سایت ایرانی ما: به هیچ گروه وابسته نیست                        www.iranima.com                              آدرس تماس با ما: iranima@hotmail.com

 2007/11/28                                                                                                                                                               برای چاپ

گزارش جشن نودمین سالگرد انقلاب اکتبر

جشن پر شکوه انقلاب اکتبر گواهی بر زنده بودن مارکسیسم لنینیسم

 

در روز 24 نوامبر سال 2007 جشن یادبود نودمین سالگرد انقلاب اکتبر با شرکت حدود 130 نفر با حضور رفقای کمونیست آلمانی و آمریکای جنوبی و فرانسوی با شکوه فراوان برگذار شد. شرکت رفقای کمونیست خارجی بیان همبستگی انترناسیونالیستی کارگران جهان است که با حضور خود و همکاری در برگزاری برنامه های جشن یگانگی و خویشاوندی انسانی و کمونیستی خویش را با کمونیستهای ایران بیان می کنند.

محل جشن با تصاویر مارکس، انگلس، لنین، استالین، عکس تمام قد لنین، و شعارهای زنده باد مارکسیسم لنینیسم، مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی، مرگ بر ارتجاع و امپریالیسم، حزب کار ایران(توفان) مزین شده بود. در گوشه ای از مجلس تصاویر رفقا قاسمی و فروتن و سغای از پیشروان مبارزه ضد رویزیونیستی به چشم می خورد. رفقا قاسمی و فروتن بنیان گذاران سازمان مارکسیستی لنینیستی توفان بودند. در روی میز انتشارات و کتب توفان تصاویر ده ها تن جانباختگان توفانی راه سوسیالیسم در قابهای از قبل تهیه شده به چشم می خورد و الهامبخش رفقای حزبی ما بود. آنها شاهد بودند که راهشان ادامه دارد و مسلما روزی بر پیروزی سوسیالیسم در جهان نظاره خواهند کرد. سیل شهیدان گواه بیرحمی مبارزه طبقاتی است و باید همواره به اصل این مبارزه وفادار ماند. 

حزب کار ایران(توفان) تنها تشکل ایرانی است که این جشن بزرگ را که بیاد بلشویکهای قهرمان شوروی به رهبری لنین و استالین که دنیای نوینی را برپا ساختند برگزار می کند. هیچ مانعی نمی تواند ما را از یاد و یادآوری این روز بزرگ که دنیا را تکان داد باز دارد.

برگزاری جشن انقلاب اکتبر محصول توان فیزیکی نیست محصول ایمان عمیق کمونیستی به راهی است که می رویم. برای حزب ما هرگز تعیین کننده نیست که تعداد شرکت کنندگان در این جشن چند نفر باشد. برای ما حقانیت این جشن مطرح است و اینکه باید دستآوردهای این انقلاب بزرگ بشریت را ارج بگذاریم، زنده نگهداریم و به نسل آتی منتقل کنیم. مگر وقتی یاران ما در ایران در حوزه ها و محافل کوچک خود یاد نودمین سال انقلاب اکتبر را با غرور و سربلندی جشن می گیرند موفقیت آنرا بر اساس تعداد خویش می سنجند؟ مگر یاران ما در خارج از ایران که در جشنهای رفقای کمونیست سایر کشورها شرکت می کنند درجه موفقیت کار خویش را بر اساس کمیت قرار می دهند؟ هرگز! برگزاری جشن انقلاب اکتبر یک اقدام کیفی و ناشی از درجه ایمان و اعتقاد به مارکسیسم لنینیسم است. ناشی از آن است که حزب ما به سوسیالیسم، به امکان تحقق آن و پیروزی آن اعتقاد راسخ دارد. به همین جهت یاد جهان نوینی را که لنین و استالین برپا داشته بودند همواره زنده نگاه می دارد.

جشن با خواندن ترانه هائی به زبان فرانسه، فارسی، افغانی، کردی و آلمانی در بخش آغازین برپا شد. آیلین با گیتار و صدای پرطنین و زنگ دار خویش، با صدای پر از احساس و عواطف انسانی خویش حاضرین را بشدت تحت تاثیر قرار داد.

اشعار وی گردا گرد گیرنده امید بود، امید به آینده بهتر، امید به پیروزی، امیدی که همواره الهامبخش مبارزات مردم جهان برای کسب زندگی بهتر بود. در شعر کردی وی امید مردم کردستان که برای حق زندگی برابر مبارزه می کنند پژواک داشت و حاضرین را در آوای پست و بلند خویش به اوج کوهستانهای و اعماق دره های کردستان رهنمون می شد.

آیلین سرود صلح مردم آذربایجان را خواند:

“فرخنده باد فستیوال جوانان

فستیوال مظهر عزم جوانان

سرزند از پس نبرد دلیران

خورشید نورافشان صلح جاویدان

زرد و سرخ و سیاه پیش به سوی صلح

با تمام قوا پیش به سوی صلح

باد و نامش بلند پرچم دار صلح

رهبر زحمتکشان استالین ما(2)

بازو اندر بازو جملگی به پیش

محکم و استوار در ایده خویش

کارگر دنیا را آزاد می کند

زحمتکشان را او دلشاد می کند.

...“

وقتی هنرنمائی آیلین با درخواست صلح به پایان رسید زمینه ای باز شد تا در باره جبهه جهانی ضد جنگ سخن رود. سخنران در سخنان ابتدائی خویش به اهمیت جنبش ضد جنگ واینکه تنها کمونیستها هستند که به مسئله جنگ و صلح از دیدگاه طبقاتی نگاه کرده و صلحدوستان واقعی می باشند، اشاره کرد. سخنران به سابقه صلحدوستی کمونیستها در بعد از جنگ جهانی دوم و جنبش جهانی صلح اشاره نمود و یاد آور شد که کمونیستهای ایران همیشه بنام “پیراهن سفیدها“ که وجدانشان از جنایات نازیها و امپریالیستها در جنگ معذب بود شهرت داشتند. امروز نیز وطن ما ایران را خطر تجاوز امپریالیستها و صهیونیستها تهدید می کند. آنها قصد دارند از میهن ما تلی ویران بسازند که بازسازی آن را با قراردادهای نان و آبدار به جیب بزنند. وظیفه کمونیستهای جهان است که امروز نیز برای صلح و ممانعت از بروز جنگ فعال شوند و در جنبشهای ضد جنگ شرکت کنند و تلاش ورزند دست عمال خرابکار دشمن را که با درهم شکستن جنبش ضد جنگ قصد دارند در رکاب جرج بوش و ایهود اولمرت وارد ایران شوند قطع کنند. هدف ما در درجه نخست باید درخدمت ممانعت از درگیری نظامی باشد که مسئول مستقیم آن امپریالیستها و صهیونیستها هستند. حزب به رفقا و حاضرین رهنمود داد در جنبشهای ضد جنگ به عنوان ایرانی شرکت کنند و نقاب عمال ستون پنجم دشمن را که سنگ تجاوز به ایران را می زنند از چهره آنها برگیرند. حزب اعلام کرد که هم اکنون جنبشی توسط کمیته های ضد جنگ در ایران در حال پا گیری است و نظریات آن با نظریات واقعبینانه حزب ما نزدیکی دارد.

سخنران پس از پرداختن به مسایل روز در باره انقلاب اکتبر سخن گفت که ما مضمون آنرا به نگارش در آورده ایم.       

 

تئوری که بر اساس واقعیت بود

انقلاب سوسیالیستی اکتبر جهان را تغییر داد. هر چقدر هم بورژوازی در مورد تاریخ انقلاب کبیر اکتبر دروغ بگوید باز در این حقیقت تغییری نمی دهد که انقلاب اکتبر ده روزی بود که دنیا راتکان داد.

قبل از انقلاب اکتبر تبلیغات دشمنان این بود که حرفهای مارکس و انگلس تئوریهای پوچ و تخیلی است که در عمل نمی شود آنها را بکار برد. توده مردم هم در سراسر جهان تصور می کرد که برای اینکه چرخها به گردش در آیند به نیروی سرمایه داران و پذیرش اصل مالکیت خصوصی بر وسایل تولید نیاز است. کسی فکر نمی کرد کارخانه را بشود بدون سرمایه دار گردانید. این تفکر تفکر ناشی از جهل و سنت تاریخی زندگی مردم بود. توده مردم این اعتماد به نفس را نداشتند که میتوان مالکیت را بر وسایل تولید از بین برد و حتی سریعتر و بهتر تولید کرد. می شود انگیزه مادی را بعنوان عامل اصلی تولید از میان برداشت. در کتب مذهبی و در تمام اعصار گذشته مردم با این “واقعیت“ خو گرفته بودند که اکثریتی باید برای اقلیتی کار کند و این سرنوشت “خداداد“ را تحمل نماید. چرخ دنیا باید بر این اساس بگردد.

انقلاب اکتبر به این توهم کهنه قرون پایان داد. انقلاب اکتبر کاری را در تاریخ به انجام رسانید که قبل از آن کسی به تصورش هم خطور نمی کرد. انقلاب اکتبر نظامی را بنیان نهاد که در آن از استثمار انسان از انسان خبری نبود. در حالیکه همه نظامهای قبل از آن، همه انقلابات قبل از آن، هرگز به بهره کشی انسان از انسان پایان ندادند.

انقلاب اکتبر نشان داد که می توان جهانی دیگر، جهانی انسانی با از بین بردن طبقات ایجاد کرد. سوسیالیسم در شوروی تحت رهبری برگ استالین بنیان گذاشته شد. این است که حمله به استالین حمله به سوسیالیسم و دستآوردهای سی ساله آن و دشمنی با کمونیسم است. این است که دشمنان سوسیالیسم مبارزه با سوسیالیسم و مارکسیسم لنینیسم را از حمله به استالین شروع می کنند. در دوران استالین بود که با نقشه های پنجساله سازندگی تولید سوسیالیستی را شکل دادند، طبقات را از نظر سیاسی و اقتصادی از بین بردند، دیکتاتوری پرولتاریا را مستقر ساختند و جهانی نوین خلق کردند که نظیر آن تا آنروز در تاریخ وجود نداشت. این کار کار شگفت آور و عظیمی بود. آنها دنیا را چنان تکان دادند که طفیلیها، تفاله ها از آن به بیرون پرت شدند.

مسئله اساسی هرانقلابی مسئله کسب قدرت سیاسی است.

پرولتاریا نیز باید برای تحقق سوسیالیسم نخست قدرت سیاسی را کسب کند. به این اعتبار انقلابی که در روسیه به رهبری کمونیستها به پیروزی رسید یک انقلاب سوسیالیستی بود. وظایف اقتصادی انقلاب در زمان کوتاه متحقق نمی شوند. برای این کار به زمان بیشتر نیاز است و ساختمان سوسیالیسم طولانی خواهد بود. این مبارزه بویژه در عرصه مبارزه با تولید کوچک که در جامعه بسیار گسترده است کار آسانی نیست که بشود آنرا با یک فرمان “کمونیستی“ حل کرد. برای تحولات اقتصادی به برنامه ریزی اقتصادی به مبارزه طبقاتی در کلیه عرصه ها و به بسیج توده های اکثریت مردم به رهبری طبقه کارگر نیاز است. خصلت انقلاب سوسیالیستی را فقط از روی درجه تحقق تحولات اقتصادی سنجیدن که می توانند ده ها سال بطول انجامد یک ایده اکونومیستی و ضد کمونیستی است و هرگز با سوسیالیسم خویشاوندی ندارد. این ایده ضد کمونیستی برای ایجاد یاس و سرخوردگی در میان کمونیستها ساخته شده است تا خرده بورژواها و خرابکاران را بشود از فردای انقلاب بر ضد انقلاب که گویا “درجا می زند“ و “انقلابی عمل نمی کند“ بسیج کرد. در عین حال اکونومیستها با انقلاب مخلفند و آماده تسلیم اند زیرا مدعی اند رشد نیروهای مولده بحدی نیست که بشود بیست و چهار ساعته اقتصاد سوسیالیستی را مستقر ساخت. این ضد انقلابیها با آه و ناله و عبارت پردازیهای شبه انقلابی در کار انقلاب تخریب می کنند. همانگونه که در شوروی کردند و به حق سرکوب شدند. انقلاب یک عمل سیاسی است و تحولات طولانی اقتصای تنها می تواند نتیجه عملی یک انقلاب موفق سیاسی و استقرا دیکتاتوری پرولتاریا باشد.

کارل کائوتسکی در سال 1919 گفت: دولت شوروی مدت زیادی دوام نخواهد آورد و تا چند روز دیگر از هم پاشیده خواهد شد“.

مارشال فوش فرانسوی، فرمانده ارتش گفت: سال 1919 شاهد مرگ بلشویسم خواهد بود“.

روزنامه فرانسوی فیگارو چاپ پاریس نوشت: “بنا به اطلاعات رسیده از مسکو وضع در آنجا وخیم است. وضع اقتصادی طوری است که نمیتوان آنرا مهار کرد و بدان سرو صورتی بخشید. همه تدابیری که لنین پیشنهاد کرده است بیهوده و نارسا است. وضع عمومی مرگ بلشویسم را به دنبال دارد“

“نیویورک تایمز چاپ آمریکا نوشت: برنامه صنعتی پمجساله ؟! چنین برنامه ای واقعیت ندارد، و این تنها فریب و اغفال است“(سال 1932).

این پیشگوئیها طبیعتا همه از ریشه غلط از کار در آمد.

حدود ده سال بعد شاهدان عینی چنین نوشتند:

تئودر درایزر نویسنده آمریکائی در ده سال بعد گفت: “من دیگر به این نتیجه رسیده ام که روسیه به طور یقین یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی خواهد شد که همانند آن در تاریخ کمتر وجود داشته است.(1929)

تایمز چاپ انگلستان: بلشویکها کوشش می کنند کاری را طی پنج سال انجام دهند که در بهترین شرایط نیازمند به پنجاه سال وقت است“(1929).

در شوروی علیرغم تهاجم 14 کشور امپریالیستی، علیرغم دسیسه های تروتسکیسستها و بوخارینیستها، علیرغم تجاوز نازیها و فاشیستها  سوسیالیسم مستقر شد و پیروز گردید. انسانها دیدند که سوسیالیسم می تواند جامه عمل بپوشد و مستقر شود. خلقهای جهان با بزرگترین تحول بشری که نمونه آن تا کنون در تاریخ نبود مواجه بودند. حال، کمونیستها یاید دنیای نوینی می ساختند. این دنیای نوین به انسانهای نوین نیاز داشت که بر تحولات دنیای نوین با قهرمانی و فداکاری بلشویکی تاثیر بگذارد. حزب کمونیست بلشویک شوروی با مشکلی روبرو بود که از کار انقلاب سوسیالیستی و  ساختمان سوسیالیسم به مراتب صعب تر و دشوار تر بود. حزب کمونیست باید بر عادات سنتی، کهنه و ریشه دار مردم، بر خرافه سرمایه داری، بر صفات نکوهیده بشری که محصول قرنها جامعه بهره کشی انسانها بود، بر رندی، از زیرکار در رفتن، باصطلاح زرنگی و با عرضگی، رشوه خواری، کوته نظری و تنگ نظری خرده بورژوائی غلبه می کرد و این پیکار، پیکاری سخت، طولانی و فرسایشی بود.

سوسیالیسم در شوروی با پیروزی رویزیونیسم شکست خورد ولی مبارزه طبقاتی هرگز تا نابودی طبقات به پایان نمی رسد.

محتومیت پیروزی سوسیالیسم

سوسیالیسم پیروز می شود زیرا که جوامع بشری محصول مبارزه طبقاتی هستند. تا لحظه ایکه فقر و ثروت در دو قطب وجود دارند، تا زمانیکه بهره کشی انسان از انسان از میان نرفته است، تا زمانیکه امپریالیسم و صهیونیسم وجود دارند و به مردم جهان زور می گویند طبیعی است که در مقابل آن مقاومت بوجود آید و انسانها برای زندگی بهتر مبارزه کنند. این تلاش انسانها سرانجام به پیروزی سوسیالیسم می رسد. بورژوازی در نود سالگی انقلاب کبیر اکتبر در حالیکه خلقها به تجلیل از این انقلاب مشغولند به تحریف و دروغگوئی در باره این انقلاب و تمام دوران سوسیالیسم مشغول است. این امر اهمیت مبارزه ایدئولوژیک و واهمه بورژواها را از ایده انسانی و انقلابی سوسیالیسم نشان می دهد. همین که ما در این شرایط سخت گرد هم می آنیم تا پیروزی سوسیالیسم را جشن بگیریم و با یکدیگر پیمان ببندیم که برای پیروزی بشریت در این راه گام خواهیم گذارد نشان می دهد که سوسیالیسم را نمی شود نابود کرد. همین که رفقای کمونیست انترناسیونالیست ما در این جا گرد می آیند تا برای هدف مشترکی جشن بگیریم این نشانه قدرت سوسیالیسم و غلبه ناپذیری آن است.

هم اکنون مارکسیسم لنینیسم چون سمندر از زیر خاکستر بدر می آید و خود را برای پیکار نهائی با تجربه بیشتر و فداکاری عمیقتر آماده می کند.

زنده باد مارکسیسم لنینیسم

زنده بادد یکتاتوری پرولتاریا

زنده باد شوروی لنین و استالین  

سپس رفقای مارکسیست لنینیست آلمان پیامی کمونیستی به سمع نشست رساندند.

آنگاه یک رفیق کمونیست آلمانی با گیتار خویش به خواندن ترانه های انقلابی و کمونیستی و کارگری بزبان آلمانی پرداخت:

در بدو امر سرود “قطعنامه“ اثر برتولت برشت شاعر بزرگ کمونیست آلمان را بیاد کمون پاریس نخستین تلاش پرولتاریا برای کسب قدرت سیاسی و استقرار حکومت انقلابی کارگری خواند:

 

“ نظر باینکه ما ضعیفیم

برای بندگی ما قانون ساختید

نظر باینکه دیگر نمی خواهیم بنده باشیم

این قوانین در آینده باطل است

نظر باینکه  با توپ و تفنگ تهدید می کنید ما را

تصمیم ما بر این است از زندگی بد بیشتر از مرگ بترسیم

 

نظر باینکه گرسنه میمانیم

اگر غارت خودمان را توسط شما تحمل کنیم

تصمیم ما بر این است روشن کنیم که

فقط پنجره هایند که ما را از نان خوب مورد نیازمان جدا می کند.

نظر باینکه  با توپ و تفنگ تهدید می کنید ما را

تصمیم ما بر این است از زندگی بد بیشتر از مرگ بترسیم

 

نظر باینکه آنجا خانه هائی وجود دارند

درحالیکه شما ما را بی سر پناه کرده اید

مصمم گشته ایم در آن خانه ها سکنی گزینیم

زیرا که این سوراخها دیگر شایسته ما نیست

نظر باینکه  با توپ و تفنگ تهدید می کنید ما را

تصمیم ما بر این است از زندگی بد بیشتر از مرگ بترسیم

 

نظر باینکه سوخت فراوان وجود دارد

در حالیکه ما بدون سوخت می لرزیم

نظر به اینکه اکنون آنها گرممان خواهد کرد

تصمیم ما بر این است آنها را مصادره نمائیم

نظر باینکه  با توپ و تفنگ تهدید می کنید ما را

تصمیم ما بر این است از زندگی بد بیشتر از مرگ بترسیم

....

نظر به اینکه ما به وعده های دائمی دولت اطمینانی نداریم

تصمیم ما بر این است اکنون تحت رهبری خویش یک زندگی نوینی بنا کنیم

نظر باینکه شما بجز زبان گلوله به زبان دیگری تکلم نمی کنید

ارزش آنرا را دارد که ما هم اجبارا سر توپها را به سمت شما برگردانیم.“

سپس فیلم کلاسیک و صامت رزمناو پوتمکین ساخته آیزن اشتاین کارگردان شوروی نمایش داده شد که یک ساعت و نیم به طول انجامید.

پس از فیلم، گروه آمریکای لاتین که از سرزمین شیلی می آمد سرودهای انقلابی شیلی بیاد پابلو نرودا، کوبا و آرژانتین در توصیف چه گوارا، بولیوی، سرودهای پیروزی مردم مکزیک بیاد انقلاب پانچوویلا و زاپاتا، ترانه ای از سرزمین نیکاراگوئه ...خواند و نواخت و سفری انقلابی از شمالی ترین سرزمین لاتین به جنوبی ترین آن کرد و همبستگی انقلابی این ملل را در ترانه ها به نمایش گذارد. نیازی به دانستن زبان اسپانیائی نبود ماهیت انقلابی و زیر و بم زیبای ترانه ها شنونده را به وجد می آورد. سخن از غم و درد و شادی مشترک بود.

در خاتمه آیلین گیتار بدست گرفت و به فارسی با “مراببوس“ آغاز کرد. وی از آهنگهای انقلابی مردم شیلی به زبان اسپانیولی، ارمنستان به زبان ارمنی خواند و آنگاه به زبان ارمنی، ترکی، یونانی، ایتالیائی سرود جبهه متحد زحمتکشان را آواز داد:

“و چون انسان انسان است

باید غذا خورد، چاره چیست

سیرش نمی کند، یاوه گوئی

چون یاوه براش غذا نیست

پس چپ، دو، سه، یالا چپ، دو، سه

ای رفیق جای خود بایست

به صف اندر جبهه متحده کارگران، ای کارگر، بایست

و چون انسان،انسان است

نخواهد ضرب چکمه روی سر

نه که برده زیر دست

یا که ارباب روی سر

پس چپ، دو، سه، یالا چپ، دو، سه

ای رفیق جای خود بایست

و چون کارگر کارگر است

آزادیش را کس نخواهد

امر آزادی کارگران

فقط در دست کارگر است

پس چپ، دو، سه، یالا چپ، دو، سه

ای رفیق جای خود بایست

به صف اندر جبهه متحده کارگران، ای کارگر، بایست“

در خاتمه جشن آیلین سرود بزرگ انترناسیونال را سر داد که حضار با وی هم صدا شدند:

“برخیز ای داغ لعنت خورده

دنیای فقر و بندگی

شوریده خاطر ما را برده

به جنگ مرگ و زندگی.

باید از ریشه براندازیم

کهنه جهان جور و بند

وآنگه نوین جهانی سازیم

هیچ بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است

اخرین رزم ما

انترناسیونال است

نجات انسانها

...“ 

پس از پایان برنامه آیلین رفقای حزبی سرود قدرتمند استالینگراد را سر دادند و با این سرود مناسب جشن بزرگ یادبود نودمین سال پیروزی انقلاب اکتبر را پیروزمندانه بپایان رساندند:

“پرچم سرخ پیروز تو

مانده بر جای خود برقرار

پرچم سرخ دنیای نو

شد ز پیکارت استوار

می ستائیم نامت با سرود

نام جاویدت زنده باد

قلب خود چون آتشین گلی

نثارت سازیم استالین گراد

بر در و بام و ایوان تو

نقش جان بازیهایت به جاست

خون فرزندان خاک تو

روی هر برگ گلی پیداست

می ستائیم نامت با سرود

نام جاویدت زنده باد

قلب خود چون آتشین گلی

نثارت سازیم استالین گراد

مردم گیتی از رزم تو

نغمه پیروزی خوانده اند

جان بر کف با عزمی آهنین

دشمن از خاکت رانده اند

می ستائیم نامت با سرود

نام جاویدت زنده باد

قلب خود چون آتشین گلی

 نثارت سازیم استالین گراد“

 

حزب کارایران(توفان)

27 نوامبر 2007 

toufan@toufan.org

www.toufan.org

بازگشت