفوذ بورژوازی را بر پرولتاریا تحمیل می کند ، حکمفرمایی می نماید. به همین جهت وظیفه حزب عبارت از آن است که: « به توده ها به فهمانند که شورای نمایندگان کارگران یگانه شکل امکان پذیر حکومت انقلابی می باشد و بنابراین مادامی که این حکومت در زیر نفوذ بورژوازی است وظیفه ما فقط در آن است که به توده ها اشتباهات تاکتیکی آن ها را با حوصله، به طور دائم و مصرانه و بطرزی که بویژه با نیازمندیهای عملی توده ها نیز مطابق باشد. به فهمانیم تا هنگامی که در اقلیت هستیم ، امر انتقاد و روشن کردن اشتباهات را از پیش می بریم و در عین حال لزوم انتقال همه قدرت دولتی را به شورای نمایندگان کارگران ترغیب و تبلیغ می نماییم ...»

لنین سپس خواستار بود که "جامعه چرکین" را کنده و دور انداخته یعنی از نام سوسیال دموکرات دست کشیده شود. هم احزاب انترناسیونال دوم و هم منشویک ها روس خود را سوسیال دموکرات می نامیدند. اپورتونیست ها و خائنین سوسیالسم این نان چرکین و ننگین کرده بودند. لنین پیشنهاد کرد که حزب بلشویک، چنانچه مارکس و انگلس حزب خود را می نامیدند – حزب کمونیست نامیده شود. این نام از لحاظ علمی درست است. چون که مقصود نهایی حزب بلشویک نائل شدن به کمونیسم می باشد. بشریت می تواند از سرمایه داری مستقما فقط به سوسیالیسم، یعنی به مالکیت مشترک ابزارهای تولید و توزیع محصول موافق کار هر کس انتقال یابد. لنین می گفت که حزب ما از این هم دورتر نگاه می کند. سوسیالیسم به طور ناگزیر باید تدریجا به کمونیسم که روی پرچم آن نوشته شده است « از هر کس مطابق استعدادش و بهر کس مطابق احتیاجش» برسد.

سرانجام لنین در تزها یش ایجاد انترناسیونال کمونیستی را که از اپورتونیسم و سوسیال شوینیسم مبری باشد درخواست می کرد.

 

 

 

 


 معرفی ساید و ما چه می خواهیم

این ساید متعلق به هیچ سازمانی یست و قلم آن در خدمت منافع مردم  و کار ما با حمایت شما خوانندگان انجام و مخصوصاٌ با ارسال مقالات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری ، علمی و غیره ساید ما غنی تر خواهد شد.

 

 

 

.