|
هفتهنامه
آمريكايي "تايم" در گزارشي با طرح اين پرسش كه "آيا شكست
آمريكا در عراق ناگوار خواهد بود؟"، ضمن يك سري استدلالات مينويسد كه
آمريكا بايد سريعا از
عراق خارج شود.
اين هفته نامه روز سه شنبه نوشت: پس از جنگ ويتنام اتفاق و
تغييرات چندان مهمي در قدرت و حضور آمريكا در آسيا نيفتاد،حال بايد در نظر
گرفت كه از اين مسئله
چه درسي ميتوان براي موضوع عراق گرفت.
به نوشته اين هفته نامه ، شرايط كنوني در عراق و شورشها و جنگ
داخلي همگي حكايت از يك اشتباه فاجعه بار آمريكا در اين كشور دارند و به نظر مي
آيد كه هيچ راهي نيز
براي جلوگيري از اين وضعيت متصور نيست.
""اكنون
نه راهبرد جرج بوش با نام "ادامه مسير كنوني" و نه پيشنهاد
دموكراتها مبني بر "خروج زمان بندي شده" شباهتي به موفقيت و پيروزي
نخواهند داشت. هر دوي اين
مسيرها در نهايت كابوس و هرج و مرج عمومي به بار خواهند آورد"".
تايم نوشته است: كنترل مركز عراق به دست تروريستهايي ميافتد
كه با شكست آمريكا جسورتر و جيب هايشان از پول نفت عراق پر شده است.
اين هفته نامه مينويسد:در حالي كه چنين ترسهايي بسيار
حقيقياست ، نميتوان به
۳۰سال عقب تر برنگشت، به روزي كه به نظر ميآمد با شكست آمريكا
در ويتنام و بر
اساس تئوري دومينو، تك تك مهرههاي آمريكا فرو خواهند ريخت و
موقعيت استراتژيك اين كشور در آسيا و جاهاي ديگر نابود خواهد گشت اما تقريبا تمام
كارشناسان سياست خارجي
در اين زمينه اشتباه مي كردند.
تايم خاطر نشان ميكند كه در روز
۲۸آوريل سال
،
۱۹۷۵آخرين مقامات آمريكايي همزمان با ورود نيروهاي ويتنام شمالي به پايتخت ويتنام جنوبي،
سوار بر بالگرد شده و
به سمت خاك آمريكا حركت كردند.اين شكست مفتضحانه ترين شكست
تاريخ آمريكا بود كه پس
از يك دهه جنگ و كشته شدن صدها هزار ويتنامي و آمريكايي و در
حالي كه روساي جمهور آمريكا قول داده بودند كه هرگز چنين نخواهد شد،به بار آمد.
"باور
عمومي در آن زمان اين بود كه اتحاد جماهير شوروي و چين اوج
خواهند گرفت و
متحديني همچون ژاپن و كره جنوبي نسبت به قاطعيت آمريكا ترديد
خواهند كرد و در نتيجه تغيير موضع خواهند داد و ديگر اينكه ويتنام شمالي سراسر
هندوچين را به تصرف در
خواهد آورد.تقريبا هيچكدام از اينها اتفاق نيفتاد".
تايم افزوده است:سه سال بعد قدرت و موقعيت آمريكا در آسيا از
زمان پايان جنگ جهاني دوم به بالاترين حد خود رسيد.از آنجايي كه دوستان و
متحدين ما همچون خود ما
از اوجگيري كمونيسم نگران بودند،همگي در پشت سر ما قرار
گرفتند،آنها دريافتند كه
امنيتشان به حضور و قدرت آمريكا در منطقه بستگي دارد و بدين
ترتيب مهرههاي دومينو هيچكدام سقوط نكردند.
نويسنده تايم پرسيده است كه آيا عواقب شكست در عراق به همان
بدي خواهد بود كه تصور آن ميرود؟ و سپس پاسخ ميدهد:اول از همه بايد متوجه بود
كه جهادگرايان
تروريست عرب را سخت تر از ويتنام شماليها ميتوان كنترل كرد.
"رهبران
هانوي كشوري داراي نظم را اداره كردند كه تنها به منطقه
هندوچين محدود
ميشد.اما با جهادگرايان تروريست عراق نميتوان وارد مذاكره شد
و نفرت آنها سراسر جهان را شامل ميشود و پيروزي در عراق باعث گستاخ تر شدن آنها
خواهد شد".
تايم مينويسد:البته ما چندان هم در كنترل پيروزي آنها حتي در
صورت خروج از
عراق، ناتوان نيستيم.ما متحديني همچون كردها، سعوديها،تركها و
اردنيها و غيره را داريم كه همچون ما از جهاد گرايان ميترسند.
"همچنين
متحدين احتمالي همچون بعثيها و رهبران قبايل سني را داريم كه
هر كدام
به نوعي ميخواهند در منطقه خود رهبري كنند و در ضمن از
جهادگرايان نفرت دارند و از انها ميترسند.با خروج تدريجي آمريكا از عراق،ما و ديگران
ميتوانيم وسيله لازم
براي نابودي تروريستها را در اختيار بعثيها قرار دهيم، به
نظر ميرسد كه با حضور
نظامي كمتر آمريكا، بعثيها كار خود را بهتر انجام خواهند داد".
تايم مينويسد: تمام منطقهاي مدنظر قرار گرفته در صورت آغاز
جنگ در منطقه توسط همسايههاي عراق بيپايه و اساس خواهند بود ولي بايد در نظر
گرفت كه اين همسايگان
از جمله ايران خواهان فرو افتادن در وضعيتي نيستند كه توليد
نفت يعني مهمترين منبع
در آمدشان را به خطر بياندازد و شورشهاي داخلي را براي انها به
ارمغان آورد.
اين هفته نامه نوشته است:واشنگتن قدرت ديپلماتيك لازم براي حل
اين نگراني را دارد كه بايد از همين اكنون شروع به كار كند و ايران را هم در
اين برنامه مدنظر
قرار دهد.
"واضح
است كه اعراب به راحتي تسليم نميشوند و حاضر نخواهند گشت كه
گله وار به
سمتي مشخص هدايت شوند حتي اگر منفعت عمومي اينگونه ديكته كند.
انها ممكن است كه تروريستها را راضي كنند و فقط قيمت نفت را
بالا ببرند اما ما تا زماني كه همه تلاش خود را به كار نبسته و آزمايش نكنيم، نمي
توانيم از اين بابت
اطمينان حاصل كنيم".
تايم مينويسد: بهتر است ما هرچه زودتر اين مسئله را امتحان
كنيم.
گرچه آخرين چيزي كه آمريكاييها خواستار آن هستند پيروزي در
عراق است،اما ممكن است حوادث در نهايت به سوي شكست آمريكا پيش رود و آنگاه ما هيچ
آمادگي براي
رويارويي با آن واقعيت نخواهيم داشت.
"چنين
كابوسي ممكن است از هماكنون و يا از دوسال ديگر با خروج
نيروها از عراق
آغاز شود. سخن گفتن از شكست به معني حمايت از آن نيست بلكه
تلاشي است براي كسب آمادگي در جهت به حداقل رساندن آن".
به نوشته تايم ، در حالي كه دولتمردان كابينه كارتر و فورد همه
تلاش خود را ميكردند تا از فروپاشي پايگاههاي آمريكا در آسيا(مهرههاي
دومينو) پس از شكست در
ويتنام جلوگيري كنند،اين پايگاهها خود براي حفظ امنيت خويش بر
پيكره آمريكا در
منطقه تكيه زدند و آن را تقويت كردند.
تايم مينويسد:البته ممكن است ما در منطقه خليج فارس آنقدر خوش
شانس نباشيم.اما
بطور قطع ادامه مسير كنوني نيز براي ما خوش شانسي به ارمغان
نخواهد آورد. آنچه ما نياز داريم اين است كه جرج بوش ديپلماسي همچنان قدرتمند آمريكا
را براي نابودي
تروريستها در عراق و دستيابي به صلح در ميان كشورهاي منطقه كه
خود از جنگ بيمناكند و كاهش اثرات فاجعه بار شكست و حتي دستيابي به موفقيتهايي در
عراق به كار بندد.
|